به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

نظری به فعالیت های گروه 14 نفره خواهان برکناری ” خامنه ای ” و اشتباهات تاکتیکی آنان

 در  خرداد 1398 ، ژوئیه 2019 -14نفر از فعالین مدنی و سیاسی شناخته شده با صدور بیانیه ای ضمن اشاره به نبود آزادی های مدنی و اختیارات فوق العاده “علی خامنه ای ” رهبر حکومت اسلامی ، خواهان عبور از این نظام و برگزاری انتخابات تحت نظر مجامع شناخته شده بین المللی شدند .  موضوعات و سر خط هایی که در متن بیانیه و بیانیه هایی که بعد از آن در حمایت از آنان منتشر شد ، اساسا به نبود آزادی و فقدان دمکراسی اشاره دارند  و راه حل ارائه شده بر مبنای این واقعیات ، عبور از ج.ا. با توسل به راه حل برگزاری رفراندوم است ، ناگفته پیداست که برای رژیم ظالم و خونریز ج.ا. ، هر گونه برگزاری رفراندوم تحت نظارت سازمان ملل و یا نهادی بین المللی نظیر ، به معنای قبول انحلال  و مشروعیت زدایی از خود ویا همان  سرنگونی  رژیم اما از نوع داوطلبانه آن  است وبازهم  ناگفته پیداست که صادر کنند گان بیانیه یا بدلایل تاکتیکی  و یا بدلیل نا آگاهی از شناخت ماهیت رژیم نخواسته اند بطورمستقیم موضوع سرنگونی حکومت اسلامی ایران را بزبان بیاورند که این خود اولین تناقض در بیانیه است  نمی توان از یک رژیم استبدادی خواست که به انحلال خود رای بدهد . علنی بودن این حرکت در عین حال زمینه نفوذ دستگاههای اطلاعاتی رژیم را در میان این عزیزان فراهم می کند و این نفوذ امکان تاثیر گذاری این دستگاهها را بر سیاستگذاری های چنین حرکتهایی را داده است .

درعین حال هر آن کس که در حوزه فعالیتهای سیاسی و یا مدنی در امور ایران فعال است با اندک نگاهی به متن بیانیه که بر روی گذار مسالمت آمیز از ج.ا. تاکید دارد این برداشت منطقی را می کند که فعالان صدور این بیانیه به بخش معینی از اپوزیسیون برانداز نظام تعلق دارند که معتقد ند هر گونه تغییر در ایران از راه وقوع انقلابهای معروف به ” مخملی ” خواهد گذشت و نتیجه طبیعی چنین اعتقادی نیز به اتخاذ تاکتیکهایی منجر می شوند که خواسته ها و انگیزه های اقشار متوسط و مرفه و نیمه مرفه را بعنوان سر لوحه خواسته های خود قرار می دهد . بحث این نوشته بر روی درست یا غلط بودن چنین نظریه ای نیست ( در این باره در اینجا نوشته ایم ) ، آنچه که در این مجال مورد بررسی قرار می کیرد اینستکه اتخاذ چنین تاکتیک و خط استراتژیکی ، موجب پیدایی کدام نقاط ضعف برای چنین حرکتی شده و دست رژیم را برای سرکوب آن باز نگه می دارد .

الف : با تاکید بر روی خواسته های اقشار مرفه و نیمه مرفه که همان آزادی و دمکراسی و… است ، این بیانیه خود را از حمایت بخش وسیعی از مردم که مشکل اساسی آنان ” گذران زندگی روزمره ” است محروم می کند ، در تمام سطور این بیانیه و بیانیه هایی که متعاقب آن صادر شد خبر و اثری از مشکلات حاشیه نشینان ، کارگران واحدهای خصوصی شده ، حاشیه نشینان شهری و فقر و فحشا و اعتیاد  نیست ، ستون فقرات هر حرکتی که بخواهد به تغییر اساسی بگذار که بر پایی رفراندوم باشد ، منجر شود جمعیت عظیم کارگران و کشاورزان هستند و این جمعیت عظیم و تعیین کننده چرا باید از حرکتی حمایت کنند که در بیانیه آنان هیچ اثری از مشکلات این دسته از مردم ایران دیده نمی شود ؟

ب- دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی ، در ابتدای صدور بیانیه ، دست فعالان این حرکت را در مصاحبه با رسانه های برانداز یک گرایش معین اپوزیسیونی که معروف  به ارتباط با عربستان سعودی ، برایان هوک و دستگاه اداری کاخ سفید است باز گذاشتند ،( فارغ از صحیح یا غلط بودن این ادعاها ) نوری زاد و چند تن دیگر با این رسانه ها مصاحبه های طولانی کرده و صاحبان این رسانه ها نیز که گاها خود نیز مشکوک به ” پیش بردن  کرایشی معین ئر ئرون خود رژیم ” هستند ، با در بوق و کرنا کردن خود در امکان تماس با این فعالان ، عملا به ج.ا. این امکان را دادند تا بتواند بر روی شائبه وابستگی فعالان این حرکت به کشورهای خارجی دامن بزند ، در حالیکه فعالان چنین حرکتی می بایست سعی در داشتن مصاحبه و تبلیغ از طریق همه گرایشهای اپوزیسیونی از چپ و سلطنت طلب و لیبرال و دمکرات می کردند و حرکت خود را بعنوان حرکتی ملی و نه جناحی بتصویر می کشیدند ،   چرا در بیانیه از سرکوب اقلیتهای دینی مانند بهاییان و دراویش هیچ چیز گفته نمیشود  ؟ ” در بیانیه  می بایست خواسته های دیگر اقشار از جمله کارگران و کشاورزان والبته دغدغه های اقشار مرفه و نیمه مرفه نیز می آمد ، اما چرا اینطور نیست ؟ آیا این حرکت تحت تاثیر افراد و سازمانهای مشکوک به ارتباط با قدرتهایی تنظیم شده که نه خواهان ایجاد تغییرات اساسی در ایران که بدنبال باجگیری و مماشات با ج.ا. هستند ؟ شما خود را به جای یک مخاطب بیطرف بگذارید ، ایا حق ندارید چنین شکی بدل راه بدهید ؟ ! مردم ما امروز به حرکات ” ملی ” و نه حرکتهایی که بخواهد فقط یک گرایش را تبلیغ کرده وآن جناح را بعنوان رهبر حرکات ضد رژیمی معرفی و معروف کنند ، نیاز دارند !

ج: چرا در بیانیه از مسائل و مشکلات اقشار کارگری و حاشیه نشین و کشاورزان خانه خراب شده ذکری بیمان نمی آید ، کاملا واضح است چون ئر آنصورت باید موضوع چالش بر انگیز ” خصوصی سازی ” ها مطرح شود و ما بخوبی میدانیم که همان گرایش سیاسی اپوزیسیونی که بدنبال طرح مطالبات طبقه متوسط بصورت انحصاری هستند   ، از هم اکنون وعده ” دولت کوچک ” و ” خصوصی سازی های گسترده ” را می دهد و طبعا نمی تواند با کارگر گرسنه واحدهای خصوصی سازی شده همدلی نشان دهد! ما بر آن نیستیم که بگوییم که صادر گنند گان این بیانیه بر روی این موضوعات آگاهی داشته اند اما می تواینم بگوییم که این هموطنان که در صداقت آنان برای حل مشکلات مبتلابه کشور ، شکی نیست از درایت سیاسی کافی برای درک چنین ظرافتهایی بر خوردار نبوده اند .

د- وابسته کردن  حرکات سیاسی ، که از سوی ایرانیان داخل کشور صورت می گیرد ، به گروه ، جناح و دسته اپوزیسیونی معین و یا کشورهای خارجی که می دانیم و قطعا هم هر ایرانی به این موضوع واقف است که این کشورها بنبال منافع خود هستند ، باعث می شود که این حرکات از حالت ملی خارج شود و نتواند حمایت گسترده گروههای اپوزیسیونی را برای خود جلب کند . در اینباره میتوان به اشتباه ” اسماعیل بخشی ” در به کار بردن شعار ” شوراهای کارگری ”  ” و سپردن اداره  کارخانه ها،  بدست کارگران و یا نزدیکی بیش از حد ” مسیح علینژاد ” به دولتمردان آمریکایی و اشتباه اخیر فعالان بیاینه 14 نفر به یک گرایش معین اپوزیسیون برانداز اشاره کرد .

اینکه اسماعیل بخشی ، کمونیست است یانه این موضوع شخصی او است ، اما او باید می دانست که وقتی بعنوان رهبر یک حرکت کارگری شعار می دهد می بایست از دادن شعاری که فقط کمونیستهای بسیار چپ می دهند خود داری میکرد. وی با این اشتباه که احتمالا ” حزب کمونیست کارگری ” مسبب اصلی آن بوده است ، عملا حمایت مغازه داران و اقشار سنتی و بخشهای بینابینی جامعه را از دست داد و بسیاری از کارگران که نمی خواستند برچسب کمونیست بودن به آنها زده شود از ادامه حمایت از آن حرکت پرشور خود داری کردند .

 نمونه دیگر این اشتباه را مسیح علی نژاد انجام داد ، وی که توانسته بود موجب بر پایی اعتراضات مهمی از سوی زنان بر علیه حجاب اجباری شود ، با نزدیکی بیش از حد و علنی به مقامان دولت ترامپ ، به فعالیت مدنی خود ، وجهه فعالیت سیاسی تحت حمایت یک کشور خارجی داد وازیکسو زمینه  حمایت میلیونی زنان در سراسر ایران از تلاشهای خود را از بین برد  از دیگر سو به دستگاههای امنیتی رژیم امکان سرکوب فعالیتهای ضد حجاب اجباری زنان را بعنوان یک حرکت مورد حمایت کشورهای خارجی را فراهم کرد .

امید که فعالان مدنی و سیاسی داخل کشور که با بخطر انداختن جان  مال و زندگی خود و خانوده هایشان ، خطر بر پایی چنین فعالیتهایی را به جان می خرند در اینده به نکاتی از این دست توجه کرده و زمینه های همگانی شدن حرکات سیاسی و مدنی خود را بیش از بیش فراهم کنند .

Tagged as: , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: