به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

نگرش “هنری کسینجر” به بحران “اوکراین

نگرش “هنری کسینجر” به بحران “اوکراین “
پایان تئوری دو جهان و دو اردوگاه
نوشته ای که در زیر می آید ، ترجمه ای است از مقاله ای که بنوشته ” هنری کیسنجر ” سیاستمدار کهنه کار آمریکایی و وزیر امور خارجه این کشور در سالهای 1973-1977 ، در روزهای اخیر در ” واشنگتن پست ” منتشر شد .
نگاه واقعبینانه وی در در جای جای این نوشته مشهود است . بر خلاف کسانیکه از راه افتادن دوباره “جنگ سرد” سخن می گویند وی اساسا ” روسیه ” را جزیی از کشورهای سرمایه داری بحساب آورده و خواهان برخورد با این کشور بعنوان یک نیروی خودی می شود . وی بر انست که نباید هر انچه که برای کشیدن روسیه بدرون اردوگاه کشورهای سرمایه داری هزینه شده است را با نقابل بی حاصل فعلی از دست داد . بنظر میرسد این تفکر منطقی است . جنگ سرد میان دو اردوگاه متقابل ” سوسیالیستی ” و ” کاپبتالیستی ” معنی داشت . امروز دو اردوگاه معنی ندارد . آنچه که وجه بین المللی تقابل فعلی را شکل می دهد تضادهایی میان کشورهایی متعلق به سیستم جهانی سرمایه داری است که بخطر موقعیت های مختلف جغرافیایی و تاریخی دارای منافع متفاوت هساتند .
بحران ” اوکراین” چکونه پایان می پذیرد ؟
اینروزها بحث در باره بحران ” اوکراین ” فقط حول محور ” رودر رویی ” درور می زند . اما آیا ما می دانیم که به کجا می رویم ؟ در طول زندگی ام چهار جنگ را دیده ام که همه آنها را با شور و شعف و اقبال عمومی شروع کرده ایم . در تمامی آنها ما نمی دانستیم آن را چگونه به پایان ببریم و در سه مورد از آنها ما بشکل یک جانبه نیروهایمان را عقب کشیدیم . هنر سیاست در چگونه شروع کردن نیست که در چگونه خاتمه دادن به آن است .
مسئله ” اوکراین ” اکنون بشدت به یک زور آزمایی تبدیل شده است و آن اینکه : ” اوکراین به شرق می پیوناا یا به غرب “
اما ، ” اکراین اگر بخواهد بماند و بر پای خود بایستد نباید بعنوان نقطه تقابل هیچکدام از طرفین بر علیه دیگری تبدیل شود که باید بعنوان پلی برای ارتباط بین طرفین ، نقش بازی کند .
روسیه باید این واقعیت را بپذیرد که با توسعه مجدد مرزها و منطقه نفوذ خود و تبدیل کردن ” اوکراین ” به کشوری فرمانبردار ، دوباره خود را محکوم به اجرای سیاستهای یکطرفه که منجر به فشارهای دوجانبه از سوی اروپا و آمریکا به این کشور می شود ، می کند .
غرب نیز باید این واقعیت را بفهمد که “اوکراین ” برای روسیه هیچگاه یک کشور ” بیگانه ” نحواهد بود . تاریخ روسیه با آنچه به آن تاریخ کیف – روس می گویند شروع شده است . دین مردم روسیه از آنجا برخاسته است . برای قرنها ،”اکراین ” بخشی از ” روسیه ” بوده است ” و حتی قبل از آن نیز تاریخ این دو کشور در هم تنیده شده بوده است . جنگ ” پلتاوا ” ( در این جنگ که مدت 21 سال ادامه داشت پطر کبیر توانست شارل دوازدهم را شکست داده و جنوب سوئد را غارت کرد توضیح از مترجم ) در ” اوکراین ” انجام یافت .
ناوگان دریایی روسیه در دریای سیاه که منبع قدرت مدیترانه ای روسیه است بر اساس قرار داد اجاره طولانی مدت در شهر ” سباستوپل ” قرار دارد .
حتی افراد مشهور منتقد مانند ” سولژ نیتسین ” و ” برودسکی ” تاکید د ارند که ” کریمه ” جزئی از تاریخ روسها و لاجرم روسیه است .
” اتحادیه اروپا ” باید بپدیزد که کاعذ بازی ، تاخیر و تبعیت فاکتور های استراتژیک از سیاستهای داخلی از سوی اروپا در مورد میانجیگری و تعیین موضع اروپا در “بحران اکراین ” ، به عنوان تبدیل کردن یک مذاکره و میانجیگری به یک ” بحران ” عمل خواهد کرد . سیاست خارجی ، هنر درک فوریتهای مستقر است .
عامل نهایی در این بحران مردم ” اکراین ” هستند . آنها در کشوری با تاریخی متشکل از عناصر گوناگون و چند زبانی زندگی می کنند . بخش غربی تنها در سال 1939 وقتی که هیتلر و استالین ، غنائم را بین خود تقسیم می کردند به ” شوروی ” پیوست . کریمه که 60% از اهالی آن ” روس تبار ” هستند در سال 1954 توسط ” خروشچف “که خود زاده ” اوکراین ” بود ، بمناسبت 300 سالگی قرارداد مابین روسها و ” قزاقها ” به “اوکراین ” هدیه شد .
منطقه غربی کاتولیک مذهب و منطقه شرقی روسهای ” ارتدکس ” مذهب هستند . شرقی ها به زبان روسی و غربی ها به ” اوکرایینی ” تلفظ می کنند . هر گونه تلاش برای غالب کردن یک بخش بر یخش دیگر همانطوز که نمونه های آنرا داشته ایم محتملا به بر افروخته شدن جنگ داخلی منجر خواهد شد .
تلاش برای دادن هویت تماما غربی به “اکراین ” ، تمامی کوششها برای نزدیک کردن روسیه به غرب و وارد کردن روسیه به یک سیستم بین المللی بخصوص با اروپا را برای دهه ها به عقب خواهد انداخت .
“اکراین ” فقط 23 سال است که مستقل شده است و از قرن 14 تحت شکلی از حاکمیت خارجی بوده است و عجیب نیست که رهبران این کشور حتی فاقد هنر مصالحه هستند و حداقل نمی خواهند آنرا از چشم انداز تاریخی کشور خود فرا گیرند .
رهبران بعد ار استقلال ” اکراین ” نشان داده اند که ریشه مشکلات کشور در پس این واقعیت خوابیده است که سردمداران قدرت چه از سوی غربگراها و چه شرق گراها همیشه سعی کرده اند که اراده سیاسی خود را بر جمعیت ” نافرمان ” مخالف خود تحمیل کنند . این است ماهیت بحران میان ” ویکتور یانو کویچ ” و رقیب سیاسی وی ” یولیا تیمو شنکو ” . آنها دو بال قدرت در “اوکراین ” هستند و حاضر به تقسیم قدرت نیستند .
سیاست عاقلانه امریکایی باید در پی ترغیب و جستجوی راهی برای همکاری میان دو گرایش باشد و نه غالب کردن یک بخش بر بخش دیگر .
” غرب” و ” روسیه ” ، و تمامی گرایشهای مختلف موجود در ” اوکراین ” نه تنها بر مبنای چنین اصلی عمل نکرده اند که هر کدام بنوبه خود وضع را بدتر کرده اند . روسیه قادر نخواهد بود راه حلی نظامی را تحمیل کرده ، خود را ایزوله کند وقتی بسیاری از مرزهایش با اروپا وضعیت متزلزلی دارند . غرب نمی تواند نادیده گرفتن ” پوتین ” را بعنوان یک سیاست بر گزیند ، این خود بهانه ای ناموجه برای ندیدن واقعیت است .
” پوتین ” باید به این واقعیت تن دهد که علیرغم اعتراض های وی به برخورد های ناعادلانه ، در پیش گرفتن راه حل نظامی ، خود آعاز کننده جنگ سرد دیگری است . آمریکا نیز این رویه را که گویا می خواهد ” پوتین ” ، سرکش و متمرد را وادار به پذیرش قواعد دیکته شده از سوی واشنگتن وادارد بپرهیزد .تاریخ روسیه را در نظر گرفته ،” پوتین ” ، استراتژ ی جدی است .
اگر دریافت و فهم ارزشها و روانشناسی آمریکایی ها ، جامه مناسبی به تن ” پوتین ” نیست ، اما فهم تاریخ و روانشناسی روسها ، نقطه قوت سیاست مداران آمریکا بوده است
طرفین باید بسوی بررسی نتایج و نه دامن زدن به رقابتها بپردازند . آنچه در زیر می آید پیشنهادات من برای راه حلهایی دمساز با منافع امنیتی و ارزشهای همه طرفین درگیر است .
1- “اوکراین ” حق دارد طرفین تجاری خود منجمله اروپارا خود آزادانه انتخاب کند .
2-” اوکراین ” نباید به ناتو بپیوندد. این موضعی است که من 7 سال پیش برروی آن تاکید کردم .
3-“اوکراین ” باید حق داشته باشد دولتی مطابق با خواست مردم خود بوجود بیاورد . در چنین صورتی ، رهبران عاقل ” اوکراین ” باید سیاستی مبتنی بر منافع همه طرفین درگیر در جامعه را در پیش گیرند . ” اوکراین ” از نظر بین المللی باید دارای وضعیتی مانند ” فنلاند ” باشد ، وضعیتی که بدون شک استقلال این کشور را تضمین و در همکاری باغرب آزاد می گذارد اما این کشور دقت دارد که در هیچ سازمان ضد ” روسیه ” شرکت نداشته باشد .
4- روسیه باید بداند با توجه به قواعد بین المللی امروز ، این کشور نمی تواند ” کریمه” را به خود الحاق کند ، اما این منطقه باید ضمن ماندن در چهار چوب ” اوکراین ” ، وضعیت وابسته کمتری نسبت به آن داشته باشد . برای رسیدن به چنین خلاصه ای ، ” روسیه ” باید ، تمامیت ارضی ” اوکراین ” و حاکمیت این کشور را بر “کریمه” بپذیرد . ” اوکراین ” نیز باید مقامات خودمختار ” کریمه ” را در بر گزاری انتخابات تحت نظر ناظرین بین المللی حمایت کند . همه این ها باید با اعلام بدون ابهام حق باقی ماندن ناوگان دریایی روسیه در دریای سیاه و در ” سواستوپل “باشد .
موارد فوق الذکر اصولی کلی و نه موارد اجرایی هستند . کسانیکه که با آن منظقه آشنایی دارند می دانند که همه موارد پیشنهادی من به مذاق همه طرفین درگیر خوش نمی آید . این راه حلها رضایت کامل ببار نمی آورند اما آنچه که به بار می آوزند یک ” عدم رضایت متوازن ” است .
اگر راه حلهایی بر اساس موارد فوق یا پیشنهاداتی شبیه به اینها ، قابل دسترس نباشد ، ریزش بهمن تقابل بر سر همگان ، تسریع خواهد شدو در ان صورت ریزش این بهمن بر سر مان چندان دور از انتظار نیست .
(1)
http://www.washingtonpost.com/opinions/henry-kissinger-to-settle-the-ukraine-crisis-start-at-the-end/2014/03/05/46dad868-a496-11e3-8466-d34c451760b9_story.html
یولی تیمو شنکو, بحران اوکراین, شبه جزیره کریمه, کیسینجر How the Ukraine crisis ends

Tagged as: , , , , , , ,

Leave a Reply

Start here

%d bloggers like this: