به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

انهدام پهباد آمریکایی، توقیف نفتکش انگلیسی! تلاشهای نظام برای پوشاندن شکست انقلاب اسلامی و مردمی که به نظاره نشسته اند .

 

ایران کشوری است  که مردمش به نظاره نابودی تدریجی خود نشسته اند ! اما کدام مردم  ؟

می گویند : ” کشتی که سوراخ نباشد به ملوانهای شجاع نیاز ندارد ”  ، اینروز ها و در پی هیاهویی که “روحانیت حاکم “و” سپاهیان پاسدار” و هواداران آنان بر سر توقیف نفتکش ها و سرنگونی پهباد براه انداخته اند ، این سوال در ذهن هرکس مطرح می شود که همه این هیاهو ها برای چیست ؟ چرا سپاه و خامنه ای قدرت نمایی می کنند و دوست دارند خود را شجاع ، متهور و جسور نشان دهند ؟ در حالیکه در صورت وقوع یک جنگ آنانکه بیشترین خسارتها را خواهند دید نه آمریکا و اروپا که ایران و کشورهای عربی منطقه و عراق و افغانستان هستند ؟ جمهوری اسلامی به کدام ضعف،مشکل وکمبود مبتلاست و رهبران و هوادارنش به کدام عقده و ضعف دچار هستند که برای جبران آن دست به اقدامات نمایشی و تبلیغاتی میزنند و براستی چرا بخشی از ایرانیان برای اقداماتی از این دست هورا می کشند و به حکومت اسلامی دست مریزاد می گویند ؟

چرا کشور “چین کمونیست ” بعنوان یک ابر قدرت اقتصادی که بیشترین تضادها و دشمنی ها را با آمریکا دارد در مقابله جویی با آمریکا دست به چنین عملیات  تبلیغاتی و در حقیقت  هم کم ارزش نمی زند ؟

حتی یکبارهم فریاد مرگ بر آمریکا را از زبان رهبران کمونیستهای چینی و روسی و کوبایی و… شنیده اید ؟ ،چین کشوری که برای پیشرفت غول آسای اقتصادی خود بیشترین بهره  را ازسیستم سرمایه داری می برد آرام و بی سر و صدا برای ساختن و بازسازی اقتصادی و اجتماعی  کشور و مردم خود تلاش شبانه روزی دارد و از بوجود آوردن کمترین ” تضاد و درگیری ” با ” آمریکا ” پرهیز می کند .

 . ” روسیه ” ابر قدرت نظامی ، تنها کشوری که توان مقابله در نبردی نامتقارن با ” آمریکا ” را دارد ، برای گسترش رابطه با آمریکا و اروپایی تلاش می کند که با تحریمهایشان باعث شده اند که ارزش پول ملی روسیه در چند سال اخیر از سی روبل در مقابل یک دلار به 70 روبل سقوط کند  ! و اگر هم می خواهد سلاحها و از جمله موشک های خود را  را آزمایش کند این کار را در سرزمین مردم فلک زده ایران و سوریه  و به هزینه ما انجام می دهد و در سوریه قرارداد 50 ساله پایگاه نظامی در”لاذقیه ” بدست می آورد و در ایران ” پایگاه شاهرخی” را مال خود می کند و بدرستی ما ایرانیان هنوز جواب آن سئوال ” عباس میرزا را نیافته ایم که چرا ما ایرانیان  هنوز در مدار صفر درجه بدور خود میچرخیم و بر سر مردم اروپا و آمریکا و چین و روسیه زر می بارد و بر سر ما بلا! ؟

با مشاهده مسائل فوق است که حق داریم از خودمان سئوال کنیم این همه حاشیه سازی و جار و جنجال و ماجراجویی حکام اسلامی حاکم بر کشور در پی چیست ؟ چرا درست در این زمان که  ” اروپا ” ، ” آمریکا ” و ” دونالد ترامپ” از ایجاد درگیری نظامی خود داری کرده و یا امکان آنرا ندارند و حتی با حفظ شرایط موجود و تائید حاکمیت فعلی خواهان بهتر شدن روابط اقتصادی و سیاسی با همین ج.ا. هستند ، ” خامنه ای ” و ” سپاه ” در پی تشنج افرینی بیشتر و بردن شرایط به آستانه درگیری نظامی هستند ؟

بنظر میرسد هیاهو و جنجالهای ج.ا. و مبارزات به اصطلاح ضد آمریکایی آنان از دو ریشه اساسی منشاء میگیرد : یکم اینکه  ” حاکمیت ” از حل اساسی ترین مشکلات اقتصادی مانند اقتصاد نفتی وصنعت مونتاژ و مکانیزه کردن کشاورزی  وحذف نفت بعنوان منبع اصلی در آمد ، ناتوان است  وایران اسلامی ، امروز باید به بزرگترین وارد کننده مواد خوراکی و محصولات ساخته شده و نیمه ساحته شده صنعتی و حتی فراورده های غذایی و لبنی و کشاورزی تبدیل شود ! چنین رژیم و ساختار اقتصادی و سیاسی البته برای دادن انگیزه به هوادارن خود و قشر خاکستری جامعه نیاز به تبلیغات پر سرو صدا دارد که این علت البته فرعی است ، علت مهمتر هو و جنجال ضد آمریکایی وبقول ” خامنه ای ” ضد استکباری” حکومت ، داشتن ایدئولوژی ای است که بر آنست که ایران با اتصال به جغرافیای سیاسی به نام جهان اسلام ،بزرگی و عظمت می یابد که این خود برای بسیاری از مردم ما مهم است و ایرانیان برای دستیابی به ایران مقتدری که در تاریخ خوانده اند زمانی به نادر شاه و زمانی به رضا شاه و حتی اتحاد با آلمان و در زمان محمدرضا شاه به اتحاد با غرب پیشرفته ، تاسی جستند و بعد از همه آن نا کامی ها اکنون به روحانیت و وعده های این قشر ماجراجو و در حال نابودی دل بسته اند . از دگر سو روحانیت شیعه نیز در آرزوی تبدیل شدن به نیروی رهبری کننده در میان مسلمانان جهان اکنون می خواهد با سوء استفاده از آرزوی تاریخی ایرانیان برای داشتن کشوری مقتدر و معظم در حقیقت  حقارت 1400 ساله ای را که بر آل علی و شیعیان رفته است را جبران کند ، از یاد نبریم که همین 50 سال پیش ” روحانیت ” در ایران و از سوی دستگاههای تبلیغاتی نظام سیاسی وقت بعنوان ” کرمهایی که در جویهای فاضلاب می لولند ” معرفی میشد و اکنون و در پی دستیابی بر قدرت سیاسی  درپی جبران آن تحقیرها و سرکوبهاست ودر هراس از ، از دست دادن قدرت برای حفظ آن به هر جنایتی دست می زند . آن نیرویی که در اجتماع  تحقیر و خرد و شکسته شده بسختی می تواند به بازسازی خود بپردازد و برخوردی سازنده برای جبران حقارتها و سرکوبهایی که متحمل شده داشته باشد و روحانیت و اقشار سنتی و مذهبی در حقیقت در چنین وضعی گرفتار آمده اند . با چنین نگرشی است که سرکوب های وحشیانه  زنان و کارگران و قتل عام زندانیان  وماجراجویی ها ی بین المللی و فرامرزی که از سوی حکومت اسلامی اعمال و اجرا می شود قابل فهم است و حتی یک نقطه مترقی در این برخوردها مشاهده نمی شود . روحانیت و هوادارانش بسیار شبیه زن یا مردی هستند که مورد تجاوز قرار گرفته و اکنون بجای اینکه سعی در برخورد روانشناسانه و جامعه شناسانه با آنچه که بر او رفته است داشته باشد  ، نگرش منفی ضد زندگی و ضد اجتماعی و ضد کشورهای مدرن  پیدا کرده و حاضر به نابود کردن خود وکسانی است که اورا تحقیر و از نظر شخصیتی خرد کرده اندو البته  نباید از یاد برد که ” روحانیت ” در مسئله مقاومت در مقابل مدرنیته و تجدد خود مقصر اصلی بوده است و اقشار سنتی زمینه بازسازی خود را در اقتصاد جهانی شده امروز بسیار کم می بیننند و به این شکل روحانیت و سنتی ترین مردم ایران دارای بالاترین انگیزه برای مبارزه و مقابله جویی با غرب وکشورهای پیشرفته جهان بوده ، بایکدیگر متحدشده و منبع اساسی بحرانهای اقتصادی و سیاسی ملک و ملت هستند  . اینکه ” قاسم سلیمانی ” بعنوان کسی که یک ” شاگرد بنا ” و یا لوله کش بوده و اکنون مجری طرحهای سیاسی – نظامی ، خامنه ای است خود بعنوان نمادی از وحدت مذهبی ترین و صاحبان سنتی ترین حرف و مشاغل با ” روحانیت “بسیار گویا است .

پس وقتی می گوئیم ایرانیان مردمی هستند که تباهی کشور خود را به “نظاره نشسته اند باید میان اقشار مختلف مردم تفاوت گذاشته و همه را به یک چوب نرانیم !

در میان ایرانیان هستند انسانهایی که هم اکنون که من و شما در ایران و یا خارج در ساحل امن نشسته ایم ، بخاطر اعتراض به شرایط موجود در کنج زندان بسر میبرند از مادری که سالهاست دو فرزند خود را ندیده تا وکلای مبارزی که بخاطر شرافت حرفه ای و دفاع از موکلان خود در زندان هستند و معلمان باشرفی که بخاطر دفاع از حق تحصیل رایگان فرزندان ایران زمین آزادی خود را از دست داده اند . ایرانیانی هستند که کفن پوش در وسط میادین فریاد سر دادند که اختلاس وفقدان آزادی و نپرداختن حقوق کارگران مظلوم بس است و با ماموران نیروی انتظامی درگیر شدند و این ما مردم بودیم که به نظاره دستگیری و بعد ناپدید شدن آنها نشستیم . در میان ایرانیان بودند زنانی که که قهرمانانه بر سرسکوها فریاد اعتراض به “حجاب اجباری” سر دادند و وقتی آنها دستگیر شدند ، از سوی زنانی که از همین حجاب اجباری بجان آمده اند مورد حمایت قرار نگرفتند و وهمین زنانی که بعنوان بد حجاب بر سر هر چهار راه و کوی برزن مورد حمله و ضرب و شتم قرار می گیرند در زمان عزاداری عاشورا و تاسوعا در مراسم حکومتی نوحه و روضه و تعزیه حاضر و قرآن بر سربه تقویت لشکر یزید پرداختند .

در میان ایرانیان خارج از کشورهم هستند کسانی که چه با شرکت در حرکات اعتراضی و چه از طریق فعالیت در میان سازمانهای اپوزیسیونی سعی دارند وظیفه خود را نسبت به میهن خود انجام دهند ، می توان گفت اینکه  بعضی از سازمانها با داشتن  گرایشات سیاسی متفاوت در تاکتیکهای سیاسی خود به اشتباه به خارجی اتکا می کنند  هیچ چیز از اپوزیسیون بودن  آنان کم نمی کند . سازمان مجاهدین خلق ، ” رضا پهلوی ” ، گرایشهای مستقل ، ملی و دموکرات و چپ  و لیبرال هر کس و گروه و دسته ای به هر اندازه ای در تلاش مبارزه با جمهوری جهل و جنایت اسلامی حاکم بر کشور فعال است در حقیقت مشغول مبارزه بوده  واینکه بدنبال گرفتن قدرت سیاسی هستند البته طبیعی است ، هر سازمان و تشکیلات و حتی فرد سیاسی بر آنست که با برنامه سیاسی خود خواهد توانست نظام حاکم اسلامی را از قدرت بزیر بکشد وبازهم برهم بر آنست که با اجرایی شدن برنامه سیاسی خود کشور را بسوی خوشبختی و برون رفت از بحرانها رهنمون خواهد شد .

پس وقتی که می گوییم “ملتی که به نظاره سقوط تدریجی خود نشسته اند آنهایی که بدرجات مختلف در حال مبارزه با ج.ا.  هستند را منظور نداریم که مورد نظر نوشته بخش هایی دیگر از مردم  هستند ، کدام اقشار ؟

-الف : اقشار سنتی ، هیئت برو ها ، نماز جمعه برو ها ، حزب اللهی ها ، بسیجی ها وبسیاری از اعضای ” سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی که در بالا به دلیل وحدت آنها با حاکمیت اسلامی اشاره رفت و اکنون همان موضوع را پی میگیریم

این دسته از ایرانیان که البته از هوش سیاسی کمی برخوردارند اما فعالترین قشر سیاسی در کشورهستند و حاضرند برای حفظ نظام خون بدهند و خون بریزند ، نقش اساسی در ابقای شرایط فعلی حاکم بر کشور را دارند . همینها هستند که برای اهدافی که خامنه ای و سپاه دارند بیشترین سهم را در ابقای ج.ا. داشته و در دادگاه تاریخ و در مقابل وجدان خود برای این حمایت جوابگو خواهند بود  . این دسته از ایرانیان با حضور سپاهیان پاسدار بر عرشه نفتکش ها چنان بوجد می آیند که هلهله و شادی نازیهای هیتلری برای کشور گشایی های آلمان هیتلری را بذهن می آورند و همینها هستند که بخاطر دانش سیاسی اندک خود و آلوده بودن به خرافات شیعه ولایی بر آنند که گویا چنین اقداماتی به بزرگی ایران و ایرانی منجر شده و بزودی مانیز به پیشرفت و ترقی نازل شده و آنطور که ” عباس میرزا ” می خواست بر سرمان از آسمان” زر ” خواهد بارید و فراموش می کنند که هرحضور نظامی در فرامرز اگر اقتصادی قوی و صنعتی  همراه نباشد بسرعت برق و باد از دست خواهد رفت ، هزینه هایی که ج.ا. در بوسنی هرزگوین و تاجیکستان کرد بدون هیچ نتیجه ای پایان یافت وبا آن همه هزینه ای که در عراق شد امروز در این کشور  دولتی بر سر کارست که اگراز نیروهای شبه نظامی متحد ” قاسم سلیمانی ” نمی ترسید بیشترین دشمنی ها را با ایرانی و ایرانی روا میداشت و البته وحدت” حشد الشعبی ” در عراق و”سید حسن نصرالله ” در لبنان با روحانیت و سپاه از روی نیاز بوده ودر دراز مدت اتحادی قابل اتکا نخواهند بود  

 در سوریه با آن همه هزینه سیاسی و اقتصادی وجانهایی که فدا شد ، تقریبا هیچ دست آوردی جز حمله های وحشتناک اسرائیل به پایگاههای سپاه در سوریه و ساختن پشته از کشته های پاسداران نداشته است و در مورد بازدارندگی حضور ایران در سوریه از حمله نظامی به ایران ، اسرائیل و آمریکا هیچگاه نخواسته اند به ایران حمله و قدرت شیعی منطقه که نقش اصلی در مقابل رشد پان اسلامیزم و پان عربیسم را داشته و دارد را نابود کنند . البته بیت خامنه ای و دفتر سیاسی سپاه پاسدارن انقلاب اسلامی بعنوان دو مرکز اصلی هدایت و اداره کنننده ج.ا. بر آنند اینکه آنها توانسته اند نیرو های خود را تا همسایگی کشور دشمن خود یعنی اسرائیل مستقر کنند خود دستاورد بزرگی است و هدف اصلی از همه این فعالیتها و حضور در سوریه و لبنان و عراق هم بدست آوردن نفوذ در میان کشورهای اسلامی و تبلیغ بر روی حضور اسرائیل در سرزمینهایی است که سابقا و قبل از جنگهای جهانی اول و دوم اقوام بدوی فلسطینی در آنها زندگی می کرده اند . در مورد این ادعا هم همین بس که امروز نبرد اصلی در دنیای اسلام و عرب میان اخوانی ها به رهبری ترکیه و قطر از یکسو  و عربستان سعودی و پادشاهی های خاور میانه از دیگر سو است و اکنون ج.ا. بعنوان یک نیروی تاثیر گذار در درگیری میان کشورهای اسلام سنی  با جمعیت اکثریتی مسلمانان جهان تقریبا حذف شده است .

 ” خامنه ای ” بر آنست با دمیدن در حس ملی گرایی اسلامی و نه عربی –سنی خواهد توانست به قهرمان دنیای عرب و اسلام تبدیل شده و روحانیت شیعه را از حقارت هزاران ساله در میان مسلمانان نجات دهد و میدانیم که این تفکرات توهماتی بیش نیست و هیتلر که از قفقاز تا شمال آفریقا را مسخر خود کرده بود جز تجزیه و حمله خارجی برای کشور خود بهره ای ببار نیاورد . توهمات ” خامنه ای ” توهمات “جهان گشایانه ” هیتلر و افکاروهیجانات ملی گرایانه ” حزب اللهی ” ها شورو شعف فاشیستهای آلمانی را بخاطر می آورد و درست در همین جا می توان ادعای اصلی نوشته را مستدل کرد که بخش اساسی از ایرانیان که ” نابودی کشور و ملت خود را به نظاره نشسته اند ” همین بخش از مردم ایران هستند و همین دست از ایرانیان بیشترین سهم را در ادامه حیات نظام سرکوبگر ج.ا. دارند ، همین ها هستند که که در دسته های چماقدار سازمان داده می شوند و کارگر و دانشجو و معلم معترض را سرکوب می کنند ، همین ها هستند که در زندانها و بازجویی ها بیشترین نامردمی ها را بر هموطنان خود اعمال می کنند . همین ها هستند که در قتل های زنجیره ای بالاترین جنایتها را مجری کردند و نویسنده و روشنفکر و معترض را به خاک و خون کشیدند ، همین ها هستند که مسبب قتل ” ستار بهشتی ” و ” زندانیان کشته شده در زندانها هستند ، ایندسته از ایرانیان براستی در مقابل و جدان خود چه جوابی دارند ؟  و بالاخره همین ها هستند که بارکش زندگی های اعیانی سران ج.ا. از اصلاح طلب و اصولگرا و “ژن های خوب ” و آقازاده ها  شده اند ، همین ها هستند که عملا از نابرابری موجود ، از اختلاسها و از فساد دولتی فراگیر دفاع می کنند و خنده دار است که خود را عدالت طلب و طرفدار مستضعف و اقشار کم در آمد می دانند .

ترس از آنست که مردم ایران در نهایت به این نتیجه برسند که برای رهایی از نظام اسلامی اهریمن ، باید در مقابل این دسته از هموطنان خود بایستند و به جنگ برادر کشی تن دهند ، امید که اینان با دیدن فقر و فاقه وبدبختیهایی  که خود و هموطنانشان به آن دچار هستند دست از حمایت از ج.ا.  برداشته و همراه مردم و هموطنان خود به مبارزه با دارو دسته حاکم بپردازند .

 ب-دومین دسته از ایرانیان که نابودی کشور خود را به نظاره نشسته اند اقشار متوسط و مرفه و نیمه مرفه هستند ،بخشی از این دسته از مردم ایران  که بخصوص بعد از بر سر کار آمدن ” حسن روحانی” و با پول پاشی های ” دولت اعتدال ” توانستند با خرید طلا و دلار و سهام شرکتهای پترو شیمی  تا حدودی در درآمدهای ج.ا. شریک شوند ، علیرغم داشتن بیشترین تضادهای فرهنگی با ج.ا. و حتی تما یلاتی در حمایت از ” رضا پهلوی ” ، اما مرد مخالفت جدی با نظام نبوده و با کوچکترین تشر و تهدید از سوی دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی ج.ا. به معذرت خواهی از اعتراضات مدنی خود پرداخته و از ایجاد درگیری جدی با نظام ابا دارند ، نمونه معذرت خواهی “ پویه نوریان ” از راننده ” تاکسی اسنپ” ، گویای این واقعیت تلخ است ، ایندسته از ایرانیان نیز آگاهانه و علیرغم داشتن دانش لازم ، صرفا برای حفظ موقعیت اقتصادی خود نابودی کشور خود را به نظاره نشسته اند ، نماینده بارز اینان و چنین طرز تفکری را می توان ” سید محمد خاتمی ” و جبهه اصلاح و اعتدال دانست و بهانه اینان نیز برای بی عملی و همکاری خود با رژیم ، ترس از سوریه ای شدن و بوجود آمدن جنگ داخلی است ، در صورتیکه بر عکس اگر بخش اصلی مردم به مبارزه با رژیم حاکم نپردازند زمینه جنگ داخلی و حمله خارجی بیشر می شود . نماینده فرهنگی همین اقشار را می توان هنرپیشگانی دانست که علیرغم نداشتن هیچ سنخیتی با حکومت و صرفا برای برخورداری از پول و امکانات ، در سریالهای ساخته دست اطلاعات سپاه مانند “پایتخت ” و یا “ گاندو ” بازی می کنند  و بخوبی میدانند این سریالها ؛ نه صرفا برای سرگرمی که پروژه هایی سیاسی برای قلب واقعیت و سرکوب فرهنگی ، دگر اندیشان است . در ”  سریال پایتخت ” با بیان عامیانه شعارهای ضد آمریکایی و ضد عربی حکومت  و در ” گاندو ” ،با پروژه ” بیت خامنه ای ” و ” سپاه پاسدارن ” برای بی آبرو کردن اصلاح طلبان ودگر اندیشان و حذف آنان از انتخابات پیش رو،  روبرو هستیم . آقای ” علیرضا خمسه ” تا در ایران است به ایفای نقش در سریال آبگوشتی سپاه ( پایتخت) مشغول است و تنها بعد از استفاده از آن همه امکانات فقط وقتی به کانادا می آید از راه دور آنهم نه به نقد شرایط موجود که به تمسخر وضعیت  میپردازد !

اقشار متوسط ، وکلا ، روزنامه نگاران و پزشکان  و هنرپیشه ها حق دارند که در تلاش معاش با دستگاههای اجرایی ” سپاه ” و ” نهاد ” و جهاد مشغول کار شده و با این دستگاهها همکاری کنند ، اما این همکاری در مورد بعضی از ایرانیان به نوعی به ” تائید سیاست های ج.ا.” کشانده شده است وبی عملی سید محمدخاتمی در مقابل استبداد و فساد اقتصادی حاکمیت بهترین ترجمان همکاری اقشار متوسط و مرفه با ج.ا. است .

 وقتی که سرکوب کارگران و زنان و دانشجویان و روشنفکران باعث هیچ اعتراض چشمگیری در میان این دسته از مردم که از بالاترین آگاهی های سیاسی و فرهنگی بر خوردارند نمی شود ، وقتی که ماجراجویی های فرامرزی حاکمیت باعث اعتراض چشگیری در میان ایندسته از ایرانیان نمی شود سهل است که در زمان انتخابات و راهپیمایی ها ی حکومتی  ، شاهد حضور خیل کثیری از همین به اصطلاح بد حجابها و اقشاری که هیچ سنخیتی با حکومت ندارند هستیم جز همکاری این دسته از مردم با حکومت چه نامی می توانیم بر آن بگذاریم ؟ !

اقشار خاکستری و بیطرف که بخش وسیعی از مردم ما را تشکیل می دهند نیز در این میان چشم براه جریان امور ایستاده و با عدم دخالت در امور سیاسی ، عملا به ادامه وضعیت موجود کمک می کنند .

 در نبود اطلاعات آماری و میدانی ، تعیین میزان و در صد هر کدام از اقشار و طبقات حامی ، بیطرف و مخالف نظام کاری بغایت مشکل است و این نوشته در پی آن بود تا بتواند دلایل ماجراجویی های حکومت اسلامی را مطرح و شمایی کلی از حامیان و مخالفان نظام سیاسی موجود وو ضعیتی که روز بروز به وخامت میرود به مخاطب ارائه دهد .

 

Tagged as: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

1 Response »

  1. آخوندها را خود آمریکا و انگلیس در ایران حاکم کرده اند و آنچه آنها در منطقه و در خود ایران می کنند خواست آمریکا و انگلیس است. هدف آنها هم ساختن جبهه ی شیعه در خاورمیانه برای راه اندازی جنگهای شیعه و سنی است تا از خلال آن اهداف و نقشه های استعماری خود در خاورمیانه را دنبال کنند. آخوندها ماموران آمریکا و انگلیس در ایران هستند.

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: