به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

در ایران زنگ ها برای کدام نیرو به صدا در خواهند آمد ؟

rene2

 مقدس باد نام کار ، مقدس باد نام انسان ، مقدس باد نام مردم ایران ، در ایران فردا هیچ “خدایی” در آسمان سیاست ایران حضور  نخواهد داشت . .

در ایران  بعد از ج.ا. زنگ ها برای حاکمیت مردم بصدا در خواهند آمد .  ابن بار نوبت ماست  .

 این فقط تیتر یک مقاله نیست ، اینها  فقط آرزوهای بزرگ و آرمانهای تخیلی نیست  ،  این شعار استراتژیک و تعیین کننده نقشه راهی است که  می تواند   به دورانی از نوزایی و روشنگری و حکومتی مردم سالار ، در ایران منجر شود . بیش از یک قرن از روزهایی که پدران ما در طلب حکومت قانون و عدالتخوانه و خانه ملت به پا خواستند و نهضت با شکوه ” مشروطه ” را بر پا کردند گذشته است ، در طول  بیش از یک قرن ،  دونیروی ” سلطنت ” و ” فقاهت ” که طی صدها سال به تناوب ،  قدرت سیاسی و اجتماعی را همراه یا بدون یکدیگر در دست داشتند ، هر دو و برای حفظ قدرت قاهره خود در صحنه سیاست در ایران در مقابل افزایش قدرت آحاد مردم در تعیین سرنوشت خود که بنا بر شعارهای مردم شرکت کننده در نهضت مشروطه بدنبال آن بودند ایستادند و به انواع حیل و به کار گرفتن اشکال انحرافی از دخالت در انتخابات مجلس و” شاه را سایه خدا ” دانستن تا شورای نگهبان  و حاکمیت مطلقه فقیه و قالب کردن  ” حکومت اسلامی ” به جای ” جمهوری ” متوسل شدند تا تضعیف وعقب نشینی محتوم خود را در مقابل موضوعاتی مانند تفکیک قوا ، انتخابی بودن شخص اول مملکت ، انتخابی بودن نمایندگان مجلس بدون دخالتهای قوه مجریه و شورای نگهبان ، بازهم کمی به عقب بیندازند .

امروز اما 40 سال بعد از وقوع انقلاب که در زمان وقوع ، بر آمدن ج.ا. از درون آن اجتناب ناپذیر بود و با آن سطح از رشد ساختارهای اقتصادی – اجتماعی  دست یابی به نظامی دموکراتیک و مردم سالار تقریبا محال بود ، مردم ما ، جامعه ما و ایران ما آهسته اهسته می رود تا پوست بیندازد . امروز دیگر حنای حکومتهای مطلقه فردی چه از نوع فقاهتی و ولایت فقیه آن و چه از نوع سلطنتی و “ولی عهدی” آن در نزد مردم ما رنگی ندارد .

واقعیت آبرو باختگی این دو شکل از حکومتداری را مردم ما نه در تئوری ها ، نه در بحث های روشنفکری که در صحنه زندگی روز مره خود به چشم سر دیده اند ، ” آخرین شاه ” ایران بعد از 37 سال حکمرانی مطلقه که حتی نخست وزیر و مجلس و دادگستری در مقابل وی اختیاری نداشتند ، برای ما ایرانیان کشوری مشحون از نابرابری ، نابودی تولیدات داخلی ، نا کام در دست یابی به انقلاب صنعتی و صنعتی کردن کشاورزی و آکنده از پارتی بازی و رانت خواری و وابسته به اقتصاد نفتی بر جای نهاد ، قطع برق و تورم لجام گسیخته و جاده های پر از خود روهای بی کیفیت که به قتلگاه مردم تبدیل شده بود ، حاشیه نشینان شهری که عملا از نظر اجتماعی نیز به حاشیه رانده شده بودند و تقریبا از هیچ حقی بر خوردار نبودند ، در روابط بین المللی به دنبالچه سیاستهای کشور آمریکا تبدیل شده بود و باید نفت می فروخت و از تانک چیفتن تا سیب زمینی و پیاز را وارد می کرد وآنچه که از پول صادرات نفت می ماند به صلاحدید همان کشور ها یا در اداره آب و فاضلاب فلان کشور سرمایه گذاری می کرد و یا به فلان کمپانی ورشکسته المانی وام می داد ، اگر نقاط ضعف نظام سلطنتی حاکم بر ایران را تا سال 1357 موارد بر شمرده فوق بدانیم ، مگر اکنون وضع بهتری داریم ؟ اکنون نیز شاهد آن هستیم که عموم و اکثر آن مشکلات ادامه دارند و زندگی را بر مردم ما سیاه کرده اند . و کارگرو زن و درویش و کارمند ، با سرکوب و اجتماع و عامه مردم مشکلاتی از همان دست ، گیرم که با ابعادی غول آساتر روبرو شده اند  

چه باید کرد تا از  حرکت به دور مدار صفر درجه رها شد ؟

سلطنت و ساختار سیاسی  پیشنهادی آن و سیاستهای ” اروپا محور” به کار گرفته شده اش نتوانست جز در مواردی که عموم کشور ها حتی آنان که از درآمد میلیاردی نفت هم بر خوردار نبودند  به آنها دست یافتند ، به پیشرفتهایی دست یابد و آن پیشرفت ها چنان ” رشد شتابان و ناموزنی ” را رقم زد  که اساسا به هیچ یک ، تقریبا به هیچ یک از اهداف نهضت مشروطه  جز ” نهادینه کردن قدرت سیاسی مقتدر مرکزی که در عموم کشورهای منطقه نیز به دست آمد ، نتوانست  جامه عمل بپوشاند .، جمهوری اسلامی با ادعای پر طمطراق استقلال سیاسی به میدان آمد و امروزه بر همگان معلوم است که ” استقلال ” ج.ا. از آمریکا وضدیت آن با غرب نه به خاطر مترقی بودن آن نسبت به غرب ، نه بخاطر اینکه اسلام سیاسی توانایی بیشتری برای حل مشکلات جامعه نسبت به الگوهای سکولار و دمکراتیک غربی دارد ، که اساسا به خاطر عقب مانده بودن آن و اینکه می خواهد قانون شریعت را که بر اساس شرایط جامعه ای در 1400 سال پیش تدوین شده و ممکن است در زمان خود مناسب آن جامعه و آن روابط بوده باشد ،  است ، ساختار بر آمده از  انقلاب اسلامی یعنی ” جمهوری اسلامی ” نیز در حل بحران های عمیق تاریخی و اجتماعی شکست خورده و از خود ناتوانی عمیق  نشان داده است. دو نهاد باستانی  و تاریخی قدر قدرت در ساختارهای سیاسی در ایران یعنی تخت و منبر ، سلطنت و فقاهت ، شاه و فقیه شکست خورده اند و گفتمان امروز ، حرکت تاریخی مردم ما در امروز که بر آمده از مبارزات مردم ایران از مشروطیت به این سو است ، به سوی حذف این دو ” جرثومه فساد سیاسی و اقتصادی ” پیش خواهد رفت ، تضاد این دو بخاطر بحران نابودی ای است که به آن گرفتار آمده اند و هر کدام فکر می کنند بعتر از آن یکی خواهند توانست روابط قدیم مبتنی بر ضدیت با دمکراسی و ترقی خواهی و پیشرفت و انقلاب  در اقتصاد و ساختار سیاسی را حفظ کنند . شک نکنید ااین بار  نوبت ماست ، به ارتجاع میدان ندهید  این بار نوبت مردم ، نوبت ترقی خواهان ، نوبت تفکر مدرن و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود است  .

چه باید کرد :

کشور ما ، مردم ما و زندگی ما برای برون رفت از بحران همه جانبه ای که به آن گرفتار آمده است ، نیاز به طرح جامع تحول اجتماعی دارد ،

اگر دو نهاد سلطنت و فقاهت ، تخت و منبر ومتحدان خارجی و بین المللی آنها را موانع اصلی و اساسی بر سر رهایی انسان ایرانی و کشور از گذشته کهن آن از ایران قبل از مشروطه بدانیم ، هر گفتمانی باید نوک تیز حمله خود را بر ضد این دونهاد ارتجاعی نشانه رود ، نمی توان خو درا نماینده گفتمانی دانست که قادر به ایجاد مبارزه ای فراگیر بر علیه این دو مانع اساسی بر سر رهایی انسان ایرانی از گفتمان کهن و سیاست نامه ها و سنت های سیاسی نا مناسب برای دنیای پر شتاب امروز دنیا  باشد و به شکلی از اشکال طرفدار رشد و تقویت شخصی های وابسته به نظام سلطنتی سابق حاکم بر ایران  ، بود  . نمی توان خود را پیشرو و مترقی و ملی گرا دانست و به مانند دوران 1357-1320 از خارجی انتظار کمک به رشد و پایه ریزی روابط سیاسی دمکراتیک و پیشرفت اقتصادی  در کشور را داشت ، یک نیروی پیشرفته و مترقی نمی تواند به هیچ شکلی با ادامه حضور دین در ساختار سیاسی موافق باشد ، یک نیروی مدرن نمی تواند به شخصیت های سیاسی وابسته به نطام سلطنت و فقاهت ، برای ساختن ایران مدرن رای بدهد که تبار فکری و ساختار اجتماعی مورد تائید آنان بخواهد به شکلی از اشکال روابط سیاسی – اجتماعی قبل و یا بعد از انقلاب را بازسازی کند . حکومت فعلی امکان ایجاد نه تنها تغییرات بنیادی که حتی تغییراتی کوچک را در خود ندارد ، اصلاح طلبان اگر می خواهند در کمک به برون رفت از وضعیتی که سلطنت و فقاهت ، کشور را به آن دچار کردند باید یکبار برای همیشه ، از ” حکومت اسلامی ” قطع امید کنند و نه الزاما با حرکات سرنگونی طلبانه که از آنان انتطار آن نمی رود که با همراه شدن با اعتراضات مردم ، نظام را وادار گفتگو با کارگر معترض و زن سرکوب شده و معلم و دانشجو وروزنامه نگار   آن مالباخته کنند ، این آن چیزی است که از اصلاح طلبان بر می اید . و می دانیم که این اصلاحاتی خواهد بود که به انقلاب  منجر خواهد شد .  اصلاح طلبان اگر کوچکترین صداقتی نسبت به منافع مردم و کشور دارند نیز باید از انقلاب حمایت کنند ، و خود را از صف ارتجاع و فقاهت  جدا کرده و نزد مردم ایران سربلند شوند . ” خامنه ای و سپاه ” نیز این حقیقت را می دانند و به اصلاحات تن نخواهند داد!

شعار گفتمان ساز برای برخورد و به زیر کشاندن حکومت فقها کدام است ؟ .

در سپهر سیاست در ایران  و بعد از مشروطیت ، سه گفتمان اساسی  یعنی سلطنت ، روحانیت  و تفکر مدرن  و مردم سالاری در کشاکشی سرنوشت ساز با یکدیگر درگیر بوده اند ، از سال 1300 تا 1357 ، گفتمان سنتی ” شاه سایه خدا ” که برای زنده نگهداشتن خود ، رنگ و لعاب مدرن به خود زده بود ودر حقیقت مدرن هم نبود و بعضی از مفاهیم و نهادها ی مدرن مانند ” انتخابات ” ، ” مجلس شورا ” و ” دولت ” را به کار می گرفت تا بتواند از دخالت توده مردم و طبقه متوسط و سرمایه داران در امور سیاسی جلوگیری کند ،  در سال 1357نهاد سیاسی بر آمده از این گفتمان در رقابت با روحانیت ، از آن شکست خورد و مردم سر خورده از ” سلطنت ” برای احقاق حقوق خود به نهاد سنتی دیگر یعنی ” روحانیت ” روی آوردند ، ” روحانیت ” و نماینده آن خمینی ، بسیار پر طمطراق به میدان آمدند و حضور سیاسی خود را در نهادی به نام ” جمهوری اسلامی ” بر آمده از گفتمانی به نام ” انقلاب اسلامی ” به مردم عرضه کرد ، روحانیت  هیچ انگیزه ای برای حل مشکلات بنیادی جامعه نداشت ، روحانیت قدرت را گرفت تا از  نابودی سیاسی – اجتماعی  خود جلو گیری کند ، امروز ” خامنه ای ” در حل کدام مشکلات بنیادی مردم ما موفقیت داشته است ؟ اقتصاد نفتی ، اقتصاد وابسته و مبتنی بر صنایع مونتاژ و نفتی ،جلوگیری از بحرانهای بنیان کن قومی  و جنسیتی و طبقاتی ؟ رهایی اقتصاد از صادرات نفت یا بکار گیری در آمدهای نفتی برای ایجاد انقلاب صنعتی و مکانیزه کردن کشاورزی ؟ تقریبا هیچکدام .

در پی شکست تاریخی ” سلطنت ” و ” روحانیت ” در سپهر سیاسی ایران اکنون زمان به میدان آمدن ” گفتمان مدرن ” که خود را در حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و ساختاری مردم سالار و مستقل و مقتدر خواهد بود نشان خواهد داد . . به هایهوی طرفدران سلطنت زیاد اعتنا نکنید ، ترامپ که برود باد اینها نیز خالی خواهد شد ، مگر اینکه ترامپ یا کشور سعودی ها به جنگ بر علیه ایران دست بزنند که در آنصورت از میان خرابه های ایران ویران شده ، نیروهای ایرانی طرفدار ترامپ و سعودی ، سر خواهند کشید ،اینان تنها می توانند بر ایران نابود شده حکومت کنند .

 به هیا هوی ” خامنه ای ” و ارتجاع طرفدارش هم ارزش ندهید ، بسیج در اولین دور سرکوب هر حرکت گسترده مردمی ، دچار فروپاشی و ریزش خواهد شد .

این بار نه ” سلطنت ” نه ” فقاهت ” ، این بار نوبت ماست .

بر این اساسا و با توجه به اینکه دو گفتمان سنتی دینی و سنتی سلطنتی در اداره امور مملکت و طی نزدبک به صد سال شکست خورده اند ، با توجه به اینکه حاکمیت نیروهای سنتی – شیعی بر آمده از انقلاب 1357 بالاترین قدرت و امکانات را که یک حکومت می تواند داشته باشد ، به دست آورد و علیرغم این همه امکانات نتوانست جامعه بحران زده سال 1357 را نجات دهد سهل است که اکنون مشکلات دیگری مانند چالش نابودی محیط زیست ، چالش کمبود آب ، فساد چند برابری و عظیم نسبت به دوران سلطنت ، حاکمیت سرمایه مالی و دلالی بر اقتصاد کشور که با خود نابودی تولید داخلی را بدنبال می آورد و نبودن هیچ چشم اندار موثری برای برون رفت از بحران های فوق الذکر همراه با توهمات ” خامنه ای ” و “سپاه ” برای بوجود آوردن قدرت شیعی در خاور میانه و تبدیل کردن ” ولی فقیه ” به ” ولی امر مسلمین جهان ” که با خود تحریم های بین المللی و کمر شکن را برای ما بدنبال خواهد آورد ، این ها همه بیانگر اینستکه ” ج.ا.” به بحران نا کار آمدی ” دچار شده است و اکثریت کارگران و زحمتکشان ، بخشهایی از خورده بورژوازی و تولید گران خرد و فعالین شبکه گسترده توزیع و طبقه متوسط ، زنان و دانشجویان و روشنفکران ، بر علیه این مجموعه نا کار آمد به پا خواسته اند که روزانه این خیزش را در اعتراضات و اعتصابات و گرد هم آیی ها می بینیم .

rene

اما چرا این همه حرکات و اعتراضات نمی توانند بحران ناکار آمدی را به بحران ” مشروعیت ” تبدیل کنند ؟

و به زبان دیگر چرا مردم معترض برای سرنگونی نظام بپا نمی خیزند و بعبارت دیگر چرا این حرکات سیاسی نمی شوند؟ .به نظر می رسد یکی از دلایل اساسی تبدیل نشدن ” بحران نا کار آمدی ” به ” بحران مشروعیت ” یعنی مرحله ای که اکثریت مردم دیگر نخواهند که این حکومت بر آنها حکومت کند ، امید داشتن بخشهایی از خود مردم ایران ، بخشهایی از خورده بورزواژی سنتی و تولید گران خرد و و خرده کسبه که عموما از نظر فرهنگی نیز به اسلام ولایی – فقاهتی اعتقاد دارند ، است ، در کنار این موضوع اعضای حداقل یک میلیونی  بسیج و سپاه و خانواده ها ی آنها را در نظر داشته باشید ، هر گونه برخورد قطعی در مرحله فعلی با نظام از سوی مردم ناراضی و معترض  می تواند به رود رویی این بخش فعال نظام با بقیه مردم و زمینه ساز ” جنگ داخلی ” باشد ،  بنظر می رسد بسیاری از مردم معترض و سرنگونی طلب منتطر روز ریزش نیروهای طرفدار نظام به سوی ناراضیان و سرنگونی طلبان باشند و تنها در چنان شرایطی ، ایده سرنگونی طلبی با احتمال ” جنگ داخلی ” مترادف نخواهد بود ، از سوی دیگر گروههای فعال و پر جمعیت اپوزیسیونی خارج از کشور بشدت به ” آمریکا ” و ” عربستان سعودی ” وابسته هستند و این خود در عزم مردم  ناراضی برای برخورد قطعی با ” حکومت ” تاثیر جدی می گذارد .

پرچم مبارزه با ج.ا. به  دست کدام نیروها خواهد بود ؟

مردم ایران در طول صد سال گذشته ، دو نیروی سلطنت و روحانیت را تجربه کرده  به عمق فساد و بی لیاقتی و عدم صداقت آنان در پی گیری اهداف انقلاب مشروطه که بر آمده از گفتمان ” مدرن ” است را دیده اند ، در طول صد سال گذشته فقط نیروهای ملی و مترقی بوده اند که با مردم صداقت داشته  و بیشترین هزینه ها را از جان و مال و عرض و آبروو زندان  در مبارزه ای رودرو  با دو نیروی حاکم بر کشور داده اند ، این نیروها توان نمایندگی گفتمانی دیگر فراتر از فقاهت و سلطنت ، گفتمانی که نیاز زمان ما ست و می تواند به بر آمدن دورانی تاریخ ساز برای پیشرفت ، آبادانی و سربلندی کشورمان تبدیل شود را دارند .  گفتمان مدرن که بدنبال حکومت قانون ، رییس جمهور انتخابی و مسئول در برابر مجلس ، تفکیک قوا و مستقل بودن قوه قضاییه و جوابگو بودن در مقابل پیشرفت اقتصادی و اجتماعی  کشور و نوزایی فرهنگی و بریدن از ایران ماقبل مدرن قاجاریه و پهلوی و خامنه ای  است ، بر سه محور احترام به انسان بعنوان نقطه مرکزی گفتمان مدرن و محور هر گونه قانونگذاری  برای ساختار سیاسی بعد از ج.ا. ، احترام به کار بعنوان نقطه مرکزی تولید ارزش اجتماعی در مبارزه با اقتصاد رانتی ونفتی و احترام به ” ملت ” بعنوان نقطه مرکزی پشتیبان قدرت مقتدر و مرکزی حاکم بر ایران خواهد بود .

 مقدس باد نام کار ، مقدس باد نام انسان ، مقدس باد نام مردم ایران

مقدس باد نام انسان ” می خواهد بگوید در پهنه جهان هستی بطور اعم و سیاست بطور اخص ، انسان فارغ از زن ، مرد ، مسلمان ، کافر ، بهایی ، دگر اندیش و دگر جنس و کارگر و سرمایه دار و کارمند و طرفدار حکومت و منتقد حکومت بودن او  در مقابل قانون برابر بوده و هیچ انسان دیگری که مدعی داشتن حق ویژه نسبت به انسانهای دیگر باشد نه نماینده خدا ، نه نماینده امام و نه شاه در سپهر سیاست در ایران منشاء قانون گذاری و دارای حق ویژه  نخواهند بود ، این عبارت می خواهد بگوید ، قانون و همه نهادهای سیاسی و اجتماعی باید در خدمت انسان باشند ، در آسمان سیاست در ایران هیچ خدایی ، شاهی و فقیهی و خدایگانی  حضور نخواهند داشت . مگر اولین قانون اساسی مشروطه خواهان برابری همه ایرانیان در مقابل قانون نشده بود و با مخالفت ارتجاع ” فضل الله نوری ” روبرو شد که می گفت : بر اساس شریعت زن با مرد ، مسلمان با کافر برابر نیست ، مردم ایران تا به این هدف که در ” آسمان سیاست در ایران هیچ خدایی جز انسان حکمروایی نخواهد کرد ” نرسند به اولیه ترین خواستهای نهضت مشروطه نخواهند رسید .

مقدس باد نام کار ”  کشور ما باید بسوی صنعتی شدن و انقلاب صنعتی و مکانیزه کردن کشاورزی گام بردارد ، در واویلای اقتصاد جهانی و حاکم بودن سرمایه مالی بر اقتصاد جهان که از درون آن جز نابودی تولید و نیروهای تولیدگر و خانه خرابی کارگر و خلق پول مجازی و تورم و فقر و اعتیاد بر نمی آید  تنها راه کشور ما بریدن از اقتصاد نفتی است و قراردادن این در آمدها در خدمت تولید است  ، درمسیر  رسیدن به این هدف است که کارگر و سرمایه دار و تولید گر  و فرهنگ تقدس کارو تولید ، اهمیت اساسی پیدا می کند ، متخصصان اقتصادی  و سیاسی  ما باید بتوانند و خواهند توانست راهی میان ارتباط با اقتصاد بین المللی و اسیر برنامه های خانه خراب کن ” نئولیبرالیزم ”  و ” خصوصی سازی ” و ” تعدیل ساختاری ” و ایجاد برنامه ضد اجتماعی ” دولت کوچک ” و غیر جوابگو در مقابل ” تامین اجتماعی گسترده ” نشدن  راهی پیدا کنند ، این از اولین قدمهایی است که یک دولت بر آمده از خاکستر ج.ا. باید بردارد .

مقدس باد نام کار ” می خواهد بگوید : دردنیای امروز ، جامعه ای که  نیروی مولد ارزش در آن  یعنی کارگر و دهقان و کارمندان و متخصصان علوم اینفورماتیک از زندگانی آبرو مندانه ای بر خوردار نباشند ، چنین جامعه ای در تنش و بحران سیاسی – اجتماعی دائمی خواهد بود و سرمایه و نیروی متخصص از چنین کشوری می گریزد .

تقدیس نیروی کار یعنی تامین آنها ، یعنی بر آوردن حقوق اجتماعی و صنفی آنها ، یعنی فراهم کردن آرامش خیال و زندگی آسوده برای آنان و این شعار یعنی این که این  اهداف در حد تقدس برای نیروهای قانونگذار اهمیت خواهد داشت .

مقدس باد نام مردم ایران ” ، تا کنون می گفته اند که پیوند دهنده مردم ایران به یکدیگر سیمانی بنام شیعه و شیعه گری بوده است و هست ، زمانی می گفتند و اکنون هم می گویند که پیوند دهنده مردم ایران به یکدیگر مقام غیر انتخابی ” سلطنت ” است که وی خود نیز این ودیعه الهی را احتمالا از روحانیت دریافت می داشت ، اگر ما قائل به پدیده ای بنام ” ملت ایران ” باشیم به برابری میان همه آحاد تشکیل دهنده آن از کرد و لر و بختیاری و آذری و عرب زبان و بلوچ خواهیم بود ، به برابری در تقسیم امکانات در عدم تمرکز، در احترام به فرهنگ اقوام مختلف خواهیم بود ، در اینصورت به یک قانون اساسی دمکراتیک که حقوق اقوام و جنسیت ها و مذاهب و بی مذهب و طبقات و اقشار مختلف را رعایت کند نیاز خواهیم داشت . یک ملت و جامعه قوی از مردمی صاحب حق که در فقط در ازای داشتن حق در مقابل ملت و جامعه مسئول خواهند بود تشکیل می شود ،  از مردم نمی توان انتظار داشت که به ازای مسئول بودن در مقابل شاه و خدا و فقیه و بدون داشتن حقوق انسانی  ، مسئولیتی در مقابل جامعه داشته  باشند .  وآنچه که آنها را به یکدیگر پیوند می دهد نه شاه نه خدا ، نه شیعه گری ، که یک قانون اساسی است که حقوق آنان را تامین می کند ، خقوق اجتماعی ، صنفی ، جنسیتی ، قومیتی ، چنین پیوندهی است که ملت و جامعه ای قوی را شکل می دهد .مقدس بودن نام ملت ایران  یعنی  دست یابی به هدف تشکیل ” ملتی قوی و منسجم ” و مردمی که به جامعه خود عشق می ورزند چون می بینند آن جامعه در مقابل آنان احساس مسئولیت می کند . قانون اساسی باید تامین کننده حقوق انسانهایی صاحب حق و مسئولیت باشد  و این بدست نمی آید مگر درروابط سیاسی مردم سالار و دمکراتیک . سکولاریزم را اگر به معنای ” نفی هر گونه امتیاز و امتیاز ورزی ” بدانیم  بدون دمکراسی و مردم سالاری هیچگاه به دست نخواهد آمد . سلطنت و فقاهت اساسا وماهیتا نیروهایی ضد دمکرات و سکولاریزم هستند

 پرچم مبارزات بر علیه فقیه و دارو دسته اش به دست نیروهایی خواهد افتاد که به این ضرورت های  تاریخی پاسخ گویند که :

مقدس باد نام کار ، مقدس باد نام انسان ، مقدس باد نام مردم ایران ، در ایران فردا هیچ “خدایی” در آسمان سیاست ایران حضور نخواهد داشت .

Advertisements

Tagged as: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, تحلیل سیاسی هفته, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: