به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

 بمناسبت 14 مرداد روز صدور فرمان مشروطیت : آنچه ایران را نجات داد نه «محرم و صفر و روضه»  که «مشروطه و مدرنیته » بود .

.jpg

کاریکاتوری از روزنامه فکاهی « ملا نصرالدین » در زمان نهضت مشروطه تحت عنوان « مجاهدین تبریز » که در باره مبارزه مرگ و زندگی میان فرشته آزادی و نهضت مشروطیت با عوامل استبداد است که بصورت مارها وافعی های سمی عمامه بسر نمایش داده شده اند

بسیاری از مردم ما و بحق ؛شرایط حاضر کشور را یکی از سختترین دوران حیات تاریخی آن میدانند.

حاکمیت ازدولتمردانی بغایت ناکارآمدوناتوان ازدرک حساسیت دوران و شرایط تاریخی که درآن قرارداریم؛ُ تشکیل شده ؛از دولتمردانی بغایت تاریک اندیش که عطش اجرای قوانین و مقررات کهنه مانند بریدن دست ُوشلاق زدن و در آوردن چشم از حدقه و زدن شلاق و اعدام بخاطر خوردن مشروب آنها را کور کرده وهمین روحانیت شیعه اگر در جامعه ای عقب مانده بقدرت رسیده بود به مانند « داعش و طالبان » تا کنون نیز احکام سنگسار و گرفتن برده از هر کس که با انها بجنگد را به اجرا در می آوردند و  در مقابل؛ فقر و گرسنگی و فحشا و اعتیاد و اختلاس و حاشیه نشینی و آلونک نشینی جمعیت کثیری از مردم برای آنها کم اهمیت ویا با تاثیر گذاری حداقل است .

در شرایطی قرار داریم که اکثردولتها وبخصوص کشورها ی قدرتمند جهان و منطقه با رژیم حاکم برکشور دردشمنی بوده و اعمال تحریمهای کمر شکن از سوی «آمریکا » که در حوزه امور مالی و بانکی یگانه ابر قدرتی است که عملا هیچ نیرویی را در جهان توان مقابله با آن نیست ُ اوضاع اقتصادی را بطور مستقیم و اوضع سیاسی و اجتماعی را به بصورت غیر مستقیم تحت تاثیر گذاشته و زندگی را به همه اقشار ملت و بدرجات مختلف سخت و تلخ کرده است . هر ازچند گاه اخبار تهدید به حمله نظامی از سوی « اسراییل » و«آمریکا »‌ ُ تحمل زندگی را بر مردم ما بازهم سختتر می کند ؛ درست و در این میانه ناکار آمدی های نظام حاکم از اختلاس دولتمردان و افراد وابسته به آن گرفته تا ریخت و پاشهای  خامنه ای ؛ و ؛ سپاه ؛ در تامین مالی هرآخوندوملاوبنیادگرای شیعه آشفته فکر از لبنان تا نیجریه وگابون و هزاره افغانستان مانند نمکی است که بر زخم خونین مام وطن می پاشند .

اوضاع وشرایط بسیار نا امید کننده و تاریک است ؛ اما روزهای بازهم سیاهتری را پشت سر گذاشته ایم ‍

ما ایرانیان بعد از  ازدوران قدر قدرتی « نادر شاه افشار» و تا کنون در طول حدود سه قرن در شرایط اسفناکتر و نا امید کننده تری نیز بوده ایم ! میتوان گفت بعد از نادر شاه که البته پیروزی های وی درجنگها و لشکر کشی هایش با ستمگری بسیار در داخل و نسبت به مردم خود روبرو بود ُ بقول معروف ما ایرانی ها آب خوش از گلویمان پایین نرفته است .

به فاصله کمی بعد از جنگهای پیروزمند «نادرشاه » ُ شکستهای خفت بار ایرانیان در جنگهای ایران وروس که منجر به از دست دادن حدود 30٪ از خاک سرزمینمان شد و بعد ازآن فساد و نا کارآمدی شاهان قاجار که کشور باستانی ما را در معرض از هم پاشیدگی و تبدیل شدن به ممالک محروسه وکشوری ملوک الطوایفی قرارداد ؛از ایرانیان مردمی درمانده واسیر بیماری و گرسنگی و استبداد واسیر ظلم بیحد و حصر ماموران شاهان و شاهزادگان قاجارساخت و نا امنی و قدرت بیش از حد ابرقدرتهای استعماری دردخالت در امور داخلی ایران ُ همه و همه  زندگی سیاهی را بر مردم ما تحمیل کرده بود .  

درست در چنان شرایطی است که یکی از شاهزادگان قاجار یعنی «عباس میرزا »که وی خود از شجاعترین و آگاهترین مقامات قاجار بوده است فریاد بغض آلود سرمیدهد که : چرا آفتاب بر سر ملل دیگر زر می بارد و بر سر ما بلا ؟‌ مگر آنها چه دارند که ما نداریم …

بیش از 200 سال از آن روزها گذشته است اما علیرغم تغییرات بسیار ُ‌اگر امروز عباس میرزا زنده بود باز همان فریاد دردآلود را سر میداد .

در تبیین یکی از دلایل این همه رنج وآن همه فداکاری و جانفشانی هموطنان امان در دوران مشروطه و حتی تا کنون  ما ایرانیان  دو دشمن خانگی داشته ایم که از رگ گردن به ما نزدیکتر بوده و هستند و در عین حال به مانند انسانهای افیونی به آنان دچار و معتاد هستیم؛ُ این دو دشمن ما قدیمی ترین نهادهای سیاسی اجتماعی یعنی روحانیت و سلطنت بوده و هستند و بنظر میرسد که این دو مرکز قدرت سیاسی- اجتماعی نقش اساسی در حرکت ایران و ایرانی در مدار صفر درجه داشته و دارند .

انگار نفرین کرده اند این خاک را ؛ اجدادِ ما

تا بوده زاری بوده و تا مانده غم ؛ در یادِ ما….

و مگر زبان حال امروز ما این ترانه از«همای » نیست ؟ 

به دوران فریاد بغض آلود «عباس میرزا » بر گردیم :

از آن شکستها و آن فریاد بغض آلود سالها گذشت اوضاع ملک و ملت روز به روز بدتر و بدتر شد و تلاشهای اصلاح طلبان دربار قاجار مانند قائم مقام فراهانی ؛ میرزا تقی خان امیر کبیر و میرزا حسین سپهسالار  و جنبشهای اصلاح طلبی دینی مانند «جنبش بابیه» که یا بوسیله شاهان قاجار و یا با دخالت کشورهای خارجی ُ سرکوب ُ منهدم ویا سعی در بخدمت ٔدر آوردن آن حرکتهای اصلاحی شد نهایتا کار را به انقلاب کشاند ! انقلابی که شاهان قاجاررا در بدر وآواره و زنان  غرق در نازو نعمت حرمسرای آن حاکمان ظالم را اولین ساکنان محله «شهر نو »  کرد . آری ایرانیان  حاکمین ظالم خود را بسیار سخت جزا میدهند و شاهان و حاکمان در کشور ما تا بوده و بوده چنان بر ملت خود سخت گرفته اند که خود ؛ بدست خود  مردم را به انقلاب رهنمون شده اند.

مضمون اجتماعی- سیاسی نهضت مشروطه چه بود ؟

 مضمون اجتماعی انقلاب و نهضت مشروطه ُ میل به مدرن شدن ُ پیشرفت ؛ ترقی ؛ زندگی بهتر و نوزایی فکری ؛ برون آمدن از فقر  وفاقه و بیماری ومحدود کردن  ظلم بیحد و حصرشاهان قاجار بود ؛ برای درک ظلمی که از سوی عمال حکومت بر مردم میرفت کافی است تا بر آنچه بر «میرزا رضا کرمانی » فردی که « ناصرالدین شاه » را ترورکرد نگاهی بکنیم ُ این جمله مشهور وی که در جلسات بازجویی از زبان او شنیده شده است جان را از ظلمی که بر ملت میرفته میکاهد و روح روان آدمی را آزرده می کند :

قدری پایتان را از خاک ایران بیرون بگذارید، در عراق عرب و بلاد قفقاز و در عشق‌آباد و اوایل خاک روسیه، هزار – هزار رعایای بیچاره ایران را می‌بینید که از وطن عزیز خود، از دست ظلم و تعدّی فرار کرده، کثیف‌ترین کسب و شغل‌ها را از ناچاری پیش گرفته‌اند. هر چه حمّال و کنّاس و الاغ‌چی و مزدور در آن نقاط می‌بینید، ایرانی هستند. آخر این گلّه‌های گوسفند شما، مرتع لازم دارد که چرا کنند، شیرشان زیاد شود، هم به بچّه‌های خود بدهند و هم شما بدوشید؛ نه اینکه متّصل تا شیر دارند، بدوشید و شیر که ندارند، گوشت بدنش را بکلاشید و بتراشید. گوسفندهای شما همه رفته و متفرّق شدند. نتیجه ظلم همین است که می‌بینید! ظلم و تعدّی بی‌حدّ و حساب چیست و کدام است؟ و از این بالاتر چه می‌شود که گوشت بدن رعیت را می‌کَنند، به خورد چند جره باز شکاری خود می‌دهند؟. نهضت مشروطه در میانه چنین شرایط وحشتناک سیاسی – اجتماعی نضج گرفت

 اما بینیم که برخورد دو نهاد تاریخی و قدرتمند «روحانیت » و «سلطنت » به عطش مردم در رسیدن به این خواستها چه بود ؟

موضوع مهم و اساسی  مواضع دشمنانه  سلطنت وروحانیت بعنوان دو منبع اساسی قدرت سیاسی – اجتماعی با هر گونه حرکت اصلاحی بود ؛ دو شخصیت تاریخی و بزرگ اصلاح گر ؛ یعنی میرزا تقی خان و قائم مقام قراهانی بوسیله شاهان قاجار بخون کشیده شدند وبا دشمنی دمادم «مهد علیا » زن قدرتمند دربار ناصرالدین شاه که وی خود متحد ؛ روحانیون فاسد شیعه بود روبرو بودند ! اقدامات اصلاحی میرزا حسین سپهسالار با دسیسه هاو دشمنی های  «انیس الدوله » سوگلی ناصرالدین شاه  و دوتن از ملاهای قدرتمند تهران به نامهای «ملاعلی کنی و سید صالح عرب» روبرو بود و حتی در اواخر صدارت وی ؛همین « سید صالح عرب »‌حکم به واجب القتل بودن «سپهسالار » داد .

تا زمانیکه اقدامات اصلاحی و تلاش برای بهبود امور ملک و ملت در محدوده مقامات دولت و دربار بود روحانیت و بخصوص دربار ضمن تلاش برای استفاده از امکانات  شبه مدرن در کشور داری و استفاده از تکنیک های جدید وصنعت ُ با تمام قوا سعی در مخالفت در اصلاحات بخصوص در امور کشور داری و دخالت آحاد مردم در امور سیاسی را داشتند و با کشتن مقامات اصلاح طلب و سوزاندن و شمع آجین کردن روشنفکران و فعالان جنبش روشنفکری و اصلاحی سعی در خاموش کردن این شعله داشتند .! « محمد علی میرزا میرزا » در زمان ولیعهدی و در شهر تبریز سر آقا خان کرمانی و دو تن از یارانش را که از آزادی خواهان شجاع بودند را برید ؛ پوست سر آنها را کندو پر از کاه کرده و برای « مظفرالدین شاه » فرستاد. این فقط نمونه ای از تنفر شاهان از آزادیخواهان و مبارزان مشروطه طلب و ظلمی که بر آنها روا می شد بود که در سال 1275 ه.ش. برابر با 1896 اتفاق افتاد .

روحانیت اما نه تنها در امور کشور داری از سیاستهای ارتجاعی حمایت می کرد که حتی با راه آهن و مدرسه و داروخانه و حتی دوش حمام نیز از در دشمنی درآمد .. در دشمنی با روشنفکران و مقامات اصلاح طلب و سرکوب و قتل آنها این دو نهاد ارتجاعی گوی سبقت را ازیکدیگر ربوده و شاهان در حوزه سیاست در مقابل اصلاح امور مقاومت می کردند و آخوندها در حوزه زندگی اجتماعی نیز به تخریب مدارس و راه آهن و حمام و حتی داروخانه اقدام و این دو  به دو مانع اساسی در مقابل تلاش روشنفکران برای اصلاح امور ملک و ملت تبدیل شدند .

نهضت مشروطیت باعث همراهی مزورانه « سلطنت و روحانیت »‌ با اهداف اصلاحی شد !

ازهمان زمانی که اصلاح طلبی درباری و روشنفکری  تبدیل به جنبشی توده ای شده و بر اثر مقابله شاه و آخوند رنگ و بوی انقلاب بخود گرفت ؛ « روحانیت و سلطنت » این دوجرثومه فساد در هراس از رودر رو قرارگرفتن با جمعیت میلیونی مردم ُ ضمن حفظ دشمنی های خوددر نهان  ؛ از یکسو سعی در حذف ؛ سرکوب و قتل آزادی خواهان و کشت . کشتار مردم و اصلاح طلبان داشتند و از سوی دیگر ودر حد و اندازه حداقلی ُ تغییراتی را که دیگر مقاومت در برابر آنها ممکن نبود را به اجباربه اجرا در می آوردند ؛ بخشی از روحانیون با مشروطه همراه شدندو در مقابل ملاهای مشروعه طلب  ایستادند اما همین ملاهای مشروطه چی یا مقامات درباری نیز اگر به انتخابات و مجلس روی خوش نشان میدادند سعی در وارد کردن تعدادی شاهزاده و آخوند به مجلس داشتند ؛ اگر تن به نوشتن و تصویب قانون اساسی میدادند نهایتا توشیح شاه شرط قانونی بودن مصوبات و یا حضور 5 مجتهد شرط به اجرا در آمدن آن بود  و این حرکت مزورانه تا به امروز از سوی « خامنه ای » نیز  ادامه دارد ُ همراه شدن ارتجاع با اهداف مترقی ملت برای سترون وبی اثر کردن آن و همراه شدن با انقلاب با هدف ادامه حیات ارتجاع و خرافات اما در شکلی نو و با ظاهری مترقی و شبه مدرن است .

 سلطنت و روحانیت در طول یک قرن بعد از امضای ناگریزفرمان مشروطیت توسط « مظفرالدین شاه» با مقاومت خود در مقابل تلاشهای اصلاح طلبانه بزرگانی چون قائم مقام و میرزا تقی خان و کشتن آنان ُ آن حرکات اصلاح طلبانه را مجبوربه اتخاذ تاکتیکهای انقلابی و برانداز کرده  وخود بدست خود زمینه نابودی سلسله قاجار و سست شدن زمینه های حضور روحانیت در زندگی اجتماعی را فراهم کردند و بعداز انقلاب مشروطه هم با لاطائف الحیل سعی در تضعیف نهادها و تاسیسات مدرن وسترون کردن این اسباب ضروری ترقی و نوزایی و تجدد را داشتند ُ.

صحنه مبا رزات سیاسی- اجتماعی  در یکصد ساله اخیر صحنه تلاشهای اکثریتی از مردم در کنار جنبش روشنفکری برای ایجاد تغییرات بنیادی در صحنه زندگی اجتماعی و اقتصادی و مقابله روحانیت و سلطنت با این تلاشها بوده و البته تشبثات این دونهاد ارتجاعی در مقابل تلاشهای ترقی خواهان برای ایجاد تغییرات بنیادی  نهایتا منجربه بوجود آمدن نهادهایی کم رمق و ضعیف برای ایجاد تغییرات  بوده است . اما همان نهادهای تضعیف شده نیز در طول یک قرن اخیر ُ توانسته اند ایران را از ایران غرق در فلاکت و ادبار به ایران امروز تبدیل کنند که نسبت به آنروزها تغییرات اساسی و زیر بنایی کرده و در میان کشورهای امروز جهان هنوز و علیرغم حاکمیت روحانیت ولایی ُ حرفی برای زدن و امیدی برای دستیابی به نوزایی و ترقی و تجدد داشته باشد .

حتی بعد از اضمحلال سلسله قاجار و کودتای 1299 توسط «رضا خان میرپنج- رضا شاه بعدی »‌ و تمایل وی برای تاسیس نظام «جمهوری »‌ُ روحانیت و بخشی از سیاستمداران محافظه کاراز این اقدام شجاعانه وی جلوگیری و در تلاشی ارتجاعی ُ؛ وی را به برپایی دوباره نظام سلطنتی مجبور کردند .

 رضا شاه که سربازی شجاع اما سیاستمداری کم سواد بود با حمایت « بریتانیا »‌ بسیاری از اهداف مدرن نهضت مشروطه مانند ایجاد دولت مقتدر مرکزی ؛ بوروکراسی واحد ؛ پول و زبان واحد و بانک و دانشگاه و آموزش و پرورش و سیستم قضایی را به اجرا در اورده بود به راه استبداد و مال پرستی ُ مالوف و معمول شاهان رفت وآن شد که وقتی متفقین در سال 1320 به ایران حمله و وی را تبعید کردند ِ هیج نفس و دمی به حمایت از او ندمید و او تنها و منزوی به جزیره ای در آفریقاتبعید شدو ایران را در میانه بلا وجنگ و بدبختی و ادبار با ارتشی متلاشی شده تنها نهاد و ظاهرا این عقب نشینی تحقیر آمیز و رها کردن ملت خودرا هم درمقابل قول متفقین مبنی بر سلطنت فرزندش محمد رضا شاه بگردن گرفت !‌

«روحانیت » بازهم کارنامه سیاهتری دارد !

 یعنی این همه ادعاهای «خمینی » که این محرم و صفر و روضه و اسلام  بود که ایران را نجات داد؛ لاف و گزاف بیهوده است اگرملت ما با روشنفکران ومشروطه خواهان همراه نمی شدندو به حرف آخوند و ملا و روضه خوان گوش میدادند ؛ اگر به نعره های « شیخ فضل الله نوری » در باره عدم تساوی زن و مرد و شیعه و سنی و مزخرفاتی مبنی بر « تحصیل زنان » عین فحشا است گوش میدادند ُ امروز ایران در چه حال و شرایطی بود؟  . یعنی خود آخوند را هم تحصیل و دانشگاه و مجلس شورا و بیمارستا ن و بانک که همه از تاسیسات مدرن هستند ؛ « آدم » کرد و گرنه که ؛ خامنه ای »  منهای دانشگاه و حمام و دوش و داروخانه ُ شیخی پرمسئله بنام « شیخ فضل الله » است که خود آخوندها از تعفن سیاسی وی بتنگ آمده و رای بردارکردنش میدادند ! مجاهدتها وتلاشهای قهرمانان مشروطه از باقرخان و ستار خان و ملک المتکلمین و میرزا جهانگیر خان صور اسرافیل و میرزا اقا خان کرمانی و زنان قهرمانی مانند ؛«طاهره قره العین » بودند که ؛ رضا خان میر پنج را به رضاه شاه و آخوند روضه خوان را به اخوند سیاستمدار تبدیل کردند . ملت ما امروز نه وامدار شاهان پهلوی و نه خمینی و اسلام و روضه هستند ُ همه ما مرهون و وامدار قهرمانان  مشروطه و آن سیل عظیم مردم فقیر و پابرهنه شرکت کننده در جنبش مشروطه هستیم . سلطنت و روحانیت هر کدام و فقط برای حفظ خود و بهره های عظیم مالی وحفظ جایگاه اجتماعی و سیاسی و ادامه زندگی انگل وار با مشروطیت و بعدا با انقلاب  همراه شدند و هیچگاه ُ مطلقا در هیچ دوره زمانی صداقتی نسبت به ملت نداشتند و اکنون هم ندارند .

یا ادعای دیگر هم در مورد اینکه « سلطنت پهلوی » بوده است که ایران را نجات داده ُ این ادعا نیز به اندازه همان ادعای مسخره که «ایران را محرم و صفر نجات داد » توخالی است ُ اگرپدران ما در حدود 100 سال پیش بر نمی خاستند و حماسه مشروطیت را رقم نمی زدند ؛ اگرزمانیکه محمد علی میرزا بعد از بتوپ بستن مجلس توسط «لیاخوف روسی »  در زمانیکه در یک روز در باغشاه  دهها قهرمان مشروطه  را با انداختن طناب بگردن و کشیدن از دوسو بشهادت رساند ُآن قهرمانان ضعف نشانداده و از راه خود بر می گشتند ُ اساسا زمینه ای برای اصلاحات شاهان پهلوی هم فراهم نمی شد .ودر بهترین حالت  رضا خان میر پنج یک صاحب منصب دیوزیون قزاق بود .

 ملت ما امروز اگر چند میلیون دانشجو دارد ؛ یک دولت مقتدر و مسلط مرکزی دارد ؛ اگر توانست در هشت سال جنگ با « صدام حسین » دوام بیاورد ! همه و همه را مرهون فداکاری های قهرمانان بلند آوازه نهضت مشروطه بوده که آنان خود نیز متاثر از دنیای مدرن و عصر روشنگری و نوزایی ُوخواهان حکومت قانون ُ قدرت قانونگذاری نمایندگان منتخب مردم و برابری آحاد ملت در مقابل قانون بوده اند و غیر از این هرچه از شاهان قاجار و پهلوی دیده ایم و شنیده ایم ؛سنگ اندازی در مقابل تجددو مدرنیته ومحدود کردن مدرنیته بعنوان یک اندیشه و گفتمان و تقلیل آن به مدرنیزاسیون و پیشرفتهای صرف تکنیکی و فنی بوده است .

تقابل  روحانیت این نهاد فاسد در مقابل نوزایی فکری و اندیشه های مدرن که اظهر من الشمس است واین قوم عقب مانده در دوره هایی حتی با آسفالت ودوش حمام و داروخانه و راه آهن نیز مخالفت می کردند .آما نهاد سلطنت در دو سلسله قاجار و پهلوی  جز با اعمال زور و انقلاب ؛ صحنه سیاسی – اجتماعی ایران را ترک نکرده  وآن یکی را به آن شکل مفتضح راندیم و اکنون نوبت متحد دیر پای سلطنت یعنی روحانیت در هیئت نظام ولایی خامنه ای است که باید در مقابل خواست مردم بزانو در آمده و ستون فقراتش خرد شود .

 

Tagged as: , , , , , , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: