به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

افاضات”فائزه”دختر بابا : از عشق به گوگوش و ترامپ تا آرزوی دخالت خار ..

از قدیم گفته اند حرف راست را یا از بچه بشنو و یا از آدم دیوانه ؛ خانم ” فائزه هاشمی رفسنجانی ” بنا به گفته خودش ” کمی خنگ ” است و بچه جاهل و نابالغ هم که نیست بنابراین طبیعی است که بر مبنای اینکه در مثل مناقشه نیست ، حرفهای راستی را از یک  آد م کمی خنگ بشنویم .  برای جلوگیری از اطاله کلام و بدون قصد توهین در ادامه و برای اشاره از ایشان تحت عنوان ” فائزه ” نام میبریم .

از آنجاییکه “فائزه”  از سیاست تقریبا هیچ چیز نمی داند حرف دل خود را راست و پوست کنده میزند ، وگرنه کدام سیاستمداری حرف آخر را اول میزند و میوه کال را در زمستان می چیند . نه تنها ایشان که عموم اصلاح طلبان تقریبا از سیاست هیچ چیز نمی دانند . و اولین امراساسی که اینان بر آن واقف نیستند اینکه : روشنفکری دینی و اصلاح گری سیاسی ، در دورانی که امروز در آن هستیم و مشخصا در ایران محلی از اعراب ندارد و علت آنهم اینستکه محافظه کاری سیاسی و اجتماعی خود را در حال نبرد مرگ و زندگی با ترقی اجتماعی و زندگی مدرن می بیند و در هنگامه نبرد مرگ و زندگی زمینه ای برای تفکرات واسط واصلاح طلبی وجود ندارد ، روحانیت و سنتگرایان  در سالهای قبل از انقلاب امید به تصرف قدرت سیاسی و حضور بیشتر در زندگی اجتماعی داشتند ، درجامعه  بعنوان یک عامل سیاسی حکومتگر، ناشناخته بوده   و بخاطر همین ناشناخته بودنشان ، در حوزه دولت داری نیرویی جوان وپر قدرت بحساب می آمدندو درست به همین دلیل با علی شریعتی، مهندس مهدی بازرگان و حتی با حزب توده داد و گرفت فکری و سیاسی داشتند ، امروز اما روحانیت بعنوان یک قشر سنتی ، محافظه کاراست وبشدت احساس خطر کرده و میداند یک حرکت اشتباه و شبهناک می تواند به حذفش از صحنه سیاست و اقتصاد و اجتماع منجر شود و درست به همین دلیل جز در موارد اجبار و امور تاکتیکی بر آن نیست که تن به هیچ نوع اصلاح طلبی سیاسی و روشنفکری دینی بدهد . البته همین روحانیت اگر خود را در معرض خطر  قطعی و رویارویی با انقلاب ببیند ،برای نجات خود  به هر امکانی از جمله اصلاح طلبان متوسل خواهد شد که بقول معروف ” توبه بعد از مرگ مفید فایده نخواهد بود . پس در حال حاضر و در جامعه ما زمینه اصلاح طلبی وجود ندارد ، هنوز هم گاه انقلاب است و این آن نکته ای است که اصلاح طلبان و از جمله ” فائزه ” قادر به درک آن نیستند . زمین لرزه ناشی از انقلاب مشروطه ، ملی گرایی مصدق و انقلاب 1357 هنوز ادامه دارد و بعنوان نمونه  ایران تنها کشوری در منطقه است که کارگران در آن بمانند کشورهای اروپایی از آن حد از آگاهی سیاسی برخوردار هستند که سیاست تعدیل اقتصادی را به نقد می کشند و مانند گرایشات چپ افراطی  حرف از اداره امور کارخانه ها بدست کارگران میزند.

البته باید دقت کرد که بخشهایی از مردم ایران هم در آرزوی پیروز شدن سیاست اصلاح طلبی و قدرت گیری روش ” نه سیخ بسوزد و نه کباب ” هستند ، اما در شرایط بحران سیاسی نشات گرفته از بحران اقتصادی – اجتماعی ئ در شرایطی که دستمزد رسمی ونه واقعی کارگر ، فقط یک سوم خط فقر است ، در شرایطی که 14 میلیون حاشیه نشین در کشور هستند ، در شرایطی که در آمد ارزی نظام حاکم از 100 میلیارد دلار سالانه به 5 میلیارد رسیده است ، در شرایط فاصله دهشتناک طبقاتی و گسترش روز افزون فقر وفحشا و بیماری و اعدام و فساد دولتی ، آنچه که در چشم انداز است یا جنگ داخلی ویا انقلاب است و نه هیچ چیز دیگر !

امروز در ایران زمان حل قطعی بسیاری از تضادها است و نوزاد انقلاب دیرگاهی است که باید متولد شود که اگر این اتقاق به موقع نیفتد ، انقلاب و میهن مانند زائو و نوزاد هر دو تلف خواهند شد .

  البته از نظر دور نداریم که ساختار  اقتصادی و سیاسی اگر توانی برای تنفس پیدا کند ، آماده اعمال و اجرای    راهکارهای فاشیستی مانند تازاندن اقشار و طبقات فقیر و بی چیز و حاشیه نشین بر علیه مخالفان خود تحت عنوان مستکبر و مرفهان بی درد و … در قالب یک دولت نظامی و تیزاندن تضادهای اجتماعی در مجرایی انحرافی است که البته این خود راه دیگری به همان جنگ داخلی است که گفتیم و زمینه انقلاب را نیز تضعیف می کند .

حالا در نظر بگیرید که ” فانزه ” در میانه چنین اوضاعی آمده است و طلب ” رقصی چنان با ترامپ و گوگوش در میانه میدان ” می کند . البته رقصی چنین را اصلاح طلبی دیگر در خیابانهای نیویورک و دست در دست مقامات کاخ سفید ترامپ رقصید وبرای تحریک ترامپ به دخالت در ایران  بهره ای نبرد ؛ ” فائزه ” برای رقص با ترامپ وگوگوش کمی دیر آمده است .

” فائزه ” در زمانی آرزوی ادامه زمامداری ” ترامپ ” بر کاخ سفید و لاجرم ادامه سیاست فشار حداکثری بر مردم ایران  را میکند که ” ترامپ ” این پهلوان پنبه ایشان  ، در آخرین روزهای زمامداری خود در حال سازماندهی فرار مفتضحانه از ” افغانستان ” بود ! ترامپ که مقتدای سیاسی ” فائزه ” است ، حتی بعد از انداختن بمب ده تنی بر سر مردم افغانستان و بیش از یک دهه حضور در آن کشور ، اکنون بعد از نابودی افغانستان  و تولید تعدادی عروسک کوکی از دولت سه نفره ” غنی ” گرفته تا تعدادی خواننده و خلبان زن و مترجم و رستورانهای رنگارنگ در حال فراراز منطقه است ، یا ” فائزه ” از جریان امور روز منطقه بسیار عقب است و یا بمصداق ” الغریق یتشبث باکل حشیش ” هنوز هم خود را به کشتی شکسته دخالت خارجی آویزان کرده است ، …خانم فائزه چشمانتان را باز کنید ، ” ترامپ ” حکومت خود ساخته پوشالی افغانستان را بدون عده به عقد و ازدواج ملاهای ” طالبان دراورد ، در حالیکه این حکومت دست نشانده ، هنوز در عقد وازدواج خودش بود ! شما هنوز از این امام زاده انتظار معجزه دارید ؟  حمایت از ترامپ اسم رمز حمایت از دخالت نظامی آمریکا در کشورمان ایران است .  همانطور که عشق به گوگوش نیز ، اسم رمز عطش به بازگشت نظام گذشته است !! شما هر چند که از هوشمندی سیاسی بهره ای نبرده اید اما در بکاربردن جملات ایهام گونه که بشود از آن معانی متفاوت ، برداشت کرد استاد هستید و با آگاهی کامل ،  آرزوی برای دخالت خارجی در ایران را تحت عنوان عشق به ترامپ ومیل نهفته به نظام سابق را تحت عنوان عاشق گوگوش بودن مطرح کرده اید ، اما چرا علائق پنهانی خود را بوضوح و علنا فریاد نمی زنید و مانند دیگر اصلاح طلبان در خیابانهای نیویورک و رسانه اینترنشنال ، به رقص در نیامده و از خوان نعمت گشاده دستان حاشیه خلیج فارس بهره مند نمی شوید ؛ بخاطر ایسنتکه فعلا سفره ای که جمهوری اسلامی برای شما گشوده است چربتر است و برادران وعموی و…شما  همه بر سر این سفره نشسته اند .

شما و اصلاح طلبان و سایر اختلاس کنند گان و دارندگان حقوقهای نجومی  مواظب باشید که کلاهتان را باد نبرد و اسیر انتقام جویی مردم فقیر و بی چیز تحت رهبری بسیج و سپاه نشوید  گرفتن حکومت پیشکش! شک نکنید که دوران تحت رهبری فعلی نظام  برای شما دورانی طلایی است واز آن بیم دارم بعد از خامنه ای بر سر شما آن بیاید که روزی صد بار آرزوی بازگشت به دوران طلایی ” رهبری خامنه ای ” را  بکنید

من باور ندارم که شما ترجمان سیاسی حرفهای خود را نمیدانید ، در این حد از هوشیاری هستید ، اما حتی اگر هم بگویید ادعاهای این نوشته در باره حرفهای شما اغراق آمیز است ، میگوییم که شاید ” احمد چلبی ” نمیدانست که نتیجه  اغوای ” بوش ” برای دخالت در عراق و یا تلاشهای ” زلمای خلیلزاد ” آن آمریکایی افغان تبار در کشاندن پای آمریکا به افغانستان ، به کدام نتایج دهشتبار از قتل و کشتار مردم این دو کشور تا جنگ داخلی و افزایش تولید مواد مخدر و نابودی دولت و …منجر میشود ، اما مگر در سیاست نتیجه اعمال را به نیت می سنجند ؟ البته که نه در سیاست به نتایج عملی یک دیدگاه و بینش سیاسی نگاه کرده و در باره آن نظر میدهند . با این سنجه و فارغ از ادعاهایتان و بدون ارزش داوری ، شما خواهان نابودی کشور خود همانند آنچه که در عراق و افغانستان اتفاق افتاد ، و بازگشت به رژیم سابق  هستید ، همه دخالتهای نظامی آمریکا ابتدائا با تحریمهای اقتصادی حداکثری اتفاق اقتاده است و بعید میدانم شما حتی در این حد هم از سیاست روزهم بیخبر باشیدمن در باره شما هیچ نظر مثبیت و یا منفی نمیدهم بگذار مخاطبان در این باره خود  قضاوت کنند .

” فائزه ” دختر بابا …

در فضای سیاسی ایران شما بعنوان یک فعال سیاسی دارای درایت لازمه نیستید و اساسا بعنوان “دختر  رفسنجانی ” شناخته میشوید ، شما را باید همان ” دختر بابا ” نامید . شاهزادگان آن ” خدا بیامرز ” نیز هنوز می گویند ایران تحت رهبری داهیانه پدرشان ، قرار بوده به ” ژاپن ” خاورمیانه تبدیل شود و هر چه به آنها می گوییم که با یک اقتصاد رانتی نفتی حتی با رشد ده درصدی امکان تبدیل شدن ایران به ژاپن ممکن نبوده بخرجشان نمیرود ، حالا نوبت شما شازده خانم خاندان رفسنجانی است که ادعا می کنید که اقتصاد ایران دردوره ” بابا ” توان تبدیل شدن به گل سرسبد منطقه را داشته و هر چه به شما هم بگوییم با اقتصادی دوره ” بابا ” که 49% تورم داشته ، امکان رشد اقتصادی و صنعتی شدن وجود نداشته است بخرج شما هم نمی رود .

ما ایرانیان معمولا با فردی که دستش از دنیا کوتاه است ، برخورد تند نمی کنیم ، اما اشتباهات ” بابا ” آنقدر وحشتناک است ، که نمی توان به آنها نپرداخت  فقط به چند مورد آن اشاره می کنیم تا همگان خود قضاوت کنند که چاله ای که ” هاشمی رفسنجانی ” کشور را در آن انداخت ، اکنون چاهی است که برون آمدن از آن برای ما اگرنه محال که بسیار مشکل است !

. بابای شما ، دربرخورد سطحی که با  تجربه  فروپاشی اتحاد شوروی و توجهی که به رشد اقتصادی در چین داشت ، سعی در دخیل کردن رهبران و کارگزاران نظام بخصوص نظامیان از جبهه برگشته ، در امور اقتصادی کرد و بسیاری از فرماندهان بازگشته از جبهه را تبدیل به مدیران شرکتهای و رهبران امور اقتصادی کرد و میدانیم که در ادامه همان روند است که اکنون سپاه خود به یکی از چند قطب اساسی گردانده اقتصاد کشور تبدیل شده است ،ادامه همان سیاست به رشد فساد و اختلاس در میان فرماندهان سپاه و مدیران ارشد اقتصادی منجر شد .

 در صورتیکه آنچه که در چین  و در فرار از تجربه فروپاشی شوروی اتفاق افتاد این کادرهای سیاسی حزب حاکم بودند که به گردانند گان امور اقتصادی تبدیل شدند و نه رهبران و فرماندهان نطامی کشور !  اقدام دیگری که ” بابا ” و بنحوی با معذرت ابلهانه ، از چین الگو برداری کرد گسترش بنگاههای خرد تولیدی و توزیعی بود ، که در چین به رشد اقتصادی تبدیل اما در ایران بخاطر سنتی بودن بنگاهای تولید و توزیع به رشد اقتصادی منجر نشده و فقط سهم کارگاههای زیر ده نفر و خرده مالکی در روستا ها را دراقتصاد بحدود 40% نیروی کار و استخدام 90% کارگران  رساند که باعث نابودی حقوق کارگران ، اتلاف سرمایه های میلیاردی و رشد و گسترش نفوذ فرهنگ خرده مالکی و خرافات و نتیجتا بحران اقتصادی و اجتماعی شد. با کمال تاسف می توان گفت که پدرتان هم مانند شما ، سطحی نگر و فاقد تیز بینی سیاسی بود.

اگر فرصتی باشد در شماره دوم این مقاله به اوج سطحی نگری شما در امور سیاسی و الگوهایی که برای اقتصاد و ساختار سیاسی مطلوب خود  دارید پرداخته و مخاطب را به داوری خواهیم کشاند که آیا شما واقعا از سیاست چیزی میدانید ؟

Tagged as: , , , , , , ,

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: