به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

“علی علیزاده” و پهلوان پنبه مدرنیته اسلامی “علی خامنه ای “

 

 

 

نظری به  گفته های “علیزاده ” در برنامه  پرگار با نام :” مدینه فاضله ” آیت الله خامنه ای “

” علیزاده” متوهم مدرن ؛ برای ولایت ” خامنه ای ” شمشیر می زند ،

 

  • ” علی علیزاده ” در برنامه پرگار ” بی بی سی فارسی ”  با عنوان ” مدینه فاضله آیت الله خامنه ای ” نقش یک ذوب شده در ” ولایت خامنه ای ” را از خود بنمایش می گذارد .
  • پدیده ای ” مدرنیته اسلامی ” مطرح شده و منسوب به ” خامنه ای ” از سوی ” علیزاده در حقیقت وجود دارد اما نقش آن نه دمکراتیک کردن جامعه که بعنوان سدی محکم در مقابل ترقی خواهی اجتماعی ایرانیان عمل می کند
  • ظهور بعضی مظاهر یک جامعه مدرن در کشور ، به “ایران اسلامی” تحمیل و این پدیده ها نه انتخاب آگاهانه ” خامنه ای ” که از سر ناچاری است
  • حفظ چهارچوب و مرزهای جغرافیای سیاسی ایران و تلاش ” خامنه ای ” در این راه اساسا ماهیت مترقی نداشته وصرفا تلاشهایی برای حفظ نظام اسلامی اما به قیمت ضربه به اساس وحدت ملی و ماهیتی بشدت ارتجاعی دارد  .
  • “خامنه ای ” در جایگاه ” ولی فقیه ” نه رهبری بیطرف میان احزاب ، گرایشات ، اقشار و طبقات سیاسی اجتماعی ، که بند بازی بی اصول در ایجاد بحران میان فاکتورهای فوق الذکربسودادامه ” ولایت ” خود است .
  • و نهایت اینکه “علی خامنه ای ” در جامعه بشدت متحول ایران امروز بعنوان هماهنگ کننده تلاشهای ارتجاعی اقشار و احزاب و گرایشاتی است که از گسترش روز افزون مدرنیته در ایران هراسان بوده و این رهبر بعنوان قلعه بان قلعه محکم ارتجاع در کشور نقش  بازی می کند 

 

 

اثبات ” ذوب شدگی ” “علیزاده ” در ” خامنه ای ” کار مشکلی نیست . در همین برنامه ” پرگار ” وقتی که گرداننده برنامه از وی می خواهد که از ” خامنه ای ” انتقاد ی هم کند ، وی از بیان هر نوع نقد نسبت به ” رهبر ” خود دار ی کرده و با این بهانه که تا کنون از ” خامنه ای ” نقدهای بسیار شده است و بهتر است وی در این برنامه نکات سفید این فرد را بمیان آورد از بیان حتی یک انتقاداز ” رهبر با بصیرت خود ”  خود داری می کند

با توجه به این واقعیت می توان گفت که  وی در بررسی مسائل مطروحه در برنامه فوق الذکر نه یک تحلیلگر بیطرف که مرید ” علی خامنه ای ” است وطبیعتا همه نطراتش نیز بشدت ایدئولوژیک و نوعی هویت سازی برای گفتمان بشدت عقب مانده ای ( تمدن اسلامی ) است که رهبر ج.ا. با استفاده از منابع همگانی سعی در معرفی آن بعنوان برنامه ای ملی دارد

“علیزاده ” تصویری از “خامنه ای ” بنمایش می گذارد که گویا وی رهبری مدرن و معتقد به مجری کردن “سیر رشد کلاسیک جوامع غربی در رسیدن به سکولاریزم و دموکراسی ” در ایران و از جمله پروسه تشکیل ” دولت – ملت ” است  اما بخاطر سطح درک پایین هوادارانش این ” پروژه ” خود را تحت عنوان “تمدن اسلامی ” نام می برد تا مورد مخالفت هوادارانی که این عنوان را بهتر می فهمند ، قرار نگیرد .

قبل از هر چیز باید گفت که از صحبت های ایشان می شود برداشت کرد که خود ” علیزاده ” عقیده دارد که کشور ما ایران برای گام برداشتن در مسیر رشد و ترقی ، باید به مانند بسیاری از جوامع اروپایی ، از مراحل مختلفی مانند پروسه مدرن تشکیل دولت ملت که در ادامه مسیر خود به سکولاریزم و دفع دخالت روحانیت در سیاست منجر شد ، باوردارد ، آنطور که وی می گوید ” خامنه ای ” خود نیز به این سیر رشد معتقد است اما بنا بضرورت آنرا بزبان قابل فهم هوادران خود بیان می کند ، یعنی ” خامنه ای ” که بزعم ” علیزاده ” معمار پروسه “دولت – ملت ” برای کشور است مطلع است و آگاه است که  این سیر رشد  همچنانچه در اروپا به حذف دخالت روحانیت در سیاست منجر شد در ایران نیز این نتیجه را به بار خواهد آورد  اما  به هر حال و فداکارانه  آنرا اجرا می کند ، طبیعی است که این ادعای ” علیزاده ” با هیچ عقل سلیمی جور در نمی آید و بقول معروف این تفسیر از آن واقعیت ” لا یتچسبک ” است . دخالت ” خامنه ای ” در مجری کردن بعضی پدیده ها و تاسیسات و نهادهای مدرن در ایران دنباله مشی و سیاستی است که روحانیت  اما از نوع  باصطلاج مترقی آن در برخورد  با این واقعیت در پیش گرفتند  ، یعنی خود مدرسه ساختند تا در آن درس فقه هم داده شود ، یعنی از تاسیسات مدرن برای ضربه زدن به خود پروسه مدرنیته در کشور استفاده کردند . بخش ارتجاعی روحانیت که اساسا موضوع را تحریم کردند ، درست مانند اختلافی که مثلا امروز میان ” مصباح یزدی ” و ” صانعی ” بر سر موضوعات مختلف وجود دارد .

آنچه در واقعیت شاهد آن هستیم اینستکه ” خامنه ای ” بعنوان نماینده روحانیت  و آنهم بخش ارتجاعی و نه مانند حتی ” حسن روحانی ” و ” هاشمی رفسنجانی” ، خود از سیر حرکت  مدرن جامعه که  مستقل از نظام سیاسی حاکم بر آن در جریان است   ، بشدت دچار هراس شده است و با طرح اشکال انحرافی سعی در نابود  کردن تاسیسات و نهادها و بروز اشکال مختلف زندگی مدرن دارد ، خامنه ای خود همان نقطه ثقل هراس از مدرنیته و مبارزه با آنست ، اگر سیر رشد طبیعی مدرن شدن جامعه بسوی تقویت تاثیر گذاری انتخابات در دخالت مردم در تعیین سرنوشت خود است ، وی با تاسیس نهادی ارتجاعی با نام ” شورای نگهبان “دخالت مردم در تعیین سرنوشت سیاسی خود را بسود خودو روحانیت ارتجاعی منجر می کند ،اصل تفکیک قوا رابا دخالت مستقیم در انتخاب مثلا ” رییس قوه قضاییه ” ، ” ریاست جمهور ” به نابودی کشانده است . شاید بگویید این قانون اساسی است که به وی چنین اختیاراتی می دهد درجواب باید گفت پس این قانون اساسی ، قانونی بشدت ضد مدرن است و وی از این موقعیت استفاده برده و برخلاف گفته ” علیزاده ” که سعی در معرفی ” خامنه ای ” بعنوان ” رهبر حرکت مدرن ایران ” دارد ، هیچ تلاشی برای ایجاد تغییر در آن نمی کند . حضور زنان در دانشکاهها و زندگی اجتماعی را با تشکیل بسیج خواهران بخدمت اهداف امنیتی – انتظامی خود به انحراف می کشاند ، انتخابات ، حضور اجتماعی زنان ، گسترش دانشگاهها و حرکت مرجعیت از حوزه ها به دانشگاهها به خامنه ای تحمیل می شود ، وی این پدیده ها ی اجتماعی را انتخاب نمی کند با آنها مبارزه می کند ، سعی در به انحراف کشاندن آنها دارد و نهایتا در مقابل آن می ایستد وبا استفاده از موقعیت مذهبی خود سعی در ” تکفیر ” آنان البته با توجه بهشرایط فرهنگی-سیاسی کشور دارد .”علیزاده ” دائما بر روی این موضوع تاکید دارد که ” خامنه ای ” نمی خواهد که ایران در هاضمه سیستم جهانی نابود شود و ج

 

الب است که گاها می گوید که “خامنه ای ” می خواهد این پیوستگی ” با روند کندتری صورت گیرد ، در این صورت نقش خامنه ای خدمت به سیستم سرمایه داری برای کمک به هضم آهسته تر که موجب مشکل برای پروسه هضم نشود است ، اگر ” خامنه ای ” می توانست پیوستگی ایران با سیستم اقتصادی جهانی را معماری نماید به نحوی که ما اکنون با تعطیلی مراکز تولیدی ، نابودی طبیعت ، تفوق سرمایه مالی و انگلی بر همه حوزه های فعالیتهای اقتصادی روبرو نبودیم آنگاه می شد از وی بگذار آخوند باشد ، بعنوان یک قهرمان نام برد، اما در حالتیکه در اقتصاد و سیاست و اجتماع امروز در ایران می بینیم و شاهد نابودی مراکز تولیدی ، فقر و فحشا و اعتیاد و نابودی طبیعت و رودخانه و دریاچه که همه مظاهر تسلیم بی قید و شرط در مقابل اقتصاد جهانی هستند ،” خامنه ای ” از سرمایه داری فقط جنبه های منفی و نابود کننده اش را بارمغان آورده است .

 علی خامنه ای نه یک ” قهرمان ” که یک پهلوان پنبه است که شعار بسیار می دهد ودر عمل همه مشکلات یک جامعه با تسلط اقتصاد مالی ،  اختلاس و دولتمردان مختلس ، سطح پایین فرهنگ سیاسی در میان سیاستمداران و نابودی طبیعت راکه همه نشانه های تسلیم در مقابل هجوم جنبه های مخرب “جهانی سازی” و ” نئولیبرالیزم ” است را  باسیاستهای خود به کشور ما ارزانی داشته است ” خامنه ای ”  نه قهرمان که ضد قهرمان ، نه انقلابی که ضد انقلاب و مظهر تلاش طبقات مرتجع و محافظه کار جامعه ما بر ضد پیشرفت و ترقی و تعالی اجتماعی است.

 ” خامنه ای ” حتی به بخش مترقی روحانیت مانند ” خاتمی ” ، “کدیور ” ، منتظری ” ، ” صانعی ” بشدت بی مهر بوده و انان را با خطر زندان و شکنجه و اجبار به تبعید روبرو می کند

آیا ” خامنه ای ”  بعنوان حافظ و نگهدار مرزهای سرزمینی و چهارچوب قلمرو جغرافیای سیاسی کشور عمل کرده است ؟

شکی نیست که حفظ قلمرو سرزمینی و چهارچوب جعرافیای سیاسی یک کشور و تبدیل شدن مثلا ” ممالک محروسه ” به کشور ایران از علایم رشد و ترقی کشور ما بوده است ، اما آنچه در ج.ا. بوقوع پیوسته حفظ نظام اسلامی که قطعا بیانگر منافع فقط  بخشهایی از مردم ایران و قراردادن این سیاست در مقابل منافع ملی که باید منافع همه اقشار در ان مستتر باشد بوده است ، آقای ” علیزاده ” در همین جلسه پرگار بر گرفته از گفتمان بکار برده شده از سوی ولی فقیه و مداحان و تعزیه گردانان و فاشیستهایی مانند ” احمدی نژاد ” بارها و بارها از طبقه متوسط بعنوان مشتی رانتخوار که در ایران تحصیل می کنند و به خارج فرار می کنند صحبت می کند ، بر خلاف این گفته وی بخش وسیعی از فعالیتهای بشدت تخصصی حتی قرار گاه ” خاتم الانبیا “سپاه پاسدران ، بر دوش هزاران زن و مرد مدرن و مترقی مانند اساتید دانشگاهها ، دکتر، مهندس ، وکلا و متخصصان امور انفورماتیک و وزارت خارجه است . “علیزاده” که پیرو مکتب سیاسی ” خامنه ای ” است ، با همان لحن ” خامنه ای ” به خود اجازه می دهد که به بخشی از همین ملت تحت عنوان ” رانتخوار ” و “بی مسئولیت ” و ” فراری ” توهین کند ، این نوع بر خورد دقیقا ضد ملی و مخرب وحدت ملی است .

 40 سال است که ج.ا. با همین لحن سعی در رودر رو قرار دادن اقشار و طبقات و احزاب در مقابل یکدیگر دارد . اوج این بر خورد ضد ملی در دوره ” احمدی نژاد ” بود که با شعار دروغین دفاع از ” مستضعف ” سعی در رودر رو قرار دادن آحاد مردم در مقابل یکدیگر داشت . این سیاست نمی تواند ملی باشد و با این بهانه که طبقه متوسط خواهان راه آمدن با دشمن است و …. سعی در بر خورد ضد مدرن و دادن کشور بدست  افراد غیر متخصص ، مختلس و از نظر فکری بشدت عقب مانده کرد . حفظ چهارچوب سرزمینی وقتی پدیده ای مترقی بحساب می اید که همراه باخود حداقل در یک پروسه  تقویت وحدت ملی ، گسترش حقوق صنفی و جنسی و قومی ، مبارزه با خرافات باشد که این موارد در ج.ا. دقیقا برعکس عمل می کند .

خامنه ای نه داوری بیطرف میان احزاب و اقشاروگروههای سیاسی که بند بازی بی اصول است .

تاکید دیگر “علیزاده ” بر بیطرف بودن ” علی خامنه ای ” در منازعات سیاسی اجتماعی میان عوامل فعال درسپهر سیاسی ایران است و از اقدامات وی تحت عنوان ” یارگیری ” نام می برد .

در اینحا هم وی بشدت یکطرفه و بدون در نطر گرفتن واقعیات اظهار نظر می کنند ، در حالتیکه فردی دارای قدرتی فراتر از هر قانونی بنام ” حکم حکومتی ” است که فراتر از مجلس و رییس جمهورو مردم ، قدرت اجرایی دارد ، چنین قدرتی باید بمانند ” پدر ملت ” میان عوامل فعال سیاسی اجتماعی بیطرف و سعی در جوش دادن نظرات و منافع حتی آشتی ناپذیر و بدست آوردن خلاصه ای میان آنها باشد ، ایا ” خامنه ای ” در اختلاف میان ” میر حسین موسوی و کروبی و جنبش سبز ” از یکسوو ” احمدی نژاد ” و اصولگرایان بیطرف  ،عمل کرد ؟ ” خامنه ای ” بمانند ” علیزاده ” بخشی از مردم ایران را تحت عنوان مشتی رانتخوار غربزده که می خواهند کشور را تسلیم آمریکا کنند نام می برد ، با این فرق که ” علیزاده این توهین آشکار را بزبان می آورد و ” خامنه ای ” دیپلمات ” است و آنرا بزبان نمی آورد اما دقیقا بر مبنای چنین نظری عمل می کند . دفاعیات و آدرسهایی که در انتخابات اخیر ریاست جمهوری بنفع ” رییسی ” داد و کرد ، بدترین نمونه بند بازی و بی اصولی از جانب کسی است که قدرتی فوق همه قدرتها در کشور دارد . ” علی خامنه ای ” پدر  همه ملت بمانند ” مهاتما گاندی ” ، نلسون ماندلا ” و… نیست ، سهل است که از نیروی اقشار محافظه کار و ترسان از مدرنیته و مدرن شدن جامعه به سود خود و روحانیت ارتجاعی ،و ابقای قدرت فانقه خود سوء استفاده می برد و جالب است که وی در همه موضع گیری هایش نهایتا بطرف همین اقشار تمایل داشته و بجای آشتی دادن آنان با مظاهر زندگی اجتماعی مدرن از آنان بعنوان دسته های خود سر برای تسویه حسابهای جناحی سوء استفاده می برد . در همین اواخر و افتضاح ” آتش به اختیار ” که تهدیدی بر علیه اقدامات دولت منتخب اکثریت بود خود بهترین گواه ضدیت علی خامنه ای با پدیده ” دولت ” است .رابطه ” خامنه ای ” با اقشار و احزاب و طبقات سیاسی – اجتماعی درکشور آدم را بیاد حکایت ” سید غشی ” می اندازد . در زمان ” قاجاریه ” جوانی بود که در روضه خوانی ها و تعزیه ها آنقدر گریه می کرد و بسر و صورت خود می کوبید که گویا غش می کرد و از حال می رفت و به سویی می غلطید ، اما همیشه بسویی می غلطید که بانوان و زنان در آنسو نشسته بودند و سر آخر از وی پرسیدند این که غش می کنی و فرو می غلطی قابل فهم ، اما چرا همیشه بطرف زنان می غلطی؟ حالا حکایت ” علی خامنه ای ” است که یارگیری می کند اما همیشه از اصولگرایان و جمع مداح و روضه خوان و دسته های خود سر و بزن بهادر یارگیری می کند ، این حقیقت بیانگر اینستکه ظاهر بر خلاف نظر ” علیزاده ” ، ” خامنه ای ” خود هم نه اینکه فقط به زبان ایندسته از مردم حرف می زند  که خود جزئی از این دارو دسته محافظه کار و از نظر تاریخی ارتجاعی است

آیا ” خامنه ای ” جنبه مثبتی هم دارد .

بله قطعا دارد ، اما ما باید حساب مثبت یا منفی ، خیر یاشر و مترقی و ارتجاعی بودن را با ملاک و سنجه منافع ملی بسنجیم ، خامنه ای برای تقویت موقعیت اجتماعی اقشار هراسان از مدرنیته ، گسترش دهندگان خرافات و مبارزان نستوه بر علیه به انحراف کشاندن نهادها و تاسیسات مدرن ، منافع بسیار دارد اما برای ” منافع ملی ” و پروسه تاریخی تشکیل ” دولت – ملت ” هیچ سودی ندارد سهل است که بعنوان کسی که پرچم ارتجاع و عقب ماندگی را برافراشته است عمل می کند .

 

 

Tagged as: , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

Start here

%d bloggers like this: