به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

« آلکساندر ناوالنی » به روسیه بازگشت چرا رهبران اپوزیسیون به « ایران » باز نمی گردند ؟

یکی از جملات آشنا در میان مخالفان ج.ا. از برانداز تا اصلاح طلب و اعتدالگرا ( البته این واقعیت را نباید فراموش کرد که اصلاح طلب و حتی اعتدالگرایان برهبری « حسن روحانی » هم  تقریبا به همان اندازه « براندازان » به خون « خامنه ای و اصولگرایان ولایی تشنه هستند اما اصلاحگران دینی  می خواهند همانطور که زمانی پدرانشان در اوج جنبش مشروطه ،  رای به بر دار کردن شیخ مشروعه ( شیخ فضل الله نوری ) دادند این بار نیز مانند آن دوران  به شکلی سر « خامنه ای » را بردار کنند که اصل اسلام سیاسی باقی بماند واینان در حکومتی مفروض برهبری روحانیون اصلاح طلب سکان قدرت را در دست بگیرند و می دانیم این خواست  در این دوره تاریخی مشخص برای اصلاح طلبان و روشنفکران دینی بن بستی غیر قابل حل بوجود آورده که می تواند به انفعال و حتی مرگ تاریخی اشان منجر شود)

به بحث جمله آشنا در میان مخالفان « خامنه ای » و «ج.ا.»بر گردیم و آن اینست : « چرا تونس ، تونست و ما نتونستیم » و یا اینکه چرا مردم » روسیه » بصورت دهها هزار نفری بر علیه نظام سیاسی حاکم به خیابان می آیند و در ایران ،  بعد از تظاهرات آرام 1388 دیگر شاهد چنان تظاهرات پرشوری  نیستیم . مدعیان چنین نظراتی را می توان  مخالفان قشری و کم سواد و یا افراطی حکومت اسلامی ایران دانست . اینان   همانهایی هستند که در پی به راه افتادن هر تظاهرات و مخالفت با هر نظام در منطقه ،  شروع به دفاع از آن تظاهرات و اعتراضات کرده و از مردم ایران می خواهند که به مانند مردم کشور مفروض بر علیه « ج.ا.» دست به تظاهرات و شورش بزنند . این افراد و اقشار و یا  حتی گروههای سیاسی ،  زمانی از داعیه استقلال طلبی قلمرو کرد نشین  شمال عراق با ادعای اینکه این حرکت  گویا « ج.ا.» را تضعیف می کند دفاع جانانه می کردند و زمانی به  شورش و هرج و مرج در عراق امید بسته بودند و از کشتار عراقی ها در شهرهای آن کشور بدست یکدیگر و البته از گروههای ضد « حشد الشعبی » دفاع می کردند ، زمانی به گروههای جهادی سوریه تبریک و تهنیت می گفتند ، این اواخر به تظاهرات میلیونی در « روسیه سفید » بر علیه « لوکاشنکو » آویزان شده بودند و دریغ از یک دقیقه تفکر که راه افتادن تظاهرات در عراق و سوریه و روسیه سفید واکنون هم روسیه  هیچ ربطی به تضعیف حاکمین اسلامی ایران ندارد و حتی راه افتادن حرکات اعتراضی موسوم به « بهار عربی » هم الزاما شباهتی به حرکات موسوم به «جنبش سبز « در ایران نداشت . هر جامعه ای در شرایط تاریخی و اقتصادی و اجتماعی خود است و برای تحلیل هر جنبش سیاسی و اجتماعی در هر کشور باید از آن کشور تحلیل مشخص داشت و البته در مواردی می توان بعضی شباهتها در میان جنبش های اجتماعی جاری در دیگر کشورها با اعتراضات این سالها بر علیه « ج.ا.» هم پیدا کرد .

از آنجا که سخن گفتن و مقایسه حرکات اعتراضی چند دهه اخیر برعلیه « ج.ا.» با اعتراضات  فوق الذکر در دیگر کشورها ، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود در این نوشته سعی بر آنست که نظری به ماهیت حرکت اعتراضی موجود در « روسیه » کرد و بر این مبنا چشم اندازی برای این حرکات داشت .

آیا اعتراضات جاری در روسیه به تضعیف « ولادیمیر پوتین » منجر می شود ؟

فارغ از ارزش داوری و اظهار نظر در باره محق بودن و یا محق نبودن اعتراض کنند گان بر علیه «ولادیمیر پوتین » ( البته بخشهای وسیعی از مردم روسیه وی را دیادا ووا – یا همان دایی ولادیمیر که بفارسی  لقبی در حد پدر ملت است – صدا میزنند )  سعی بر آنست که این نوشته منعکس کننده واقعیتهای موجود جامعه روسیه باشد . بر این مبنا باید گفت اکنون درروسیه نبرد سختی میان ادامه دهندگان مسیرانقلاب اکتبرمتشکل از  « ولادیمیر پوتینهیئت حاکمه فعلی  و حزب کمونیست فدراسیون روسیه و ملی گرایان افراطی   » از یک سو و اقشاری که به شعارهای ملی گرایانه ،هویت طلبانه  و دخالت دولت در اقتصاد که از سوی حاکمیت  داده می شود باور ندارند ،  در جریان است .

 مخالفین پوتین از نطر تبار فکری فرزندان فکری همان کسانی هستند که در 1917 هم مخالف قدرت گیری بشویک ها بودند و برانند « روسیه » در اتحاد با آمریکا و اروپا و بدون نیاز به دادن شعارهای ضد غربی و ملی گرایانه می تواند به پیشرفتهای سریع اقتصادی و اجتماعی دست یابد . در مقابل این نظرات ، ساختار سیاسی ضمن ادعای اینکه غرب در کلیت سیاسی – اجتماعی خود در پی تضعیف و حتی تجزیه « فدراسیون روسیه » است سعی دارد خود را  تنها مدافع ارزشها ، سنتها ، پیشرفت اقتصادی – اجتماعی و خلاصه ملی گرایی ارتدکسی روسی معرفی کند . در ویدیویی که از یک سریال تلویزیونی بنام « دشمنان نهفته » که اخیرا در تلویزیون سراسری روسیه بنمایش در آمد  بر داشته شده ، یک خبرنگار مخالف حکومت  فردی لاابالی ، جاسوس سرویسهای خارجی و مخالف منافع ملی معرفی می شود و یک  افسر اطلاعاتی در مقابل وی ، فردی وطنپرست  ، پاک نهاد که به هیچ چیز جز منافع ملی فکر نمی کند ، مطیع ساختار سیاسی و منزه نشان داده می شود .(درست همین تصویر  در سریال «  آقا زاده » نیز از بازجوی دستگااههای امنیتی « حامد » برای مخاطب ساخته و پرداخته می شود !)

    فارغ از اتهامات امنیتی و اخلاقی که در رسانه های عمومی و دولتی روسیه  به مخالفان  ساختار سیاسی حاکم زده میشود که همان پروپاگاندای معمول حکومتهای « فرد محور» است ، اما نمی توان از این واقعیت غافل بود که بخش وسیعی از مخالفان « ولادیمیر پوتین » اقشار اجتماعی هستند که حیات اقتصادی -اجتماعی خود را در گسترش بی مهابای روابط اقتصادی و ذوب شدن اقتصاد روسیه در اقتصاد غرب  با اروپا و آمریکا می بینند ، این اقشار و گروههای اجتماعی که معمولا هم جزء افراد پردرآمد هستند حاضر به دادن هیچ هزینه ای برای ادعاهای ارزشمدارانه ملی گرایی ، حفظ چهارچوبهای جغرافیایی ، دخالت دولت در اقتصاد بنفع اقشار آسیب ئذیر نبوده و خواهان سپردن اقتصاد بطور کامل بدست شرکتهای چند ملیتی اروپایی و آمریکایی هستند . از یاد نبریم که بسیاری از فعالان تظاهرات بر علیه « پوتین » افرادی هستند که در پی تحریمهای « اتحادیه اروپا » بر علیه روسیه ، کار و شغل خود را ازدست داده و یا از در آمدهای قابل توجهی  محروم شده اند ، چه اینکه بسیاری از اینان در شرکتهای واردات و صادرات چند ملیتی مستقر در « روسیه » مشغول کار بوده اند . اینان که عموما در میان تحصیلکردگان رشته های روابط و اقتصاد بین الملل ، مدیریت بازرگانی و انفورماتیک و روزنامه نگاران ، وکلا و پزشکان  بوده و می توانند با جوانان فعال در شبکه های اجتماعی ارتباط بر قرار کنند ، به هراس ملی گرایان روسی و حزب کمونیست از تلاش آمریکا و اروپا برای به تجزیه کشاندن « فدراسیون روسیه » با تمسخر نگاه می کنند ، از نظر تبار فکری اینان  را می توان فرزندان فکری « بوریس یلتسین » و آن طرز تفکر خاص بخشی از بوروکراتهای سابق  حزب کمونیست دانست که برآن بودند برای دست یافتن به پیشرفتهای اقتصادی و اجتماعی باید به آمریکا و اروپا اعتماد مطلق کرده و الگوهای رشد اقتصادی پیشنهادی آنان را بی کم و کاست پذیرفت.

 ناگفته پیداست که اکثریت مردم روسیه  روسیه که بحران و فلاکت اقتصادی و ورشکستگی سیاسی کشورشان را بعد از حاکمیت ناشی بوریس یلتسین و تیم اقتصادی اش به چشم دیدند ، نمی توانند باور کنند که اگر همفکران » بوریس یلتسین » باردیگر قدرت را در دست بگیرند ، باز همان اقتصاد ورشکسته دهه 90 گریبانگیر » فدراسیون روسیه » نشود. دوره ای که بعد از فروئاشی « شوروی » شروع و تا 1999 ادامه داشت . در آن سالها  بحرانی که بیشترین ضررکنند گان آن بخشهایی از مردم هستند که درقسمتهای  مختلف بوروکراسی هیولا وار دولتی مشغول بکار بوده و از انواع یارانه های دولتی بهره میبرند  ، یارانه هایی که برای اقشار متوسط و مرفه اهمیت حیاتی نداشته و شاید به آنها هم نیاز داشته باشند . به هر حال ، روسیه ،  کشوری که در آمد ناخالص سرانه آن  حدود 11000دلار است و در جهان در ردیف کشورهای با سرانه ناخالص بالا   جهان بشمار نمی آید ، اما هنوز دولت آن کشور بخشهای اساسی اقتصاد کشور را بطور کامل بدست بخش خصوصی نسپرده و ما در آن کشور با سیستم آموزش پرورش ، حمل و نقل و سلامت ی روبرو هستیم که دولت بخشهای مهمی از آن را بنفع اقشار کم در آمد بعهده خود گرفته و یارانه های بسیاری در آموزش و بهداشت عمومی و حمل و نقل به اقشار کم در آمد و کارگران اختصاص می دهد .

 این بخش ( یارانه بگیر ها )  از جمعیت روسیه ،  روزهایی را بخاطر دارند که روسیه در سال ۱۹۹۸ در عمل به کشوری ورشکسته بدل شد و توانایی بازپرداخت بدهی‌های خود را نداشت. بانک‌ها دچار فروپاشی شدند، ، تورم به نزدیک یکصد درصد رسید و مردم روسیه برای دومین بار از سال ۱۹۹۲ همه پس‌انداز خود را از دست دادند.  

خواسته های سیاسی و اقتصادی تظاهر کنند گانی که امروز بر علیه دولت دست به تظاهرات پر شور میزنند  ، نه از سر اتفاق دقیقا همان شعارهایی است که هواداران « بوریس یلتسین »   در دهه 90 میدادند . اقشار کم درآمد و کارگران عملا در انتخاب میان معترضین وساختار سیاسی حاکم ، طرف دوم را انتخاب خواهد کرد . چه اینکه میدانند الیگارشی حاکم علیرغم فساد نهادینه شده در آن ، بخاطر گرایشهای ملی گرایانه در مقابل خصوصی سازی های گسترده تر، که می توانند به بخش آموزش و پروش و حمل و نقل و بهداشت و پزشکی گسترش یابند  و سپردن عنان اقتصاد کشور بدست شرکتهای چند ملیتی که تسمه از گرده ملت خواهند کشید ، خواهند ایستاد . هم اکنون در روسیه هزینه آب و برق و گاز و اجاره خانه یکی از ارزانترین هزینه ها درمیان کشورهایی با اقتصادهای توسعه نیافته است ، قیمت یک لیتر بنزین در روسیه حدود 45 روبل ( حدود 50 سنت ) است که از ارزانترین ها در جهان است ، بخاطر سرمایه گذاری های وسیع که دولت در ساختمان انجام میدهد هنوز در شهری در فاصله 300-200 کیلومتری مسکو و یا  پترزبورگ میتوان با 6-5 هزار دلار یک آپارتمان خرید که مجهز به شوفاز و اب گرم سراسری است و حداکثر هزینه گرمایش و گاز و برق و آب  یک آپارتمان یک خوابه در شهرهای بزرگ حدود 80 دلار در ماه  در شهرهای کوچک حدود 50 دلار است ، مردم روسیه می بینند در کشورهایی که شرکتهای بین المللی در هماهنگی با هیئت حاکمه آن کشورها همه پهنه های اقتصادی کشور را در دست گرفته اند این قیمتها نسبت به روسیه سرسام آور است . یک خانواده کارگری امروز می تواند در ماه یک بار فرزندان خود را به سینما و یا تئاتر ببرد ، یک یا دو سال یکبار به سفر تابستانی برود و همین مردم وقتی دوران یلتسین را بخاطر می آورند جز دهشت و وحشت خاطره ای دیگری ندارند . اقشار ضعیف و کم در آمد و جمعیت عمده مردم روسیه یا همان بخش خاکستری  خاطره خوشی از دوران نکبت اقتصادی یلتسین ندارند و بنظر نمیرسد که که با شعارهای « الکساندر ناوالنی » و طرفدرانش به خیابان بیایند . و درست به همین خاطر حاکمیت سیاسی روسیه از این تظاهر کنند گان احساس خطر نکرده و خطری جدی از جانب آنان حس نمی کند . درست

دقیقا به این علت که  حاکمیت میداند ، « ناوالنی  قادر به بسیج میلیونی  مردم روسیه نیست و حاکمیت از تظاهرات چند ده هزار نفری احساس خطر نکرده و بر خورد خونین با آنان نخواهدد کرد و برخورد سختی با « ناوالنی » نمی کند .

در ایران تحت حاکمیت « ج.ا« تضادها و اوضاع بد اقتصادی مردم ، آنچنان تضادهارا میان مردم مخالف و حکومت حاد کرده است که هر اعتراض گسترده ای می تواند به یک شورش و چالش جدی برای حاکمیت ولایی تبدیل شود 

« ناوالنی «به  کشور باز میگردد چون میداند:

-روسیه  به مانند ایران تحت حاکمیت  « ج.ا.» که از هر اعتراضی ، از بازگشت هر رهبری از هر گرایش فکری  از اپوزیسیون بر خود میلرزد از بازگشت ناوالنی احساس خطر عمده نمی کند .-کشورهای اروپایی از وی بطور کامل حمایت می کنند چون حتی در صورت  بوجود آمدن انقلاب رنگی در روسیه  بر خلاف ایران که در صورت تضعیف حکومت مرکزی خطر شعله ور شدن جنگ داخلی وجود دارد خطر به آتش کشیده شدن منطقه و روسیه مطرح نیست .

– خطر مرگ وی را تهدید نمی کند .

– خطر شکنجه و برخوردهای توهین آمیزو مصاحبه اجباری  وی را تهدید نمی کند .

مردم به خیابانها می آیند چون :

اوباش و زندانیان سازماندهی شده در خیابانها آنان را مورد ضرب و شتم و توهین قرار نمیدهند

  • در خیابانها تک تیراندازها به آنان از کمر به پایین شلیک نمی کنند
  • در صورت کشته شدن خانواده آنان با توهین و تحقیر وادار به سکوت وبسیجی نامیدن ، کشته خود نمی شوند .
  • و دقیقا به این علت است که در روسیه شاهد تظاهرات پر هیجان بودیم و در ایران تحت حاکمیت » خامنه ای » حتی در خواستهای لیبرالی و نه رادیکال با سرکوب خونین روبرو می شود .
  • ایرانیان مخالف و معترض نیز در مبارزه جویی با « ج.ا» از خود رشادت و شجاعتهای مثال زدنی نشان داده اند ، اما قساوت نیروهای امنیتی و آماده بودن رژیم برای تبدیل کردن ایران به زمین سوخته ، آنان را به حزم و احتیاط و اتخاذ تاکتیک های عاقلانه و محتاطانه واداشته است .

Tagged as: , , , ,

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: