به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

نشا ن “لژیون دونور” برای ضد قهرمانان حکومت اسلامی ایران

parcham2

به وبلاگ » کاوه فرزند ملت » خوش آمدید 

golis

نشان درجه یک “گلستانی ” برای ” حاج سعید طوسی “

قبل از هر چیز بگویم این یک نوشته طنز است و با زبان غلو  در باره چند شخصیت مطرح در حکومت اسلامی ایران که در زبان ادبی به انان ” ضد قهرمان ” می گویند  ، صحبت می کند .

.ضد قهرمان کسی است که  اعمال خارق العاده منفی که ضد ارزشها و هنجار های اخلاقی و اجتما عی است را مرتکب می شود .

 نشان لژیون دونور چیست ؟این مدال   (به فرانسوی: Ordre national de la Légion d’honneur)و (به فارسی: نشان شوالیه‌ ادب و هنر) بالاترین نشان افتخار کشور فرانسه است که ناپلئون بناپارت در ۱۹ می ۱۸۰۲ آن را بنیان گذاشت.  اما من چه کسانی را در حکومت اسلامی ایران شایسته دریافت ” نشان لژیون دونور ” می دانم . شما نیز می توانید شخصیتهای دیگر حکومت را کاندیدای دریافت این نشان کنید . 1- حاج آقا گلستانی 2-  حاج سعید طوسی 3- بسیجی ولایی  بابک زنجانی 4 – فاطمه صفدر حسینی

قضیه نشان لژیون دنور چیست ؟

این نشان از نشا نهای افتخار فرانسه است که توسط  ” بناپارت ” بنیان گذاری شد .

” گی دو مو پاسان ” نویسنده فرانسوی که در باره دوران انقلاب فرانسه و آن روز هایی که تازه بدوران رسیدگان و سوء استفاده کنندگان از انقلاب ،  فضای زندگی اجتماعی فرانسه را در تسخیر خود گرفته بودند داستا نهای بسیاری از موقعیتهای کمدی که این آدمهای زبون و بی شخصیت در زندگی خود و دیگران بوجود می آوردند گفتنی های انتقادی بسیار دارد ، یکی از این خاطرات ، قصه ای با نام ” نشا ن لژیون دونور ” است .

خلاصه قصه ” نشان لژیون دنور” : در آن دوران که در فرانسه ، جنبه های عدالتخواهانه انقلاب کبیر فرانسه در حال فراموش شدن بود و نطفه های اولیه یک بورو کراسی سرتاسری و پایه های دولت مدرن در حال شکل گیری بوده است و القا ب اشرافی جای خود را به القا بی داده بودند که هر شهروند عادی نیز حق دریا فت القاب دولتی را داشت ، بسیاری از شهر نشینان و کارمندان اداره جات ، در آرزوی  بدست آوردن یکی از القابی بودند که ” ناپلئون بناپارت ” آنرا بنا گذاشت . از جمله این القاب ، لقب ” لژیون دونور ” بود . در آنزمان  موسیو ” ساکرمان ” یک شهروند و کارمند نه چندان دون پایه یک اداره دولتی بوده است و در آرزوی این بوده است که بتواند سری توی سر ها در آورده و این نشان افتخار را در یافت کند . ” ساکرمان ” در عین حال می دیده است بسیاری از دریافت کنندگان این لقب ، نه فعالیت پر افتحاری را برای جمهوری ، انجام داده اند و نه واقعا قابلیتی دارند که مستحق دریافت این عنوان باشند . اما به هر حال برای دریافت نشان “لژیون دونور” باید فعالیتی اجتماعی یا ادبی یاهنری از سوی فرد به  ثبت می رسیده است .

 در این جا یک پرانتز باز کنم و بگویم یاد آوری سرکوب انقلاب فرانسه توسط ” بنا پارت ” و جا زدن منافع اقشار ی که مناسبتی با انقلاب نداشتند ، بجای اهداف انقلابی و تلاش بیمار گونه کسانی که می خواستند خود را مترقی و انقلابی جا زده و از موقعیتهای اقتصادی و امکاناتی آن بهره ببرند ، آدم را به یاد موقعیتی می اندازد که در کشور ما بعد از انقلاب اسلامی پیش آمد و هر کس با گذاشتن ریش و گرفتن تسبیح و با علم به اینکه خود رهبران انقلاب اسلامی هم عقیده ای به خدمت به مردم ندارند ، سعی در سوء استفاده از موقعیت داشته وبسیاری با این وسیله بار خود را بسته و میلیاردر شدند .

 خلاصه ” سا کرمان ”  با آرزوی  در یافت این نشان ، شروع به نوشتن طرحی برای براه انداختن کتابخانه های سیار در روستا های دور دست کرده و در رفت و آمدهایی که برای معرفی طرح خود به وزارت خانه ها داشته با معاون وزیری بنام ” روسلن ” که خود صاحب نشان افتحار (لژیون دیور ” بوده در وزارتخانه که حق صدور اعطای  ” نشان” را داشته آشنا شده و طرح خود را برای وی تشریح کرده کم کم سعی می کند تا وی را به خانه خود دعوت و از همسر خود هم می خواهد تا در پذیرایی از ” روسلن” سنگ تمام گذاشته تا ” معاون وزیر ” با این خانواده احساس نزدیکی بیشتری کرده و خلاصه با آنها خانه یکی شود . بعد از مدتی و در میان تعجب “سا کرمان ” ، معاون وزیر به طرح پیشنهادی کارمند دون پایه ، توجه نشان  داده و ” ساکرمان ” را با حفظ حقوق و مزایا به ماموریت های دور دست فرستاده تا وی از تعداد کتاب های موجود در کتابخانه های روستا ها و شهرستانهای دورافتاده  نسخه برداری نماید . خلاصه چند ماه می گذرد و ” روسلن ”  رفیق گرمابه و گلستان و دوست خانوادگی ” ساکرمان” شده بوده است و دائما برای وی ماموریت خارج از مرکز برای تحقیق برای طرحی مهم و حیاتی می نوشته است . تا اینکه ” سا کرمان ” مادر مرده شبی بیخبر به خانه می رسد و هرچه کلید به قفل می اندازد می بیند که در خانه از پشت قفل است و با کوبیدن مشت و صدا زدن همسرش ، از وی می خواهد تا در خانه را باز کند .. همسر ” سا کرمان ” بعد از مدتی که تظاهر می کرده است از خواب ناز بیدار شده در را باز کرده و مرد خسته وارد خانه شده و همسر خود را در آغوش می گیرد که کار و تحقیقات نزدیک به پایان است و در فضای نیمه تاریک اتاق خواب پالتو شیک مردانه ای را می بیند که کنار تخت خواب بر روی زمین افتاده است ، وی فریاد زنان  از همسر خود می پرسد این پالتو متعلق به کیست ، این که پالتو من نیست ، وبه  زن  خود در حالیکه با وحشت به وی نگاه می کرده است ، مهلت نداده و باز هم به وارسی پالتو ادامه داده و بازهم نعره سر می دهد که ” این  پالتو که  نشان “لژیون دونور ” هم دارد ، در این خانه چه خبر است ؟! همسر مرد خشمگین سعی می کند پالتو را از دست وی در بیاورد تا وی به وارسی جیب های پالتو نپردازد و ” سا کرمان ” دیوانه وار داد می زده است که ” این نشان متعلق به من است و به هیچ وجه آنرا پس نمی دهم ” زن ساکرمان با تحکم بر سر وی داد می زند که ” یک لحظه  خفه شو تا برایت حقیقتی را بگویم : تو موفق به دریافت نشان افتخار ” لژیون دونور ” شده ای و” روسلن” بخاطر علاقه بتو خودش نشان را برای تو گرفته ، پالتو هم سفارش داده و امروز پیشخدمت این پالتو مزین به نشان را آورد . در حین کشا کش برای گرفتن پالتو و ندادن آن ، کارت ویزیت با نام ” مسیو روسلن ” معاون وزیر از جیب پالتو بزیر می افتد و زن می گوید من که گفته بودم ” روسلن برای تو سفارش داده است این هم مدرکش ” و به وی می گوید ” روسلن ” گفته است که فعلا تا صدور گواهی دریافت نشان از پالتو استفاده نشود   و با این تمهید خلاصه زن موفق می شود پالتو را از وی بگیرد و مخفی کند و البته چند هفته بعد در روزنامه رسمی دولت اعلام می شود که آقای ” ساکرمان ” به خاطر خدمات شبانه روزی بدریافت نشان افتخار نائل شده است .

البته قصد بر شبیه سازی نیست و اما عین همین قضیه هم در انقلاب اسلامی خود مان اتفاق افتاد و یک ” حاج اقا گلستانی ” بوده است که حاکم ” شرع ” که نه ، حاکم “شر” بوده است و همکار خود را به ماموریت های دور می فرستاده است و همسر بیچاره وی را مورد سوء ا ستفاده قرار می داده است و بعد از افشای فیلم ” پورنو” ی ” گلستانی ” و خواهر عفیفه !! این دو مدعی شدند که نیاز به محلل بوده است و رییس دادگاه خود زحمت ، محلل بودن را تقبل کرده اند .

 به همین خاطر به حکومت پر از فساد و تقلب و اختلاس ، فقهای حاکم بر ایران پیشنهاد می شود حالا که عرضه مجادات اختلاسگران و زنا کاران و لواط کاران ( با همان ادبیات خودشان  ) را ندارند اقدام به ضرب مدالی با نام نامی بزرگ زنا کاران ” حاج آقا گلستانی ” د رجه یک و دو سه  نمایند و به اختلاسگران و فاسدان اخلاق و دروغگویان نظام فقها اعطا کنند . اما پیشنهاد

1-نشان درجه یک ویژه گلستانی برای ” حاج اقا گلستانی ” که توانسته با کمترین هزینه یک زن شوهر دار را به انحراف کشانده و موجب نابودی یک خانواده شود .

2- نشان در جه دو گلستانی برای ” حاج سعید طوسی ” که بنا بگفته یکی از نوجوانان  قربانی ، این آقا توانسته بوده است در مدت کمتر از چند ساعت با نوجوان مزبور در روبروی مصلی تهران قرار گذاشته ، وی را به نمره حمام کشانده و وی را مورد سوء استفاده قرار دهد ، اصغر قاتل هم که می گویند حرفه ای این کار بوده است برای سوء استفاده از یک کودک باید حداقل چند ماه به وی دو چرخه کرایه می داده است .

3- نشان در جه سه  ” گلستانی ” برای وقاحت و پر رویی خانم ” فاطمه صفدر حسینی ” که با سوء استفاده های کلان خود وپدر و همسرش و باز کردن صرافی ؛ میلیاردها دلار سوء اسافاد کردند و بعد در تریبون مجلس داد و بیداد کرد که : این پولها سهم ما از سفره انقلاب بوده است ، واقعا که  این خانم از پر رویی شبیه همسر “ساکرمان ” قصه ” گی دو مو پاسان ” است .

 القصه من فکر می کنم در حکومت فقها بسیاری استحقاق دریافت نشان ” حاج آقا گلستانی ” را دارند از جمله : بابک زنجانی ، برادران لاریجانی ، رفیقدوست ، مهدی هاشمی بهرمانی رفسنجانی ، هادی غفاری … خلاصه این لیست باز است و خود شما هم می توانید کسان دیگری را کاندیدای دریافت این مدال  نمایید . 

*********************************************************
Advertisements

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: