باز باید کاوه آهنگری

غرب با جمهوری اسلامی به توافق رسید . توافقهای بعدی با دیگر بنیادگرایان نیز در راه است.

images

تحلیل سیاسی – تاریخی از توافقنامه وین 

متن خلاصه شده 

برای شنیدن اینجا را کلیک کنید 

برای خواندن متن کامل اینجا را کلیک کنید 

اگر توافق اخیر میان جمهوری اسلامی و آمریکا واروپا را از منظری تاریخی مورد بررسی قرار دهیم می توان با احتیاط جملات زیر را توصیفی تقریبی ازآنچه دراین توافقنامه مطرح شد دانست:

ورقی دیگراز کتاب قطور جنگ تمدنها ورق خورد و جمهوری اسلامی بعنوان نماینده ای از فرهنگ اسلامی – شیعی در مقابل تمدن اروپایی دست تسلیم بالا برد و با روی نیاز برای باز سازی و بهسازی صنایع و تکنیک خود و سرمایه گذاری مالی آنهایی که حتی تا کنون به آنان لقب شیطان و دشمن می دهد روی آورد .
می خواهم بگویم سیاستمداران آمریکا و اروپا بعنوان دیپلمات هایی برجسته و هوشمند ، به دست آوردهای جمهوری اسلامی از این توافق واقف هستند ، آنها می دانند که چرخه غنی سازی در ایران تکمیل شده است و نظام ، آگاهانه و فقط تحت مشکلات اقتصادی و انزوای سیاسی در استانه تولید بمب اتمی متوقف شده است، آنها می دانند که عمر دولت اعتدال ، کوتاه است و باز و حتی همین الان جناح اصولگرا با مایه هایی از تفکرات ضد امپریالیستی است که بر ایران حکم می راند ، آنها می دانند که نه تنها ،سرکوب اپوزیسیون که سرکوب هر نوع فعالییت مدنی و صنفی در ایران شدت خواهد یافت ، غرب می داند که نظام به حمایت خود ار حماس و حز ب الله و حوثی ها ادامه خواهد داد و ادعاهای » خامنه ای » در این باره توخالی نیست ، » اوباما می داند که جمهوری اسلامی در پی ایجاد اشکال و اختلال در ادامه حضور » آمریکا » در منطقه است . غرب همه این ها را می داند ولی باز هم با ملایان تهران به توافقی تاریخی می رسد و اوباما این توافق را بعنوان یکی از پیروزی های دیپلماتیک خود قلمداد می کند . آیا می توان گفت که غرب در مقابل ج.ا . به یک عقب نشینی تاریخی دست زده است ؟ ایا این یک تاکتیک است؟ .
بنظر می رسد امتیازاتی که در این توافقنامه به جمهوری اسلامی داده شده است ، اساسا به این خاطر است که غرب به این نتیجه رسیده است که نظام جمهوری اسلامی بعنوان نظامی سیاسی خوش خیالانه اما با شک و تردید ، خواهان اتحادو همکاری دراز مدت باغرب است و با پای خود به همان مسلخی آمده است که قذافی و صدام در آن پای نهادند . اگر شکار با پای خودش بسوی کمین بیاید ، کدام شکارچی را سراغ دارید که این فرصت را از دست دهد ؟
در ادامه نوشته توضیح خواهم دادکه آمریکا و اروپا هیچگاه با ادامه حیات پدیده ای بنام جمهوری اسلامی موافق نیستند و بنا بر شرایط معینی به آن امتیازاتی داده اند تا از منافعی که در دوره تاریخی معینی از این نوع نظامها متصور است ، بهره مند شده و امید دارند نهایتا یا مانند قذافی تکلیف انها بدست توده های خشمگین روشن خواهد شد و یا مانند عراق با دخالت باصطلاح بشر دوستانه تکلیف آن را روشن کنند
بنظر می رسد باید بتوانیم با موضوع بهبود رابطه آمریکا با جمهوری اسلامی بعنوان موضوعی تاریخی بر خورد کنیم . یعنی اینکه این مذاکرات ، تحریم ها ، تعاملات ، مبارزه جویی ها بر علیه یکدیگر ، در محور شرارت دانستن ایران ، گروگان گیری سفارت آمریکا در تهران و همه این چنین حوادثی نتیجه کدام حادثه تاریخی ماقبل خود بوده و به سوی کدام حادثه و واقعه تاریخی رفته و منجر خواهد شد؟
دوران سپری شده نظامهای شبه مدرن با گرایش سکولار

من بر انم که آنچه در خاور میانه امروز می گذرد و شروع آن را می توان باانقلاب 1357 در ایران دانست دوران جدیدی است که می توان آنرا دوران سپری شدن عمر دولت و نظامهای شبه مدرن با گرایش سکولار ، غربگرا . یا حتی با گرایش چپ ، نام نهاد . نظامهای سیاسی شبه مدرن نظام هایی بودند که ضمن هماهنگی با کشورهای پیشرفته صنعتی واجرای طرحهای این کشور ها در سرزمین خود در عین حال دارای نهاد های انتخابات و پارلمان و ویژگی های بسیار سطحی دولت های مدرن اروپایی بودند . این نظامها که عموما نخبگان سیاسی یا نظامی مانند رضا شاه در ایران یا آتاتورک در ترکیه ، و بعدها ، قذافی و سادات و اسد در لیبی و مصر و سوریه ، بومدین در الجزایر ، پایه گذاران آن بودند و توانستند پیشرفتهایی نسبی در مدرن کردن جوامع خود از بالا و آن هم بشکل دستوری بدست آورند ، دولت و زبان واحد ، بوروکراسی و بازار ملی در سالهای بعد از جنک جهانی دوم و قبل از آن در ایران ، در کشورهای خاور میانه و شمال آفریقا حتی حاشیه خلیج فارس به منصه ظهور رسیدند . این نظام و ساختار های سیاسی علیرغم ادعاهای استقلال طلبی و یا حتی ضد مدرن بودن خود در نهایت متحدان استراتژیک انگلستان و اروپا و آمریکا در منطقه بودند این نظام های سیاسی ملقمه ای از ملی گرایی سطحی ، دیکتاتوری» پدر ملت» و حاکمیت وی به رای پارلمان و نهادهای انتخابی و در عین حال تعهد دیکتاتور مهربان برای نوسازی جامعه بودند .

مثلاایران قبل از رضا شاه با ایران بعد از وی از نظر اولین نشانه های پیدایش اشکالی سطحی از نطفه های مدرنیزاسیون وآشنایی با مدرنیته اصلا قابل مقایسه نبود و رضا شاه در این باره گامهای بلندی برداشت . ، آتاتورک توانست از امپراطوری عثمانی شکست خورده ، کشوری با توان بالای پذیرش تاسیسات و امکانات مدرن را پایه گذاری کند . قذافی و اسد و بومدین با گرایش چپ نیز منشا چنین خدماتی به کشور های خود بودند همچنان که بورقیبه در تونس و خاندان های پادشاهی در مراکش و اردن نیز توانستند همین سیر را در کشور های خود مجری کنند . خاور میانه و ایران جزیره آرامش لقب گرفته بودند و جریان سیل آسای صدور نفت ارزان به غرب وبازگشت کالاهای مصرفی و مونتاژی به این کشور ها ادامه داشت .
در این کشورها فساد مالی و سوء استفاده خاندان های درباری یا نزدیک به بلوک قدرت بیداد می کرد . عموم نخبگان سیاسی و اقتصادی در این کشورها خواهان غربی شدن سراسر جامعه ، و معمولا هم ضد دین و سلسله مراتب دینی بودند . » بورقیبه » در تونس در هر ماه رمضان و برای منکوب کردن سنن مذهبی و در تلویزیون سراسری ، سفره می گستراند و مقامات را دعوت می کرد ورضا شاه با چکمه و با زرهپوش وارد زیارتگاه مقدس شیعیان می شد .
مشکل اساسی این دولت های شبه مدرن این بود که فقط توانسته بودند اقشار نخبه و شهری و وابستگان نزدیک به خود را با سطوحی از مدرنیته و دستاوردهای آن آشنا کنند .
آنچه که در این کشور ها نصیب تولید کنند گان سنتی ، روشنفکران ملی گرا ، روحانیون مسلمان شده بود حداقل امکانات دستاوردهای همان حکومت های شبه مدرن بود . میلیونها روستایی در ایران پهلوی دوم هنوز با خیش چوبی و گاو ، زمین های مزروعی خود را که با اصلاحات ارضی انقلاب سفید بدست آورده بودند، شخم می زدند ، میلیونها نفر که همان دهقانانی بودند که تا دیروز در روستاهای خود از بر آوردن نیاز های اولیه خود و خانواده اشان عاجز شده بودند در آرزوی زندگی بهتر به شهر ها سرازیر شده بودند (1)و از تمام زرق و برق تمدن نوین فقط کپر نشین های حاشیه شهر نصیب آنان بود و دیگر هیچ . روحانیون و تولید کنندگان سنتی در انتقام از تمدن شبه مدرن و از نظرآنان مدرنیته شیطانی و استعمار گر تقلا می کردند گاه شنیدن موسیقی و خریدن پپسی کولا و خرید گوشت یخ زده و نگاه کردن به تلویزون را حرام می کردند و گاه بوروکراسی نوین را در مقابله با حکومت اقا امام زمان می دانستند
شهر در امن و امان بود و این کشورها از سوی حامیان خارجی خود لقب جزیره آرامش می گرفتند ، اما در زیر پوست زندگی روزمره ار سوی روحانیون و تولیدگران سنتی و روشنفکران مذهبی مبارزه ای آرام برای دست یافتن به قدرت سیاسی در جریان بود . اینان در تظلم خواهی و با دان شعارهای ملی گرایانه و عدالت جویانه حتی روشنفکران سکولار و چپ منتقد حاکمیت های شبه مدرن را به خود جذب کرده بودند
فقر گسترده و فساد مالی حکو مت و دربار و مذهبی بودن میلیونها روستایی محنت زده بالاترین امکانات را برای دستیابی به حکومت در اختیار این گروه تشنه قدرت قرار می داد.
از طرف دیگر ، همراه با عمومی شدن امکانات تحصیلی و مسافرتی و بازار ملی ، فرزندان بخشهایی محدود از شهر نشینان و بازاریان که وابستگان به تولید سنتی بودند، امکان تحصیل در اروپا و دانشگاههای کشور را پیدا کردند . بسیاری از روحانیون با استفاده از امنیت رضا شاهی و ثبات نسبی اقتصادی – اجتماعی پهلوی دوم ، حو زه های علمیه را به مثابه تاسیساتی منظم باز سازی کردند ، به دانشگاهها راه پیدا کردند و خلاصه طعم استفاده از امکانات مدرن را چشید ند و با سواد شدند . چشمان روشنفکران سنتی و روحانیون تحصیلکرده باز شد ، مدرنیته به آنان حقوقی می دادکه دولت های شبه مدرن نظام پادشاهی از آنان دریغ می داشتند .آنان می دیدند علیرغم داشتن میلیونها هوادار در کشور هنوز فقط باید دعا گوی مقام جلیل سلطنت باشند و هر گونه فزون خواهی برای داشتن سهم بیشتر از ثروت و یا اداره جامعه با سرکوب روبرو می شد . توده های محروم نیز می دیدند که آنان حداقل دست اوردهای مادی را ازثروت جامعه دارند .
روحانیون و فرزندان خانواده های ثروتمند با گرایش مذهبی در مساجد و مراسم مذهبی به این توده های محروم ، از حقوق مادی و فرهنگی آنان » که پایمال می شد می گفتند و به آنان امید پایه گذار ی نظامی عادلانه می دادئند .روحانی تحصیلکرده در دانشگاههای جدید می دید که انطور که شیخ فضل الله نوری می کفت ، مدرنیته تماما » آیه های شیطانی » نیست . یعنی اقشار و طبقات محروم ، روحانیت و تولید کنندگان سنتی و بازار وقتی توانستند طعم مختصری از تجدد و مدرنیزاسیون را بچشند آماده سپردن خود به آماج ان بودند . هر چند که خود را محق می دیدند تفکرات مذهبی و حتی خرافی خود را حفظ کنند .
. نظام سرمایه داری و مدرنیته مانند نور خورشید که هر کنام تاریکی را روشنایی می بخشد و تاریکترین زوایای پستوها و حجره ها را در خود غذق می کند ، از دور افتاده ترین روستا ها تا حجره های تنگ و تاریک حوزه های علمیه و بازار را به خود مشتاق کرده و در آنها رسوخ کرده می کرد
اینان در عین حال با حسرت می دیدند که نخبگان جامعه و وابستگان به خاندان سلطنت و دربار و اقشار شاغل در اداره ها و وزارت خانه ها باچه کبکبه و دبدبه ای از اخرین امکانات مادی و فرهنگی و اجتماعی بهره مند شده و اینان را عقب ملندگانی که » مانند کرم در چاههای فاضلاب «(2) می لولند نام می نهند . اینان فرزندان مطرود دنیای مدرن بودند . در جامعه ای مانند ایران این فرزندان مطرود دنیای مدرن می توانستند انقلابی مرگ آور بر پا کنند و نظامی فاشیستی را بر کشور و جامعه بین الملل تحمیل کنند.
در عین حال و از جانب دیگر تنها و فقط این توده های میلیونی و محروم از امکانات پیشرفته که از نطر جمعیتی نقطه ثقل کشور بودند که اگر با سرمایه داری آشتی می کردند امکان بوجود آوردن بازاری بزرگ برای تولید انبوه کارخانجات عظیم سیستم جهانی سرمایه داری را داشتند . نظام شاه تنهاتوانسته بود قشر کوچکی از مردم کشور را به مصرف کننده تبدیل کند ،
«دولت شبه مدرن » خود به سد تعمیق و گسترش مدرنیزاسیون تبدیل می شود .

. اما برای تبدیل شدن این توده های میلیونی مذهبی و شیعه ، به مجریان بوروکراسی سیستم سرمایه داری و صادرات نفت و واردات کالا ،مانع اساسی خود ، همان نظام پهلوی بود که نتوانسته بود با طرحهای سطحی سپاه ترویج و دانش و انقلاب سفید خود ، روحانی و روستایی و بازاری را جذب کند .سهل است که آنان را نیز به مثابه دشمن خود سر کوب می کرد .

میلیونها روستایی و حاشیه نشین شهری حاضر بودند و می خواستند تلویزیون داشته باشند ، دخترانشان را بدون ترس از «بی عفتی » ادعایی اشان به دانشگاهها بفرستند اما در نظامهای شبه مدرن از نوع » نظام پهلوی «چنین آرزوهایی برای روستاییان و رهبران روحانی اشان به خواب و خیال می ماند .
نظامهای شبه مدرن در ایجاد امنیت و بازار ملی موفق بودند اما در جذب توده های میلیونی روستا یی و رهبران مذهبی آنان بسختی شکست خورده بودند . این توده های محروم و مدافعان آنان با سطوح ابتدایی مدرنیته و سرمایه داری پیشرفته آشنا شده و اکنون حقوق خود را می خواستند و سرمایه داری نیز به مثابه یک ساختار اقتصادی از خواست آنان حمایت می کرد و در آیینه این انقلاب های توده ای ، میلیونها سرباز را می دید که به مثابه پیشقراول سرمایه داری جهانی شده ، خریدار میلیونها دستگاه تلویزیون و رادیو. اتومبیل و هزاران کالای مصرفی دیگر خواهند بود و به این شکل بود که نظام پهلوی و سایر نظام های سیاسی شبه مدرن ، به مانعی اساسی برای پیوستن میلیونها انسان مشتاق سرمایه داری و مدرنیته به جریان سیل آسایی بودند که می رفت تا اکنون به زوایای عمیقتری از جامعه رسوخ کرده و بخشهای بیشتری از مردم را با خود همراه کند .

فقط نظامی که تحت رهبری روحانیون و روشنفکران مذهبی می بود می توانست انتقال از نظام سکولار و غربگرا را به ساختاری سیاسی که غربگرا باشد ، سرمایه داری را قبول داشته باشد به نئو لیبرالیزم هم عمل بکند بگذار حتی مذهبی باشد و شعار های ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی هم بدهد بعنوان یک انتقال تاریخی انجام دهد .و چنین ساختار سیاسی مفروضی می توانست سرمایه داری و روابط کالایی را تا اعماق جامعه حتی درون حوزه ها و اندرونی علما رسوخ دهد بدون اینکه دشمنی توده های روستایی و روحانیون متعصب رابر علیه سرمایه داری برانگیزد (3).
صدها هزار روستایی و حاشیه نشین شهری و روحانیون که غالبا منشاء روستایی دارند را فقط جمهوری اسلامی می توانست با بوروکراسی و سیستم سر مایه داری آشتی دهد و آنان را به پیاده نظام سیستم سرمایه داری که برای جهانی شدن بدنبال هر متحدی می گردد تبدیل کند
انچه غرب را مشتاق به نتیجه رسیدن و تفاهم با جمهوری اسلامی کرده است و حاصل آن را در امتیازاتی می بینیم که در مذاکرات وین به این نظام داده است، تن دادن به این واقعیت است که نظامهای غربگرای شبه مدرن سکولار از نوع عربستان سعودی و» سیسی» و امیران حاشبه خلیج فارس دیگر کار کرد خود را برای سرمایه داری از دست داده و حتی دردسرساز شده اند . اکنون تنها رهبران و مدهب سیاسی در خاورمیانه مذهب زده است که می توانند بالاترین خدمات را به سرمایه داری و نئولیبرالیزم کنند .
غرب می داند که » ابوبکر البغدادی » با همه وحشت آفرینی هایش بعد از ده سال خود را با الزامات دنیای مدرن هماهنگ خواهد کرد!! (4) غرب می گوید بگذار ابو بکر بغدادی مردم خود را قطعه قطعه کنند ، بگذار دست ببرند و از کوه پرتاب کنند و هر چه می خواهند با مردم خود بکنند ، اما نهایتا این » داعش » ونه » شاه سلمان » خواهد بود که توان آشتی دادن عقب مانده و ارتجاعی ترین توده ها ی میلیونی و روحانیون مسلمان را با سیستم سرمایه داری دارد . این طالبان خواهند بود که نهایتا خود را با نظامهای بین المللی هماهنگ کرده و میلیونها روستایی مذهب زده افغانی را برای تبدیل شدن به کار مندان و کارگران بوروکراسی وابسته به سیستم تولید و مصرف جهانی تعلیم خواهد داد.
عصر و دوران نظامهای شبه مدرن سکولار به سر آمده است ، این نظامها وظیفه تاریخی خود را انجام دادند واکنون از پیشرفت باز مانده اند . اکنون دوران دوران دیگری است ، دوران حکومتهای شبه مدرن با گرایش مذهبی و حتی تحت رهبری روحانیون شیعه و سنی واز منظر خدمت به منافع ملی کشور هایشان گاها بشدت ارتجاعی رسیده است . میلیونها توده مسلمان سنی و شیعه رهبران سیاسی خود را در رهبران مذهبی می یا بند .
این است راز صعود یک شبه خمینی و بغدادی وبن لادن و حماس و حزب الله بر تارک سیاسی کشورهای خود . این جواب به آن سئوال معروف است که چکونه ملتی که دهها سال پیش آخوندی را بر دار می کند و اکنون فرزند وی را در ماه می بیند . و این علت کوتاه آمدن کشورهای پیشرفته و مدرن درمقابل حکومت های وحشت و تحجر از نوع جمهوری اسلامی و حماس و حزب الله لبنان است .
.اوباما و موگرینی وجیمی کارتر و بانک جهانی و سازمان تجارت جهانی و یک دوجین از سایر بر نامه ریزان کشورهای پیشرفته صنعتی و این انتقال از دورانی را که در کشور ما با به روی کار آمدن رضا شاه آغاز شده بود را به دوران نیاز به حکومت روحانیون و مذهبیون را در ایران در سال 57 نیک در یافتند و امروز نیز به اخوان المسلمین در مصر و ترکیه گرایش بیشتری نشان می دهد .
خصوصی سازی ها و سلب مالکیت مردم از اموال دولتی در جمهوری اسلامی را ببینید ، کدام دولت نئو لیبرال جرات اجرای چنین طرحهایی و با این سرعت را در کشور خود دارد . تنها با وصل کردن طرحهای نئو لیبرال به منویات آقا امام زمان ، آنطور که احمدی نژاد می گفت می شد اخراج هزاران کارگر را سازمان دادو بیش از 50 درصد از توان تولیدی کشور را از حیض انتفاء خارج کرده و بزرگترین بازار را در خاور میانه برای محصولات مصرفی چینی – غربی بوجود آورد . شما خود قضاوت کنید اگر شما بجای اوباما و موگرینی بودید خامنه ای و در آینده ای نه چندان دور ابو بکر البغدادی و «مرسی » را بر شاه سلمان و محمد رضا شاه و حتی نتانیا هو ترجیح نمی دادید ؟

(1)
درصفحه 125 کتاب » ایران بین دو انقلاب » ؛ یرواند آبراهامیان تعداد این روستاییان فقییر و درمانده را که به شهر ها سازیر شدند 1200000 هزار خانوار می داند که با توجه به جمعیت متوسط 5نفر برای هر خانوار روستایی می توان به تعداد 6 میلیون نفر رسید .

(2)
– محمد رضا شاه در یکی از سخنرانی های حود مخالفین خود را با چنین القاب توهین آمیزی نام برد
3).
میدانید که فرزند آیت ایت الله » خزعلی » با نام هنری » سمیر زند » خواننده موسیقی پاپ است و آن دیگر فرزندش شتر را «بزرکترین آیت الله » می خواند ؟ می دانستید که » شیخ حسین غفاری» که در زندان زمان شاه و بخاطر تراشیده شدن «محاسنش» سکته کرد ، هر روحانی را که در دستگاه وآموزش و پرورش نظام پهلوی خدمت می کرد نجس می دانست ؟ فرزند وی » هادی غفاری آن روحانی افراطی اکنون اصلاح طلب و روشنفکر دینی لقب کرفته و ضمن اداره کارخانه و سوپر مارکت خود ، فرزندان خود را نه به حوزه ها ی علمیه که به دانشگاههای پلی تکنیک و صنعتی شریف فرستاده است ؟ .

(4)
از هم اکنون نطفه های اختلاف میان » داعشی های » اصلاح طلب و اصولگرا در حال نضج گرفته شدن است .به این خبر نگاه کنید که می گوید : » اصلاح طلبان و اصولگرایان داعش در مقابل یکدیگر قرار گرفته اند «
https://khodnevis.org/article/59925#.VbKOyLPtmkp

برچسب‌ها: ,

دسته‌بندی شده در: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, مقالات و نوشته های ژئو پولیتیک ایران ، خاور میانه ، زوسیه و ایران, اقتصاد سیاسی, تحلیل سیاسی هفته, در نقد انقلاب, سیاست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: