به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

” من یک ایرانی ملی گرای افراطی انقلابی هستم “

giphyjumhuri2

تلا شی با هدف پی ریزی گفتمانی برای جانشینی گفتمان شکست خورده “امت گرایی  انقلاب اسلامی “

نسخه کامل 

نسخه شنیداری 

چرا “ملی گرای افراطی ” انقلابی ” ؟

. ملی گرایی  و نه البته پان ایرانیسم که تفکری منحط است ، اس و اصل اساسی هر گفتمانی است که  خواهد توانست برای مبارزه ای سرنوشت ساز با ج.ا. بیشترین جمعیت مردم را زیر پرچم خود جمع کند .

این گفتمان از دل شعارهای داده شده مردم معترض در تظاهرات اعتراضی اشان برخاسته و اوج گرفته، از درون شعارهایی  مانند

 خوزستان جان من است    کارون خون من است ، بی وطنی ایدئولوژی اسلام گرای فقاهتی را به چالش می کشد ، وقتی میلیونها نفر فریاد می زنند : نه غزه نه لبنان    جانم فدای ایران  ملی گرایی افراطی و ایده ” ایران اول ” را  قبل از اسلام و  دین و هر ایدئولوژی را تمنا می کنند .

 ویژگیهای گفتمان ملی گرای افراطی انقلاب 

  • ملی گرای افراطی است ، یعنی منافع کشور و مردم ایران مقدم بر هر ایدئولوژی ، سازمان و حزب خواهد بود . این به معنای آنست که منافع کشور تعیین کننده خطوط فکری و ایدئولوژیک است یعنی یک مسلمان ، یک سوسیالیست و یا یک لیبرال دموکرات ابتدا اسلام یا سوسیالیزم و یا لیبرالیزم را بر اساس منافع کشور خود ایران بازسازی کند ، کشور نباید در خدمت رشد وبسط و گسترش سوسیالیزم یا مارکسیزم یا لیبرالیزم ویا اسلام قرار بگیرد بلکه این ایدئولوژی ها می بایست درخدمت منافع کشور درآیند ، باید دین و مذهب و سوسیالیزم و همه چیز فدای ایران شوند  و در صورت تضاد منافع این اسلام یا هر عقیده دیگری است که باید اصول مرامی خود را تغییر دهد ، مگر کمونیستهادر اروپا دیکتاتوری پرولتاریا را بکنای ننهادند و نام خود را ” کمونیسم اروپایی ننهادند ؟ مگر ” مارکسیسم ” در روسیه و برای خدمت به منافع کشور و مردم روس  پسوند “لنینسم ” را برخود اضافه نکرد و درچین ” مارکسیزم لنینیزم مائوتسه دون اندیشه ” بوجود نیامد ؟ .  مردم کشورهای اروپایی در عین مدرن بودن ، ملی گرا ترین  مردم هستند و هرعقیده ای را به شکل منافع مردم خود درمی آورند . ملی گرایی به معنای تلاش برای پیدا کردن راه حلی میان تعامل با آمریکا با اسراییل با روسیه و اروپا و چین در عین مقدم دانستن منافع کشور خود است . ملی گرایی ، از دل مدرنیته بر خاسته و تنها یک انسان مد رن می تواند  یک ملی گرای واقعی باشد و منافع کشور خود را مقدم بر هر ایده و عقیده ای بداند . ملی گرایی افراطی با تفکرات شبه فاشیستی ” پان ایرانیستی ” که امروز به تایید سیاست  خارجی ج.ا. فرو غلطیده اند  “و قاسم سلیمانی را ” آرش زمان”  می خوانند خط و مرز اساسی دارد .
  • ” انقلابی ” است یعنی خواهان ایجاد تغییرات ” بنیادی ” در روابط اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی است . کشور ما اگر نتواند در چند دهه آینده موضوع  مقابله با نابودی محیط ریست ، شکاف طبقاتی ، اقتصاد تک محصولی نفتی ، نابرابری اجتماعی ، عدم اختصاص بودجه به مناطق مرزی و استبداد سیاسی را حل کند با توجه به رنگین کمان قومیتی خود می تواند دچار جنگ داخلی و تجزیه شود ! گفتمان نجات بخش باید بتواند راه حلهایی برای موضوع تامین اجتماعی گسترده و کنترل دولت و نظام سیاسی بر آموزش و پرورش ، درمان ، حمل و نقل و تحصیلات و تضاد این نیازها با بزرگ و حجیم شدن دولت و دخالت دادن بخش خصوصی در اجرای امور  پیدا کند ، یک دولت مردمی نمی تواند مانند ج.ا. بسوی خصوصی کردن  امواال عمومی و سلب مالکیت مردم از اموال دولتی  گام بردارد . دولت ملی گرای انقلابی نمی تواند تمامی طرحهای بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را برای تعدیل ساختاری آنطور که آنان فرمان می دهند اجرا کند و مردم را زیر شلاق شرکتهای خصوصی داخلی و خارجی رها کند .
  • مدرن است یعنی ” جمهوری خواه ” است ، دوتفکر ” بازگشت به اصل و سنتهای دینی و ایرانشهری در طول نزدیک به یک قرن پیش ، مدیریت اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی کشور را در دست داشته اند وبه  پیشرفتهای کوچکی در دستیابی به اهداف تاریخی ملت ایران نائل شده اند اما نتوانسته اند به وضعیت مستقر و قابل دفاع از نظر دستیابی به انقلاب صنعتی و کشاورزی مکانیزه و اقتصاد با ثبات و سیاست داخلی مطلوب  داشته برسند . آن دو گفتمان اکنون شکست خورده اند ، هر نوع بازگشت به اصل چه دینی و چه تاریخی گمگشتگی و کژراهه است ، ایران فردا باید مدرن و ملی باشد ، گفتمان ملی گرایی انقلابی ، بدون دچار شدن به تخیل و رمانتیسیسم ، باید به سوی نوزایی و تجدید حیات فکری و اجتماعی ایران و ایرانی گام بردارد .این بار نوبت گفتمان مدرن انقلابی  است ، دو گفتمان بازگشت به اصل  وسنت های دینی و یا تاریخی ، نه مدرن بوده اند و نه سنتی ، آن دو التقاطی از سنتهای تاریخی و دینی با تاسسیات و نهادهای مدرن برای زنده نگهداشتن ارتجاع دینی و یا فرهنگی بوده اند ، دوران حیات آن دو بسر آمد ؛ آنان در عین داشتن  بالاترین فرصتها و امکانات اقتصادی از پس پیشرفت در خورد ملت ایران برنیامدند ، از یاد نبریم که کشور ما بر خلاف کشورهای اروپایی که چنین دورانی را یک تا دو قرن پیش پشت سر گذاشتند در آن شرایط تاریخی قرار دارد که برای دستیابی به بسیاری از اهداف دموکراتیک و لیبرالی و آزادی خواهانه باید به مبارزات انقلابی و خونین  دست زد و درست به این دلیل است که ملی گرایی و انقلابیگری و مدرن بودن از ویژگی های اساسی گفتمان نجات بخش ایران خواهد بود . ، مردم دیگر به تایید ولایت فقیه و یا هر حکومت فرد محور دیگر باز نخواهند گشت این بار نوبت مااست ،نوبت  ملی گرایان مدرن انقلابی است .

Tagged as: , , , ,

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: