به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

” علی علیزاده ” و مقایسه ” خمینی ” ،” ناخدای جهل ودیکتاتوری ” با ” مصدق ” ، ” خدای آگاهی و آزادی “

 

mosadeghanimate

 

اکنون که شیران میدان در زندان و حبس و تبعید و روبهان جنگل سیاست در ایران جولان می دهند ، اکنون که نوادگان ” آیت الله کاشانی ” آن ” آخوند انگلیسی ” بر سر نیزه نشسته و فرزندان دموکرات و مترقی و استقلال طلب دکتر مصدق ودیگر گرایشات همراه وی را  حذف کرده اند ، درست در چنین زمانی عمله استبداد نیز به رجز خوانی پرداخته و در مقایسه ای نابخردانه ادعا می کنند که ” خمینی ” و خامنه ای ” قهرمانان ملت ایران و زنده یاد ” دکتر مصدق ” نسبت به این دو نتوانسته بود دستاورد مادی قابل اشاره ای داشته باشد . البته و معمولا و بر اساس شناختی که ما ایرانیان در دفاع افراد ، از سیاست مداران حاکم داریم ، عموما این نوع از طرفداری ها  بوی ” رانت ” و استفاده از مواهب نزدیکی به کانون های قدرت را می دهد که در این مقاله بحث ما بر روی این جنبه از حمایت ” علی علیزاده ” از ” خامنه ای ” و ” خمینی ” نیست . مدخل برخورد من با نظر مطرح شده از سوی ” علیزاده ” در مقاله ای تحت عنوان ” چرا دکتر محمد مصدق قهرمان من نیست؟” از منظری دیگر است و آن اینکه نویسنده مقاله مزبور یکطرفه به قاضی رفته و راضی برگشته است . با یک سئوال ساده منطق و موتور محرک اصلی ادعای ” علیزاده ” در مقاله مذکور درهم می شکند  و آن اینکه ” مصدق ” در چه زمان و چه شرایط تاریخی می زیست و این دو قهرمان ایشان در کدام شرایط تاریخی زندگی می کنند و می کردند  ؟ بیایید منصف باشیم  “خمینی و خامنه ای” سال 1332  چه کسانی بودند ؟ مگر جز ” سید ابولقاسم کاشانی ” و ” سید محمد طباطبایی ” ؟ می گویید این ادعایی ضعیف است ؟ من برای شما ادعای خود را مستدل خواهم کرد . هم اکنون در سال 1397-2017 هنوز قهرمان ” خامنه ای ” ” ایت الله کاشانی” است و قهرمان ” خمینی ” آیت الله ” بهبهانی ” بود  و آنزمان مرجعیت و روحانیت ، کدام اعتراض را به دخالت های آشکار آنگلیس و امریکا در امور ایران کردند ؟ چرا جرات مخالفت با کودتای انگلیسی را نداشتند ، هنوز در سال 1360 خمینی می گفت که مصدق از اسلام سیلی خورد و دست سرکوبگر انگلستان و آمریکا را ” سیلی اسلام ” قلمداد می کرد ، زهی وقاحت .

بعد از سرنگونی ” دولت دکتر مصدق ” چرا خمینی آن قهرمان ادعایی شما ، زبان در کام کشید و جرات کوچکترین انتقادی به آن حادثه دهشتناک را نداشت ، فقط شیر مردان پهنه سیاست بودند که در مقابل کودتا ایستادند  اعدام شدند ، سوزانده شدند ، مال و جان و ناموسشان به تارج رفت ” آخوند که مرد مبارزه نیست ، در سال 1332 امام جمعه و آیت الله بروجردی ثنا گوو دعا گوی کودتا گران بودند  ، آیت الله بروجردی قهرمان “خمینی ” چرا لال شده بود ؟ در آنزمانی که مصدق روبروی ” انگلستان ” و ” آمریکا ” ایستاد ، فقط ” قهرمانی نظیر ” گاندی ” ، ” جواهر لعل نهرو ” ، ” جمال عبدالناصر ” در چنین حد و قواره ای بودند و بعضا از مصدق درس می گرفتند  . خمینی بدون اینکه مجبور باشد برای ” اعلیحضرت ” نامه ” دعا گوی شما روح الله مصطفوی ”  می نوشت ، در آنزمان که ” ایت الله کاشانی ” با دربار سروسر داشت ، ” مصدق ” همه شاهزادگان را به اجبار به خارج فرستاد .و به اجبار قانون و نه بیشتر با سلطنت ارتباطی صرفا رسمی و در چهارچوب محدویت های قانونی داشت .

 اگر خمینی و خامنه ای هم در آن زمان حیات سیاسی داشتند ، همان نقش کسانی را که امروز قهرمان می دانند و نام آنهارا بر خیابانها می گذارند و برایشان روز گرامیداشت بر پا می کنند ، قطعا بدانید همان نقش را بازی می کردند . اگر ” مصدق امروز ” زنده بود و بااین امکانات و آگاهی مردمی  ،جوامع مدنی ، قطعا  و با توجه به برخورداری از امکانات گفتمانی و توان بسیج ملی ، نمی گذاشت ایران به این وضعیت  فلاکت بار کنونی و اوضاع نابسامان  دچار شود . ، ” علیزاده ” شخصیتی با محدودیت های 65 سال پیش را با کسانی با امکانات 65 سال بعد مقایسه می کند واز این دوفرد که وحدت ملی را تبدیل به ایران برای تئوری ولایت فقیه و در خدمت ” روحانیت ” و بخشهای محدودی از طرفداران این حکومت کرده اند ، با ” دکتر مصدق ” که زیر بار توصیه ها و سوء استفاده ” کاشانی ” از امکانات ملی در جهت یک نظر و گرایش سیاسی نمی رفت و در مقابل همه آنها می ایستا د ، مقایسه می کند .

” علیزاده ” و قهرمانانش باید بخاطر دفاع از ” کاشانی ” و بهبهانی ” و روحانیت حامی انگلیس و آمریکا  و اینکه هنوز 65 سال بعد از آن حادثه از آن شخصیتها دفاع کرده و ” مصدق ” و فرزندان وهوادارانش را محکوم  می کنند ، درمقابل ملت شرمنده باشند .

شکست ” مصدق ” در سال 1332 ، شکستی تاریخی و نه فردی بود ، یعنی در آن شرایط تاریخی فقط امکان پایه گذاری چنان مبارزاتی و نه پیروزی در آن مبارزه ممکن بود . بسیاری از قهرمانان بزرگ تاریخی  در واحد زمان درمبارزه حق طلبانه اشان شکست خورده اند ، اما آن شکستها ، سنگ بنای پیروزی های تاریخی بعدی بوده است . شکست مصدق از نوع شکست ” مبازات ضد برده داری اسپارتا کوس ” و بعدها در طول تاریخ  دهها مبارز ضد ارتجاع کلیسایی بود که در واحد زمان حتی پیکرشان سوزانده شد ، اما امروز جهان به مبارزاتی که به مرگ آنان و طرفدارانشان هم منجر شد ، به چشم شروع روندی که به پیشرفتهای شگرف در زندگی ملتهای خود منجر شد نگاه می کند ، اقای علیزداه این پهلوان پنبه های شما بر روی سفره آماده نشتند و این بر سر نیزه نشستن هم دیری نخواهد پایید . خود را به ریسمان روحانیت نیاویزید که روحانیت عجوز هزار داماد صحنه سیاست در ایران است و همراه با خود طرفدارانش را به شکست سخت خواهد کشاند . روحانیت آخرین دوره حضور اجتماعی و سیاسی خود رادر ایران می گذراند و قابلیت ارتقاع به مراحل عالیتر زندگی اجتماعی را ندارد .  می شود با اطمینان گفت که دستاوردهای مبارزات ملت ایران در سال 1332 با توجه به محدویدت های تاریخی و کارشکنی های آمریکا و انگلیس و عوامل داخلی اشان از جمله روحانیت ،متناسب با آن شرایط تاریخی و در مقابل دستاوردهای خمینی و خامنه ای با توجه به امکاناتشان و شرایط تاریخی تقریبا هیچ است

 

Advertisements

Tagged as: , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, تحلیل سیاسی هفته, در ایران ، سیاست ، بیشه "گرگان گرسنه" است, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: