باز باید کاوه آهنگری

آگر » رحیم مشایی» انتخاب شود 1

آگر » رحیم مشایی» انتخاب شود 1
قسمت اول
میخواهیم در این مقاله به این سئوال پاسخ بدهییم که اگر نظام و مقام رهبری به هر دلیلی که خودشان تشخیص بدهند و رای بر باقی ماندن گروه انحرافی بشکلی از اشکال بر، سکان های اجرایی قدرت باشد ، عواقب احتمالی چنین تصمیم گیری چه خواهد بود . باقی ماندن گرایشات » احمدی نژادی» در قدرت ، فارغ از اینکه فرد رییس جمهور چقدر با این گرایشات ارتباط تشکیلاتی دارد یا ندارد ، کدام سمتگیری ها را تقویت و کدام جریانات اقتصادی – اجتماعی را تضعیف خواهد کرد ؟ این جریان تا چه حد خطرناک است ؟ زمینه های عینی این خطر درادامه مقاله مطرح خواهد شد. بنظر می رسد وجه همت » مشایی » و فرقه انحرافی ، گسترش همه جانبه تسلط دولت بر اقتصاد کشور باشد .
آیا اقتصاد دولتی کشور ما حاوی نطفه های بالقوه فاشیستی ا ست ؟
پاسخ این نو شته به این سئوال مثبت است و در ادامه نشان خواهیم داد که اگر نهادهای عالیرتبه تصمیمم گیری نظام با حرکت بموقع دخالت آگاهانه نکنند ، وسیر حرکت جامعه به شکلی طبیعی متاثر از خواست انحصارات و مراکز پر قدرت مالی کشور بجلو برود ، جریان انحرافی در قالب مدیران عالیرتبه بنگاههای اقتصادی دولتی و انحصارات مالی بیشترین آمادگی را برای حذف قهر آمیز جریانات رقیب و بی طرف کردن جریانات مردد ، حتی تا دست یازیدن به خشونت های فاشیستی دارند. مراد ما از بکار بردن خشونت فاشیستی دقیقا بیان آن شرایط اجتماعی است که در آن مدافعان سرمایه داری مالی ، خود ، لباس مبارزه با بیعدالتی و دفاع از توده ها را به تن کرده و از خود توده های عدالت طلب نیز برای سرکوب گروههای اجتماعی مخالف خود استفاده می کنند . این خود همان شگفتی بزرگ این پدیده اجتماعی (فاشیزم ) است
. فاشیزم چیست ؟ این تعریف در دانشنامه عمومی به این شکل آمده است .
» فاشیسم و نازیسم اشکال مختلف دیکتاتور ی سرمایه مالی است، بر ضد سایر بخش‌های سرمایه داری و دیگر بخش‌های جامعه نظیر کارگران که در شرایط بحران حاد (اقتصادی) برای حفظ حکومت از به قدرت رسیدن کارگران در جامعه حاکم می‌شود..» (1)
این تعریف که تمامی وبزگیهای یک تعریف مارکسیستی از فاشیزم را دارد ، به سئوالهای زیر پاسخ نمی دهد :
– نقش پر قدرت توده های مردم حمایت کننده ،از نظام های فاشیستی که گاه حتی بخش وسیعی از آنان خود ، کارگران کشورهای آلمان و ایتالیا بودند در استقرار این دیکتاتوری ها چه بوده است ؟ آیا این بخش از مردم ، خود منافع معینی در حمایت از این نظامها داشته اند ؟
– فاشیزم در دوکشور آلمان و ایتالیا توانست سکان قدرت را در دست بگیرد ، نظام سرمایه داری در این دو کشور حاصل رشد کلاسیک بورزوازی مانند سایر کشورهای صنعتی نبود ، در حقیقت نظام سرمایه داری در این دو کشور نه حاصل یک نظام لیبرالی بورژوایی که حاصل انقلاب بورژوایی دستوری و انقلاب از بالا بوده است . بسیاری از محققان رشد رمانتیسیسم و ایده الیزم ریشه دار در آلمان را بی ارتباط با سرخوردگی مردم آلمان از مدرنیته و دنیای مدرن نمی دانند . تعریف فوق از فاشیزم به این مهم اشاره نداشته و برآمد فاشیزم را نتیجه طبیعی نظام بورژوایی می داند . که بیانگر همه واقعیت نیست !
برای اینکه بتوانیم دید روشنتری از مفهوم م انقلاب از بالا داشته باشیم ، می توان گفت رشد سرمایه داری در کشور خودمان بخصوص بعد از انقلاب سفید «محمد رضاشاهی » چنین سیری را طی کرده است . ساختار سرمایه داری در ایران حاصل یک رشد اجتماعی – اقتصادی درونزا نبود که اساسا با توجه به نیازهای انگلستان و بعدا آمریکا به ساختاری که بتواند صادر کننده نفت و وارد کننده محصولات مصرفی از کشورهای پیشرفته صنعتی باشد مهندسی شد و و بر بستر عوامل مساعد داخلی نضج گرفت .
– رشد و تطور سرمایه داری در ایران از یکطرف ، ساختار اقتصادی – اجتماعی و تمامی بافتهای فرهنگی و اخلاقی جامعه را به چالش کشیده و نابود کرد ، بدون اینکه بتواند مانند سیر رشد در کشورهای سرمایه داری ، ساختارهای جدید را به جای هر آنچه که تخریب کرده بود باز سازی کند ، در این سیر رشد ،اقشار و گروههای اجتماعی که به تولید یا تجارت سنتی مشغول هستند ، با سرمایه داری وابسته ای روبرو بودند که تمامی امکانات تولیدی آنان را با دامن زدن به واردات نابود میکرد بدون اینکه برای آنان امکان دخالت فعال در بنگاههای اقتصادی جدید را بدنبال بیاورد . این سیر حرکت ، طبیعت سیر رشد سرمایه داری، در کشورهای پیرامونی نظیر ایران بوده است .
این مسئله بخودی خود ، نوعی سر خوردگی از دنیای مدرن و مدرنیته را را برای اقشار سنتی ( بازار ، کشاورزان خردی که پس از اصلاحان ارضی تکه زمینهایی کوچکی در حد 5 هکتار بدست آورده بودند و امکان کاشت مکانیزه نداشتند ، کار گاههای تولید خرد ابزار و لوازم خانگی ) بوجود آورد ه بود .(2)
سرخوردگی گروههای محافظه کار اجتماعی که سر مایه داری وابسته ایران در زمان رژیم سابق نمی خواست و نمی توانست آنان را جذب کند با توجه به جو انقلابی و وقوع انقلاب اسلامی سمتگیری انقلابی ضدوابستگی با گرایشات تند ضد مدرنیته وکاپیتالیزم یافت ،
همین نارضایتی از دنیای سرمایه داری ، در المان و بخصوص بعد از شکست مفتضحانه این کشور در جنگ اول جهانی که به تحمیل معا هده خفت بار ورسای به آلمان منجر شد ، و با توجه به حاکمیت انحصارات بر اقتصاد آلمان ، در زمینه بحرانهای اقتصادی – اجتماعی ، منجر به رشد و گسترش گرایشات فاشیستی در آلمان شد و حزب نازی که خود خدمتگذار صدیق سرمایه داران بود با شعار های عوامگرایانه از قبیل » هر آلمانی باید صاحب یک فولکس واگن باشد » لباس عدالتخواهی به تن کرد وبا هدف حفظ سود شرکتهای انحصاری به سرکوب سایر اقشار اجتماعی دیگر در آلمان روی آورد و با براه انداختن جنگ جهانی دوم ، جهان و آلمان را به فاجعه ای دردناک کشاند.!! .
با چنین نگرشی است که یکی از فلسفه پژوهان ایرانی( 3) بدرستی اذعان می دارد که تعریف کلاسیک مارکسیستها از فاشیزم ؛ به یک جنبه مهم این پدیده یعنی حضور فعال بخشهای وسیعی از توده های سرخورده از مدرنیته و سرمایه داری ، توجه نکرده و پیدایش فاشیزم را ناشی از رشد لجام گسیخته انحصارات در یک کشور پیشرفته سرمایه داری تعریف می کند . ، البته مارکسیستها که تحت تاثیر «کمینترن» این تعریف را ارائه میدادند در این تعریف عمد داشتند که پیایش نظام شیطانی فاشیزم را نتیجه طبیعی رشد سرمایه داری بدانند . اما ، ما آن تعریفی را از فاشیزم نزدیکتر به حقیقت و بیان کننده وضعیت گروههای انحصارطلب اقتصادی- اجتماعی در کشور خودمان میدانیم که رشد گرایشات فاشیستی را ناشی از مقاومت اقشار محافظه کار در مقابل رشد سرمایه داری صنعتی بعنوان دلیل بنیانی ، بر بستر عواملی مانند بحران اقتصادی –اجتماعی ، حضور توده های خواهان تغییر در میدان و حرص و آز بیشتر انحصارت برای حفظ سود خود ، تعریف می کند
با این مقدمه اکنون به شرایط اجتماعی کشور خودمان نظری دقیقتر می اندازیم .انقلاب اسلامی ایران توانست اقشار مختلف مردم اعم از اقشار مرفه با نگرش مذهبی ، خورده بورزوازی سنتی و طبقات متوسط مدرن را بر علیه حکومت پهلوی که مدافع سیستم سرمایه داری وابسته بودبا هدف تعمیم عدالت اجتماعی جذب کند .
طبیعتا همه اقشاری که جذب انقلاب شدند از استقرار جمهوری اسلامی و عدالت اجتماعی و مخالفت با سر مایه داری .وابسته دید واحدی نداشتند ، مثلا مخالفت اقشار مرفه بازاری با حکومت پهلوی نه بخاطر نبودن عدالت اجتماعی در نظام محمد رضا شاهی که اسا سا به این خاطر بود که در آن نظام ،این اقشارعلیرغم نقش اقتصادی پر رنگ در حوزه صادرات و واردات از نظر سیاسی اقشاری حاشیه ای بحساب می امدند ،هدف بازار از شرکت در انقلاب علاوه بر ارتباطات این اقشار با روحانیت و علاقه به شعائر اسلامی اساسا رفع بی توجهی بود که نظام پهلوی در حوزه اقتصاد و سیاست به این نهاد پر قدرت اجتماعی – اقتصادی می کرد .
بعضی از افراد وگرو ههایی که جذب انقلاب شدند فقط درد شعائر مذهبی داشتند و خواهان جامعه ایی بودند که در آن جامعه ، شعائر ظاهری مذهبی رعایت شود .
تولید کننده گان خردو صاحبان کار گاههای کوچک تولیدی خواهان سهم داشتن بیشتر از بازتوزیع ثروت تولید شده در اقتصاد کشور بودند .توجه اقشار فوق الذکر به مسئله عدالت اجتماعی و حکومت عدل علی ع فقط از سر همراهی با شعارهای انقلاب اسلامی و کلام رهبر انقلاب بود و نه بیشتر .
از طرف دیگر کارگران، کشا ورزان و حاشیه نشینان شهری که کشاورزان سابقی بودند که به خاطر نابود شدن کشاورزی ایران به شهر ها مهاجرت کرده بودند در بر پایی جمهوری اسلامی ، قبل از هر چیز حکومت عدل علی ع را می دیدند . (4 )
در طول سه دهه بعداز انقلاب همانطور که میدانیم ساختار سرمایه داری وابسته در ایران تقریبا دست نخورده باقی مانده است ، گرایش اصلی ساختار اقتصادی در کشور ما هنوز یک اقتصاد واردات محور، با تکیه با دلارهای ناشی از فروش محصولات نفتی وحداکثر گسترش صنایع خودرو سازی مونتاژ است . در چنین ساختاری یک تاجر بازاری، احساس می کند ، به هر آنچه که در انقلاب بدنبال آن بوده است رسیده است چه اینکه امروز بازار با استفاده از ارز با نرخ دولتی خودبخشی از سیستم اقتصادی وابسته را تشکیل می دهد .، بخشهایی از کادرهای انقلاب اسلامی که از خانواده های مرفه مسلمان بودند ، در حال حاضر بخشی از کارمندان عالیرتبه نظام هستند ،و خود را در هیئت مدیران شرکتهای وابسته به دولت یا شرکتهایی که با استفاده از امکانات دولتی یکشبه میلیاردها تومان سرمایه بدست آورده اند ، نشان می دهند . وتقریبا از نتیجه انقلاب راضی هستند . بخشهای از روحانیت ،ازجامعه ای که می توانند در آن احکام شریعت را جاری کنند بسیار راضی هستند . صاحبان کار گاههایی خرد با استفاده ه از وامهای زود بازده ، کسب و کار خود را رونق داده اند و هنوز ضربه بحران بزرگ اقتصادی پیش رو در کشور را حس نکرده اند .
اما قاطعانه می توان گفت که اقشار متوسط مدرن و کارگر و کشاورز و حلبی آباد نشینها ، از هر انچه که در انقلاب بدنبال آن بودند فقط به جمهوری اسلامی رسیدند ، اما از عدالت اجتماعی و سیاسی وعده داده شده در حکومت عدل علی تقریبا خبری نیست ، ( کافی است که به اختلاف طبقاتی و جدول فاسد ترین کشور ها و آمار ناهنجاری های اجتماعی نگاهی بیندازید تا بصحت ادعای ما پی ببرید )
نارضایتی بخشهایی از مردم از سیستم وتنفرشان از سرمایه داری وابسته ، بحران اقتصادی ، گسترش روز افزون فقر و ناهنجاریهای اجتماعی در زمینه تحریمها و تهد یدهای مداوم ایران به مداخله نظامی ، به سرخوردگی بسیاری از توده های مردم از دنیای مدرن و سرمایه داری بطور اعم، دامن میزند .
نکته طنز گونه اینجاست که مجریان ایرانی سیاست های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی که لقب قهرمان خصوصی سازی در ایران را از این مراکز آمریکایی گرفته اند (5 )خود را به عنوان مدافعین توده های مردم و انقلاب جا می زنند و میخواهند برای عدالت پروری با عوامل داخلی سرمایه داری جهانی بجنگند !!. ما در ادامه مقاله نشان خواهیم دادکه این مدعیان مبارزه با سلطه ، خود از عوامل اصلی و بیشترین بهره برندگان از بقای اقتصاد نفتی و سرمایه داری وابسته هستند . و نیروهای اجتماعی که ا ینان کمر به نابودی آنان بسته اند خود کمترین بهره های اقتصادی را از انقلاب برده اند
اما خطر واقعی تر برای جامعه ما هنگامی است که همراه با وجود عوامل فوق ، انحصارات بر اقتصاد کشور حاکم شوند و مدیران بنگاههای اقتصادی – انحصاری جامعه به رهبران سیاسی جامعه تبدیل شده باشند و مهمتراز آن هنگامی است که سردمداران انحصارت و سرمایه های مالی یاران دیروز انقلاب بوده و می توانند به بهانه عدالت گستری ، آرزوهای مردم برای عدالت اجتماعی را به انحراف کشانده و در قربانگاه منافع انحصارات و سرمایه های مالی ایران ، از همین نیروهای بجان آمده برای سرکوب گرایشات رقیب خود بهره بگیرند.
این مقاله اگر بتواند نشان دهد که انحصارت و سرمایه های مالی بر اقتصاد ایران حاکم هستند و متاسفانه مدیران این شرکتها و مراکز ، خود بر آمده از میان محافل انقلابی هستند ، اگر بتوانیم نشان دهیم که بحران جهانی سرمایه داری از یکطرف و بحرانهای ناشی از تحریمها از طرف دیگر موجب افت روز افزون ارزش سهام مراکز مالی و صنعتی در ایران می شود ، اگر اثبات کنیم که سرمایه مالی و انحصاری در ایران برای نجات خود باید بخشهای دیگر اقتصادی در ایران را بیشتر و بیشتر تحت فشار بگذارد واز میدان بدر کند ودر این راه از هیچ گونه ماجراجویی در سیاستهای داخلی و دیپلماسی خارجی تا وقوع فاجعه، هراس نداشته و همه اینها در کنار مردمی که بدنبال عدالت اجتماعی هنوز از پای ننشسته اند و همه نامرادیهای اجتماعی را ناشی از توطئه های خارجیان و نمایندگان داخلی آنان در هیئت دگر اندیشان وگویا لیبرالها می بینند آ نگاه با توجه به تمامی موضوعاتی که در بالا رفت ، حق داریم که در باره وجود نطفه های بر امد یک نظام فاشیستی در نظام سرمایه داری در ایران به همه عاشقان ایران و انقلاب اسلامی هشدار بدهیم . این نوشته در شماره بعدی از عهده اثبات هر آنچه که گفت بر خواهد آمد و این فریاد هشدار آمیز را در معرض نقد همگان خواهد گذاشت .
(1)
http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%D8%A7%D8%B4%DB%8C%D8%B3%D9%85
.(2)
ایران بین دو انقلاب » یرواند آبراهامیان» نشر نی ص 528: زمین در یافتی 1850000 خانوار یعنی بیش از %60 از کشاورزان ، زیر پنج هکتار بود ، یعنی دو هکتار کمتر از حداقل لازم برای گذران زندگی یک خانوار روستایی زمین داشتند . و این علت اصلی عدم شکل گیری یک طبقه دهقان مستقل در پی اصلاحات ارضی در ایران بود .
( 3)
فاشیزم چیست ؟ یدالله موقن
(4 )
ایران بین دو انقلاب » یرواند آبراهامیان» نشر نی ص534
(5 ) http://www.ilna.ir/news/news.cfm?id=23625
«صندوق بیت المللی پول» طی گزارشی رضایت خو درا از برنامه های خصوصی سازی دولت نهم اعلام میکند
«بر اساس آمارهای سازمان خصوصی سازی ايران طی پنج سال گذشته بيش از 589 شرکت دولتی به ارزش 83 ميليارد دلار به بخش خصوصی واگذار شده است. ايران از سال 2008 تا کنون پيشرفت زيادی در زمينه خصوصی سازی شرکت های دولتی داشته است. البته سرعت و روند خصوصی سازی شرکت های دولتی در ايران هنوز کند و آرام است.»

برچسب‌ها: , , , ,

دسته‌بندی شده در: انتخابات ریاست جمهوری 1392, سیاست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: