باز باید کاوه آهنگری

در رثای مجاهدان خلق که قهرمانانه در اردو گاه » آزادی » جان باختند

 

این مقاله در سالهای قبل از مواضع اخیر  سازمان مجاهدین خلق » در نزدیکی  سازمان به   عربستان سعودی » حمایت از داعش تحت عنوان » عشایر انقلابی » و حمایت از مواضع محافظه کاران جنگ طلب آمریکایی ، نوشته شده است و بیانگر مواضع فعلی نگارنده نسبت به این سازمان نیست .

 

یاد داشت سیاسی روز
 چرا نظام اسلامی ازحضور «مجاهدین خلق در عراق در هراس است ؟ 
 جای آن است که خون موج زند در دل لعل

برای شنیذن اینجا را کلیک کنید 

اکنون دیگر قطعی است که » نظام اسلامی » بشدت از حضور باقی مانده اعضا و کادر های  سازمان مجاهدین خلق در عراق   نگران است . چه » سایت » محافظه کار » فارس » با فردی بنام «وثیق البطا ط » مصاحبه می کرد ، یا  این که این مصاحبه انجام نمی شد ، همه ناظران بین المللی ، دست رهبران امنیتی جمهوری اسلامی را در تنظیم این عمل جنایت کارانه بعیان می بیینند . اصلا مدتی پیش سایت » دیپلماسی ایرانی  متعلق به  » خرازی » ،دیپلمات سابق حزب اللهی خبر کشته شدن » البطاط » را در درگیری های عراق داده بود . اکنون سایت » فارس » چکونه این مرده را از خاک بیرون کشده و با او مصاحبه کرده است از کرامات شیخ  ما است .

 رهبران نظام که از شکنندگی اوضاع اجتماعی در ایران و بخصوص در مناطق مرزی غرب و شمالغرب کشور یخوبی آگاه  هستند حضور دو هزار کادر ورزیده تشکیلاتی و تعلیم دیده را در یکی از نا امن ترین کشورهای منطقه و همسایه ایران یعنی عراق بر نتافته و هر از چند گاهی توسط مزدوران خود در عراق که نه از سر اتفاق ،  از عقب مانده و خرفت ترین اقشار اجتماعی  آن کشور هستند به محل  استقرار این هموطنان مبارز ما یورش بده و این مبارزان راه آزادی را که بی سلاح و دست بسته در عراق بسر می برند را بخاک و خون می اندازد .

در عین حال شکل  عملیات در این یورش نسبت به یورشهای پیشتر به کمپ های مجاهدین نشان می دهد که ،نظام اسلامی اکنون دیگر دارای آن امکانات گسترده که در زمان » نوری المالکی » از آن بر خورد ار بود نیست . بخاطر داریم که در زمان حمله سبعانه به پایگاه » اشرف »  آن پایگاه قبل از حمله از حصور نظامیان عراقی خالی شده بود . اما در حمله به پایگاه » آزادی » تعدادی  سرباز عراقی کشته و زخمی شده اند . یعنی  ج.ا این بار نه در هماهنگی با دولت عراق که با بکار گیری مزدوران خود و بدون هماهنگی دست به این جنایت زده است 

شهیدان که اند این همه خونین کفنان ؟

 

پیگر پاک شهیدان سازمان مجاهدین خلق ایران

پیگر پاک شهیدان سازمان مجاهدین خلق ایران

براستی چرا » سازمان مجاهدین خلق » با اصرار و حتی جسارت سعی در باقی نگهداشتن تعدادی از مجرب ترن و کار آزموده ترین کادر های خود حتی در سطح رهبری در کشوری بشدت ناامن را  دارد ؟

 اگر » سازمان می خواست دارای آن امکانات و ارتباطات بین المللی هست که می توانست در طول چند سال گذشته همه اعضاو کادرهای خود را از عراق خارج کند .  دو دشمن خونین چشم در چشم یکدیگر هر دو دست یکدیگر را خوانده اند . رهبران امنیتی جمهوری اسلامی بخوبی در یافته اند که » سازمان » نیز شکنندگی اوضاع سیاسی- اجتماعی – اقتصادی را در کشور  در یافته است و به این نتیجه رسیده است  که آفتاب عمر نظام دیر یا زود  در حال غروب است .

رهبران سازمان به این واقعیت نظر داشته می خواهند علیرغم هزینه های بسیار  حضور خود را در یکی از مناطق استراتژیک دنیا و آنهم در همسایگی ایران ادامه داده و مانند نظامیانی  که در حال آماده باش هستند اعضای خود را در عراق در حال آماده باش برای بازگشت به کشور در صورت ضرورت  مهیا نگهدارد .

یعنی » سازمان مجاهدین » نه از سر عجز و بلا تکلیفی و ندانم کاری تعدادی از مجربترین کادرهای خود را در عراق این کشور بی در و پیکر  ، که از روی انتخابی آگاهانه نگه داشته است .  جمهوری اسلامی نیز در پاسخ به چنین سیاستی است که با تحمل هزینه ای سیاسی گزاف  دست به حملاتی چنین دد منشانه زده و هر از چند گاهی تعدادی از جوانان مبارزو دلسوخته این آب و خاک را بخاک می اندازد . یعنی شهدای سازمان مجاهدین خلق آنطور که بعضی تحلیلگران ادعا می کنند نه فدای ندانم کاری مسئولین سازمان که از سر انتخابی آگاهانه و با مسئولیت پذیری نسبت به اهداف سیاسی خود  ، در این راه جان خود را بر سر پیمان می نهند .

 تیغ باید، خون فشاند

 کار با دشمن سرآید

 من مُرم نامم بماند

 او مرد کامم برآید

 زندگانی نیست دشمن را به ملک خویش د یدن     باید از تن جان من یا، از وطن دشمن برآید

 چرا «نظام  اسلامی» تا حد مرگ از سازما ن مجاهدین هراس دارد ؟ 

من بر آنم که ترس نظام اسلامی  از » سازمان مجاهدین خلق ایران » ریشه در این واقعیت دارد که دستگاه فکری » مجاهدین » و بر داشتی که از اسلام ارائه می دهد پویا تر و به روز تر از اسلام فقاهتی فقیهان  است . تز اسلام بدون آخوند ، نظریه ای است که رعشه مرگ بر وجود فقهای حاکم بر» ایران » می اندازد . می توان پذیرفت که در حال حاضر ج.ا. از سوی «سازمان مجاهدین » مورد تهدید مستقیم نظامی نیست  ، می توان پذیرفت که حرکت مردم ایران بسوی آزادی و برابری و جامعه ای بهنجار از کانال  مبارزه مسلخانه چریکی نخواهد گذشت !! اما  اکنون مردم ما در پی گذشت بیش از سه ده از حاکمیت  اسلام فقاهتی نیک در یافته اند که کشتی فقیهان برای حل مشکلات جامعه ای در حال گذر ، در گل نشته است و دستگاه فکری » سازمان مجاهدین و برداشت مترقیانه آن از » اسلام » ، اسلام فقاهتی را به مبارزه طلبیده است .

تز اسلام بدون آخوند براستی نوعی » پروتستانیزم اسلامی » را مطرح کرده و بدون شک  بخشی از مسیر  راههای رهایی ملت ایران از خرافات و عقب ماندگی و اسلام آخوندی ، از کانال  اسلام سازمان مجاهدین بگذرد .

یعنی جمهوری اسلامی به مانند سلسله مراتب دستگاه ارتجاعی کلیسایی در قرون وسطی ، در پیشرفت و اعتلای سازمان مجاهدین مرگ خود را می بیند . در عین حال در نظر داشته باشیم که فریاد  اسلام اعتراضی سازمان مجاهدین مجهز به تشکیلاتی آهنین و در عین حال ثرو تمند با رهبری بشدت جسورو بی پروا  و متحرک است که همه این ها خواب راحت را از چشمان فقیهان حاکم بر ایران می رباید .

این آن دلیلی است که جمهوری اسلامی حتی از تعدادی از اعضا و  هواداران این سازمان نگذشته و سعی در نابودی فیزیکی آنان را دارد . این آن دلیلی است که چرا فقها و بازوی سیاسی و نظا می آن » سپاه پاسداران انقلاب اسلامی » ، از هر امکانی برای تخریب و نابودی «سازمان» بهره می گیرد .

اصلاح و بروز کردن » اسلام » بعنوان یک دین  ، که خود  مرحله ای از حرکت ما ایرانیان در رهایی از چنگال خرافات و عقب ماندگی است و  فقط از عهده » مجاهدین خلق » بر می اید . این مبارزه ، مبارزه ای خونین است و به انقلابیونی حرفه ای نیاز دارد که اصلاح طلبانی از نوع کدیور و » خاتمی » و » مجتهد شبستری »  و » یوسفی اشکوری» فقط لاف آن را می زنند و نان این دکان را می خورند . این کار مبارزه ای جانانه می طلبد که تشکیلاتی آهنین و منظبط باید مجری آن باشد .

 گر مرد رهی میان خون باید رفت

وز پای فتاده سرنگون باید رفت

 تو پای براه نه و دگر هیچ مپرس

خود راه بگویدت که چون باید رفت

 آیا ما به اصلاحگری دینی نیاز داریم؟

 در حرکت کلاسیک بسیاری از ملل پیشرفته بسوی سکولاریزم و دمکراسی ، و با توجه به حاکمیت روحانیت بشدت ارتجاعی و محافظه کار بر ارکان سیاست در کشورمان ، رهایی از تفاسیر عقب مانده دینی سنگ بنای پرش بسوی رستاخیر و تجدید حیات انسان ایرانی خواهد بود .

آیا می باید نگران حاکمیت استبدادی نگرش دینی از نوع » مجاهدین خلق » در فردای پس از سرنگونی جمهوری اسلامی بر کشورمان باشیم؟   با توجه به استعداد کادر رهبری و اعضای بلند پایه » مجاهدین » در بروز کردن قرائت خود از زندگی ودین و  مشکلات مبتلا به جامعه  باید گفت که این نگرانی بی مورد بوده و با استقرار قانون اساسی بر آمده از دل منشور ملی باید زمینه بوجود آمدن دیکتاتوری یک حزب و یک سازمان و یک طبقه را خشکاند . تاریخ برنامه ای غیر قابل تغییر و  از پیش نوشته شده نیست  می توان و باید امید وار بود  ، تلاش کرد و از همه امکانات ملی موجود در سرنگون کردن نظام اسلامی بهره برد .

 

 

برچسب‌ها:

دسته‌بندی شده در: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, تحلیل سیاسی هفته, سیاست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: