به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

بهاریه سیاسی : قرن پانزدهم ، طلیعه پایان سیاهی و آغاز زندگی مبارک باد

اگر به هیچ دلیلی نتوانیم نوروز سال 1400 را تبریک بگوییم ، اگر تعداد زیاد اعدامها و گسترش فقر و فحشا وفلاکت و اعتیاد ، گرانی و خالی بودن سفره ها در میان بخش اعظم جمعیت  که بالغ بر شصت در صد مردم  که زیر خط فقر زندگی می کنند ، اگر حاکمیت نظام نا کار آمد و رهبری نالایق آن ” سید علی خامنه ای ” همه را از نفس انداخته است و جایی برای بزرگداشت نوروز نگذاشته است ، اما فقط بخاطر احترام به مادر زندانیانی که که سفره هفت سین خود را در نزدیک دیوارهای زندانها چیدند ، بخاطر مادرانی که حلول سال نو را بر سر مزار فرزندان خود بر گزار کردند و اینکه ورود به اولین سال قرن پانزدهم ، نوید دهنده پشت سر نهادن سالهای بیسر و سامانی  1299 تا 1399 است ، آری به این دلایل باید نوروز را گرامی بداریم .

از یاد نبریم که  زمستان سال 1299 در شرایطی به بهار  1400 تبدیل شده است که در ابتدای قرن 14، ایران در حال اضمحلال بود و زمینه تجزیه آن و تبدیل شدن کشورمان به مناطق نفوذ ابر قدرتهای آنزمان فراهم بود . امروز در سال 1400 علیرغم ناکارآمدی حاکمین بر کشور در طول یک قرن ، ایران به کشوری که دارای ظرفیتهای بالقوه تبدیل شدن به یکی از کشورهای قدرتمند منطقه از نظر رشد شاخص های توسعه انسانی ، جمعیت با سواد و ثروت مادی عظیم نهفته  در منابع تولیدی ، صنعتی و زیر زمینی  تبدیل شده است . اینکه از نا کار آمدی حاکمیت ها سخن بیمان می آوریم نمی خواهیم فقط نیمه خالی لیوان را ببینیم و ادعا کنیم در دوره پهلوی ها و نظام اسلامی هیچ پیشرفتی نشده است اما در بوق و کرنا کردن پیشرفتها البته  یکم اینکه بخاطر رقابت های سیاسی است و نمی توان ونباید برای رقیب ، تبلیغ سیاسی کرد و دوم اینکه بسیاری از پیشرفتهای این صد سال بجز در فاصله سالهای 1304 تا 1320 ،  به پهلوی ها و جمهوری اسلامی  تحمیل شده ، مردم ما بسیار بیشتر می خواستند و لایق بازهم بیشتر بودند .

ممکنست بگویید که کشورهای دیگر هم در طول این یکصد سال به دستاوردهایی در حد کشور ما نایل شده اند و این دقیقا همان نکته ای است که نا بر روی آن تاکید داریم ، یکم اینکه هر کشوری تاریخ خود که سرنوشت خاصی رابرای مردم آن کشور رقم میزند دارد و دوم اینکه  آنچه که بدست آورده ایم پیشرفتهای معمول عموم کشورهای نفت فروش در این یکصدسال بوده است و اگر چوب خشک هم بر ایران حاکمیت می کرد  با کمی تفاوت تحت تاثیر فضا و نیازهای بین المللی این دستاوردها حاصل میشد ، آما آنچه که می توانستیم بدست بیاوریم و تا کنون بدست نیامده ، دقیقا نقطه منفی دولتها و دو نظام حاکم بر ایران در طول این  یکصد سال بوده است . چرا هنوز استقلال اقتصادی نداریم ؟ چرا علیرغم شعارها و ادعاهای تبلیغاتی محمد رضا شاه و وخامنه ای در مورد کارخانجات مونتاز خود رو  ، هنوز قادر به تولید یک خودرو ملی قابل عرضه در بازارهای بین المللی نیستیم ؟ چرا هنوز حتی در حد سالانه یکصد میلیارد دلار صادرات غیر نفتی نداریم ؟ چرا کشاورزان و تولید و توزیع کنند گان سنتی ما ، نتوانسته اند صنعتی و روز آمد شده و کشور را از واردات اولیه ترین نیازهای خوراکی و سرمایه ای بی نیاز کنند و اینها همه در حالی بوده است که ایران در طول این یکصد سال دارای  منابع مالی عظیم ناشی از فروش نفت  و سرمایه انسانی متبحر بوده است . حاکمیت های نا کار آمد و مردمی که توان وادار کردن حاکمیت به ایجاد تغییرات بنیادی را ندارند از عوامل این عقب ماندگی ها بوده است  .

اما آنچه که من و شمای ایرانی را امیدوار می کند ظرفیت نهفته در ما مردم ایران و نهادهای محکم دولتداری به عمر بیش از دو هزار سال در فرهنگ ما است .

از یاد نبریم که کشورهایی که مانند ایران که دچار انقلاب ممتد وادامه دار مانند آنچه که پدران ما با نهضت مشروطیت شروع کردند شدند  در یک روند دو تا سه قرن به نتایج نهضت اولیه خود رسیدند . در فرانسه این روند بیش از دو قرن ، در روسیه و انقلاب اکتبر از 1917 شروع شده و تا کنون ادامه دارد و در ایران هم حدود 130 سال است که این انقلاب شروع شده است و دو نهاد سنتی سعی در بخدمت در آوردن آن برای خود بوده و این روند تا کنون هم ادامه دارد ( در مقاله ای دیگر و تحت عنوان یک انقلاب و دو ضد انقلاب در این باره سخن خواهیم گفت ) و در سالهای آخر قرن چهاردهم اولین طلیعه های رهایی از نهاد ارتجاعی روحانیت آرام آرام خود را نشان میدهند .  قرن چهاردهم قرن تلاش و فداکاریهای پدران ما که گاه حتی با حذف خونین یکدیگر همراه بوده است تمام شد و قرن پانزدهم سالهای امید و بهره برداری از آن همه تلاشها و فدراکاری ها و خدمت ها وپشت کردن به خیانتها و سیاه کاری ها خواهد بود . می توان ملت ایران را به بر آمدن آفتاب عالمتاب نوزایی و خداحافظی بااستبداد و خرافات و روحانیت حاکم ، در سالهای آینده تبریک گفت . قرن پانزده ، سالهای ببار نشستن مدرنیته در ایران خواهد بود .  بقیمت یکصد سال از سلطنت و فقاهت ، از تخت و منبر ، از شاه و از آخوند عبور کردیم ، قرن پانزدهم در یک کلمه و نه بیشتر  نوبت ماست نوبت حاکمیت مردم ،  هر کس که مدعی اعتقاد به حاکمیت مردم است فقط باعبور از فقاهت و سلطنت می تواند التزام عملی خود به این اعتقاد را نشان دهد و معتقدان  به نیروی لایزال اراده  جمهور مردم در نظامی سکولار، لائیک و دنیا محور بپیوندد .

نزمان فراهم

 

 

Tagged as: , , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: