باز باید کاوه آهنگری

آنچه باید از کمونیستها و مردم شجاع روس آموخت .

در بزرگداشت سالروز پیروزی ارتش متفقین بر آلما ن هیتلری

با کلیک کردن بر روی تصویر می توانید  رزه با شکوه درمیدان سرخ مسکو را ببینید .

با کلیک کردن بر روی تصویر می توانید رزه با شکوه درمیدان سرخ مسکو را ببینید .

روز نهم ماه مه در تقویم تاریخ بعنوان پیروزی ارتش کشورهای متفقین متشکل از نیروهای

اصلی این اتحاد ، یعنی شوروی ، آمریکا و انگلستان بر نیروهای اهریمنی آلمان هیتلری و درهم شکستن «نازیسم»، ثبت شده است .
بحث این نوشته نه در باره چند و چون و چگونگی و دلایل شروع جنگ جهانی دوم است . همچنین قصد ندارم در این مقاله به ارزیابی اهمیت و ارزشگذاری نقش هر یک از نیروهای شرکت کننده در این پیروزی یعنی لیبرال دمکراسی و سوسیالیزم بر دیو فاشیسم بپردازم که تاریخ نگاران در این باره بسیار نوشته اند و علاقمندان به تحقیق در این باره می توانند انبوه اسناد و کتابها و نوشته ها در این موضوع را براحتی در کتابخانه ها و مراکز اسناد تاریخی بیابند .
سه کشور اصلی تشکیل دهنده جبهه نبرد در مقابل » فاشیسم هیتلری» ، اتحاد جماهیر شوروی ، آمریکا و انگلستان بودند البته کشورهایی مانند فرانسه ، لهستان ، بلژیک ، هلند ، استرلیا ، کانادا ، نروژ و یو گسلاوی نیز هر کدام بفراخور حال خود در این نبرد پیروزمند شرکت داشتند بخصوص که کشور لهستان توانست با نیرویی بالغ بر 225000 نظامی در این نبرد سرنوشت ساز شرکت فعال داشته باشد . در عین حال کشورهایی که توسط کشورهای معروف به نیروهای محور اشغال شده بودند متشکل ازفرانسه ، بلژیک ، یونان ، لوکزامبورگ ، هلند ، نروژ ، لهستان و یوگسلاوی نیز با سازماندهی نیروهای مقاومت و گروههای پر تحرک پارتیزانی نقش بسزایی در مبارزه با نیروهای فاشیستی داشتند .
البته حضور آمریکا و انگلستان در جنگ و کمکهای بی شائبه این دو کشور به ارتش اتحاد جماهیر شوروی نقشی تعیین کننده در رقم زدن سرنوشت جنگ داشت ، البته که همکاری دو اردوگاه معروف به اردوگاه سوسیالیستی و اردوگاه کشورهای پیشرفته صنعتی بر علیه آلمان فاشیستی در فضای پر سوئ ظن تقابل دو اردو گاه ، امری بسیار پیچیده و مشکل بود که با حضور سیاستمداران توانایی چون چرچیل و روزولت در انگلستان و آمریکا و «ژوزف استالین » در شوروی همکاری این دو اردوگاه جامه عمل به خود پوشید .
علیرغم اینکه هر کدام از رهبران فوق الذکر ابتدائا سعی کردند به تنهایی به پیمان صلح جداگانه با » هیتلر دست یافته و خود را از معرکه جنگی هولناک و خونین بر کنار نگه دارند اما ددخویی وتوسعه طلبی «نازی » ها به حدی بود که اجازه نمیداد که هیچ کشوری از شر آن مصون بماند و این خود سببی شد که یکی از قوی و پیچیده ترین ترین اتحادهای سیاسی – نظامی در سراسر تاریخ میان کشورهایی با نظامهای سیاسی بشدت متضاد ، شکل گرفته و نهایتا طومار حکومت ترور و وحشت هیتلر را درهم پیچیده و ارتش آلمان را در 8 ماه مه 1945 وادار به پذیرش شکست قطعی نموده و هیتلر نیز در یکی از پناهگا ههای نظامی دست به خود کشی بزند .
نباید فراموش کرد که نه مردم آمریکا و نه انگلستان ، هیچکدام و در حد و اندازه مردم اتحاد جماهیر شوروی بطور مستقیم در این جنگ درگیر نشدند . که اساسا جنگ در این کشورها نبردی نظامی بود و ارتش های آنان در سرزمینهایی بسیار دورتر از وطن خود را سربازان جبهه مقابل درگیر بودند . در حالیکه مردم آمریکا از هزاران کیلومتر دورترنظاره گر جنگ بودند ،مردم شوروی در هر کوچه و خیابان شهرهای کشور شوروی ، مینسک و خارکف . کیف و دروازه های لنینگراد شاهد اعمال وحشیانه سربازان خونخوار جبهه فاشیستی بودند و اگر نبود شجاعت تاریخی مردم روس و نظم آهنین کمونیست حزب حاکم بر شوروی ، می رفت تا سرنوشت جهان خسته از جنگ اول به نفع انحاد کشورهای متحد فاشیزم رقم بخورد . در عین حال فضای انقلابی حاکم بر این کشور که عموما همراه باخود فضایی مملو از اشتراک همگانی در فعالیت های اجتماعی را به همراه می آورد و کم بودن فاصله طبقاتی در نظام سیاسی حاکم بر کشور همه و همه در بوجود آوردن فضای تفاهم و همکاری اجتماعی نقش اساسی داشتند ..
حزب جاکم بر کشورشوروی در عین دست زدن به تصفیه های وحشتناک از میان منتقدان سیاسی خود در عین حال چنان در مورد بوجود آوردن تفاهم و همیاری اجتماعی منعطف بود که وقتی رهبری کلیسای ارتدکسی کشور در بحبوحه محاصره لنینگراد از استالین درخواست کرد که باید شمایل حضرت عیسی بر فراز شهر چرخانده شود تا شهر از سقوط حتمی نجات یابد ، استالین این ماتریالیست آهنین بسرعت هواپیمایی با امکانات لازمه در اختیار کلیسا گذاشت تا شمایل مخصوص و مورد نظر کلیسا بر فراز شهر چرخانده شود .
قهرمانی ارتشهای آمریکا و انگلستان و بخصوص ارتش لهستان و پارتیزان های کشورهای فرانسه و هلند و یونان و اسپانیا ، اعجاب انگیز و خیره کننده بوده است اما آنچه که به نبرد و مقاومت مردم شوروی لقب با مسمای » جنگ کبیرمیهنی » می دهد رستاخیر مردم کشوری متشکل از صدها ملیت و قوم و مذهب و حنی جمهوری های فدراتیو است .

قزاقها بعنوان ملتی غیر روس در زنده نگنداشتن یاد این پیروزی فعالانه شرکت داشته اند
قزاقها بعنوان ملتی غیر روس در زنده نگنداشتن یاد این پیروزی فعالانه شرکت داشته اند

اگربه آمار امکانات نظامی شوروی و آلمان در ابتدای نبرد نگاهی بیاندازیم و اگر بخواهین با دیدی تکنیکی به موضوع نگاه کرده و تحلیل کنیم متوجه می شویم که در روزهای ابتدای جنگ پیش بینی شکست شوروی در مقابل آلمان ، کار دشواری نبوده است .
در 22 ژوئن 1941 ، ارتش هیتلری در جبهه ای به وسعت 4500 کیلومتر در قالب ارتش شمال ، مرکز و شرق به شوروی حمله کرد ، این ارتش متشکل از سه میلیون سرباز آلمانی ، 67 هزار سرباز نروژی 50 هزار سرباز فنلاندی و 150 هزار نیروی رومانیایی ، بود . آلمان در این حمله 3350 تانک ، 7180توپ ، 600 هزار خود رو . 625 هزار اسب را به میدان فرستاد ه و 2770 هواپیما به این حمله اختصاص داد .(1)
اما در مقابل شوروی در این زمان دارای دومیلیون و هفتصدهزارسرباز ، 24000هزار تانک و تعداد بیشتری هواپیما نسبت به هواپیماهای نیروی هوایی آلمان داشت ،که بیانگر اینست که تعداد هواپیماها و تانک های شوروی نسبیت به آلمان بیشتر بود اما تانکها وهواپیماهای روسی در مقایسه با امکانات مشابه آلمانی دارای تکنیک قدیمی تر بودند مثلا سرعت متوسط پیشرفته ترین هواپیماهای شوروی یعنی جنگندهای » چایکا » ، 266 مایل در ساعت در حالیکه سرعت جنگنده های مسر اشمیت آلمانی 399 مایل در ساعت بود . شوروی با توجه با غافلگیری اش در روزهای اول جنگ تعدا 1200 هواپیمای خود را بر روی زمین از دست داد .که منجر به برتری هوایی آلمان در ابتدای نبرد شد که نتیجه آن انهدام این تعداد هواپیما حمله نیروی هوایی آلمان به فرودگا هها ، ابستگاهها و خطوط راه آهن ، انبارهای مهمات ، مخازن سوخت و…. . شد که موجب وارد آمدن خسارات فراوان به شوروی شد.(2)
از طرف دیگر در روسیه جنگ قدرت در هرم و راس نیروی سیاسی کشور در جریان بود ، بسیاری از نیروهای زبده نظامی توسط » استالین از میان برداشته شده و یا از کار بیکار شده بودند . که این خود ، نیز به عاملی منفی در تقابل مردم روسیه با تجاوز آلمان هیتلری تبدیل شده بود .
در همان اولین هفته های جنگ یهنی تا سوم ژوئیه مینسک سقوط کرد ، ارتش شمال آلمان 290کیلومتر ، ارتشهای مرکز 450 کیلومتر ، و گروه ارتشهای جنوب آلمان تا 193 کیلومتر در خاک شوروی ، پیشروی کردند(3). در 10 ژوئیه و در نوزدهمین روز جنگ از رود دنیپر گذشته و توانستند بسرعت «اسمولنسک » را که تنها 400 کیلومتر با » مسکو » فاصله داشت را تصرف کنند . شوروی در همان 5 ماه اول جنگ سرزمین هایی به وسعت یک میلیون پانصد هزار کیلونتر مربع از خاک خود را از دست داه بود .
نیروی هوایی آلمان در 22 زوئیه توانست مسکو را بمباران کند .لشکر ششم زرهی المان توانست ظرف سه هفته 800 کیلومتر را طی کرده و خود را به » لنینگراد » برساند .. در ماه سپتامبر » کیف » سقوط کرد و بعد از آن شهر » خارکف » که بعد از » مسکو » و » لنینگراد » از مهمترین شهرهای شوروی بود سقوط کرده و در این مدت مجموعا 600 هزار سرباز ارتش شوروی اسیر شدند .(4)
در اين جنگ خانمان‌سوز، 36 ميليون شهروند شوروی در اسارتگاه‌ها، بازداشتگاه‌ها و در ميدان نبرد کشته شدند ، 1710 شهر بزرگ و کوچک و 700هزار روستا در اتحاد شوروی ويران گرديده و در نتيجه 25ميليون نفر بی‌خانمان شدند.

نیروهای هيتلری 32هزار مؤسسه صنعتی و 6500 کيلومتر راه‌آهن را نابود کردند و به غارت 65 هزار کالخوز، 1876 ساوخوز و 2890 ايستگاه ماشين و تراکتور دست زدند. خسارات مالی اتحاد شوری به قيمت‌های قبل از جنگ به بيش از 679 ميليارد روبل بالغ گرديد(5)

تنها در 5 دسامبر بود که ارتش شوروی توانست ابتکار عمل را از دست نازی ها خارج کرده و آنان را از همه جبهه ها تا فاصله 150-250 کیلومتر از مواضع اولیه اشان به عقب براند . کمکهای انگلستان به شوروی تنها از ماه سپتامبر شروع شد (6)و در ابتدای حمله آلمان به شوروی ، سناتور هری ترومن در نطقی گفت که » امیدوارم آلمان ها و روسها تا می توانند یکدیگر را بکشند)(5)
» و تنها در ماه های پایانی سال 1941 پرزیدنت «روزولت » شروع به ارسال کمک به «اتحاد جماهیر شوروی» کرد .
نیروهای شوروی، در 19 نوامبر 1942، در منطقه استالینگراد دست به حمله زدند و 270 هزار سرباز آلمانی را محاصره کردند. نبرد استالینگراد در دوم فوریه 1943 پایان یافت. روسها 91 هزار آلمانی از جمله یک فیلد مارشال، 23 ژنرال و 2.500 افسر دیگر را به اسارت گرفتند. نیروهای آلمانی برای این که در قفقاز محاصره نشوند به سرعت از قفقاز عقب نشینی کردند. بدینسان، رویای هیتلر برای دستیابی به معادن نفت قفقاز به کابوسی وحشتناک تبدیل شد.
بسیاری از کشورها و حتی تمدنهای بزرگ درست در چنین شرایطی شکست خورده و از صحنه تاثیر گذاری بر حوادث تاریخی حذف شده اند .نمونه زنده چنین مثلی کشور خود ما ایران است که مقابل حمله اسکندر مقدونی , در مقابل حمله اعراب و مغولان بیابانگرد در مقابل حمله اشرف افغان ، ذر جنگ با روسیه ، بطور کامل تسلیم و تا مرز نابودی پیشرفته است . کشور ما حتی در جنگ جهانی دوم و در چنان روزهای سرنوشت سازی نه تنها از تاثیر گذاری بر آن حادثه مهم تاریخی بازماند که ابتدائا میل به دفاع از فاشیزم داشت و نهایتا به وضع مفتضحا نه ای به اشغال در آمده و » رضا شاه » با آن خفت مجبور به خروج از کشور می شود که جای بحث ان در این نوشته نیست .
چه عاملی توانست روسیه و شوروی را با آن وضعیتی که شرحش در بالا آمد از سقوط حتمی نجات دهد؟، کدام عامل روسیه را از چنان وضعیتی به فاتح برلین و «ژنرال ژوکف » را مستحق دریافت لقب » انسان طراز نوین » کرد » » چرا مردم شوروی حق دارند که به آنان لقب » خلق قهرمان » داده شود .
جز اینستکه جدا از کمکهای کشور های متفق به ارتش و مردم شوروی که نقشی تعیین کننده در شکست ارتش هیتلری داشت ، عاملی داخلی ، باعث پیروزی انسانیت و ترقی خواهی بر نیروهای اهریمنی و ارتجاعی فاشیستی شد ؟ مردم شوروی صاحب کدام خصیصه بوده اند و هستند که تا امروز هم نشان قهرمانی زیبنده آنان است ؟
من خود دو عامل اساسی از میان دهها عامل مختلف رادر خلق این حماسه موثر می دانم . اول اینکه مردم روسیه که آنروز نقش تعیین کننده ای در تعیین سیاستهای فرهنگی ، نظامی و اجتماعی کشور شوروی داشتند مردمی بسیار شجاع و دلاورو فداکار هستند . این شجاعت و دلاوری را دردفاع در مقابل حمله های مختلفی که به این سرزمین شده و در طول تاریخ شاهد بوده ایم .
در جنگ حهانی دوم شجاعت ، دلاوری و از خود گذشتگی مردم که خود را در ظاهر شدن افسران و سربازان بیباک و متهورارتش سرخ نشان داد نقش اساسی در نجات کشور و بشریت از چنگال فاشیزم داشت .
این خصیصه مردم روس و شوروی ، توانسته بود ، در ایجاد فرهنگی دوران ساز نقش موثر بازی کرده و روشنفکرانی را تربیت کند که سر سپرده منافع مردم خود ، فداکار ، متهور و شجاع در حد اعلای کلمه باشند . حزب کمونیست اتحاد جماهیر شوروی ، نمونه بارز فرهنگ سر سپردگی به منافع مردم خود بود . اعضا ، کادرها و رهبران این حزب بخوبی توانسته بودند تمامی این خصیصه های مثبت فرهنک مردم خود را در خود بپرورانند . کمونیستها ی حزب کمونیست بالشویک تا به امروز به نمونه هایی از نظم و انضباط ، فداکاری ، شجاعت و صداقت در راه دفاع از آرمانهای ملی کشور خود تبدیل شده اند .
مردم شوروی و حرب کمونیست نمونه ای مثال زدنی از شجا عت و دلاوری را در پهنه ای بوسعت سرزمین پهناور شوروی آنروز از خود به نمایش گذاشتند و نهراسیدند و شکوهی جاودانی خلق کردند . و این درست همان نکته ای است که این نوشته برای اشاره به ان نوشته شده است .
البته هر ملتی دارای جنبه های مثبت و منفی بسیاری هست و مردم روس یا ما ایرانیان نیز از این قاعده مستثنی نیستیم . حال به کشور خود بازگریدم
امروز سیاستمدارانی متملق رهبر ، رهبری خودکامه و بدون توجه به فاصله طبقاتی و نابرابری موجود در جامعه ، نمایندگانی اختلاس گر و بی اعتنا به درد و رنج هموطنان خود و مناسب بیت
خوابند فقیران و خرابند وزیران بردند بسرقت همه سیم و زر ایران
بر کشور ما حاکم هستند . آیا با چنین شرایطی ، مردم ما و سیاستمداران حاکم می توانیم در نجات کشورمان از نابرابری و ناهنجاری های اجتماعی و فقر وفسادی که دامنگیر راسر جامعه شده است گام از گام برداریم ؟
البته همین دولتمردان نالایق نمونه زنده فرهنگ خود ما ایرانیان هستند ؟اما باید توجه داشت که دولتمردان حاکم بر ایران نیز هم شجاعت بر خورد با این جنبه های منفی فرهنگی را نداشته و و آمده اند که مانند حاکمان سابق ، کلاهی از این نمدبرای خود ساخته ومنافع حقیرفردی خود را بر آوردهو نهایتا براه خود روند .

سایت سراسری شبکه یک روسیه دیروز تماما به رنگ دوران اتحاد جماهیر شوروی در آمد

سایت سراسری شبکه یک روسیه دیروز تماما به رنگ دوران اتحاد جماهیر شوروی در آمد

ما مردم ایران از روسها ، کمونیستهای روس و خلق های سرزمین پهناور شوروی آنروز باید شجاعت ، تهور ، دلاوری ، سر سپردگی به منافع کشور خود را بیاموزیم . ما ایرانیان تا نتوانیم در راه دفاع از کشورمان فداکاری کنیم ، تا وقتیکه سیاستمداران حاکم بر کشورمان و ما مردم نیز منافع کشور را به راحتی فدای منافع حقیر و کوچک خودمان ، طبقه امان و یا جریان سیاسی ای که به آن وابسته ایم می کنیم نخواهیم توانست در نجات کشورمان از شرایطی که به آن دچار آمده است حرکت کنیم .
امروز در نهم ماه مه و سالروز پیروزی متفقین بر المان هیتلری ، در میدان سرخ مسکو رژه ای باشرکت . بیش از 16 هزار نظامی، 194 ماشین نظامی زمینی و 143 هواپیما و بالگرد
برگزار شد . یک نکته آموختنی دیگر برای ما ایرانیان در این رژه قابل مشاهده بود . در پرچم هایی که واحدهای نظامی و مردم در دست داشتند در کنار پرچم فدراسیون روسیه ، پرچم سرخ داس و چکش اتحاد جماهیر شوروی نیز بچشم می خورد . گوینده و مطبوعات روسیه از این پرچم با نام پرچمی باشکوه افسانه ای ، تاریخی و دوران ساز یاد کردند . دولتمردان فعلی روس از ضد کمونیست ترین حاکمانی هستند که روسیه تا کنون به خود دیده است ، اما چرا این دولتمردان از نظام سیاسی ای که خود آن را بزیر کشانده اند چنین به نیکی یاد می کنند و در نقد آن جنبه انصاف نگه می دارند ؟ مگر بوجود آمدن فرهنگ ملی جز از این راه بدست می اید .

دولتمردان فعلی روسیه  علیرغم اینکه با کمونیسم و ایده های آن میانهای ندارند هنوز از حرب کمونیست بالشویک و نشانهای آن با احترام عمیق یاد می کنند
دولتمردان فعلی روسیه علیرغم اینکه با کمونیسم و ایده های آن میانهای ندارند هنوز از حرب کمونیست بالشویک و نشانهای آن با احترام عمیق یاد می کنند

چرا در کشور ما هر نظام سیاسی ای که بر سر کار آمده است نه تنها همه نشانهای تاریخی مربوط به نظامهای سیاسی ماقبل خود را نابود کرده است که حتی تمامی تجارب سیاسی و اجتماعی مربوط به آنان را نیز نادیده گرفته است و به آنان لقب خیانت کارو ….داده است و با عوض شدن هر حکومتی در کشورمان ، حاکمین جدید ، به خرج ملت ، خواسته اند همه چیز را از نو بسازند و همیشه هم ناموفق بوده اند !!!. بیاد آورید برخوردهایی که مثلا قاجاریه با آثار بجای مانده از سلسله ماقبل خود کردو » رضا شاه » با قاجاریه و نهایتا عوامل حزب الله که چکش و تبر به جان آثار تاریخی کشور اقتادند و آن شیخک مجنون » خلخالی » که با وقاحت تمام می خواست آرامگاه » رضا شاه » را تبدیل به …… کند .. آیا ما ایرانیان هیچگاه تبدیل به ملت بزرگی خواهیم شد ؟؟؟؟!!! .
بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند . فروغ فرخزاد آن بانوی بزرگ ادب ایران جمله زیبایی دارد که » هیچ صیادی در جوی حقیری که به گودالی می ریزد مرواریدی صید نخواهد کرد » . ایرانیان باید دریا دل باشند و برای صید مروارید عزت و شرف ایرانی به اعماق فرهنگ خود نظر بیندازند . این مهم ،مسئله ای اجتماعی است اما ریشه در سیاست دارد و راه حل خود را نیز در سیاست خواهد یافت . اما یک مسئله قطعی است و آن اینکه حاکمان فعلی که نمونه بارز صفت های سخیف ما ایرانیان در بی اعتنایی به منافع عمومی کشور هستند از عهده رستاخیز انسان ایرانی بر نخواهند آمد .

(1)
Gromyko, Andrei, Memories (London: Hutchinson Press 1989) p.43., as quoted in Broken Anglo-American Promises to Russia in World War II
(2)
2. Earl F. Ziemke and Magna E. Bauer. MOSCOW TO STALINGRAD : DECISION IN THE EAST, P.
Ibid., p. 11

(3)
Earl F. Ziemke, p. 28
(4)
MILITARY IMPROVISATIONS During the RUSSIAN CAMPAIGN, Center of Military History, United States Army, Washington, D.C., p. 3.
(5)
Albert L. Weeks, Rusia’s Life Saver; lend-lease aid to the U.S.S.R in World War II, p.

برچسب‌ها:

دسته‌بندی شده در: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, مقالات و نوشته های ژئو پولیتیک ایران ، خاور میانه ، زوسیه و ایران, سیاست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: