باز باید کاوه آهنگری

اندک اندک جمع مستان می رسد ، مروری بر نظرات اعتراضی طلبه شورشی » حیدر عباسی » و جنبشهای عدالتخواهی .

aaaa

به وبلاگ کاوه فرزند ملت خوش آمدید 

ظلم حکومت به کارگر است که آن دختر بسیجی شرکت کننده در مراسم تشییع بسیجی کشته شده در سوریه را وامی دارد تا نوشته ای بر سر دست بلند کند که بر آن نوشته شده است : حق کارگر شلاق خوردن نیست و چراسفره فقرا خالی است ؟

جنبشهای عدالتخواهی در جمهوری اسلامی آن دسته از طرفداران نظام هستند ، که آهسته آهسته و ناباورانه به عدم التزام  رهبران ج.ا. به اهداف ادعایی عدالتخواهی و طرفداری فقهای حاکم از توده فقیر و مستضعف پی می برند . دستگیری اخیر چهار تن از فعالان جنبشهای عدالتخواهی و شلاق زدن یکی از فعالان عدالتخواه ضربات محکمی به باورهای اینان به نظام زده است .

یکی از نمونه های این ناباوری را در نامه ای که  طلبه «حیدر عباسی » به خامنه ای نوشت والبته  به او اجازه ندادند  که آن نامه را در دیدار جمعی از طلبه ها با رهبر ج.ا. با او بخواند دیدیم . » عباسی » در این نامه از فساد افراد منتسب به » خامنه ای » حرف زده بود و اینکه مردم در این نظام  در تعیین سرنوشت خود نقشی ندارند  . نمونه دیکر را در استغفارنامه استاد دانشگاه «سعید زیبا کلام » در باورهای خود به ادعاهای عدالت طلبانه حکومت اسلامی دیدیم ، وی کسی بود که برای حکومت اسلامی ساحت قدسی قائل بود .

 

جمهوری اسلامی اولین «نظام سیاسی » نیست که ازیک انقلاب بر آمده وحاکمان انقلاب  در جریان تحکیم مواضع قدرت خود ، به اهداف نهضت انقلابی برآمده از آن پشت می کنند . بسیاری از احزاب انقلابی در کشورهای اروپایی ، اتحادیه های قدرتمند در کشورهای پیشرفته صنعتی نیز چنین سیری را طی کرده اند و رهبران این جریانات نیز بعد از قرار گرفتن بر مسند قدرت به اهداف اولیه اعلامی که بر اساس آنها توانسته اند امواج میلیونی مردم را به حمایت از خود وادارند نیز نمونه هایی از نوع » جمهوری اسلامی » هستند . طبیعی است که ج.ا. نمی تواند مردم رادر تصمیم گیری یهایی که ضد مردمی   بودن آن بر همگان روشن است و  نمونه هایی از آن در پی خواهد آمد شرکت بدهد ، اینست دلیل روند غیر و ضد مردمی شدن ج.ا. و با عوض شدن این رییس جمهور و آن رییس مجمع و آن دیگر رییس بیناد و حتی رهبر هم مشکل حل نخواهد شد .

در یکی از یادداشتهای » حیدر عباسی » از پا گرفتن فروشگاهها و وارد کنند گان بزرگ به ضرر مغازه داران کوچک سخن به میان آمده است. خوب این همان روندی است که قبل از وقوع انقلاب جریان داشت و بسیاری از ما معترضین به حکومت قبلی بر اساس آن به رژیم سابق اعتراض می کردیم .

تسلیم شدن گام به گام ج.ا. به نیازهای ساختار اقتصادی – اجتماعی حاکم بر کشورمان ایران از جمله باقی ماندن کشوردر زمره کشورهای صادر کننده نفت و وارد کننده کالا که باعث بوحود آمدن حلقه قدرت فاسد سیاسی و اقتصادی در اطراف رهبری اداره کننده کشور است خود محکمترین دلیل بر تسلیم بی قید و شرط حاکمیت و دولتهای بعد از انقلاب 1357 به مقتضیات ساختار اقتصادی حاکم است . خانه خرابی تولید کنند گان و سرمایه داران  خرد در مقابل وارد کنند گان با قدرت هیولایی  که عموما هم نه سرمایه داران خصوصی که از وابستگان هسته های قدرتمند در اطراف سپاه و بیت خامنه ای هستند ، دلیل محکم دیگر بر خم شدن حاکمیت مدعی انقلاب در مقابل مقتضیات نظام سرمایه داری وابسته حاکم بر کشورمان ایران است که دهها سال قبل از پدید آمدن جمهوری اسلامی شکل گرفته بود . گسترش و غول اسا شدن صنایع مونتاژ خود رو در حالیکه محصولات این صنعت غول اسا توان صدور به هیچ کشور دیگر را بر اساس معادلات اقتصادی ندارند ، همراه با تبدیل شدن جاده های ایران به قتلگاه زن و مردو پیر و جوان که عموما هم از مردم فقیر و کم در آمد هستند و علت آنهم بنجل بودن خود روهای تولیدی است و مقصر این جنایت هم  کشورهای صاحب امتیازخارجی  و شرکتهای تولید کننده داخلی صنایع خودروسازی حکومتی هستند . این است دلیل قدرتمند شدن انحصارات وارد کنندگان کالا ، با گسترش دادن صنایع مونتاژ نمی توان تولید کنندگان خرد را در روند صنعتی شدن کشور اشتراک داد ، دیدیم که با حتی احمدی نژاد نیز با صرف میلیاردها تومان وام به صنایع زود بازده نتوانست از روند نابود شدن صنایع کوچک جلوگیری کند . ، مشکل افراد و سیاستهای زودگذر نیستند مشکل تسلیم نظام در مقابل مقتضیات ساختار است که عطش به بدست آوردن سود مالی  سرشار حاکمان بدون توجه به تبعات اجتماعی آن دلیل اصلی این تسلیم است . واردات کالا و میوه و اسباب بازی و لوازم ارایش و خانگی سود چندصد  درصدی ببار می اورد و شرکتهای وابسته به بنیادها و سپاه و دولت ، فارغ از اینکه این روند بر سر مردم چه می آورد ، با لگد زدن به اهداف اولیه انقلابی که ریشه در » نهضت مشروطیت » داشت ، به این اقدامات ضد ملی و ضد انسانی خود با شدت هرچه بیشتر ادامه می دهند ، این نظام نه تنها الهی نیست که انقلابی نیست و از آن بدتر حتی ملی هم نیست .

چنین زمینه های بنیادی هستند که همراه با خود فساد سیاسی » خامنه ای » و » لاریجانی » و فساد و اختلاس را در میان رهبران ج.ا. بوجود می آورد . و این خود همراه با خود سرکوب دوستان مردم ودوستی با دشمنان ملت و جاسوسان از جمله خانواده لاریجانی و مداحان مزدور بیگانه را بدنبال می اورد .

» حیدر عباسی » در یکی از یاد داشتهایش با اشاره به آیات 8و 9 از سوره ممتحنه به این موضوع اشاره میکند که  قرآن در این آیات هر مومنی را دوست و هر کافری را دشمن معرفی نمی کند ،

کارگری که بخاطر طلب حقش ، معلمی که به خاطر دفاع از حقوق صنفی اش ، روشنفکری که دردفاع از مردمش زندانی شده اند و شلاق خورده اند ، مصداق تفسیر » عباسی » از این ایات است که دوستان مردم هستند و هر انسان ظلم ستیزی باید خود را دوست آنان بداند ، بگذار که دستگاه ظلم » صادق لاریجانی » به آنان لقب ضد انقلاب و ضد حکومت دینی بدهد

 این واقعیت که »  حیدر عباسی » به ان اشاره می کند  خود از نیازهای بوجود آمدن همبستگی ملی و فرهنگ همدیگر فهمی است که نظامهایی ضد ملی از نوع ج.ا. بخاطر سیاستهای ضد ملی خود با ان بیگانه و حتی با ان مبارزه هم می کنند . دستگیری دلسوزانی چون مهدی خزعلی ، دانشجویان عدالتخواه و اعمال محدودیت برای بسیاری از فعالان اصلاح طلب غیر حکومتی و سرکوب کارگران و فرهنگیان و بازنشستگان  که معاش روزانه اشان را طلب می کنند و در مقابل آزادی و صاحب اختیار بودن دزدان و غارتگران بیت المال و صاحبان حقوق های نجومی از نمونه های بارز این رویکرد است .

همین بازبینی و عدم اعتماد به سیاستهای نظام است که » سعید زیبا کلام » فعال عدالتخواه را به در خانه » رضا شهابی » کارگر حق طلب که بناحق دستگیر شده می کشاند تا ازخانواده وی دلجویی کند .

ظلم حکومت به کارگر است که آن دختر بسیجی شرکت کننده درمراسم تشییع بسیجی کشته شده در سوریه را وامی دارد تا نوشته ای بر سر دست بلند کند که بر آن نوشته شده است : حق کارگر شلاق خوردن نیست و چراسفره فقرا خالی است ؟

آهسته ، آهسته زمینه های نزدیکی مدافعان حقیقی منافع مردم فارغ از اینکه مسلمان هستند یا غیر مسلمان  روحانی یا غیر روحانی   و یا ملی گرا  و امت گرا فراهم می شود . ترس حکومت و نیروهای خارجی استعمار گر نیز از بوجود آمدن چنین اشتراک نظری است ، امید که جنبش های عدالتخواه ، اصلاح طلبان غیر حکومتی که نشستن بر خوان قدرت را مکیدن خون زحمتکشان و مردم فقیر می دانند ، در مبارزه اشان با فساد و اختلاس بدون اعتماد به جناحهای حکومتی به مبارزه اشان با استبداد، ظلم و فساد سیاسی و اقتصادی فقیه ظالم حاکم بر ایران ادامه دهند و بدانند که در اپوزیسیون نیز بسیاری از نیروهای مستقل و ملی همراهان آنان در این مبارزه اشان هستند .

 

برچسب‌ها: , , , , ,

دسته‌بندی شده در: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, اقتصاد سیاسی, تحلیل سیاسی هفته, سیاست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: