به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

انگیزه های مبارزه جویی ” روحانیت حاکم “با ” امریکا ” و امکانات منطقه ای ” سپاه ” برای رودررویی با ارتش ایالات متحده

نقش گروههای” شبه نظامی منطقه ای شیعه ” در یاری رساندن به ” سپاه پاسداران “و مقابله با آمریکا

 

اکنون دیگر بر هیچکس پوشیده نیست که ” روحانیت حاکم ” و ” سپاه پاسداران ” در ارتباط با تشدید تضادها با دشمنان منطقه ای و بین المللی لاف نمیزنند ! اینان در حقیقت هر لحظه و دقیقه خود را برای چنین رودررویی آماده می کنند و تدارک می بینند ، از کمک به تشکیل گروههای شبه نظامی از شیعیان افغانستان و پاکستان و یمن و لبنان و سوریه تا سعی در رخنه به آمریکای لاتین از طریق حضور در ” ونزوئلا ” وادعای  به چالش کشیدن امریکا در آن کشورها بخشی از تدارکاتی است که ” سپاه ” و ” خامنه ای “برای چنین نبردی می بینند .

  بحث در این باره نه صرفا برای طعنه زدن به ضعف ج.ا. برای مقابله نظامی با ” آمریکا “و یا برای پربها دادن به توان آنان و نه برای مجادلات  و رقابتهای بیحاصل سیاسی که اساسا از این منظر مهم است که تحلیل انگیزه مبارزه جویی شیعیان فقاهتی حاکم بر ایران ، شناخت پتانسیل و توان و امکانات تبدیل شدن آن به جنگی واقعی ، به سرنوشت مردم ، کشور و ملت ما بستگی دارد .

این سخن بدانمعنی است که وقوع هر گونه جنگ و یا حتی نبردی کوتاه مدت  میان ایران و آمریکا و یا ایران و متحدان منطقه ای آمریکا می تواند از تخریب زیر ساختها ، جاده ها وبنادر و کارخانه ها شروع و در بدترین حالت به تخریب گسترده میهن ، وقوع جنگ داخلی بر آمده از خلاء قدرت مرکزی و نهایتا به اشغال کشور از سوی آمریکا و روسیه و متحدان منطقه ای آن کشور ها منجر شود و می دانیم که در دنیای امروز  ، کشوری که دچار بلای جنگ داخلی و حمله یک ابر قدرت شود تا دهه ها امکان قد راست کردن و بازگشت به آرامش  و بازسازی را نخواهد داشت .

 انگیزه دو نیروی چالشگرایرانی یعنی ” سپاه “و ” خامنه ای ” در این میان اما متفاوت است .

 ” روحانیون حاکم به رهبری ” خامنه ای ”  همانطور که بارها خود بزبان آورده اند بخوبی میدانند که اگر قدرت سیاسی در ایران را ازدست بدهند برای همیشه از صحنه سیاست در ایران وحتی  بعنوان یک نیروی تاثیر گذار اجتماعی هم حذف خواهند شد . بخشهایی از اپوزیسیون سعی دارند که با تفکیک کردن روحانیون حکومتی و غیر حکومتی ، به آن بخش از آخوندهایی که کارگزار رژیم نیستند اطمینان خاطر بدهند که در صورت سقوط ج.ا. روحانیت غیر فقاهتی و آن دسته از روحانیون به حوزه ها باز خواهند گشت و به رتق و فتق امور دینی پیروان خود خواهند پرداخت ، اما چنین وعده ای را نه تنها روحانیون حکومتی که حتی آخوندهای غیر سیاسی هم نمی پذیرند و می دانند که بعد از سقوط ج.ا. دچار انتقام گیریها و تصفیه حسابهای سیاسی و اجتماعی  خواهند شد . با کمی دقت به موضعگیرهای نه تنها آخوندها که حتی طرفداران غیر روحانی ج.ا. متوجه وحشت اینان از فردای سقوط ج.ا. می شویم ، حتی اصلاح طلبان مدعی اسلام سکولار با شنیدن شعارهای دفاع از سلطنت درمیان تظاهر کنند گان سالهای اخیر ، به مانند گوسفندان ترسان از گرگ ، همه در حمایت از سپاه و خامنه ای به صف شدند .

این تصویر سیاه آینده بعد از ج.ا. به روحانیون حاکم و حتی غیر حاکم انگیزه ای قوی برای دفاع با چنگ و دندان ازحکومت اسلامی را می دهد ، اما اگر برای “خامنه ای ” صرف ماندن در قدرت و حفظ جایگاه سیاسی و اجتماعی بدست آمده از انقلاب اسلامی مهم است ، چرا به سازش و مذاکره با ” آمریکا ” روی نمی آورد ؟ این موضوع به توهمات شیعیان  و خرافه های شیعه در باره بدست آوردن رهبری جهان اسلام و ظهور امام دوزادهم شیعیان  بر می گردد و برآنند  چون بزعم خودشان اینان هستند که مدافع واقعی جهان اسلام هستند ، میلیونها نفر جمعیت کشورهای مسلمان و بخصوص عرب را به سوی خود جلب خواهند کرد ، اینا ن نقطه قوت خود را در این باره ، دفاع از، مردم فلسطین و مبارزه با آمریکا و بر پایی حکومت اسلامی  می دانند و معتقد هستند این اهداف توان بسیج و حتی تشکل یابی جمعیت مسلمان منطقه از شبه جزیره عرب و خلیج فارس تا کشورهای مسلمان شمال آفریقا را دارد . امید به دستیابی به رهبری جمعیت ناراضی کشورهای مسلمان و دیدن پیروزی در دو قدمی خود باعث می شود تا ” روحانیت حاکم ” ریسک مذاکره و سازش با آمریکا را نپذیرفته و چهره چالشگر قدرتهای بزعم خود ” شیطانی و ضد اسلامی ” را برای خود حفظ کنند . توجه به این عوامل در شناخت انگیزه های  مبارزه جویی روحانیت حاکم بر ایران با آمریکا و اسراییل و عربستان سعودی اهمیت اساسی دارد . انگیزه های قدرت طلبانه از یک سو  و ترس از حذف تاریخی از صحنه سیاست و اجتماع در ایران از دیگر سو ، روحانیت شیعه فقاهتی حاکم بر ایران را به اتخاذ مواضع ضد آمریکایی و به قول خود ضد استکباری وامی دارد .

” سپاه پاسداران ” اما هرچند که می داند از نظر سازمانی  جایگاهی در هیچ ساختار سیاسی بعد از ج. ندارد اما سپاهیان انقلاب را نمی توان از نظر اجتماعی قشر و طبقه ای نامید که در تحول ایران وسقوط ج.ا. نابودی خود را ببیند . ” سپاه ” حتی می تواند تصویری از ج.ا. بدون روحانیت و یا شکلی از جمهوری بدون قشر فاسد و انگل را برای خود ترسیم کند ، در صورتیکه نه تنها ” روحانیت ” حتی اصلاح طلبان و آخوندهای معتدلتر بدون سپاه ، قادر به حفظ ج.ا. نخواهند بود . این موضوع به آن معنا است که حکومت اسلامی با حاکمیت روحانیت و ولایت فقیه برای سپاه ایستگاه نهایی تاریخی نیست ، این موضوع را باید در زمانی که به بررسی زمینه های جدایی میان ” سپاه ” و ” روحانیت ” می پردازیم ، بطور اساسی مورد بررسی قراردهیم اما اکنون بحث بر روی این موضو ع است که انگیزه های ” سپاه پاسداران” از مبارزه جویی با آمریکا و غرب چیست ؟ بنظر میرسد این انگیزه ها را در دلبستگی های دینی – سنتی بخشهایی از عقب مانده ترین اقشار مردم ایران و ترس اینان از مدرن شدن جامعه و از دست رفتن سنتهای دینی و درجا زدن در هویت دینی ایرانیان و نوعی نوستالژی برای شکل سنتی زیست و زندگی ایرانی می توان یافت . از یاد نبریم که تلقی اقشار سنتی ایرانی در حوزه تولید و تفکر و شیوه زیست ، از مدرنیته  ، همان است که در دوره “پهلوی اول و دوم در ایران به اجرا درآمد که در آن دین و مذهب و سنتها پایمال نوعی فرهنگ شبه مدرن و تجدد آمرانه و با زور و تهدید  ، حجاب از سر زنان گرفتن است . در عین حال آرزوی بزرگ شدن ایران وبوجود آوردن پیوند میان ایران کوچک با دنیای بزرگ اسلام دلیل دیگر حمایت سپاه و یا همان ملی گرایی شیعی و دلبستگی  سپاه پاسداران به طرحهای ماجراجویانه ” خامنه ای ” است که می توان آنرا نوعی ملی گرایی ایرانی – شیعی که در حوزه اقتصاد و سیاست بشدت محافظه کار و راستگراست نامید . سپاه پاسداران در حال حاضر و با توجه به پایگاه اجتماعی خود که اقشار سنتی و اقشار متوسط و نیمه مرفه بوجود آمده در دوران ج.ا.است ، برای تفکرات سیاسی خود متحدی بهتر از روحانیت حاکم نمی یابد . 

مبارزه جویی  با آمریکا و اسراییل  برای روحانیت فقط ابزاری برای حفظ قدرت و حیات سیاسی اجتماعی است و روحانیت هیچ پرنسیپ و عقیده و اعتقادی به هرآنچه که می گوید ندارد ، همین روحانیت در زمانهایی با ضد دین ترین پادشاهان هم مماشات کرده و در گوش آنها دعای بدرقه سفر خوانده و وقت بواسیر گرفتن شاهان قاجار دعای رفع درد برای آنها استعمال کرده است . روحانیت شیعی فقاهتی به هیچ چیز حتی اسلام عقیده ندارد ! روحانیت شیعی فقاهتی حتی خدا را  به خدمت مطامع سود جویانه خود در آورده است اما در مقابل ، موضعگیری ضد آمریکایی سپاه و اقشار سنتی ، بر آمده از دلبستگی آنان به سنت و زندگی سنتی و هویت شیعی ایرانیان است . البته از یاد نبریم که بعد از بی آبرویی ج.ا. در اداره کشور و افتضاحات گسترده آنان در اختلاس و استبداد و بی آبرویی های گسترده بر آمده ازتشنه بودن آنان به قدرت و نه خدمت ، مسئله هویت دینی – اسلامی ایرانیان بشدت تضعیف شده و میرود تا نقش خود بعنوان یک عامل تاثیر گذار اجتماعی  از دست داده و هویت مدرن آهسته آهسته جای خود را در معادلات اجتماعی – سیاسی باز می کند .

تا اینجا به اهداف این دوبخش اساسی  حاکمیت  در مبارزه با آمریکا و اسراییل و عربستان اشاره رفت ، همین اهداف  به روحانیت و سپاه انگیزهای لازم برای نرفتن به پای میز مذاکره با ” دونالد ترامپ ” را میدهد ، حتی در زمان مذاکرات برجام نیز ، ” خامنه ای توانست اجازه حضور ” سپاه ” در سوریه و عراق از اوباما را با این توهم که ج.ا. اگر بتواند در سوریه و عراق بعنوان عامل تعیین کننده صحنه سیاسی حضور داشته باشد توان بر هم زدن معادلات منطقه ای را خواهد داشت بگیرد  و اوباما که در آنزمان برای سرکوبی داعش به ” سپاه قدس ” نیاز داشت ، از یکسو چشم خود را بر روی پیشروی های ج.ا.در این دو کشور بست و از سوی دیگر به ازای آن ،  کاهش و تقریبا تعطیلی فعالیتهای هسته ای این نظام نافرمان را بدست آورد .

 ” خامنه ای ” درست با چنین اهداف و انگیزه هایی که شرح آن داده شد ، سپاه را مامور تشکیل نیروهای شبه نظامی در کشورهای همسایه کرد . ج.ا. در اینجا نیز  به مانند تمامی حرکت ها و فعالیتهای خود بر اساس فقدان بر نامه ریزی دقیق برای دستیابی به اهدافش عمل می کند ، آیا ج.ا. برای مقابله با تحریمها آمادگی داشت ؟ طبیعی است که آمادگی نداشت ! چرا ؟ چون بر اساس برخورد ذهنی و ناتوان از تحلیل واقعیات مدعی بود که تحریمها حتی موجب پیشرفتهای بیشتر ج.ا. هم خواهد شد ، آیا خامنه ای نگفت که اگر ” ترامپ ” برجام را ترک کند وی آنرا ” آتش ” خواهد زد ودیدیم که لاف زد . آیا این نیست که اکنون برای اجرای برجام به اروپا و آمریکا التماس  وتضرع می کنند ، درست به چنین دلیلی در مبارزه جویی با امریکا و ادعای اینکه تل آویو و کشورهای خصم خود را به خاک و خون می کشند ، لاف میزنند و امکان در امان نگهداشتن مردم و مهین را از بلا و جنگ و خرابی و ویرانی وجنگ داخلی نخواهند داشت ، یک حاکمیت و رهبری سیاسی چند بار باید اشتباه کند ؟

 لازم است در این مورد به موضوع سازماندهی شیعیان در قالب گروههای شبه نظامی در کشورهای دیگر  که سپاه و روحانیت از آن بعنوان دستاوردی بزرگ در ایجاد و حشت برای آمریکا اشاره می کنند بپردازیم ، سپاه بر این باور است که اگر مورد حمله آمریکا و یا اسراییل و متحدان این دو کشور در منطقه قرارگیرد خواهد توانست از این شبه نظامیان برای حمله به نظامیان امریکایی و یا حمله به اسراییل استفاده نماید ، اما این ادعا که این شبه نظامیان توان آنرا خواهند داشت تا در کشورهای خود به سربازان آمریکایی حمله کنند نیز مانند ادعاهایی که تا کنون دولتمردان نظام اسلامی کرده اند مبتنی بر توهم است و در زمان عمل نتیجه تعیین کننده ای  در دفاع از ج.ا. در پی نخواهد داشت . در عین حال برخورد  ج.ا. با سربازان آمریکایی  و اسراییلی مبتنی بر نوعی بر تر دانستن مسلمانان از آمریکایی ها و اسراییلی ها و حزب اللهی ها از اعراب غیر حزب اللهی است و ما به خوبی میدانیم که چنین  برتری وجود ندارد ، نقش انگیزه در برتری در نبرد فقط بخشی از عوامل تاثیر گذار که مهمتر از آن مجهز بودن به تحهیزات و تکنیکهای نظامی  بر تر زمان است ، نمی خواهم بگویم که اعضای سپاه پاسداران الزاما متهورانه نخواهند جنگید ، اما با کدام امکانات با اف 16 متعلق به دوران محمد رضا شاه ؟ با میگهای نسل قدیم روسی ؟ با هواپیماهای ساخت صنایع داخلی که هنوز در هیچ نبردی ازمایش پس نداده اند ؟   سپاه و عوامل تبلیغاتی آن گاها می گویند که آمریکا در عراق و افغانستان موفق به در اختیار گرفتن آن کشورها نشد ، اما این برای ما از درجه اول اهمیت برخوردار نیست ، آنچه که در درجه اول اهمیت قرار دارد اینستکه آیا افغانستان در پی حمله آمریکا به جنگ داخلی کشیده شد یا نه ؟ آیا عراق و لیبی بعنوان کشورهایی قدرتمند از صحنه سیاست جهانی و منطقه ای حذف نشدند ؟ از آن عراق تحت رهبری صدام که همیشه می توانست خود را در درگیریهای میان ایران و عربستان مستقل نگهدارد کشوری تجزیه شده که بخشی از آن تحت حاکمیت خودمختار کردهاست و دائما مانند پاندول میان ایران و سعودی ها در حال نوسان است باقی مانده است ، و ج.ا. در همان کشور توانسته  برای خود یک نیروی 100 هزار نفری مزدور بنام ” حشد الشعبی” بسازد ، گیرم که بتوانیم بگوییم که آمریکا نتوانست افغانستان و عراق را شغال کند ، این درواقعیت نابودی زیر ساختها و جنگ داخلی در این کشورها تغییری ایجاد نمی کند . از آن عراق قدرتمند ، از آن لیبی و سوریه دیگر خبری نیست ، کشورهای قدرتمند عربی یک به یک حذف شدند ، کشورها و رهبران  خصم اسراییل یک به یک تضعیف شدند ، چرا ما نباید بترسیم که این بلا بسر کشور ما بیاید ؟ ج.ا. با بلاهتها و توهمات رهبران سیاسی اش عملا شرایط را برای حذف ایران بعنوان یک عامل تاثیر گذار آماده می کند .

در زمانی که رضا شاه در حال پایه گذاری ارتش بود از یک مستشار خارجی پرسید ارتش ما در یک حمله خارجی چند روز دوام می آورد و پاسخ شنید که دو روز ودر هنگام حمله متفقین دیدیم که فقط چند ساعت دوام آورد ، امروز هم در جنگی با ابر قدرت جهانی آمریکا وضعیت سپاه و ارتش بهتر از این نیست !

  نظامیان آمریکایی و اروپایی  در به اجرا درآوردن طرحهای محوله به خود ، سربازانی شجاع تا حد ماجراجو بوده و اساسا اروپایی ها  و آمریکایی ها مردمی مصمم و در تصمیم گیریهای خود و بسیار متهورانه و غیر قابل بازگشت عمل می کنند و نباید در این باره آنان را دست کم گرفت و سربازان اسراییلی هم همان ارتشی هستند که چندین بار ارتش کشورهای معظم عربی را به شکست کامل کشانده اند . 

گروههای شبه نظامی شیعه که تحت رهبری ” سپاه قدس ”  سازمان داده شده اند :

1-حزب الله لبنان یک سازمان تروریستی بنیاد گرای شیعه است که قابلیت بسیج تا 50000 جنگ جو دارد. شاخه سیاسی این گروه در پارلمان لبنان دارای نماینده و دبیر کل آن بعد از ترور ” سید عباس موسوی ” در سال 2002 ، ” سید حسن نصر الله است

2-حزب الله سوریه که در سال 2014 اعلام موجوید کرد و قابلیت بسیج نیرو تا 12000 نفر را داراست .

3-سپاه بدر گروهی شبه نظامی که ابتدائا توسط ” سید محمد باقر حکیم ” از میان اسرا و پناهندگان عراقی تشکیل شد وقابلیت بسیج تا 10000 نیرو را داراست . این گروه خود از دهها گروه کوچکتر شبه نظامی تشکیل شده است .  سپاه بدر در جنگ ایران و عراق بنفع نیروهای ج.ا. در حمله به عراق نقش بازی کرده است .

4- گروه شبه نظامی ابوالفضل عباس که از شبه نظامیان عراقی و سوری تشکیل شده و توان بسیج تا چند هزار نفررا دارد

5- گردان فاطمیون که اساسا از میان زندانیان افغان ساکن ایران و افرادی از قوم هزاره که در کشور خود تحت ستم قومی شدید هستند تشکیل شده است .

6 گردان زینبیون : از شیعیان پاکستانی مقیم ایران که احتمالا از سوی طلاب پاکستانی ساکن قم جذب شده اند تشکیل شده است .

7- حشد الشعبی یا بسیج مردمی عراق که گروهی است که بطور رسمی یکی از لشکر های ارتش آن کشور است اما میان جناحهای سیاسی عراق بر سر بود و نبود و قدرت و اختیارات این گروه شبه نظامی که تحت کنترل غیر مستقیم ” سپاه قدس ” قراردارد اختلاف بسیار است ، گفته می شود که حشد الشعبی قدرت بسیج بیش از 50000 نیرورا دارد .

مبلغان و دستگاههای سخن پراکنی ج.ا. در صحبتهای خود گاها و بطور غیر مستقیم از مورد حمله قرار گرفتن سربازان آمریکایی و یا هر کشور حمله کننده به ایران از سوی این متحدان خود سخن می گویند ، بنظر میرسد که چنین ادعاهایی به مانند سایر اظهار نظرهای دولتمردان ج.ا. مبتنی بر احساسات و نه بر اساس یک تحلیل دقیق و کارشناسانه است ، مثلا در نظر بگیرید که که نبردی و یا جنگی میان ج.ا. و آمریکا در بگیرد ، حزب الله لبنان بعنوان حزبی که دارای نمایندگانی در پارلمان است بدون هماهنگی با دولت متبوع خود چگونه می تواند نیروهای آمریکایی را مورد حمله قرار داده و کشور خود را با آمریکا در حالت جنگ قرار دهد ؟ ، یا زینبون پاکستانی و هزاره های افغانستان ، در صورت هر گونه تحرکی بر علیه آمریکایی ها در کشور  خود نه تنها از سوی آمریکایی ها که از سوی دولت متبوع خود مورد پیگرد قرار خواهند گرفت ،  آیا ” حشد الشعبی ” ریسک در افتادن با دولت مرکزی در بغداد را که در تضادهای میان ایران و آمریکا سعی در بیطرفی دارد به جان خواهد خرید ؟ البته که اگر این کار رابکند مورد حمله همه جانبه بغداد و دولت ” برهم صالح قرار خواهد گرفت . اما اینکه هر کدام از این عناصر بصورت فردی به ایران بیایند و بخواهند در کناه ” سپاه ” در جنگ مفروض شرکت کنند ، البته این موضوع از نظر سیاسی  و حتی نظامی اهمیت چندانی ندارد و با تبلیغات ج.ا. که گویا دولت پاکستان و یا افغانستان و عراق متحد ج.ا. بوده و در حمایت از ج.ا. به آمریکا اعلام  جنگ خواهند کرد ، کاملا متفاوت است . با اطمینان می توان گفت نه عراق و نه سوریه و نه لبنان هیچکدام در دفاع از ج.ا. با آمریکا وارد تخاصم حتی سیاسی هم نخواهند شد ، حتی روسیه ریسک در افتادن با آمریکا را بجان نخواهد خرید و در بدترین حالت  بعنوان دفاع از متحدان خود در ایران به اشغال بخشهایی از خاک میهن ما  دست خواهد زد و ج.ا در مورد  داشتن متحدین قوی و قابل اتکا در هنگامه نبرد نظامی با آمریکا و اسراییل ، توهم و تخیل را به جای واقعیت نشانده است .

Tagged as: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, تحلیل سیاسی هفته, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: