به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

حقیقت قیام ” رضا شاه ” ، افسران و ایرانیان آزادی خواه در سوم اسفند 1299

parcham2

 به وبلاگ » کاوه فرزند ملت » خوش آمدید 

با کودتای سوم اسفند ، ” رضا شاه ” با مشتی آهنین  بنای” ایران نوین ” را پی ریخت .

 این قیام که در ادبیات سیاسی ما ایرانیان  به نام ” کودتای سوم حوت 1299 ” شناخته می شود ، در چه شرایطی  و توسط چه  کسانی صورت گرفت ؟

 کودتای سوم اسفند نتیجه ده، دوازده سال بی ثباتی و هرج و مرج هم در ایلات و ولایات و هم در پایتخت کشور بود. پس از مشروطه در عوض آن که یک حکومت با ثبات قانونی (چه رسد به دموکراسی) استقرار یابد. سقوط حکومت استبدادی سبب افسارگسیختگی شد. اعیان و اشراف که قدرت دولت را به ارث برده بودند با هم هیچ‌گونه هماهنگی نداشتند و نمی‌توانستند به یک طبقه منسجم تبدیل شوند. در نتیجه در مجلس نیز هماهنگی وجود نداشت و کابینه‌هایی که هر شش‌هفت ماه یک بار تشکیل می‌شدند به زحمت می‌توانستند از یک روز به روز دیگر امور کشور را بگردانند. همین عدم قدرت مرکزی سبب نافرمانی و گردنکشی و هرج و مرج در ولایات شد. در این اوضاع و احوال، جنگ جهانی اول نیز با وجود اعلام بی طرفی دولت ایران به کشورمان سرایت کرد و نیروهای روس و انگلیس و عثمانی و آلمان در خاک ایران یا سرگرم جنگ با هم و یا رقابت‌های مخفی شدند. ضمناً در سال1296یک دولت دیگر به عنوان دولت موقت مهاجرین در کرمانشاه تشکیل شد که دولت مرکزی را قبول نداشت و با اعلام جنگ به روس و انگلیس لشکرکشی‌ها و دخالت‌های آنان را تا اندازه ای توجیه می‌کرد. جنگ که تمام شد چیزی نمانده بود که شیرازه مملکت از هم بپاشد. قحطی سخت و فراگیر از یک سو و اپیدمیک آنفولانزای اسپانیایی که در سراسر جهان پخش شده و سخت کشنده بود” گزارش

دو چهره سیاسی و نظامی ، از مجریان اصلی این حرکت بودند ، ” سید ضیا الدین طبا طبایی ” و رهبر بریگاد قزاق که آن وقت با نام ” رضا خان ” شناخته می شد .

وقتی که کودتا صورت گرفت و فرماندهان ارشد نظامی فعال در این حرکت  کنترل پایتخت ” تهران ” را در اختیار گرفتند ، در اولین اعلامیه خود اهداف اساسی خود را به این شرح اعلام کردند :

 

” اصلاح نظام قضایی، تقسیم اراضی دولت بین دهقانان، لغو کاپیتولاسیون، تأسیس مدارس، راه‌اندازی وسایل حمل و نقل جدید و صد البته لغو قرارداد ۱۹۱۹ ایران و بریتانیا، برخی از برنامه‌های مفصلی است که سید ضیاء و رضاخان بلافاصله پس از کودتا اعلام کرده بودند. بسیاری از این ملی گرایان و روشنفکران راه حل تمام مشکلات کشور را یک دولت مقتدر نظامی و یک دیکتاتور مصلح می‌دانستند که بتواند چنین تصمیم‌هایی را به جای شاه ناتوان قاجار بگیرد.”

و در یک جمله :

برانداختن ریشه جنایتکاران خودخواه تن‌پرور داخلی» و «رهانیدن ملت ایران از سلسله رقیت مشتی دزد و خیانتکار»

 

بعد از  کناره گیری سید ضیا از قدرت ، رضا شاه در سال 1303 فرمان نخست وزیری حود را دریافت کرد و ابتدا به تلاشهای بسیار برای بر قراری ” جمهوری ” دست زد که با مخالفت ” روحانیون مرتجع” روبرو شد ؛در این میان روشنفکران و ملی گراها که از تمرکز قدرت در دست “سردار سپه ” نگران بودند ، در مقابل این تلاشها ایستادند و نهایتا مجلس موسسان در سال 1304 ، سلسله قاجار را منحل و سردار سپه را بعنوان ” بنیانگذار سلسله پهلوی  ” بر گزید .

آیا انگلستان در انجام این کودتا نقش داشت ؟

دکتر “صدرالدین الهی ” روزنامه نگار بر جسته  ، تنها فرد ی است که با “سید ضیاء ” در این بار مصاحبه کرده و این پرسش را با وی در میان نهاده است متن این پرسش وپاسخ در ص 32 کتاب ” سید ضیاء مرد اول یا دوم کودتا ” به صورت زیر آمده است: 

 پ :آقا پول کودتا از کجا آمد ؟

ج: انگلیسی ها دادند

پ: به کی ؟

ج: به من

پ : چرا

ج: آنها را گول زدم وعده دوستانه دادم

پ : چه وعده ای ؟

جواب نمی دهد

پ: با رضا خان چه کسی تماس گرفت ؟

ج: من 

پ: با چه بهانه ای ؟ با بهانه کودتا ؟

ج : نه به بهانه دریافت حقوق پس افتاده و درجات معوقه

پس سید ضیا با وعده بر روی کار آوردن یک دولت انگلیسی ، در حقیقت در زمانی که همه روابط سیاسی در ید قدرت انگلیسی ها بوده است ، موافقت آنان را برای انجام کودتا گرفته است و جالب است که در اولین روز های بعد از کودتا ،100 نفر از درباریان وابسته به انگلیس و روس را دستگیر و زمینه اختلاف میان سران کودتا و پیر استعمار انگلیس از همانجا آغاز می شود و بازهم جالبتر اینکه “سید ضیاء ” می گوید که ” رضا خان ” از هماهنگی وی با ” انگلستان ” خبر نداشته است . امروز بعد از نزدیک به یک قرن روشن است که ایرانیان توانستند ، مملکتی را که بخاطر خیانتهای ” سلسله قاجاریه ”  و بر اساس قرار داد 1919 در حال تبدیل شدن به کشوری تحت الحمایه بود ، از چنگ قدرتهای خارجی بیرون آورده و این مملکت را تبدیل به کشوری مورد تایید مراجع بین المللی نمایند . شکی نیست که آن تلاشها و آن مجاهدتها به بار نشست و نهایت اینکه وقتی که انگلیسی ها دیدند که اختیار کار از دستشان خارج شده است  و دیگر امکان احیا قرارداد 1919 را ندارند ، بنای مخالفت با ” رضا شاه ” و انتقام گیری از وی را گذاشتند که این توطئه ها نهایتا خود را در اخراج ” رضا شاه کبیر ” در ایران با بهانه همکاری وی با آلمانها به نتیجه رسید .

حرکت سوم اسفند را می توان نقطه شروع بنیانگذاری ایران نوین و جدایی همیشگی از ایران ماقبل مدرن نامید ، حرکت بسوی پایه گذاری دولت مستقر و مقتدر مرکزی ، پول واحد ، سیستم اداری واحد ، زبان واحد ، ارتش متحد الشکل از اولین الزامات دستیابی به اهداف انقلاب مشروطه بود که بدون وجود آنها دستیابی به دولت قانون و عدالتخانه و پایه ریزی کشوری مدرن و پیشرفته غیر ممکن بود و با توجه به این حقیقت ، ” دولت بر آمده از کودتای سوم اسفند ”  فرزند خلف مشروطیت” و جانفشانی های پدران ما برای دستیابی به استقلال و آزادی و برابری آحاد افراد  در مقابل قانون بوده است . البته نباید از یاد برد که تمامی کشور های جهان ، در سیر  بسوی مدرن شدن ، دوره هایی از دیکتاتوری و انحصار قدرت را تجربه کرده اند که ” استبداد رضا شاهی ” نیز از این دریچه قابل فهم و نقد است .

امروز ایرانیان فارغ از هر دسته و گرایش سیاسی ، مدیون آن حرکت آزادی خواهانه و استقلال طلبانه هستند و اگر کشوری با نام ایران هنوز در این جغرافیا و این  آب و خاک ، وجود دارد مرهون تلاشهای وطنپرستانه حرکت سوم اسفند است .

“رضا شاه کبیر ” ، نماد  ملی گرایی ما ایرانیان ، نماد آغاز حرکت انسان ایرانی برای رستاخیز وبه دور انداختن افکار کهنه ؛ نماد ” ملی گرایی ” ، نماد میل به تجدد و نوگرایی و مدرنیته و در افتادن با ارتجاع و دخالت روحانیت در امور قضا یی و آموزش و سیاست و زندگی اجتماعی است . روحانیت و ارتجاع و استعمار ” انگلیس “از ” رضا شاه ” سیلی سختی خورده اند و تلاش های اینان برای خراب کردن این چهره در خشان و نماد ” ایران نوین ” از این دریچه قابل فهم است .

البته دفاع از ” رضا شاه ” کبیر و حتی ” سلطنت ” وی  را باید ، در محدوده زمانی خود درک کرد و امروز هر گونه حرکت تجدد خواهی و مدرن کردن سیاست و جامعه در ایران از منظر”نظام سیاسی  مدرن ، به روز و متجدد” قابل دستیابی است که باید در بحثی دیگر به آن پرداخت .

با تشکر از همراهی شما ، ما فرزندان ایران زمین ، در ادامه راه و تلاش پدرانمان در انقلاب مشروطیت و فرزند خلف آن نهضت ، ” رضا شاه کبیر ” ، تا رسید ن به اهداف ملی آن مردان بزرگ ، از پای نخواهیم نشست .

بخشی از شعر روزنامه نگار با سابقه ” آقای علیرضا نوری زاده ” در باره روز سوم اسفند :

 سوم حوت ولی اسفندی است

یادگاری است ز مردی عاشق

که حضورش در پهنه تاریخ هویدا شده است

سرفرازین سرباز

کو نگاهی به وطن داشت به زیبایی دل

در سحرگاهان بانگش پیچید  حکم صادر شد

شهر خلوت شد ه بود

 دوله ها سلطنه ها  در زندان

خانه ملت مسکین ویران …

موفق ، سربلند و پیروز باشید ،کاوه فرزند ملت .

Tagged as: , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

Start here

%d bloggers like this: