به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

” خامنه ای ” 2019 درتوهم قدرت – خامنه ای 2020 در حضیض ذلت : سیلی محکم آمریکا هم “خامنه ای ” را ازخواب بیدار نکرد .

akskham

شاید اگر ” خامنه ای ” یک ” روحانی ” نبود ، اکنون و به مانند ” هیتلر ” باید آرام ، آرام به فکر خودکشی یا حداقل به فکر عقب نشینی از مواضع سیاسی و اجتماعی خود می افتاد .  

در توصیف وضعیت دهشتناکی که ” ج.ا.” به آن دچار آمده است اغراق نمی کنیم : هق هق گریه ” خامنه ای ”  در تشییع جنازه ” سلیمانی ” ، شلیک جنایت بار” سپاه ” به هواپیمای اکرائینی ، تظاهرات گسترده ” آبان ” ، تحریمها وحشتاک ” ترامپ ” ، اوضاع بد اقتصادی و افت تولید و فروش نفت ، نفود تا حد تسلط  سازمانهای جاسوسی آمریکا و اسرائیل   در مراکز اتمی و فعالیتهای هسته ای ، نا آرامیهای اجتماعی و سیاسی در دوکشور منطقه مورد نفوذ ایران یعنی لبنان و عراق  همه اینها کافی است که هر رهبر سیاسی عاقلی را به فکر تجدید نظر در راهبردهای کلان اداره کشور و بازتنظیم روابط خارجی خود بیندازد ، اینها همه اما نه موجب هوشیار شدن ” خامنه ای ” به شرایط دهشتناکی که ” حکومت اسلامی ” و مردم را به آن دچار کرده که بنظر میرسد باعث ادامه مصرانه مسیر خطایی که تا کنون در پیش گرفته شده است شود ، احتمال بسیار کمی وجود دارد که ملاهای حاکم بر ایران به تصحیح روشهای حکومتداری خود بپردازند وعلت اصلی آنهم اینستکه روحانیت حداقل تا زمانی که ” خامنه ای ” سکان اداره امور را در دست دارد  ، در تغییر و ترقی و تحول در کشور، آینده ای برای بقای سیاسی خود نمی بیند .

   تا همین چند ماه پیش ” خامنه ای ” برای ج.ا. و البته نه برای ملت و کشور ایران رهبری قدرتمند ، موفق ، مدبر و سازمانده بود . ” سپاه قدس ” وی برهبری فرمانده ” نور چشمی ” اش ، ” قاسم سلیمانی ” (هرچند با صرف هزینه های میلیاردی بغارت رفته از کیسه کارگران و مالباختگان و مردم ایران ) برایش در عراق و لبنان و سوریه مزدورانی از شبه نظامیان سازمان داده بود . نیروی  نیابتی ” ج.ا.” یعنی  ” حشد الشعبی ” با موشک ، پایگاههای آمریکا ، ابر قدرت اقتصادی و سیاسی جهان را مورد حمله قرار میداد، در سوریه با آن همه حمله اسرائیل به پایگاههای سپاه ، تاب آورده ومنطقه را ترک نکرده بود ، در منطقه نیز علیرغم تحرکات مردمی در عراق و لبنان که متحدان ” ج.ا.” را نشانه رفته بود ، خبری از عقب نشینی این نیروها در دو کشور عراق و لبنان دیده نمی شد . در داخل ” طوفان تظاهرات آبان ماه ” را  با سرکوب خشن پشت سر گذاشته و توانسته بود آتش خشم مردم فقیر و روشنفکران مدافع آنان  را با خاکستر خونین پوشانده و قیمت بنزین را افزایش دهد  .اقشار متوسط که در زیر فشار بار تحریمها و اقتصاد نا کارامد خرد شده اند بازهم به دولتمردان اسلامی ، فرصت داده وبشکل میلیونی در دفاع از سرکوب شدگان ” آبان خونین ” به خیابانها نیامده سهل است که در تشییع جنازه ” رهبر سپاه قدس ” دفاع از ” ج.ا.” را بر گزیدند .

 سپاه و خامنه ای به قلع و قمع اصلاح طلب و جناح اعتدال مشغول بوده و دشمن خونین نظام ” دونالد ترامپ ” در آخرین ماه های سال 2019 ، برای اینها پیامهای صلح آمیز می فرستاد و حتی گفت که ” ایران با همین دولتمردان اسلامی هم می تواند کشوری موفق بوده و اقتصادی شکوفا داشته باشد ”

” خامنه ای ”  با توجه به نارضایتی های عمیق در میان طرفداران نظام ، دست به مانور های ” عدالت طلبی ” زده  وبا دادن لقب ” سید محرومان ” به ” ابراهیم رئیسی ” تبلیغات مبارزه با فساد و به دادگاه کشاندن چند رانتخوار و سوء استفاده چی از میان وابستگان نیروهای رقیب مانند ” شبنم نعمت زاده ” و ” حسین فریدون ” ، سعی در جلو گیری از ریزش نیروها کرد .

 نیروهای نیابتی ” سپاه قدس ” در عراق مانند ” حشد الشعبی ” و ” کتائب حزب الله “  در هماهنگی با ” قاسم سلیمانی ” و برای محک زدن میزان تحمل  و قدرت آتش رقیب ، آرام آرام دست به تهاجم به نیروهای آمریکا یی مستقر در کشورشان زدند . درتاریخ 27.12.2019 برابر با 6 دی ماه 1398 یک پایگاه سربازان آمریکایی در 15 کیلومتری شمال کرکوک مورد حمله 30 موشک قرار گرفت که در نتیجه آن یک   کارمند غیر نظامی آمریکایی کشته و چندین سرباز عراقی و آمریکایی زخمی شدند. پیش از این نیز  روز دوشنبه 18 آذر  برابربا 09/12/2019 یک پایگاه سربازان ائتلاف ضد داعش نیز  طی عملیاتی  مورد حمله 4 موشک قرار گرفته بود که ” مایک پمپئو ” جمعه ۱۳ دسامبر (۲۲ آذر) در یک پیام توئیتری نسبت به دست داشتن جمهوری اسلامی و نیروهای تحت حمایتش در این گونه حمله‌ها نسبت به تمام شدن صبر کشور متبوع خود هشدار داده بود ویک مقام بلندپایه ارتش آمریکا گفت  گروه‌های مورد حمایت جمهوری اسلامی با حمله‌های راکتی به پایگاه نزدیک بغداد به خطوط قرمز نزدیک شده‌اند.

” خامنه ای ” قبل از این حوادث نیز با سرنگون کردن ” پهباد گلوبال هاوک ” لاف قدرت زد و حمله به ” آرامکو ” در ” عربستان سعودی ” بازهم با زهم به اعتبار نظام ولایی افزوده بود .

بعد از کشته شدن یک غیر نظامی آمریکایی  در حمله راکتی گروههای شبه نظامی عراقی ، در پاسخ به این حملات و در تاریخ 29/12/2019 ، آمریکا نیز دست به حمله هوایی به پنج موضع استقرار ” کتائب حزب الله ” که از گروههای متحد ” سپاه قدس ” در عراق است زد که بر اثر این حمله 25 نفر از نیروهای این گروه و سپاه پاسدراران  کشته و 55 نفر زخمی شدند .

این حملات از سوی مقتدی صدر ، عادل عبدالمهدی و بسیاری از شخصیت های سیاسی نزدیک به ایران محکوم و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی بیانیه ای انتقام گرفتن از آمریکایی ها را حق گروههای نیابتی نزدیک به خود دانست .

به فاصله دو روز بعد از این حمله طرفداران حشد الشعبی و کتائب حزب الله به سفارت ” آمریکا ” در بغداد حمله کرده و با ورود به محوطه آن ، اقدام به شکستن پنجره ها و نوشتن نام ” قاسم سلیمانی ” بر درو دیوار سفارت کرده اما از حمله به محوطه داخلی ساختمان سفارت خود داری کردند که متعاقب آن ارتش آمریکا اقدام به انتقال تعدادی تفنگدار مسلح از یکی از پایگاههای خود در منطقه به محل سفارت کرد و مهاجمین به سفارت بعد از یک روز محل را ترک کردند .

بنظر میرسد ” قاسم سلیمانی ” و متحدین عراقی وی با این اقدام خواستند به آمریکا نشان دهند که اگر در رویارویی نظامی ، توانایی مقابله با ارتش تا دندان مسلح آمریکا را ندارند اما توان اقدامات ایذایی و به چالش کشاندن حضور آمریکا در منطقه را دارند .

در مقابل این همه حرکات ایذایی ، ” سیلی آمریکا ” اما بسیار سهمگین بود !

اولین ساعات جمعه 03/01/2020 مطابق با 12 دی ماه 1398 آمریکا ا گوشه ای از قدرت نظامی ، اطلاعاتی میدانی خود را به رخ ج.ا. و گروههای عراقی طرفدار آن نشان داد و با حمله به کاروان خود روهای حامل ” قاسم سلیمانی ” فرمانده سپاه قدس  و ابومهدی المهندس، معاون گروه حشد الشعبی و چندین نفر از اعضای بلند پایه ایندو گروه را کشته و منطقه و جهان را د ر بهت و حیرت فرو برد .اهمیت سیاسی  این حمله بسیار مهمتر از ارزش نظامی آن بود و نشان میداد که ” دونالد ترامپ” که تا همین چند روز پیش از دست یافتن به تفاهم به ج.ا. حرف می زد اکنون و با نشان دادن ضرب شست خواهان تحمیل شکست به طرف خود و کشاندن آن به میز مذاکره است . بهت و حیرت ناشی از این عملیات بخاطر این بود که ” آمریکا ”  رهبر نظامی یک کشور را در کشوری دیگر و با اعلام علنی و به نحوی دهشتناک به قتل رسانده و با این عمل به ” خامنه ای ” نشان داد که عدم تحرک سیاسی آمریکا در عراق و سوریه در چند سال اخیر به معنای ضعف نظامی و نبود اراده لازمه در زیر پا گذاشتن قوانین بین المللی و در صورت لزوم نیست . ” خامنه ای ” در ماه های پایانی 2019 ، چنان به خود مغرور شده بود که اختیار شروع جنگ  را به خود اختصاص داده و می گفت ” جنگ نمی کنیم ، مذاکره هم نخواهیم کرد ” اما واقعیات نشان داد که این ” ج.ا.” نیست که قاعده بازی بزرگان را تعیین می کند واو ” در میدان بازی های بین المللی ، بیشتر از یک  ” سرباز پیاده ”  اسیر بازی های بین المللی نیست ! دونالد ترامپ  اثبات کرد که ” خامنه ای ” عددی نیست و او را به گریه و ضجه و ناله کشاند .

” دونالد ترامپ” با انجام این عملیات خواست به ” ج.ا.” نشان دهد که اگر ” آمریکا ” در چند سال اخیر نسبت به پیشرفتهای ” سپاه قدس ” در سوریه و عراق به دیده اغماض نگاه کرده است ، اساسا با تصمیم قبلی و مبتنی بر داشتن مناقع مشترک منطقه ای موقت  میان این دو کشور بوده است واکنون بعد از تمام شدن آن دوران ماه عسل ، هر لحظه که تشخیص دهد قدرت و جسارت به خاک و خون کشیدن سران ” سپاه قدس ” و حتی ” سران جمهوری اسلامی ” و ” سپاه پاسداران ” را دارد

آنچه که ” آمریکا ” را به انجام این عملیات کشاند این بود که : ” خامنه ای ” و تحلیلگران ” دفتر سیاسی سپاه ” با داشتن تحلیل غلط از حرکات ” امریکا ” در منطقه ، به این نتیجه رسیده بودند که طرف مقابل اشان دچار نداشتن اراده لازم در برخورد با آنان و حتی دچار ضعف نظامی است   و اینان اندک ، اندک می توانند دست به تهاجم زده و با به ستوه آوردنش ، “دونالد ترامپ” را به عقب نشینی از منطقه مجبور و در مذاکرات احتمالی امتیازات بیشتری حتی تا حد بر داشتن تحریمها  از وی بگیرند . بنظر میرسد ساقط کردن ” گلوبال هاوک ” و حمله های موشکی گاه و بیگاه که از اواخر سال 2019 که از سوی گروههای نیابتی ” ج.ا.” به پایگاههای آمریکایی مستقر در ” عراق ” صورت گرفت ، نمونه هایی برای آزمایش قدرت و ضعف آمریکا در منطقه بوده است که آمریکا با اخطارهای اولیه به “ج.ا.” و نهایتا با کشتن دهشتناک رهبر سپاه قدس ، خواست به حریف نشان بدهد که”ج.ا.” در مقام و موقعیت تهاجم نیست و بهتر است قدرت آمریکا در منطقه را به چالش نکشد . کشتن ” قاسم سلیمانی ” نوک کوه یخ قدرت نمایی هایی های گاه و بیگاه اسرانیل و آمریکا در به چالش کشیدن نقاط ضعف حریف بود . این دو کشور طی سالیان اخیر  اقداماتی از این دست را با موفقیت به انجام رسانده بودند از جمله 1- در ژانویه سال 2009 مرکز غنی سازی ” نظنز ” طی عملیات نفوذ ویروس ” استاکس نت از کار افتاد 2- مدتی بعد از عملیات استاکس نت ، نیروگاه اتمی بوشهر مورد حمله سایبری قرارگرفته و کامپیوترهای آن مرکز گاه و بیگاه شروع به پخش موسیقی راک استرالیایی کردند .3-در ساعت ‘۱۲٫۵۰روز ۲۱ آبان ۱۳۹۰ (۱۲ نوامبر ۲۰۱۱) یکی از زاغه‌های مهمات سپاه پاسداران در پادگان مدرس (پادگان امیرالمؤمنین) که میان دو روستای بیدکنه و اخترآباد شهرستان ملارد (استان تهران) و در نزدیکی کوهی به نام کیکاوس واقع است، انفجاری اتفاق افتاد که بر اثر آن 35 تن و از جمله سرلشگر ” تهرانی مقدم ” کشته شدند ؛ مجله تایم این انفجار را کار اسرائیل دانست 4- در فوریه سال 2019 ” بینامین نتانیاهو مدعی شد که ماموران و جاسوسان سازمانهای اطلاعاتی این کشور در 31 ژانویه طی عملیاتی پیچیده  توانسته اند یک انبار اسناد فعالیتهای هسته ای حکومت اسلامی را مورد دستبرد قرار داده وهزاران سند را بار کامیون کرده و به سلامت از ایرن خارج کنند ، علاوه بر این موارد ، ترور دانشمندان هسته ای و آتش گرفتن سریالی پالایشگاههای کشور در سال 2019 همه و همه از جمله مواردی بوده است که بیانگر نفوذ اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل و آمریکا در مخفی ترین مراکز نظامی و فعالیتهای هسته ای ” ج.ا.”است

“خامنه ای ” اما جز مظلوم نمایی  ابزار دیگری ندارد .

گریه ها و ضجه های خامنه ای در مراسم نماز میت بر جنازه ” قاسم سلیمانی ” از نظر سیاسی ، اعلام ناتوانی و درهم شکستگی سیاستهای تهاجمی ” ج.ا.” و نظریه به بن بست رسیده ” صدور انقلاب اسلامی ” بود و این سر خوردگی و بن بست نقش مهمی در ریزش نیروهای معروف به ” شیعه ولایی ” و ناامید شدن بسیاری از طرفداران ” انقلاب اسلامی ” خواهد داشت . گریه های خامنه ای  بمنزله قبول شکست ” انقلاب اسلامی ” ادعایی روشنفکران بنیاد گرای ولایی ، در حوزه سخت افزاری در مقابل کشورهای پیشرفته صنعتی و تمدن” لیبرال دمکرات ” است . همانگونه که اسلام در عین داشتن ادعای تمدن دینی ، از بکار بردن شمشیر خون چکان در برخورد با مخالفین خود ابایی نداشته و ندارد ، تمدن ” لیبرال –دمکرات نیز از به خاک و خون کشاندن و نابود کردن حتی کشور و یا نیرویی که بخواهد قدرتش را به چالش بکشد ابا ندارد. تهدید ” دونالد ترامپ ” در مورد هدف قرار دادن 52 هدف  در ایران نشانه بارز جدیت آمریکا و اسرائیل در صورت لزوم برای نابود کردن ” ج.ا.” و بالتبع ” ایران ” است و نباید به این تهدید بدیده اغماض نگریست . ” حمله موشکی ” سپاه ” به دو پایگاه نظامیان آمریکایی در عراق  بعد از کشته شدن ” سلیمانی “، ارزش نظامی نداشت و قطعا استعداد نظامی حکومت اسلامی در حدی نیست که بتواند لاف گرفتن انتقام کشته شدن ” سلیمانی” را بزند . تکیه بر ارزش سیاسی حمله به نیروهای نظامی آمریکا ، نوعی ابراز ضعف از توان مقابله نظامی بود که با شکست دهشتناک حمله موشکی به ” هواپیمای اکرائینی ” پایان یافت .

ویتنامی ها در سال 1975 و در فراری دادن آمریکایی ها از پشت بام سفارت آمریکا در شهر سایگون در ویتنام جنوبی آنزمان ، به این کار خود افتخار کردند  ، اما این افتخار برای آنان کدام دستاورد را داشت ؟ و کدامیک از ظرفیتهای ” آمریکا ” را به چالش کشید ؟

 جمهوری اسلامی بسیاری از الگوهای زنگ زده اردوگاه سوسیالیستی متعلق به چند دهه پیش را بعنوان  مبنای تعیین مسیر برای سیاستهای داخلی و خارجی خود ، انتخاب کرده است و شکی نیست که این اقدامات هیچ موفقیتی برایش به ارمغان نخواهند آورد .

در دنیای سیاست ” مظلومیت ” و ادعای داشتن اهداف والا تولید قدرت و حق نمی کند ، ” خامنه ای ” و ” ملاهای مکلا و معمم بیت او ، خود را مظلوم میدانند وبراساس همین نگرش بر آنند که میلیونها مسلمان در منطقه و جهان به آنان حق داده و با به خیابان آمدن در دفاع ازآنان برای نظام اسلامی و نظریات در هم شکسته اشان ، تولید قدرت می کنند ، اما ” این مظلومیت ” نیست که تولید قدرت می کند ، موفقیت در بوجود آوردن رشد متوازن و جامعه ای بهنجار است که می توانست برای ” تمدن اسلامی ” ادعایی ” خامنه ای ” تولید قدرت کند .

 بگذار ” خامنه ای ” به مانند در هم شکستگان درنبردی خونین ، زار زار بگرید ، اما برنده این دور از درگیری میان ” ج.ا.” و “آمریکا ” ، نه ” خامنه ای ” که ” دونالد ترامپ ” بود . تحلیل اشتباه ” خامنه ای ” از ظرفیتهای خود ، وی را که در چند ماه پایانی سال 2019 در موقعیت ممتازی برای مذاکره با آمریکا قرار داشت اکنون به رهبری ضعیف ، گریان و نالان تبدیل کرده است .

” نظام ولایی ” اکنون اسیر توطئه های سخت افزاری و نرم افزاری دشمنان خونین خود یعنی ” اسرائیل ” و ” آمریکا ” است .        “ج.ا.” طی 40 سال گذشته فرصتهای بسیاری را برای ساماندهی اقتصادی که بتواند در مقابل بحرانهای اقتصادی و یا قطع فروش نفت مقاومت کرده و توان تولید کالاهای استراتژیک مورد نیاز بازار داخلی و صادرات غیر نفتی مورد نیاز بازارهای جهانی را داشته باشد از دست داده واکنون برای شروع بسیار دیر است و در شرایط فعلی ” خامنه ای ” می تواند یا عقب نشینی هزیمت بار را بپذیرد که در آنصورت به رهبری بی اعتبار تبدیل شده و باید قدرت را به نسل دوم رهبران در ج.ا. تحویل دهد و یا مانند هیتلر تا به آخر مقاومت کند و خود ، کشور و نظام ولایی اش را که به آن عشق می ورزد به دره هولناک نابودی سوق دهد .

” خامنه ای ” اما راه میانه ای در پیش خواهد گرفت و ترکیبی از هر دو روش را به کار خواهد بست وخواهان ادامه حالت ” نه جنگ نه صلح ” با آمریکا و سرکوب اعتراضات همراه با استمالت از بعضی رهبران حرکات مدنی  همراه با حذف اصلاح طلبان از قدرت در داخل خواهد بود که نتیجه آن ادامه وضعیت بیسر و سامانی است که اکنون در آن گرفتار آمده ایم ، اما نباید فراموش کرد ، نیرویی که در وضعیت دفاعی در قلعه ای پناه گرفته در دراز مدت نمی تواند ،،در باره وضعیت نه جنگ نه صلح اعمال اراده کند ، آتش زیر خاکستر اقشار و طبقات ناراضی در داخل و تهاجم احتمالی خارجی ، حیات و ممات نظام ولایی را نشانه رفته اند ، ” خامنه   ای ” و کسانی که بر سرسفره ” نظام ولایی ” نشسته اند فرصت زیادی ندارند، آنان امروز باید تصمیم بگیرند که فردا دیر است دور فلک درنگ ندارد — شتاب کن شتاب 

Tagged as: , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: