به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

مذاکرات وین به عقب نشینی آمریکا در مقابل ” ولایت ” منجر خواهد شد .

 

توضیح : در حالیکه در حال آماده سازی مقاله برای انتشار بودیم خبر آزاد سازی منابع مالی بلوکه شده ایران در ژاپن و کره جنوبی منتشر شد .هر تحلیل باید بتواند دلائل اثباتی خود را در واقعیت نشان دهد  . خبر ازاد سازی منابع مالی رژیم ، صحت ادعای مطرح شده در این مقاله را مبنی بر عقب نشینی آمریکا را علیرغم اینکه  ج.ا. غنی سازی خود را به 60% رسانده و اورانیوم فلزی تولید می کند ، نشان داد

موافقت وزارت خارجه آمریکا با آزادسازی منابع بلوکه‌شده ایران در ژاپن و کره‌ جنوبی خبر از رادیو فردا

ادامه مذاکرات وین  ادامه سیاست نه جنگ نه صلح است

دور ششم مذاکرات در باره احیای برجام ، دو هفته پیش در حالی در وین پایتخت اطریش پایان یافت که حسن روحانی خبر قریب الوقوع بودن پایان یافتن بسیاری از تحریمها را اعلام کرد . هر ناظر بیطرفی  می داند که ادعای پایان یافتن  تحریمها تا چه حد بی پایه و مبتنی بر خوشخیالی ابلهانه ای است که یادآورادعاهایی از همین دست است که توسط وی و وزیر امور خارجه اش “ظریف” در سال 2015-1394 و بعد از امضای ” برجام ” اعلام  شد . در آنزمان هم امکانات مالی و حقوقی بسیاری برای “ج.ا.”  آزاد شده و بعضی از تحریمها هم معلق شد اما تحریمها ی آمریکا بر علیه ج.ا. هیچگاه پایان نیافتند و پایان نخواهند یافت . آمریکا وج.ا. دو دشمن خونین هستند که هر دو یکدیگر را نشانه رفته و آماده نابود کردن یکدیگر هستند ، با این فرق که خامنه ای فقط توان حفظ خود و انجام عملیات ایذایی بر علیه آمریکا را دارد ، اما آمریکا ضمن داشتن توان سخت افزاری برای  نابود کردن نظام و ایران بنا بر ملاحظات سیاسی ، ژئوپولیتیک واستراتژیک امکان استفاده از این نیرو را ندارد .

 واقعیت اینست که  طرفین اصلی ” برجام یا برنامه جامع اقدام مشترک ” نه کشورهای اروپایی و آمریکا از یکسو  و از دیگر سو جمهوری اسلامی که در واقعیت  جناحی از حزب دموکرات آمریکا برهبری باراک اوباما و جناح موسوم  به انقلابی ( در مقابل جناح اصلاح و اعتدال ) بودند .  بقول معروف شیطان در جزییات خوابیده است و عدم توجه به این جزییات مهم  باعث سردر گمی در درک واقعیات و نتیجتا داشتن تحلیل غلط میشود .

یک طرف مذاکره که طرف ایرانیست همان جناح انقلابیست که در سال 1394 یگانه تصمیم گیر امور استراتژیک بود و امروز هم هست و طرف دیگر اوباما بود که با داشتن تفکرات پست مدرن حامل نوعی شرمندگی تاریخی روشنفکران غرب ( سیاسی ) در برخورد با کشورهای جهان سومی بود ه که منجر به دادن بعضی امتیازات به کشورهای نافرمان !  میشد . امروز البته بجای اوباما ، بایدن است که سکان امور در آمریکا را در دست دارد و البته سیاستهای خاورمیانه ای وی با اوباما کمی متفاوت است .اما  آنچه که  امروز نسبت به زمان امضای برجام در معادله ارتباط میان ایران و آمریکا تفاوت کرده و آنچه که بدون تغییر مانده است  اینستکه :

نیازی که آمریکا در آنزمان به جمهوری اسلامی داشت امروز ندارد  ، تعداد سربازان آمریکایی در عراق کمتر شده و اوضاع در عراق دیگر مانند آنزمان در دست متحدان جمهوری نیست ، گروههای افراطی مانند داعش که از کنترل آمریکا هم خارج شده و در خیابانهای شهرهای اروپایی و آمریکا دست بعملیات تروریستی میزدند  سرکوب شده و دیگر خطری فوری بحساب نمی آیند . سپاه و خامنه ای بکمک روسیه و با شرکت در جنگی هولناک توانستند بشار اسد را که آمریکا از سرنگون شدن وی نا امید و اکنون دیگر خواهان حفظ 1 و تثبیت اوضاع در آن کشور شده بودند را بر سر قدرت نگاه داشته و چشم انداز بی ثباتی در منطقه را از بین ببرند و شک نکنید که بخش زیادی از تلاشهای سپاه قدس در منطقه علیرغم اینکه قبل از همه بنفع ج.ا. و روسیه تمام شد اما درر استای منافع غرب هم بوده است 2و آمریکا هم طبق معمول که به هیچ متحدی وفادار نمی ماند جواب این خدمت را با ترور قاسم سلیمانی طی قتلی  دهشتناک داد .

به یک معنی خامنه ای در راستای همان هدف اعلامی ” اوباما ” در سخنرانی اش در دانشگاه نظامی وست پوینت در سال 2014 عمل کرد که گفت بعد از این نباید یک سرباز آمریکایی در خاورمیانه کشته شود و بگذار نیروهای محلی ،  ما را در رسیدن به اهدافمان یاری کنند . از این منظر اوباما با امضای برجام آگاهانه  به ولایت ، امتیاز داد و برجام نه یک معاهده دوستی و مودت ، که بر اساس نیازهای متقابل موقت میان دو دشمن امضا شد و امروز همه آن نیازهای آمریکا به نظام ولایی برطرف شده است ، پس آمریکا دیگر به ج.ا. امتیاز نخواهد داد ؟

خیر  آمریکا بازهم امتیاز خواهد داد و خامنه ای اینبار هم از میان آرواره های خرد کننده گوریلی بنام ماشین نظامی آمریکا خواهد جست  چون  هنوز در یک جا و آنهم بسیار مهم ، دست آمریکا  و حتی اروپا زیر سنگ ج.ا. است و آنهم ترس از  برهم خوردن نظم مستقر در منطقه است که می تواند با دست یافتن  رژیم به بمب اتمی و یا با سرنگونی زود هنگام ( برای اروپا و آمریکا ) ج.ا. بهم بخورد . بر این مبنا  آمریکا بازهم امتیاز میدهد  اما ضمن دادن امتیاز  فشردن گلوی ولایت را ادامه خواهد دهد .

 آمریکا و اروپا در دو حالت دستیابی ج.ا. به بمب اتمی و خلاء قدرت ناشی از فقدان نظام در حالتی که هنوز نیرویی همسنگ آن در ایران بوجود نیامده باشد ، جهنم بی پایانی را می بینند که جز سیاهی و نابودی و نیاز بدخالت نظامی ناتو در آن چیزی نخواهد بود ، نتیجه منطقی اینکه در مذاکرات وین آمریکا بازهم امتیازخواهد داد وخامنه ای هیچ چیز نخواهد داد !  هیچ خطر کشنده ای از سوی آمریکا و اروپا و حتی اسراییل  نظام ولایی را تا زمانیکه از این دو امتیاز نسبی بر خوردار است ، تهدید نخواهد کرد ، اما خامنه ای باید از آنزمان بترسد که این دو مزیت نسبی را از دست بدهد که در چنان شرایط مفروضی ، نه آمریکا ، نه اسراییل که حتی اروپا هم ، یک لحظه در اقدام برای سرنگون کردنش ، درنگ نخواهند کرد .اما می توان گفت که همانطور که آمریکا در سوریه  حتی در دوره ترامپ خواهان بر هم خوردن نظم مستقر در منطقه و سرنگون شدن بشار اسد نبود ، در ایران هم در شرایط حاضر و بدلایل قویتر خواهان سرنگونی نظام ولایی نیست 

“ج.ا.” در معاهده برجام هیچ امتیازی نداد !

بسیاری به باطل معتقدند که خامنه ای در جریان برجام عقب نشینی کرد در حالتیکه پر کردن قلب اتمی در ” فردو ” و یا انبار کردن سانتریفیوژها ، عقب نشینی های تکنیکی بود و نظام با داشتن افراد مسلط به دانش هسته ای ، براحتی می توانست در هر زمان که بخواهد و بسرعت خود را به همان سطح امکانات هسته ای از نظر میزان و غلظت اورانیم که قبل از برجام از آن بر خوردار بود برساند و کما اینکه  بمجرد به اتمام رسیدن ریاست جمهوری ” دونالد ترامپ ” و برطرف شدن خطر حمله نظامی ، غنی سازی اورانیوم را  به سطح 60% و حتی تولید اورانیوم فلزی رساند . اصل مهمی که نظام برای خود حفظ کرد داشتن دانش اتمی بود و دقیقا به همین دلیل ، اسراییل به ترور فعالان هسته ای ج.ا. روی آورد ، برجام   برای اسراییل راهی جز ترور و تحریب نگذاشت ، چون برجام  از نظر درازمدت بنفع نظم ولایی بود ! اما برای آمریکا  فقط منافع کوتاه مدت نابود سازی داعش و حفظ سربازان خود در عراق را بدنبال آورد !

 ترور و تخریب امری است که بی نتیجه بودن آن از روز روشنتر است  . وقتی اسراییل به ترور و تحریب مراکز اتمی روی می آورد و ” ترامپ ” قاسم سلیمانی را می کشد ، این خود بیانگر پیشروی نظام اسلامی در و داشتن برگ برنده در قضیه برجام است   که اگر خامنه ای در حال عقب نشینی  و سقوط رو به مرگ بود ،  این دو به ترور و تخریب روی نمی آوردند . ترور و تخریب به کار گرفته شده از سوی موساد و سیا ، فقط به انسجام درونی نظام و خلع سلاح شدن اپوزیسیون داخل کشور منجر شد و از این منظر هم  در مذاکرات وین هم ، ج.ا. دست بالا را دارد . ترور ، تخریب و تحریمهای کمر شکن عملیات انتحاری موساد و سیا و کاخ سفید است که از یکسو خود را بعنوان دشمنان مردم ایران تثبیت میکنند و اساسا به وجهه خود نزد مردم ایران ضربه میزنند به رژیم  هم کمک می کنند ضمن تقویت وجه ملی خود ، از تبدیل شدن بحران ناکار آمدی ، به بحران مشروعیت جلوگیری کند 2. فرصت دیگری هم که رژیم در جریان برجام بدست آورد خرید اس 300 و تکمیل سیستم موشکی خود بود که این توانایی معادلات منطقه ای را بنفع نظام ولایی بهم زد .

اینکه خامنه ای و سپاه ، جناح اعتدال و اصلاح را بخاطر “برجام ”  غیر انقلابی می نامند را البته زیاده خواهی های انقلابی ها و مظلوم نمایی  بدانید که شاید با ظهور امام زمان هم هنوز خود را طلبکار بدانند . خامنه ای خود میداند که جناح اعتدال و حسن روحانی و ظریف  خدمتی به بقا و ماندگاری نظام ولایی کردند که از عهده هیچ نیرویی در درون نظام بر نمی آمد ، حسن روحانی توانست اقشار متوسط را که امید غرب برای بر پایی انقلاب مخملی در ایران بودند را با صرف سکه های طلا و پیش فروش ماشین و….بیخطر کند ، امرزو از آن راهپیمایی های میلیونی اقشار متوسط  و مرفه خبری نیست ، خامنه ای همه این فرصتها را در سایه برجام بدست آورد .

 امروز در سال 1400 ودر جریان سفر کوتاه سوبرامانیام جایشانکار، وزیر امور خارجه هند به ایران در روز پنجشنبه 8 ژوئیه، علی باقری، مشاور سیاست خارجی رئیسی، در دیدار رئیس جمهور منتخب با دیپلمات ارشد هند، در کنار محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه ایران نشسته بود. خامنه ای در این سالها فرصت کادر سازی یافته و امروز بدون نیاز به جبهه اعتدال و اصلاح قدرت گرداندن امور البته با معیارهای ولایی ( گرسنگی + باطوم و گلوله ) را دارد

 نظام ولایت در آن سالها کادرهای خودی و ولایی به اندازه کافی نداشت  و مجبور بود از نیروها ی غریبه ( اعتدال و اصلاح ) برای امور بین الملل استفاده کند ، خامنه ای در فرجه ای که طی 6 سال بعد از برجام یافت توانست ، به اندازه کافی کادر ولایی و سیاستمداران  بیطرف ( بخوان بیشرف ) و بیرگ را بکار بگیرد و امروز می تواند تمامی سیاستهای خود را بدون غرولند و غر زدن های اعتدالی و اصلاحی  به پیش ببرد . بشار اسد در سوریه مستقر و متین بر سریر خونین نشسته است و در آمریکا هم دموکراتهای  خودشان بر سر کار هستند ( دموکراتها در مقایسه با دونالد ترامپ  برای خامنه ای مائده بهشتی است ) . اگر شما بجای مقام ولایت !  بودید امتیاز میدادید ؟ و آیا ” بایدن ” بجز دادن امتیاز البته نه آنقدر که خامنه ای از هول حلیم در دیگ بیفتد ، راه دیگری دارد ؟

تنها عاملی که توان بر هم زدن این دور باطل را دارد ، برخاستن مردم برای بر پا کردن انقلابی دیگر است که تحلیل این موضوع ، نیازمند مجال دیگر و فرصتی در خوراست .

  • و (2)(1)Pamela Falk, “US Doesn’t Really Want Assad to Fall, Russian Ambassador Claims”, CBS News, 15               September 2015

ویتالی چورکین نماینده روسیه در سازمان ملل ، در مصاحبه با پاملا فالک از سی بی اس می گوید : آمریکا حقیقتا تمایلی به سقوط اسد نداشت .

 این موضوع را نیز حسن روحانی در مصاحبه با کریستسن امانپور از قول ” ولادیمیر پوتین ” گفته بود که پوتین به وی گفته که اوباما در دیدارش به وی اطمینان داده که  آمریکا خواهان سقوط بشار اسد نیست .

 : همچنین 

Iranian President in US after Nuclear Deal; Russia Launches Airstrikes in Syria”, CNN’s Amanpour,

October 2015 .

 مصاحبه  حسن روحانی با کریستسن امانپور بعد از مذاکرات هسته ای در آمریکا تحت عنوان : آغاز حملات هوایی آمریکا در سوریه

 

 

 

Tagged as: , , , , , , , ,

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: