به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

دو الگو و دوهدف برای سرنگون کردن حکومت اسلامی .

parcham2

 به وبلاگ » کاوه فرزند ملت » خوش آمدید 

alandgoo

اول سخن باید بگویم که این دو الگو در شرایط بین المللی و داخلی فعلی مطرح است ودر صورت تغییر شرایط جهانی و آریش نیروهای داخل کشور طبیعتا باید راه حلهای دیگری  برای این هدف  ، مطرح شود و همچنین در این نوشته و سخن فرض بر این است که این رژیم در کلیت خود اصلاح پذیر نیست و باید منحل شود . یعنی حتی اگر زمانی قدرت در این نظام با اصلاح طلبان هم تقسیم شود ، این بمعنای  اصلاحات در نظام نیست ، چون در دوره ریاست جمهوری ” خاتمی” با رای بیست میلیونی هم شاهد بودیم که اصلاح طلبان قوه مجریه و مقننه را هر دو باهم داشتند و دریغ از یک قدم کوچک عقب نشینی اصولگرایان افراطی ، اما از قدرت گیری بیشتر اصلاح طلبان می توان این بهره را برد که با توجه رشد تضاد میان قوه های مختلف اداره ه کننده کشور ، منفذهایی برای بیان اعتراضات در قالبهای نه چندان خطرناک و پر هزینه ، برای مردم فراهم خواهد شد . اما  اینکه نظام سیاسی حاکم بر ایران اصلاح پذیر نیست الزاما ربطی به اسلامی بودن این حکومت و روحانی بودن بخشی از قدرت  ندارد ، سنت  نظامها ی سیاسی در ایران این  بوده است که  فقط یا زمانی که با شورش گسترده روبرو شده اند یا  مقام اول حکومت  ، ترور و یا بقتل رسیده است ، ونظام عملا منحل شده است شاهد برروی کار آمدن حکومت و نظام سیاسی دیگری بوده ایم . ج.ا. هم به این درد مبتلاست و خامنه ای و سپاه ، نشان داده اند که بنا به سنت معمول در ایران جز با روبرو شدن با قدرت مردم و نه قدرت خارجی  دست از حکومت نخواهند شست  . جمهوری اسلامی علیرغم ادعای انقلابی بودن نتوانسته است  کوچکترین تغییری در این سنت کهن و مذموم  بوجود آورد . کشور ما از صدها سال پیش و تا کنون دچار دور باطل استبداد و شورش بوده است و اکنون نیز به این درد مبتلا ست .  ما باید این سنت را به  گذر ازاستبداد خامنه ای به انقلاب مدرنی که به استقرار جمهوری دوم منجر بشود  تغییر دهیم .

اما در باره شکل سرنگونی حکومت اسلامی دو الگوی اساسی اما کاملا متفا وت در اذهان و عمل  کسانی که خواهان سر نگونی  این نظام هستند وجود دارد .

  • حمایت فعال و حتی اگر لازم باشد نظامی خارجی همراه با تشدید فعالیتهای سیاسی – نظامی
اپوزیسیون .

 

اگر بخواهیم بدون رودر بایستی در این باره صحبت کنیم طیف طرفداران شاهزاده رضا پهلوی و هواداران سازمان مجاهدین خلق ، به طور آشکار و پنهان طرفدار چنین تزی هستند . این دسته از ایرانیان به نمونه های سرنگون شدن ” صدام حسین ” بواسطه دخالت نظامی آمریکا در آن کشور ، سرنگون شدن “معمر قذافی ” در اثر دخالت نظا می اروپا و آمریکا ، وسقوط ” طالبان ”  اشاره می کنند .  هر چند که این دو گروه و طیف سیاسی  ،در موضع گیریهای رسمی ،  مخالف با هر گونه مداخله نظامی خارجی در کشورمان ایران هستند ، اما با توجه به  شباهت شعارها و همکاری تنگاتنگ با آن دسته از رهبران سیاسی در آمریکا که شعار ” تغییر رژیم” را سر می دهند ، شک نباید کرد که مدل پیشنهادی این دسته از گروهها و شخصیت های اپوزیسیونی نمونه های عراق و افغانستان و لیبی است . هر چند که در این کشور ها و تا کنون جنگ داخلی خانمانسوز و براه افتادن سیلاب خون واقعیتی غیر قابل کتمان است ، اما طرفداران این روش به نابود شدن نظامهای سیاسی  طالبان ، بعث عراق و دولت ” معمر قذافی ” بعنوان بر گ برنده برای اثبات درست بودن  پیشنهاد خود اشاره می کنند . مثلا وقتی شعار ” اکنون نوبت ایران است همزمان از زبان ” شاهزاده رضا پهلوی ” و ” مایکل لدین ” سیاستمدار طرفدار دخالت نظامی در ایران شنیده می شود ، وقتی که همراه با اوج فعالیتهای سیاستمداران جنگ طلب در آمریکا ” رضا پهلوی ” نیز بر شدت حضور خود در مجامع سیاسی می افزاید  وقتی که افزایش تحرکات سیاسی “سازمان مجاهدین خلق ” با بر روی کار آمدن ” دونالد ترامپ” همراه می شود ، وقتی که افزایش تحرکات نظامی ” حزب دموکرات کردستان ایران ” با  تشدید تضادهای منطقه ای ریاض و تهران همزمان می شود و رهبر این حزب از اسراییل برای مبارزه با ج.ا. درخواست کمک می کند ، زمانیکه مانور های سیاسی ” سازمان مجاهدین ” بر روی برنامه های هسته ای حکومت اسلامی ، کاملا و طابق النعل بالنعل بیان کننده حساسیتهای ” بنیامین نتانیاهو ” که خود همیشه خواهان حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران است  می شود  ، دیگر نمی توان این ادعا را پذیرفت که این دسته از ایرانیان ، با دخالت نظامی خارجی برای سرنگون کردن ج.ا. مخالف هستند و یا با آن مقابله خواهند کرد  .

 طرفدران حمله نطامی اپوزیسیون با کمک گرفتن از برنامه ” دخالت بشر دوستانه ” آمریکا  معتقدند که اکثریت مردم در داخل خواهان سرنگونی رژیم بوده و بخاطر سرکوب شدید ، امکان قیام بر علیه نظام ستمگر اسلامی را ندارند ، این نظرات ایران را بمانند یک بشکه باروت می دانند که برای انفجار نیازمند یک جرقه است ،اینان آن جرقه را حضور خود در داخل کشور می دانند که بفوریت موجب قیام عمومی بر علیه “رژیم ” خواهد شد و بر اساس این نظرات  کار رژیم در چشم بهم زدنی تمام خواهد شد . این نظرات  بمانند نظرات انقلاب کوبا و چین خود را موتور کوچکی میدانند که کافی است در داخل امکان حضور داشته باشند تا موضوع روشن شدن موتور بزرگ نیز حل شود  باور کنید که ” شاهزاده”  نیز بی آنکه خود بداند فکر می کند فقط اگر پایش بداخل برسد کار تمام است . یعنی  نه تنها ” سازمان مجاهدین” که شاهزاده هم می خواهد نقش موتور  کوچک  را بازی کند .

.طبیعتا برای طرفدران چنین نظراتی گرفتن کمک حتی نظامی خارجی برای امکان حضور فیزیکی در داخل که  بزعم اینان ببار آورنده پیروزی ملی خواهد بود قطعا مورد نطراست .

این نظر درست است که بخشهایی از مردم ، آماده طغیان و حرکت خشونت آمیز بر علیه حکومت هستند ، اما کلمه  ” مردم ”  در اینجا، بسیار عام است باید دید کدام دسته از ایرانیان داخل کشور ، بمانند بشکه باروت آماده انفجار بوده و منتظر اپوزیسیون همراه با نیروهای نظامی خارجی برای برخواستن بر علیه

نظام هستند .

کدام بخش از ایرانیان داخل کشور طرفدار چنین سناریویی هستند ؟

 در کشور ما حدود 14 میلیون  نفر حاشیه نشین شهری وجود دارند ، اینان نه سرپناه مناسب دارند ، نه از سیستمهای حمایتی مناسب بر خوردارند و در صورت به هم ریختن کشور هیچ چیز ندارند که از دست بدهند ، اینان احساس مسئولیتی در مقابل جامعه ای که در مقابل آنان احساس مسئولیتی نمی کند ، ندارند . اینان پایگاه اجتماعی طرفدار دخالت خارجی و هرج و مرج هستند . حساسیت ج.ا.  ونیروهای انتظامی اش به آنچه که آنرا مبارزه با ارادذل و اوباش و اشرار می نامد از این واقعیت ریشه می گیرد .

این دسته از ایرانیان  آرزوی نابود کردن و تخریب همه مظاهر و نمودهای ثروت و نخوت سران سیاست و ثروت  را سالهاست که در دل می پرورانند . اینان همان انبار باروت آماده جرقه مورد اشاره گروههای اپوزیسیونی فوق الذکر هستند ، اما باید دقت کرد که هر حرکتی که بدنه اصلی و جمعیت عمده آن ، حاشیه نشینان شهری باشند نه انقلاب که شورش و یا حتی شورش کور  است که ممکنست بتواند نظام را سرنگون کند ، اما قادر به بوجود آوردن نظام سیاسی بهتری نخواهد بود . حاشیه نشین شهری را نمی توان آموزش داد ، قابلیت پذرفتن سازماندهی ندارد ، اهل کار تئوریک نیست ، اگر دقت کرده باشید ، طرفداران گروههای سیاسی فوق الذکر نیز بشدت ضد روشنفکر و کار مطالعاتی بوده و  برخوردها ی تئوریک با مسائل سیاسی – اجتماعی را  مسخره می کنند . تنها  حاشیه نشینان شهری بستر قدرت گیری گروههای سیاسی متحد نیروهای مئاخله گر خارجی خواهد بود

 

  • شورش نه ! انقلاب آری ، اپوزیسیون مترقی باید در پی جذب سیاسی ترین بخش مردم باشد

وجه اساسی اختلاف میان روش دوم با روشی که به نوعی بقیمت پذیرش حمایت خارجی می خواهد ” که در اینجا منظور ” دولت ترامپ ” است ، رژیم ” را بر اندازد  اینستکه مدعیان چنین نظری بر آنند که اگر مردمی آماده ساقط کردن رژیم سیاسی حاکم بر خود باشند ، عملا هیچ نیازی به دعوت از کشور های خارجی برای دخالت در امور کشورمان را ندارند ، یعنی صرف درخواست از ترامپ و سیاستمداران جناح راست در آمریکا برای زیر ضرب قرارد دان ج.ا. بخودی خود دلیل اینستکه اپوزیسیون نتوانسته با مردم و سیاسی ترین  بخش مردم ایران در  داخل کشور ارتباطات لازمه را یافته و آنها را سازماندهی نماید .

در بخش اول گفتیم که حاشیه نشینان شهری که در صورت حمله خارجی  می توانند به قدرترین دشمن حکومت اسلامی تبدیل شوند و آماده شورش هستند ، خطرناکترین بخش مردم ایران در جهت  جلب طرحهای دخالت خارجی هستند . این بخش از مردم  فعال سیاسی نیستند ، با سیاست هم کاری ندارند ، اما آماده بهره برداری سیاسی از هرج و مرج ناشی از خلاء قدرت مرکزی در زمان تضعیف سازمانهای امنیتی – انتظامی هستند .

تشکیل دهندگان ” کمیته های انقلاب ” بعد از انقلاب 1357 که قصد اساسی اشان از شرکت در انقلاب  غارت و تجاوز ودزدی بود  ، حاشیه نشینان شهری آن سالها بودند

 

 اما سیاسی ترین بخش مردم ایران چه کسانی هستند

، آن بخش از روشنفکران که بدنبال انقلاب  در ایران ونه ایجاد  شورش هستند ، باید بدنبال ” سیاسی ترین ” بخش های  مردم باشند ، اما سیاسی ترین بخش مردم ایران  چه اقشار و طبقاتی هستند ؟ منظور از سیاسی ترین مردم نه الزاما به معنای مترقی بودن است که سیاسی ترین  اقشار مردم کسانی هستند که برای بدست آوردن اهداف سیاسی و اجتماعی و نه فردی  خود حاضر به پرداخت بها ، زندان رفتن ، به میدان جنگ رفتن و کشته شدن و…. باشند

  تقسیم بندی مردم بدون 14 میلیون حاشیه نشین شهری بر اساس درصد آنان در  کل نیروی کار

الف .کارگران کشور که حدود 31% نیروی کار را تشکیل می دهند  بخاطر بخور ونمیر ، گیرم که زیر خط فقر ، ریسک دلبستن به شورش و هرج و مرج را نمی دهند و به خاطر عدم امکان ارتباط با روشنفکران مترقی و سرکوب شدید ، عمده حرکاتشان صنفی بوده وتا کنون  ریسک دست زدن به حرکت سیاسی بر علیه رژیم را نپذیرفته اند . پس کارگران ما در حال حاضر ” سیاسی ” نیستند .

اما دو  بخش زیرین  سیاسی ترین نیروهای  مردم ایران هستند . منطور از سیاسی ترین می تواند نه الزاما آگاهترین اقشار اجتماعی  وکاملا بر عکس محافظه کارترین اما  فعالترین و از جان گذشته ترین اقشار اجتماعی باشد که خطر نابودی تاریخی را بر فراز سر خود می بینند .

شب روز را در خود می پروراند و ج.ا. دشمنان خود را

ب- صاحبان بنگاههای تولیدی خرد ، مغازه داران ،سلمانی ، خیاطی ، کارگاههای خرد  نجاری ، اهنگری ، ریخته گری ،  اینان که بعد از سال1357 روز بروز سهمشان در نیروی کار بیشتر شده است و اکنون 41% نیروی کار را تشکیل می دهند . این قشر بخاطر رانتهایی که به اشکال مختلف از نهادهای وابسته به بخشهای حکومتی و نه دولتی می گیرد و از گسترش یافتن روابط سرمایه ای کلان و بزرگ شدن بخش کارگری بشدت نگران است ، این دوقشر  یکی از دو قشر بشدت سیاسی ( و نه انقلابی ) است و تمام تخم مرغ های خود را در سبد حمایت از رِژیم قرار داده است ، بخش وسیعی از شرکت کنندگان در نماز های جمعه و مراسم های حکومتی همین ها هستند . یک اپوزیسیون توانا که بخواهد به حمایت خارجی دل نبندد و به حرکت از داخل امید داشته باشد باید بتواند این سیاسی ترین گروه را با خود همراه کند ، اینان در راه حفظ منافع طبقاتی که خود که آنرا در معرض نابودی تاریخی می بینند ، حاضر به هر فداکاری و حتی جانبازی هستند . اما اینان فعلا نجات خود را در دفاع از حکومت می بینند . همراه کردن اینان و قانع کردنشان به اینکه راه نجاتشان در دفاع از ج.ا نیست  کار سختی است اما شدنی است ، این اقشار بسرعت خواهند فهمید که همه در امدشان هم کفاف بازپرداخت وامهایشان را هم نمی دهد . اینان بخاطر اینکه فکر می کنند رفع نابرابری در مقابل قانون و  داشتن حمایتهای دولتی – شغلی  از کانال ج.ا. صورت خواهد گرفت ، از این نظام حمایت می کنند ، اینان که حزب اللهی بدنیا نیامده اند ! خود خمینی هم گفت که مردم با هیچکس عقد اخوت نبسته اند . اینان یکی از دوقشر سیاسی در کشور مان ایران هستند . هر کس که بتواند این اقشار را بخود جذب کند توان دست زدن به ایجاد تغییرات اساسی در کشور را خواهد داشت . ج.ا. نیز با داشتن حمایت این قشر که قوی ترین گروه در نیروی کار و تولید کننده ثروت است ، قدر قدرتی می کند وبر سر سرنیزه نشسته است .

 

ج-  اقشار متوسط و مدرن کارمندان ، معلمان ، اساتید دانشگاه ، کارگران متخصص ، هنر مندان  که 10% از نیروی کار را تشکیل می دهند و با توجه به بر خورداری از امکانات مالی ، پس اندار ، سهام و سود حاصله از آن  ، خواهان انتقال آرام قدرت و باصطلاح اصلاح طلب هستند ، اینان قدرت کار تئوریک ، سازماندهی ، سخنرانی و سیاسی کردن حرکات صنفی را دارند . اینان در نبود یک اپوزیسیون مستقل  و نا وابسته به قدرتهای خارجی  فعلا  به  اصلاح طلبان امید بسته اند . اینان حساسترین بخش مردم ما در مقابل ظلم و بیعدالتی ، فقر ، فحشا و ناهنجاری های اجتماعی و خطراتی که وحدت ملی ما راتهدید می کنند هستند .

فضای سیاسی در ایران در حال حاضر در انحصار این دو گروه اساسی است که گروه اول در ترس از قدرت یابی سرمایه داری بزرگ و بازگشت گروههای سیاسی وابسته به خارجی ، بصورت یک طیف و بدرجات مختلف متحد حکومت بوده و حکومت بیشترین جذب نیرو برای بسیج و سپاه و نیروهای سرکوبگر خود را از میان فرزندان این اقشار صورت می دهد . اینان همان اقشاری هستند که خود حکومتی ها می گویند که اگر بر علیه حکومت بر خیزند کار حکومت تمام است .

گروه دوم را اما راحت تر می توان جذب کرد و آنان را قانع کرد که قدرت گیری اصلاح طلبان  بعنوان اهرمی برای تضعیف کل حکومت و تضعیف آن مثبت است ، اما نباید انرا بعنوان راه حل نهایی قلمداد کرد ، اینان اگر به سرنگونی حکومت اهتمام کنند بسرعت آن 31% نیروی کا ر کارگری را نیز بسوی تبدیل کردن حرکات صرفا صنفی به حرکات سیاسی که تغییر حکومت را طلب کنند ، وادار خواهند کرد . همراه با حذف اصلاح طلبان از سوی حکومت ، زمینه جذب این نیروها در جهت بوجود آوردن یک اپوزیسیون سرنگون طلب مستقل و ضد دخالت خارجی بیشتر می شود .

دشوار ترین بخش وظیفه روشنفکران مترقی و مستقل از قدرتهای خارجی  ، جذب اقشار صاحبان بنگاههای خرد تولیدی است که پر جمعیت ترین و قدرتمندترین بخش نیروی کار در ایران بوده و از نظر فرهنگی ، تاثیر گذار ترین بخش مردم هستند ، این اقشار تا آحرین لحظه در کنار حکومت خواهند بود و تنها و فقط  بعد از دل کندن اقشار مدرن و کارمندان و وکلا و پزشکان و معلمان از اصلاح طلبان و رسیدن به باور سرنگونی طلبی ، ریزش این اقشار  از حکومت  نیز شروع خواهد شد  .این روندی است که ما و مردم باید طی کنند ، هر روش دیگری به بر خوردهای خشونت آمیز طبقاتی و ملی  و جنگ ئاخلی منجر خواهد شد . راه سختی است ، اما برای اهداف سترگ ،به تلاشهای جانانه و انسانهای جان بر کف نیاز است ، راه دیگری نیست .

 

Advertisements

Tagged as: , , , , , , , , , , , , ,

Categorised in: اقتصاد سیاسی, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: