به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

فاجعه حلب و درسهای آن برای ملت ایران و حکومت اسلامی حاکم بر کشور

parcham2

به وبلاگ ” کاوه فرزند ملت ” خوش آمدید 

alandgoo

فارغ از اینکه آنچه را که در ” حلب ” گذشت ، ” آزادی ” یا ” سقوط” این شهر بنامیم ، فارغ از اینکه در این جنگ دهشتناک پشتیبان حکومت ” بشار اسد” یا ” اپوزیسیون ” وی باشیم  ، در هر طرف که باشیم بدون تردید آنچه که در حلب گذشت فاجعه ای بود که بعد از جنگ جهانی دوم ، بشریت  نمونه ای چنین غمبار و وحشتناک بخود ندیده بود .

 در بعضی از ویدیوی های گرفته شده از حوادث این شهر شاهد بودیم که پدری و سه فرزندش ، در کنار خانه ویران شده اشان نظاره گر زنده بگور شدن مادر هستند و جز فریادو ضجه کشیدن کاری از دستشان بر نمی آمد ، بشریت نظاره گر کودکان بیدفاعی بود که در میان بمباران های طرفین نبرد ، وحشتزده و با سر وصورت خونین به هر طرف می دویدند و لحظه ای بعد در اثر اصابت ترکش بمب و خمپاره یا تکه تکه شده بودند و یا بیهوش و زخمی بکناری افتاده بودند . در باره بیرحمی بکار گرفته شده در این جنگ ، سازمانهای مدافع حقوق بشر باندازه کافی گفته اند و نوشته اند و دل هر انسانی از دیدن این همه زخمی و کشته و نابود شدن سرمایه های انسانی و مدنی بدرد می اید و با یاد آوریشان تا سالیان دراز باز هم داغدارو زخمی خواهد بود .

 اما در این نوشته بر آنیم تا  به بررسی عوامل خارجی تاثیر گذار بر بوجود آمدن این فاجعه بپر دازیم ، چه اینکه برای هر ناظر خارجی بخوبی روشن است که در موارد ی که اعتراضات و جنبش های مدنی بر علیه حاکمیت مستبد ، بدون تاثیر پذیری از قدرتهای بین المللی و منطقه ای ، به سازماندهی و مبارزه بر علیه رژیم حاکم بر کشور خود پر دا خته اند ، آن مبارزات بدون بهمراه آوردن کشت و کشتار های وسیع وچند صد هزار نفری و جنگ داخلی  مانند سوریه و عراق و چند ده هزار نفری مانند لیبی ، سر انجام خود را یافته است و مبارزات بدون نابود شدن کشور به نتیجه ای هر چند ممکنست نه چندان دلخواه رسیده است .

ماهیت اعتراضات مردم سوریه بر علیه ” بشار اسد “

شکی نیست که آنچه که در سال 2011 در سوریه و بر علیه دولت مستبد “بشاراسد” شروع شد ، بشدت تحت تاثیر  قیامهای شروع شده موسوم به “بهارعربی بود”. این حرکات نیز خود از مبارزات مردم تونس بر علیه “بن علی ” آغاز شد .  بجرات می توان ماهیت قیا مها موسوم به بهار عربی را پیدا شدن زمینه های توده ای و عمیقتر شدن  روابط مدرن اجتماعی و از منظر اقتصادی روابط سر مایه داری در کشور های منطقه دانست . بخش های وسیعی از توده های مردم در تما س با دانشگاهها و تاسیسات مدرن قرار گرفته بودند و دیگر نمی خواستند در حاشیه سپهر سیاسی در کشور های خود باشند . این مردم دیگر نمی خواستند  محافل اقتدار گرا و نخبه گرا ی رژیمهایی از نوع ” حسنی مبارک ” ، ” بن علی ” ، بشار اسد ” بر آنها حکومت کنند .

 بعد از اوج گیری مبارزت مردم تونس بر علیه رژیم “بن علی ” و بازگشت ” راشد العنوشی ” رهبر النهضه ”  از تبعید به کشور و در حالیکه همه توده های قیام کننده بر علیه حکومت ” بن علی ” به دهان وی چشم دوخته بودند وی در مقابل اتهام وابسته بودنش به رهبران روحانی جمهوری اسلامی ، مستقیما از انقلاب و حکومت اسلامی ابراز انزجار و نفرت کرد و خود را متعهد به اهداف ملی کشور خود دانست .

 فقط یک لحظه تصور کنید که اگر ” الغنوشی ” خود را مانند رهبران شیعه در عراق و رهبران ” حزب الله ” در لبنان وابسته به ” خمینی ” و ” قم ” اعلام می کرد ، اکنون تونس چه سر نوشتی داشت ، در چنان حالت فرضی ای مصر چه مصر مرسی ، چه مصر ” ا لسیسی ” با پشتیبانی  ” عربستان سعودی ” آماده دخالت نظامی در ” تونس ” شده و آن کشور نیز امروز اسیر دست جنگهای نیابتی میان نیروهای بین المللی و منطقه ای شده بود . ” راشد الغنوشی ” با درایت تمام ، کشور و مردم خود را بسوی یک مصالحه ملی پیش برد و امروز می بینیم مردم ” تونس ” توانسته اند یک نظام  سکولار با تضمین آزادی های مذهبی در کشور خود بوجود بیاورند . در مصر نیز پایمردی های ” محمد مرسی ” در مقابل ” ا غواهای شیطانی ” رهبران حکومت اسلامی برای در پیش گرفتن تشکیل یک حکومت انحصاری از اخوان المسلمین هر چند باعث شد تا ” اخوان المسلمین ” قدرت سیاسی را از دست بدهد ، اما کشور مصر به سراشیبی دخالت نیروهای خارجی از نوع حکومت اسلامی ایران و عربستان سعودی و تبدیل شدن به میدان جنگ نیابتی میان ابر قدرتهای جهانی بر حذر ماند .

این ویدیو توسط ” یو تیوب” از دسترس خارج شده است .

در مقا بل در سوریه شاهد بودیم که  اپوزیسیون بشار اسد از همان روز های نخست آغاز اعتراضات مردم بر علیه حکومت ، از اینکه نشست های خود را در آنکارا و ریاض و اتحاد خود را با کشور های حاشیه خلیج فارس نشان دهد ابایی نداشت . نفوذ عربستان سعوودی و قطر بر اپوزیسیون سوریه به حدی بود که در سال 2013 با توجه به اختلاف عربستان سعودی و قطر ، گروههای وابسته به هریک از این دو کشور ، شرکت خود در ” کنفرانس ژنو2 ” را با توجه به نظرات ” قطر ” و سعودی ها تنظیم می کردند .و نشست سران اپوزیسیون در ” ریاض” بر گزار می شد و همه می دانستند که “جیش الاسلام ” از گروههای قدرتمند اپوزیسیون سوریه دارای ارتباطات منطمی با عربستان سعودی است .

یا در موضوع اختلافات عربستان سعودی و حکومت اسلامی ایران ، می بینیم که 26 گروه اپوزیسیون سوریه در 26 دی ماه 1394 از قطع ارتباط ” ریاض ” با ” تهران ” حمایت کرده و در بیانیه خود که از تلویزیون ” اورینت ” بخش رسانه ای مخالفان بشار اسد قرانت می شود می نویسند که ” ایران از عربستان سعودی سیلی سختی دریافت کرده است ”

وابسته کردن مبارزات مردم ” سوریه ” از سوی رهبران بی خرد اپوزیسیون آن کشور به حمایت های سعودی ها و کشور های خلیج فارس ، اولین زمینه های دخالت فعال ایران را در این کشور و پشتیبانی بی قید و شرط از ” بشار اسد ” را فراهم کرد .

چرا ” روسیه ”  تصمیم به دخالت فعال در”سوریه ” گرفت ؟

 از سوی دیگر ” روسیه ” نیز که در مناطق مسلمان نشین خود و قفقاز  با چالش گروههای بنیاد گرای مورد حمایت ” ریاض ” روبروست و رشد قارچ گونه جنگجویان داعشی بر خاسته از کشور های آسیای میانه در سوریه و مشخصا در ” رقه ” را می دید ، از سرنگونی “بشار اسد ” و افتادن این کشور بدست “بنیاد گراین سلفی ” احساس خطر کرده وشروع به دخالت فعال در سوریه نمود .

” روسیه ” که در کشور های ” آسیای میانه ” دارای منافع استراتژیک و بلند مدت اقتصادی است و درست ، در دفاع از این منافع است که سعی در اجرای طرحهای ” اورآسیایی ” و وارد کردن این کشورها به اتحادیه های گمرکی و حتی نظامی با خود است ، رشد گروههای سلفی و بیناد گرا در سوریه و عراق را  شروع تقویت نفوذ منطقه ای عربستان سعودی دانست ، شکی نیست که جمهوری اسلامی نیز توانست رهبران کرملین را متقاعد کند که سقوط سوریه می تواند در پی خود تضعیف و یا حتی سقوط  حکومت اسلامی ایران را در پی داشته باشد . روسیه بخوبی می داند که سقوط حکومت اسلامی ایران در حال حاضر می تواند قدرت گیری ”  سازمان مجاهدین خلق ” و یا ” شاهزاده رضا پهلوی ” را که هردو بشدت ” غربگرا ” و ضد روسیه هستند را بدنبال داشته باشد ، مجموعه چنین عواملی است که روسیه را به دخالت فعال در ” سوریه ” کشاند و فاجعه حلب  را بدنبال آورد

اشتباه “اپوزیسیون سوریه ” چه بود ؟

 شکی نیست که رهبری  اپوزیسیون سوریه علیرغم متنوع بودن نظرات و گرایشات سیاسی موجود در آن ، بدست گروههای اسلامی بنیاد گرا بود ، دلیل این ادعا نفوذ بیش از حد عربستان سعودی و قطر در این گروهها بود ، از سوی دیگر ترکیه نیز متهم به حمایت ازگروه تروریستی و ضد بشر “داعش ” بود . اپوزیسیون سوریه درست بخاطر مردمی نبودن خود بود که بیشتر از آنکه در صدد جلب حمایت مردم خود باشد ، سعی در خریدن حمایت کشور های بشدت مرتجع منطقه  کرد ، این گروهها اسیر دست منافع عربستان سعودی و قطر و آمریکا شده و در شعارها و تبلیغاتشان سعی در اثبات ضدیت خود با ایران و روسیه داشته و این دو کشور را به این نتیجه قطعی رساندند که پیروزی اپوزیسیون سوریه به معنای پیروزی عربستان سعودی و آمریکا در منطقه بوده و اگر این اپوزیسیون قدرت را در دست بگیرد ، روسیه با قطب جدید مولد بنیاد گرایی روبروست و ایران نیز مطمئن شد که پیروزی اپوزیسیون سوریه به معنای ، قدرت گیری نیروهای ضد شیعی است که بعنوان پشت جبهه وی در به چالش کشیدن اسراییل که همیشه خواهان حمله نظامی به ایران بوده است ، عمل می کنند .

قطعا بهتر می بود اگر ” اپوزیسیون سوریه ” در اختلافات میان ” ج.ا. ” و”ریاض ” بطور مستقیم اعلام بیطرفی می کرد و با برادر دانستن خود با دو کشور مسلمان ایران و عربستان سعودی خود را اسیر جنگ قدرت میان این دو کشور منطقه ای نمی نمود . اپوزیسیون سوریه بجای آنکه برای روسیه و ایران خط ونشان بکشد باید از همان ابتدا اعلام می کرد که در صورت بر سر کار آمدن اجازه رشد مخا لفان روسیه و ایران را در کشور خود نخواهد داد. رهبران ندانم کار و شاید هم وابسته اپوزیسیون سوریه بودند که در کنار دهها عامل داخلی و بین المللی دیگر ، کشور خود را به میدان جنگ نیابتی میان قدرتهای منطقه ای و بین المللی تبدیل کرده واکنون از کشور خود ویرانه  با بر جای ماندن ” بشاراسد ” بر قدرت ، باقی گذاشتند

برخلاف دعوت و در خواست اپوزیسیون سوریه از کشور های خارجی ، اینان باید از همان ابتدا از عربستان سعودی و آمریکا و اروپا می خواستند تا در مسائل کشور شان دخالت نکنند ، مگر اینان با عراق و لیبی بعنوان کشور هایی که با مداخله خارجی با نابودی کشیده شدند روبرو نبودند ؟ مگر اینان نمی دانستند با نشان دادن و اعلام ارتباطشان با سعودی ها و آمریکا ، حساسیت مرگبار ایران و روسیه را بر خواهند انگیخت ؟ . بنظر نمی رسد سهم اپوزیسیون در به نابودی کشاندن ” سوریه ” از سهم ” بشار اسد ” کمتر باشد .

اما ” فاجعه حلب ” برای ما ایرانیان چه درسی دارد ؟

همه ما می دانیم که دو گروه اصلی اپوزیسیون حکومت اسلامی ایران یعنی ” سازمان مجاهدین خلق ” و ” شاهزاده رضا پهلوی ” بشدت منتقد سیاست های ” باراک اوباما ” در اتخاذ سیاست عدم مداخله در مسائل داخلی ایران بودند . درست بر اساس چنین نقدی این دو گروه با چشم داشت به انتقادهای ” دونالد ترامپ” به سیاستهای خاور میانه ای ” اوباما ” بطور مستقیم خواهان مداخله آمریکا در مسائل داخلی ایران ، تشدید تحریمها و کمک آمریکا به منزوی کردن حکومت اسلامی ایران در مجامع بین المللی هستند . سیاستی که ” جرج بوش ” در مورد عراق بکار برد و نهایتا ” عراق ” را به سرنوشت امروز دچار کرد . از سوی دیگر ” سازمان مجاهدین خلق ” در داشتن ارتباط با عربستان سعودی ، پرده پوشی نکرده و با توجه به وحدت روز افزون سعودی ها با سیاستهای  منطقه ای خانمان برانداز نتانیاهو ، از هم اکنون ، درست به مانند رهبران اپوزیسیون سوریه می خواهند ، مبارزات مردم ایران را اسیر دست تضادهای منطقه ای میان عربستان سعودی و اسراییل از یکطرف و حکومت اسلامی از دیگر سو کنند . وابستگی اینان به آمریکا از هم اکنون ، روسیه را به این نتیجه قطعی خواهد رساند که هر گونه موفقیت اپوزیسیون با چنین مشخصاتی ، به معنای قدرت گیری دشمنان روسیه در مرزهای جنوبی طرحهای اوراسیایی آن کشور است . روسیه از هم اکنون خود را برای تحرکات گروههای طرفدار سیاستهای عربستان و آمریکا در مسا ئل ایران آماده کرده و حکومت اسلامی نیز با پشتگرمی گره زدن جیات خود به پشتیبانی ” روسیه ” زمینه ساز تبدیل ایران به سوریه دیگری است

 اشتباه ” رضا پهلوی ” و ” مجاهدین خلق” در چیست ؟

 

راهی که ” مجاهدین خلق ” و شاهزاده رضا پهلوی در دعوت آمریکا به مداخله در مسائل ایران در پیش گرفته اند ، راهی که ” مجاهدین ” در وحدت با عربستان سعودی در پیش گرفته است ، در صورت موفقیت ، ایران با به راه سوریه و عراق خواهد کشاند و از اصفهان و شیراز ما ، حلب های دیگری بر جای خواهد گذاشت .

اما  گفتن اینکه فاجعه حلب برای حکومت اسلا می حاکم بر ایران چه درسی دارد ،محلی از اعراب ندارد ، چون اساسا نمی توان به این حکومت ضد مردمی ، امید بست که راه اصلاح و تقسیم قدرت با حتی اصلاح طلبان را در پیش بگیرد . بنابراین این نوشته را در همین جا به پایان برده و امید که با نا امید شدن ” رضا پهلوی ” و ” مجاهدین ” از دخالت آمریکا و عربستان سعودی در مسائل ایران ، کشور ما به سوریه و عراق  دیگری تبدیل نشود

******************************************************************

نوشته های اخبر

Advertisements

Tagged as: , , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: