به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

آقای ” بولتون ” آمریکا بدون اینکه فشارش بدهند “هسته اش ” درآمده است .

ezgif-1-jumhuri 2animation

 

اقای ” بولتون ” قبل از اینکه به فکر له کردن ملت های دیگر باشید ، لطفا سیستم برق رسانی و لوله کشی گاز و آب کشور خود را نوسازی کرده و این همه هزینه لشکر کشی به دیگر کشورها نکنید تا هر حادثه طبیعی برای مردم آمریکا به فاجعه منجر نشود .

” جان بولتون ” مشاور امنیت ملی ” دونالد ترامپ”  که نظرات جنجال برانگیز  وی در باره  ” سازمان ملل ”  ، دفاع از حمله نظامی به عراق ” و ” حمله نظامی به ایران ” ، که نظرات وی بر اساس تئوری ” امریکا اول ” شکل گرفته را می توان وابسته به  عقب مانده و خرفت ترین سیاستمداران آمریکایی یه شمار آورد که در مقابل رشد تضادهای درونی جامعه خود به درونگرایی و افراطیگری روی آورده اند . وی اخیرا  گفته است : ” ایران راباید آنقدر فشار داد که هسته اش بیرون بزند ” و بزبان دیگر ” له شود ” .

البته بعضی مدافعان سیاست  ” دونالد ترامپ ” در مورد برخورد با ” ج.ا.” مدعی هستند که منظور دولتمردان آمریکایی از ایران ” رژیم ایران ” است ،

 هر چند که  خود سیاستمدارن آمریکایی این واقعیت را که ملت ایران در میانه فشار به مردم هم له می شوند را پنهان نمی کنند ،  مثلا   جمله ” مایک پمپئو ” وزیر امور خارجه آمریکا در مصاحبه با ” بی بی سی فارسی ”  اثبات کننده ادعای ما است وقتی که می گوید ” اکنون این رژیم ایران است که باید تصمیم بگیرد که ملت ایران گرسنگی بکشند یا نه ” و جملاتی از این دست که ” باید  نان را از دهان ملت ایران گرفت ”  خود نشان می هد که سیاستمدارن آمریکایی از گرسنگی دادن به ملت ایران برای رسیدن به اهداف سیاسی اشان ابایی ندارند . پس ما حق داریم که بگوییم که ” جان بولتون ” می خواهد آنقدر ملت ایران را را فشار بدهد تا له شوند ، و کیست که فقط کمی ادعای دفاع از مردم ایران را داشته باشد و از این جمله ” بولتون ” دچار خشم نشود ؟

گوینده این جمله یعنی ” بولتون ” کسی است که در باره سازمان ملل گفته بود :” “ملل متحد وجود ندارد. فقط یک اجتماع بین‌المللی وجود دارد که در مواردی می‌تواند بوسیله ایالات متحده آمریکا، به عنوان تنها قدرت واقعی که در جهان مانده است هدایت شود، چه وقتی متناسب با منافع ما باشد چه وقتی که بتوانیم دیگران را هم با خود همراه کنیم.” این خود بیانگر نظرات ارتجاعی وبسیار عقب مانده این دولتمرد آمریکایی است .

در ” امریکا ” نظرات عقب مانده ای که فکر می کنند که منافع ” امریکا ” مقدم بر منافع همه دنیاست ، نظرات دنیا و آمریکای چند فرهنگی را به سخره می گیرند  و بر همین اساس هم معاهده های بین المللی اقتصادی که مبتنی بر سود دوجانبه میان کشور های جهان است را زیرپا می گذارند و با کانادا و اروپا و روسیه و چین  بدنبال دامن زدن به تنش های سیاسی واقتصادی هستند ، معاهده پاریس یرای کاهش  گازهای گلخانه ای را زیر پا می گذارند و در مخالفت با بدیهی ترین نتایج زیست شناسی  ، به مصرف سوختهای فسیلی در آمریکا دامن می زنند .

 آیا تا کنون از خودتان پرسیده اید که چرا بر  کشوری که خود را گل سرسبد دمکراسی لیبرال در جهان می داند چنین سیاستمدارانی حاکم شده اند ؟ چنین نظراتی معمولا متعلق به بنیاد گرایان مذهبی و سیاستمداران بشدت راست گرا که در عموم کشورها بسیار هم منزوی هستند است ، اما چرا صاحبان چنین نظراتی در “آمریکا ” سکان ” کاخ سفید ” را در دست گرفته اند ؟ می دانید چرا ؟ جواب آن بسیار ساده است ما الان به شما نشان می دهیم که قدرت گیری سیاستمدارانی از نوع ” دونالد ترامپ” و ” جان بولتون ” بخاطر شکست ها و ناکامی های روز افزون ملت و کشوری به نام آمریکا در حوزه های اقتصادی و اجتماعی است .

  • تولید ناخالص ملی آمریکا در پایان سال مالی 1960 ، 38/34% تولید ناخالص جهانی را تشکیل می داد ، در پایان سال مالی 2017 این رقم به 30/24% رسیده است از یاد نبریم که در پایان جنگ جهانی دوم تولید ناخالص ملی آمریکا حدود 50% تولید ناخالص جهانی بود .البته وقتی جان بولتون و دونالد ترامپ به این ارقام واین کاهش نگاه می کنند ، اگر دیوانه نشوند ، جای تعجب است ، افراطی گری که جای خود دارد !
  • بر اساس پیش بینی صندوق بین المللی پول ، چین با تولید ناخالص داخلی 23159 میلیارد دلاری بزرگترین اقتصاد جهان در سال 2021 را خواهد داشت و آمریکا با 19390 میلیارد دلار و هند با 9459 میلیارد دلار به ترتیب در رتبه های دوم و سوم از این نظر قرار می گیرند.چین و هند بزودی آمریکا را از نظر قدرت اقتصادی پشت سر خواهند گذاشت ، ” بولتون ” و سیاستمدارن بنیاد گرایی  مانند او با دیدن چنین آمارها و واقعیاتی و اینکه هیچ راه خلاصی از آنها برایشان متصور نیست  است که به رویکردهای ضد تمدنی  در افتاده اند .

در نظر داشته باشیم که هژّمونی آمریکا از نظر اقتصادی در حال حاضر بر اساس حضور نظامی این کشور در کشورهای تولید کننده نفت خاورمیانه و حاشیه خلیج فارس است که با توجه به احتمال نا آرامی های سیاسی – اجتماعی در این کشورها در میان مدت ، آمریکا دیگر نخواهد توانست به مانند گذشته به حضور بلامنازع خود در این منطقه ادامه دهد و اگر نظامهای سیاسی طرفدار هزمونی آمریکا در این کشورها قدرت را ازدست بدهند و فقط چند ماه نفت خود را به دلار نفروشند ، چه بر سر ” دلار ” خواهد آمد و ارزش خود را تا چه حد از دست خواهد داد .

 اما مشکلات آمریکا فقط در حوزه اقتصادی نیست ، مشکل اساسی حملات خشونت آمیز جوانان و نوجوانان به همکلاسی های خود و مردم که با توجه به آزادی  نگهداری اسلحه که آنهم  به منافع شرکتهای بزرگ اسلحه سازی پیوند خورده است و رییس جمهور فعلی آمریکا خواهان هرچه بیشتر مسلح شدن مدارس و کلیسا ها و کنیسه هاست ، آمریکا را به یکی از خشونت بارترین کشور های روی زمین تبدل کرده است

 پلیس فدرال آمریکا می‌گوید که برای سومین سال پیاپی شمار حملات از سر نفرت در این کشور افزایش یافته‌است. اف‌بی‌آی در گزارشی نوشته که در سال میلادی گذشته این حملات هفده درصد افزایش نشان داده است.

در سال ۲۰۱۷ در آمریکا ۷۱۷۵ جرم از سر نفرت انجام شده است. در سال ۲۰۱۶ تعداد جرایمی که از سر نفرت بوده و گزارش آن‌ها به پلیس رسیده ۶۱۲۱ بوده است. در این گزارش آمده که بیشتر حملات متوجه جامعه سیاه‌پوستان و یهودیان آمریکا شده است این آمار مربوط به سال ۲۰۱۷ است. امسال مرگبارترین حمله به یهودیان در آمریکا رقم خورد. ماه گذشته مردی به یک کنیسه یهودیان در شهر پیتسبرگ رفت و یازده نفر را به ضرب گلوله کشت. .  پس از آن در اوائل ماه نوامبر حدود یک هفته پیش مردی 20 ساله به یک باشگاه شبانه رفته و تیراندازی مستقیم بسوی حاضرین باعث مرگ حداقل 13 نفر شد 1. این حوادث تصویر خوبی از یک کشور در حال شکوفایی بنایش نمی گذارند .

بلایای طبیعی در آمریکا و آماده نبودن این کشور پیشرفته برای مقابله با حوادث بزرگ غیر مترقبه که بخاطر فقدان سرمایه گذاری در زیر ساختها ، نوسازی لوله کشی گاز و پلها که ذکر اعداد دقیق آنها موجب اطاله کلام می شود از دیگر مشکلات این ابر قدرت اقتصادی و نظامی جهان است فقط در یکسال گذشته 307 میلیارد دلار خسارات ناشی از بلایای طبیعی در آمریکا بوده است و در اغلب موارد مسئولین محلی از بی توجهی به کمبودهای منجر به فاجعه که آنان قبلا گزارش کرده بودند سخن می گویند ، مثلا در همین آتش سوزی اخیر و جاری در ” کالیفرنیا “که تا کنون 80 کشته و یکصد ناپدید  به جای  گذاشته است و شهر ” پارادایز ” را برای ساکنان آن به جهنمی واقعی تبدیل کرد ، از کمبودهای اساسی در سیستم برق رسانی که قبل از آتش سوزی گزارش شده بوده است سخن به میان آمده است در گزارش بی بی سی چنین می خوانیم ”  کمیسیون خدمات عمومی کالیفرنیا درحال تحقیق درباره علت آتش سوزی مرگبار “کمپ” است چون گزارش می شود که شرکت های برق درست پیش از شروع آتش سوزی ایرادهای فنی را در نزدیکی جایی که حریق شروع شد تجربه کردند.” اقای ” بولتون ” قبل از اینکه به فکر له کردن ملت های دیگر باشید ، لطفا سیستم برق رسانی و لوله کشی گاز و آب کشور خود را نوسازی کرده و این همه هزینه لشکر کشی به دیگر کشورها نکنید تا هر حادثه طبیعی برای مردم به فاجعه منجر نشود .

بسیاری از ایالتها ، فرمانهای دولت فدرال  و ” دونالد ترامپ ” در مورد مسائل مهاجرتی و خروج از معاهده پاریس را نادیده می گیرند ، در مواردی ” دولت ” بخاطر عدم تصویب بودجه تعطیل می شود ، این حد از هم گسیختگی در کشور پیشرفته ای مانند ” امریکا ” فاجعه ” است

 به ” جان بولتون ” باید گفت به جای تلاش برای له کردن ملت ایران ، به  له شدن خودتان زیر آواراز هم گسیختگی اداری ،  خشونت های مسلحانه نژادی ، مذهبی و ضد مهاجران ، توجه کنید ، به پایین آمدن قدرت خرید کارگران و طبقه متوسط درچند  ده دهه اخیر، افزایش حمل اسلحه و کاربرد قدرت نظامی بعنوان ابزاری دیپلماتیک توجه کنید و مواظب باشیدقبل از اینکه ملت ایران را له کنید خودتان زیر آوار خشونت وگسیختگی قدرت اداره کشور له نشوید .

شما مخاطب تیز هوش ممکنست این سئوال در ذهنتان آمده باشد که همه این مشکلات را که برای مردم و کشوری به نام آمریکا که بر شمردیم در کشورما ” ایران ”  نیز بیداد می کند ، پس کشور خود ما ایران هم بسوی از هم گسیختگی و نابود شدن می رود ؟ در پاسخ به این سئوال  می توان  گفت : باید دید ” امریکا در کدام  مرحله از رشد اقتصادی و اجتماعی و ساختار سیاسی با این مشکلات روبرو ست ، و کشور ما در کدام از مرحله رشد تاریخی خود با چنین مشکلاتی دست و پنجه نرم می کند ، ایران از نظر پای نهادن در مسیر دستیابی به دولت قانون ، تفکیک قوا و زدون نقش روحانیت و حکومتهای فردی و جمهوریت در مراحل اولیه رشد خود است و کشوری جوان به حساب می اید ، اما آمریکا در زمانی که به بالاترین مراحل رشد ممکن  ساختار سیاسی – اجتماعی خود رسیده با چنین مشکلات عظیمی روبرو است . ما ایرانیان فرصت پای نهادن به مسیر رشدو ترقی وبا توجه به تجربه کشورهای دیگر که دچار ناهتجاری های اجتماعی – سیاسی شده اند و ممانعت از دچار شدن به معضلات و نابسامانی ها ی جوامع ئیگر را  داریم ، اما ” آمریکا ” بسختی توان اصلاح ساختارهای بشدت فرسوده و نا کار آمد خود را دارد ، مثلا ساختن شهری نوساز و با استفاده از آخرین تکنیکهای شهر سازی و سازه بسیار آسانتر است تا بازسازی شهری فرسوده و تبدیل آن به منطقه ای مدرن . ، مراحل رشد و ترقی کشور ” چین ” را در نیم قرن بعد از پایان جنگ جهانی دوم را در نظر بیاورید ، این کشور اکنون و در مراحل رشد خود کمتر دچار اشتباهات ” اتحاد شوروی ” و یا در گسترش غول اسای ساختار سرمایه داری خود کمتر به اشتباهات کشورهای اروپایی و آمریکا  که روزی با برده داری و اشغال سرزمینهای دیگران به انباشت اولیه سرمایه دست یافتند در غلطید .

” ایران ” در مسیر مدرن شدن  و نوزایی و تجدد ، کشوری جوان به حساب می اید و بعد از پشت سر گذاشتن ” دخالت روحانیت و مذهب در سیاست ” و گذار به جمهوری دوم ، منبع امید بسیاری از کشورهای منطقه خواهد بود ، ما ایرانیان فرصت و زمان آنرا خواهیم داشت  تا کشورمان را از در غلطیدن به اشتباهات سایر کشورهایی که در چند قرن به نوزایی فرهنگی و بازسازی ساختار اقتصادی دست یافته اند  در امان نگهداریم .

  اما آیا می توانیم بگوییم که ” آمریکا ” با این همه تضاد و ناکارآمدی ساختارها و در حالی که در بالاترین مرحله تکامل ساختار سیاسی – اجتماعی سرمایه داری است نمونه ای برای دیگر کشورها خواهد بود  و توان اصلاح خود را خواهد داشت ؟ . بنظر نمی رسد جواب مثبت باشد .

Tagged as: , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: