به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

  -« تراژدی هیتلر »‌ ، « کمدی خامنه ای ».!  راه حل چیست ؟

« رژیم ولایی خامنه ای » را به هیچ رژیمی جز « رژیم فاشیستی هیتلر » تشبیه نکنید …با این فرق که رژیم فاشیستی هیتلر مظهرصلابت وقدرت آلمان برخواسته از شکست و تحقیر جنگ جهانی اول بود و توانست همزمان با دستیابی به پیشرفتهای صنعتی با قویترین کشورهای جهان بجنگد و تا قلب روسیه شوروی و فرانسه پیش روی کند و بعد از آن باخفت به شکست تن دهد ،  اما رژیم ولایی در هیچ جنگی پیروزی بدست نیاورده هیچ سرزمینی را فتح نکرده و لاف حضور در چهار پایتخت کشورهای منطقه می زند و همزمان از تامین اولیه ترین نیازهای شهروندان خود ناتوان است ! ،  از تحریم دم میزند و تا کنون چند صد هزار میلیارد دلار هزینه کرده و امروز 40 سال بعد از قدرتگیری ، توان تولید یک خود رو ملی و یا امکان بدست آوردن ارزحاصل از صدور محصولات غیر نفتی را نداشته سهل است که توان صدور و فروش  نفت را هم ندارد. نظام ولایی  بعد از چهار دهه در سال گذشته  فقط 14 میلیارد دلار از صادرات محصولات غیر نفتی در آمد داشته که بخش زیادی از آنهم ناشی از صدور محصولات پتروشیمی بوده که ارز حاصل از آنهم متعلق به شرکتهای متعلق به سپاه وبنیادهاست که آن ارزها را به دولت تحویل نمی دهند .  بنیادها و مرکزی با نام فرمان اجرایی امام صدها میلیارد دلار ارز در اختیار دارند و دولت « ج.ا» برای مبلغ کمی وام به هر سازمان بین المللی التماس می کند ! نظام ولایی نگویید ،‌بگویید کاروانسرای ولایی …

برای انجام عملیات تروریستی بر علیه اسراییل  سه تن از عوامل خود را به تایلند می فرستند که آن عملیات به کور و فلج شدن عوامل اجرایی عملیات  منجر و نهایتا آن سه تن را با نام بازرگان با زندانی دیگری مبادله و به کشور باز میگردانند . اما اسراییل توان انجام ماهرانه ترین علیات تروریستی در قلب ایران را دارد و چند کامیون سند را از مرکز تهران تا تل آویو میبرد … نظام ولایی نگویید ُ این وضعیت را همان کارونسرای ولایی بیشتر می زیبد .

در پی کشته شدن فرمانده نطامی عالی مقام نظام ( قاسم سلیمانی )‌ و فریاد انتقام انتقام با هشدار ابتدایی که مبادا یک آمریکایی کشته شود، مراکز نظامی تخلیه شده  آمریکا در عراق هدف حملات موشکی قرار می گیرند و در پی نفوذ جنگنده های اف 35 آمریکایی تا قلب پایتخت ایران،‌ سامانه موشکی روسی مستقر در تهران ،  اشتباها و بجای اف 35 آمریکایی ،‌ یک هواپیمای مسافربری اوکرایینی را سرنگون و دهها مسافر را بقتل میرسانند،  اینها همه اگر افتضاح نیست پس چیست ؟ و فاشیزم ولایی اگر کمدی تراژدی هیتلر نیست ، چه نام دیگری برازنده آن است .

با آن همه شعارهای نابودی آمریکا،  به مجرد بقدرت رسیدن « دونالد ترامپ » بشدت ترسیده و از نزدیک شدن به ناوهای آمریکایی دست برداشته و بقول معروف  سپاهیان ولایت زیر بار زور نمی روند مگر اینکه زورش خیلی پر زور باشد ! با آن همه شعارهای مرگ بر آمریکا با التماس و التجاء‌ می خواهند پیوند مودت میان آمریکا و ایران را احیا کنند، براستی اینها همه اگر حقارت و پستی نیست پس چیست و مقامات و رژیمی که تا این حد پست و زبون هستند آ یا  توان سازمان دادن یک دفاع ملی و سازماندهی انقلاب صنعتی و تبدیل کشاورزی به بخشی در آمد زا را دارند ؟  

!‌ سرنوشت رژیم فاشیستی آلمان با آن همه صلابت و نظم آهنین به آن تراژدی وحشت و دهشت دچار شد و سرنوشت این رژیم به شکستی مضحک در مقابل جهانیان وحقارت و نابودی ملک و ملت ما منجر خواهد شد .

منظور از این حرفها چیست

ممکنست این حرفها تکراری باشد اما مقصود و منظوری که در پی طرح آن هستیم بدیع و تازه است، با ما همراه شوید و مقاله را تا به آخر بخوانید .  

  آیا این جملات را می نویسم تا عقده های خود را بر  سر رژیمی که آنرا  که یکی از ضد بشری ترین نظام های سیاسی میدانم  خالی کنم و با چند نسبت سیاسی وهن آور به آن احساس راحتی کنم ؟ نه قطعا این نیست ! آنچه که مرا به نوشتن این سطور می انگیزد احساس خطری است که از جانب حاکمیت نظام ولایی بر کشورمان ایران احساس می کنم و جان کلام اینستکه رژیم های فاشیستی به مانند رژیمهای هیتلری و موسولینی فقط وقتی به سقوط خود تن دادند که از کشور خود زمین سوخته باقی گذاشته بودند و موجب مداخلات خارجی ، بمباران و نابودی و اشغال کشور را فراهم آوردند . آیا سیاستی که « خامنه ای » و «‌سپاه » بخصوص در ارتباط با ایجاد تشنج دائمی با کشورهای همسایه ، آسراییل و آمریکا و با توجه به حضور گروههای مسلح قومی در خوزستان ، کردستان و بلوچستان و احتمالا بزودی در آذربایجان و ارتباط احتمالی این گروهها با کشورهای همسایه ، زمینه بروز فاجعه آنطور که در آلمان وایتالیا ذکر شد در ایران نیز نمی رود ؟‌

اینکه در دو کشور فوق الذکر  ،‌«هیتلر » و « موسولینی » بخاک مذلت افتادند از اهمیت درجه دوم بر خوردار است آنچه در درجه اول اهمیت قراردارد اینکه هر دو کشور بعد از ان دو رهبر دیکتاتور ، نیز تقریبا نابود شدند

به چه دلیل نظام ولایی حاکم بر ایران   ، ماهیتا نظامی فاشیستی است؛.

وقتی می گوییم « فاشیستی »  یعنی حتی از « پینوشه » قاتل هم بدتر، وقتی می گوییم « فاشیستی » یعنی حتی از « ایدی امین » آدمخوارهم بدتر ، از یزید و شمر هم بدتر و علت آن اینستکه پینوشه دست به کودتا زد ، هزاران و دهها هزار نفر را بخاک و خون کشید ، اما نهایتا از قدرت کناره گرفت و کیان ملک و ملت را را به نابودی نکشاند ! بسیاری از رهبران سیاسی جهان دست به کشتار و سرکوب زده و در دوران حیات سیاسی خود ظلم بسیار روا داشته اند اما در عین حال موجب پیشرفتهای عظیم تاریخی اقتصادی و سیاسی برای کشور خود شده اند ! ملاک فاشیست بودن الزاما سرکوب و دستگیری و اعدام نیست ،‌ رژیم پینوشه را  که دولت قانونی کشور خود را سرنگون کرد را یک رزیم فاشیستی تعریف نمی کنند ! ملاک فاشیست بودن در ایران امروز اینستکه روحانیت ولایی تحت رهبری خامنه ای می تواند سنتی ترین اقشار اجتماعی و محافظه کاران سیاسی را تحت عنوان دفاع از مذهب و سنت و ترویج یک نوع جهان وطنی شیعی بر علیه دیکر اقشار اجتماعی مثل کارگران ، روشنفکران ، دانشجویان و اقشار متوسط تحریک کند و از احسسات مذهبی و ملی آنان برای تحکیم قدرت خود سوئ استفاده کند …

« سپاه پاسداران » ارتش سازمان یافته و مسلح اقشار سنتی و بازار و روحانیت و اوباش و اراذل تحت عنوان مداح و روضه خوان است .

این آن واقعیت دهشتناکی است که آینده ایران را در محاق تاریکی فرو می برد و عموم گروههای اپوزیسیونی تحت عنوان اینکه اکثریت قریب به اتفاق مردم مخالف حکومت هستند با خوشخیالی از توجه به این حقیقت  فرار می کنند .

اقشار سنتی طرفدار حکومت چه کسانی هستند ؟

 نزدیک به نود درصد کارگران ما در کارگاههای ده نفر تا پنجاه نفر کار می کنند ، مالکین این کارگاههای خرد از التزام به بسیاری از قوانین وزارت کار در برخورد با کارگران مستثنی هستند ، از کارگران قرار داد سفید امضا می گیرند ، آنانرا بیمه نمی کنند ودر هر برخورد غیر قانونی با آنها آزاد هستند ، این مالکین خرد در هیچ کجای جهان نمی توانند اینطورآزادانه به استثمار کارگران بپردازند و از سیستم بانکی هم وام صنایع  زود بازده  بگیرند !  ایران برای این خرده مالکان سنتی بهشتی تکرار نشدنی است هرچند که رژیم نهایتا اینها راد هم به نابودی خواهد کشاند .

 « نمونه کارگاه تولید چسب هل  که کارگران را مجبور به بر گزاری نماز میکرد و صاحب آن یک حزب اللهی تمان عیار بود را می توان بعنوان نمونه یاد آور شد » ، صاحبان این کارگاهها خود دهها هزار نفر هستند ،‌ اعضای سپاه و بسیج و سایر ارگانهای نظامی و انتظامی و امنیتی خود از فرزندان همین اقشار سنتی و بازار بوده و با توجه به وابستگی فکری – عقیدتی این اقشار به روحانیت ، بیم آن میرود که اینان تا آخرین قطره خون از نظام ولایی دفاع کنند و اینجا همان نقطه ای است که به شباهت اساسی میان « نظام ولایی »‌ و نظامهای آلمان هیتلری و ایتالیای موسولینی میرسیم و آن حمایت اقشار سنتی  با چاشنی ملی گرایی ارتجاعی و ضد مدرنیته و ضد سرمایه داری از آن دو رژیم فاشیستی بود . امروز در ایران تحت حاکمیت ولایت بیم آن میرود که روحانیت با حمایت اقشار سنتی و بازار و صدها هزار عضو بسیج و سپاه و اراذل و اوباش سازمان داده شده در دستجات سرکوب ، در داخل کشور هر اعتراض را بنحوی خونین سرکوب کنند و با تشنج آفرینی در خارج از مرزها زمینه حمله خارجی به کشور را فراهم آورند که با توجه به عدم امکان مقابله موثر بر علیه هر گونه حمله نظامی اسراییل و یا آمریکا ،  از ایران جز زمین سوخته ، هیچ چیز باقی نخواهد ماند !

حمایت خارجی از اعتراضات و تحریک اقشار متوسط شکست خورد .

طی چهار سال ریاست جمهوری « دونالد ترامپ» سیاست فشار حداکثری تحریمها و همزمان با آن تحریک اقشار متوسط در مبارزات ضد حجاب اجباری ، حمایت کاخ سفید از حرکات اعتراضی سالهای 1397- 1399 و ابراز نزدیکی مقامات حزب جمهوری خواه آمریکا از دستگیر شدگان و اعدام شدگان، عملا به ضد خود عمل کرده و موجب انسجام بیشترگروه های داخل حکومت شد . شرکت همه جانبه مردم در مراسم بخاک سپاری « قاسم سلیمانی » علامت شکست کامل حمایت آمریکا از اعتراضات و تحریک اقشار متوسط و مرفه و حمایت از اعتراضات بود . بعنوان نمونه « منوچهر بختیاری » که ابتدائا توانسته بود همدلی بسیاری را در اعتراض به قتل فجیع فرزندش بدست اوباش بسیجی ، برانگیزد ، بمحض تبادل پیام با مقامات آمریکایی خود را به سیبل حمله عمومی طرفدردان نظام و اقشار خاکستری جامعه  تبدیل کرده و زمینه تبلیغات حکومتی را مبنی بر وابسته بودن مخالفان فراهم آورد . حمایت آمریکایی ها و ارتباط سران اپوزیسیون با سران کشورهای خارجی بعنوان عامل منفی در جلب همدلی و حمیات اقشار میلیونی از مبارزات مردم بر علیه حکومت عمل کرده است .

راه حل چیست ؟

باید پذیرفت که ما امروز در ایران در اوج و تبلور احساسات ملی گرایانه و استقلال طلبانه بسر میبریم واین شعارها فقط تبلیغات حکومتی نیست !  خامنه ای و سپاه درست برای جواب دادن به این احساسات ِ، نوعی ملی گرایی شیعی که گویا « ایران اسلامی کوچک و ضعیف تحت رهبری روحانیت ولایی به قدرت اول جهان اسلام تبدیل می شود » دامن می زنند ، عدم حمایت میلیونی از تظاهرات بحق مردم که مظلومانه و بنحوی خونین سرکوب شدند ،  سرکشی در مقابل آمریکا و تشنج آفرینی در منطقه همراه با شرکت میلونی مردم در تشییع جنازه « فرمانه سپاه قدس » بیانگر موفقیت رژیم در تبلیغ گفتمانی است که همدلی اکثریت فعالترین اقشار اجتماعی (‌حزب اللهی ها و آنانی که حاضر هستند در دفاع از رژیم خون بدهند و خون بریزند )‌ و همدلی بخش خاکستری جمعیت با آنان را برمی انگیزد .

نیروهای مخالف رژیم و گروههای اپوزیسیونی باید بتوانند آن دسته از شعارهای حکومت را که می دانیم شعار مردم نیز هست را از حکومت گرفته و خود تبلیغ کنند این شعارها از جمله : ملی گرایی ،‌ استقلال ، محکوم کردن گروههایی از اپوزیسیون  و فعالان اجتماعی – سیاسی که بنحو علنی با خارجی ها سر و سر دارند ،‌ است . موافت با تحریمها اپوزیسیون را در میان فقیرترین اقشار اجتماعی بی آبرو و مدافع گرسنگی مردم معرفی می کند . اینکه رهبران گروههای اپوزیسیونی به بلندگوی وزارت امور خارجه آمریکا تبدیل شده و همراه با تغییر سیاست آنان ، اینان نیز سیاستهای خود را نیز تغییر دهند برای اپوزیسیون بی آبرویی و برای رژیم اعتبار ببار می آورد .

فعالا ن و گروههای اپوزیسیونی اگر نتوانند بسرعت درتحلیل خود از دلایل ماندگاری نظام و تبلیغ این ادعای سخیف که گویا اکثریت مردم ایران خواهان سرنگونی رژیم هستند تغییر بعمل بیاورند، سرنوشت روشنی در انتطار مردم و کشور ما نخواهد بود .

 

  

Tagged as: , , , , , , ,

Categorised in: Uncategorized, فرهنگ ، تاریخ و جامعه

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: