به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

« ایرانی کثیف » کیست ،« آمریکایی کثیف » کدامست ؟‌

لینک دانلود صدا 

ابتدائا بر این نکته تاکید میکنم که نوشته ها و مشخصا نوشته های سیاسی باید نکات و چشم اندازهای امید بخش را مطرح و بیان کرده برروی نکات  مثبت مانور داده و نیمه پر لیوان را ببینند یعنی مرگ و آرزوی شکست و نسبت دادن صفات منفی  به دیگران و ….باید و حتی الامکان ُ کم و کمتر و جز در موارد ضروری بیان و مطرح نشوند .

اما در طبیعت و یا حتی زندگی اجتماعی ُ پدیده هایی  هستند که سراسر منفی و سیاهی بوده و چنان نامید کننده اند که بهتر است بر روی آنان مانور داده نشده حتی  فراموش شوند….  اما  همین سیاهی ها گاه چنان منزجر کننده و متاسفانه تاثیر گذار هستند که نمی توان و نباید بی اعتنا از کنار آنان گذشت . این پدیده های سراسرسیاه و پلیدی به اندازه همان دندانهای سفید ُ لاشه سگی که حضرت عیسی بر ان گذر کرد و به اصحابش گفت ُ دندانهای سفیدش را ببینید و لاشه سیاهش را فراموش کنید ُ حتی به اندازه همان دندانهای سفید هم ، نکات مثبت ندارند .

بعد از این مقدمه سعی می کنم شما مخاطب خردمند را در انتظار نگذاشته و موضوعی آزار دهنده  را برایتان شرح بدهم که شاید شما نیز بامن در تحمل این درد مشترک همراه شده و از تیزی و برندگی آن بر جان من بکاهید .

در یکی از برنامه های رسانه « ایران اینترنشنال » ،  خانم مجری برنامه و دو کارشناس ،‌ در باره تحریم های حداکثری اعمال شده بر جمهوری اسلامی ایران صحبت می کردند . یکی از شرکت کنند گان این حقیقت را که تحریمهای اعمال شده باعث نابود شدن اقتصاد، محروم کردن اقتصاد از فروش نفت و لاجرم فقدان دلارهای نفتی که بدنبال خود افت ارزش پول را بدنبال آورده و طی پروسه ای بدنبال خود تورم و افزایش نقدینگی را باعث می شود  اساسا  قبول نداشته و تاکید می کرد که این تحریمها به توانایی نظام ضربه میزند و مردم از این تحریمها آسیب جدی نمی بینند . وی معتقد بود این اقتصاد ( اقتصاد کشور ایران تحت حاکمیت نظام ولایی ) باید ضربه بخورد ،‌ چون با رشد هر بخش از اقتصاد ُ سپاه پاسداران آن بخش رشد یافته را بخدمت گرفته و از آن برای گسترش عملیات تروریستی خود بهره خواهد گرفت .

می دانیم که با چنین دقتی نمی توان از هوشنمد بودن تحریمها سخن گفت در کشوری که بیش از 60٪ اقتصاد دولتی است ، طبیعی است که هر نوع تحریم اقتصادی بر زندگی اکثریت جمعیت تاثیر منفی می گذارد ، مثلا « قرار گاه خاتم الانبیا « که در انواع فعالیتهای ساختن سد و جاده و پل و پالایشگاه و صنایع دریایی و حمل و نقل و و پتروشیمی فعال است  معاش نزدیک به 150هزار نفر را بطور مستقیم و غیر مستقیم تامین می کند نمی توان از تحریم « سپاه » سخن گفت و  دشمنی آن 150 هزار نفرفعال در « خاتم الانبیا» را که شغل اشان تحت تاثیر تحریمها از دست میرود  با ایرانیان حامی تحریم را فراموش کرد .

یکی از شرکت کنندگان در میزگرد مدعی بود که ایرانیان مخالف نظام این تنگناها را درک کرده و بخاطر مبارزه با رژیم سختی ها را تحمل می کنند.. در صورتیکه آن اقشار و دهکهای اقتصادی که در برابر تحریم و کمبود و تورم ، قدرت مانور دارند اقشار مرفه و دارای در آمد آزاد و شناور و مقاوم در مقابل تورم هستند ُ اقشار ضعیف و کم در آمد و کارگران با هر موج تورمی بخشی درآمد خود را از دست داده وبه هر دوطرف مسبب تحریم از ترامپ و ایرانی حامی تحریم و نظام نا کار امد لعنت می فرستند . این ها همان اقشاری هستند  که ستون فقرات حرکات اعتراضی بوده و اپوزیسیون در هر حرکت اعتراضی به أآنها نیاز خواهد داشت .

در ادامه بحث و با اصرار خانم گرداننده هردو شرکت کننده به این واقعیت  یعنی متاثر شدن وضعیت معاش و زندگانی  اقشار کم در آمد و کارگر گردن نهاده و نهایتا متخصص امور اقتصادی شرکت کننده برای آسوده کردن وجدان حامیان تحریم از جنایتی که بر مردم ایران میرود مثلی زده گفت :‌

هر نوع  شیمی درمانی برای مبارزه با هر عامل بیماریزا که در درون سلولهای حیاتی و زندگی بخش یک ارگانیزم زنده جای گرفته اند ُ مواجه با عوارض جانبی درمان بوده و این عوارض جانبی به سلول میزبان و سالم هم آسیب وارد می آورد که ارگانیزم باید این عوارض را با ارزوی خلاصی یافتن از تومور سرطانی تحمل کند و با این مثل،‌ وجدان حامیان تحریم ها را از آسیبی که تحریمها بر اقتصاد کلان  و زیست و زندگی مردم میزند راحت کرد .باید به وی گفت  « شیخا ورد خوب آورده ای   لیک سوراخ دعا گم کرده ای»‌

 اکنون برآنم که  فریب بزرگی را که در این مثل نهفته است افشا می کنم و نشان می دهم « وجدان یگانه ای محکمه ای است که  نیاز به قاضی ندارد » و نمی توان براحتی از شر آن خلاص شد واستاد اقتصاد شرکت کننده در برنامه رسانه « اینتر نشنال »‌ خود می داند که حتی با زدن این مثل  هم باز وجدانش او را آزار خواهد داد .

 شکی نیست که در کاربرد « شیمی درمانی » برای  از بین بردن هر سلول سرطانی که میهمان سلولهای سالم شده به سلول ونسوج میزبان نیز آسیب وارد می شود و بیمار آن عوارض جانبی را با امید به شفا و رهایی از تومور سرطانی می پذیرد ، اما پذیرش نتایج گاه وحشتناک عوارض جانبی  در حالتی است که پزشک و یا جراح معالج در اجرای جراحی فقط منافع بیمار را در نظر گفته باشد و اگر متوجه شویم که جراح ، جراحی غده و یا اعمال شیمی درمانی را نه الزاما با هدف شفای بیمار و خلاصی وی از درد و رنج که برای فروش دارویی که از آن سود خوبی بدست می آورد و یا دستمزد بسیار بالایی که برای عمل جراحی م یگیرد ُ انجام میدهد ، و در این راه حتی شفای بیمار را قربانی منافع خود می کند  ، هر گونه همراهی با چنین جراح و یا پزشک متقلبی ، خیانت به بیمار است !  چه کسی می تواند ادعا کند و البته هیچ آدم عاقلی زیر بار چنین ادعایی نخواهد رفت که « آمریکا » در اعمال تحریمهای کمر شکن بر علیه « ج.ا.» منافع ملت ایران را برمنافع خود مقدم شمرده باشد . « آمریکا » در مبارزه با « ج.ا» سیاستهای  خود که مبتنی بر منافع ملی خود است را دنبال می کند و منافع ملت ایران برای وی به پشیزی نخواهد ارزید ! حمایت از تحریمهای آمریکا درست به مانند حمایت از تشخیص و درمان پزشک و جراحی است که قبل از شفای بیماراساسا و تنها  به فکر حق الزحمه خود و سود خود از تجویز داروی مفروض برای بیمار رو بمرگ است .

اینکه آمریکا در تعقیب منافع ملی خود ( بگذار با قرائت کاخ سفید تحت اداره دونالد ترامپ » ، اساسا ارزشی برای منافع ملی ایرانیان قائل نیست برای من قابل فهم است،  کشوری خارجی است وطبیعی است که حاضر به دادن هیچ بهایی برای پیشرفت ایران و ایرانی نباشد ، در رقابتهای بین المللی نمی توان از لفظ دشمن استفاده کرد اما اگر « آمریکا » در تعقیب منافع خود با ملت ایران دشمنی هم کند قابل فهم است !‌ حاکمین ولایی کشور نیز اکنون به سد پیشرفت و ترقی کشور تبدیل شده اند و بالاخره مردم باید تکلیف خود را با آن روشن کنند ، اما تکلیف ملت با حامیان جراح و پزشک متقلبی که اساسا شفای بیمار و یا حامیان مجریان تحریمهای کمر شکن که منافع مردم ایران برای آنان محلی از اعراب ندارد مشخص نیست ! با این دسته از ایرانیان که بخاطر سود شخصی و امکاناتی که از دولت آمریکا می گیرند چه باید کرد؟ اینان ایرانی هستند ؟ آمریکایی هستند ؟‌ بلند گوی وزارت امور خارجه آمریکا هستند ؟ ستون پنجم پزشک مفروض سود جو در میان مردم ایران هستند ؟ حق داریم به  آنان لقب « ایرانی کثیف و یا آمریکایی کثیف »بدهیم  ؟‌  بنظر نگارنده این سطور می توان وباید به آنان لقب « کثیف » داد

بخشی از این  آمریکایی های ایرانی تبار که تا زمانی که دولت آمریکا بر روی حمله احتمالی نظامی به ایران مانور میداد و از حمله نظامی آمریکا  به « مام میهن » تحت عنوان « دخالت پلیس در مواردی که سرپرست خانه ،  کودک و همسر خود را بباد کتک گرفته است »‌ دفاع می کردند ، مگر می توان آمریکا در امور ایران را به پلیس بیطرف و پزشک با وجدان تشبیه کرد ؟ ؟

اینان مانند قارچ سمی  درانواع و اقسام  اندیشکده های آمریکایی سبزشده و برای موثر شد ن تحریمها به آمریکایی ها مشاوره داده و با اطمینان می توان گفت اگر حمله نظامی آمریکا به ایران صورت بگیرد قریب به اتفاق همین « ایرانی – آمریکایی  های کثیف » برای موثر تر شدن و تخریب بیشتر حملات نظامی به نظامیان مهاجم ، مشاوره خواهند داد!

مگر همان زمانی که ارتش آمریکا « مادر بمب ها » بمب GBU-43B معروف به “مادر تمام بمب ها”  با 11 تن تی ان تی که از هر بمب غیر اتمی دیگر در جهان مخرب تر است را بر سر مردم افغانستان پرتاب کرد ، همان  دیپلمات افغانستانی نماینده دولت آمریکا در امور افغانستان به دولت «ترامپ » مشورت نمی داد ؟ آیا وی خود را در فرو افتادن « مادر بمبها » بر سر هوطنان سابق خود شریک نمی دیده است ؟‌

ایرانیان شاغل در اندیشکده ها و مراکز تهیه و تولید استراتژی برای دولت آمریکا  و مشاوران اعمال تحریم احساس نمی کنند که ملت خود را می فروشند ؟  هر چند که اینان از  سلاله همان نماینده آمریکا در امور کشور دوست و همزبان هستند .

اگر کشور آمریکا یک « ادوارد اسنودن » دارد که بر علیه سرزمین مادری خود فعالیت می کند ِو به روسیه مشورت می دهد ، هر کدام از کشورهای خاورمیانه دهها «ادوارد اسنودن » دارند که به کشورهای رقیب ملت سابق  خود مشاوره می دهند . وقتی  آمریکایی ها در دادن لقب خائن به « ادوارد اسنودن » شک ندارند ما چرا باید اینان را « کثیف » ننامیم ؟

البته دفاع« ایرانی – آمریکایی » ها از  سیاستهای خارجی آمریکا که اساسا منافع دولت آمریکا را تضمین می کنند ، از مشورت دادن برای حمله نظامی تا مشورت دادن برای تحریم  منابع و امکانات اقتصادی تا گرداندن رسانه های فارسی زبان متعلق به کشورهای رقیب و دشمن ایران و ایرانی ، دارای درجات مختلفی است و طبیعتا نسبت به جایگاه افراد در همکاری با خارجی ها  در امور سیاسی و اطلاعاتی و امنیتی درجه پلیدی آنان نیز متفاوت است .

 

 

Tagged as: , , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, تحلیل سیاسی هفته, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: