به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

رهبری مبارزات و تظاهرات ضد رژیمی در دست چه کسانی است ؟

برای کسانی که تجربه شرکت در مبارزات منجر به سقوط سلسله پهلوی را که نهایتا منجر به بر سرکار آمدن روحانیت  شد را دارند ، تضادی آشنا اما اینبار بشکلی دیگر   خود نمایی میکند . توضیح میدهیم :  . اگر در سالهای 1356 و 1357 یک ناظر خارجی فراتر از سیل جمعیتی که بر علیه شاه و سلسله پهلوی شعار میداد به آن نظری می انداخت دریایی غران و خروشان را میدید که تحت رهبری خمینی  بسوی یک هدف در جریان بود . مجموعه ای ” همه باهمی ” که می دانستند چه نمی خواهند ، می دانستند که شاه را نمی خواهند .  از بیرون و از دور هم اینطور بنطر می آمد که همه یک هدف دارند ومی دانند چه می خواهند  آن رسیدن به اهدافی است که ” خمینی ” اعلام می کند . هدف کلی بر پایی جمهوری اسلامی بود  که خود خمینی هم مشخصات آنرا نمیدانست  .

امااگر از منظری دیگر و از درون  به صحنه نگاه میکردیم  ،  وضعیت بشکل دیگری بود .در درون این سیل خروشان و دریای مواج و طوفنده و در مخالفت  با جریان اصلی جمعیت ( حدود 80% )  که عاشق خمینی بودند و عکس وی را در ماه میدیدند ، دهها جریان کوچک از آنارشیست تا مارکسیست و لیبرال و ملی مذهبی ومجاهد و ملی گرا که هیچ تناسب فکری و سیاسی و سبک زندگی به خمینی و هواداران وی نداشتند وجود داشت   . اما حرکات ، شعارها  ، آرمانها و تاکتیکها توسط همان 80% اکثریت تحت رهبری خمینی تعیین شده و جریانهای کوچک اقلیت عملا در جهت منافع اکثریت حرکت کرده  و از دید یک ناظر خارجی ، همان چپ و مجاهدو لیبرال وهم همه باهم  …. سربازان خمینی بودند هرچند که  اینان را نه با خمینی کاری بود و نه با ولایت فقیه .

 نویسنده این سطور که خود در آنزمان متعلق به یک سازمان چپ بوده و در جریان انقلاب تا روز سقوط سلسله پهلوی در همه زمینه ها در آن تظاهرات و اعتراضات و به مانند دهها هزار اعضای سازمانها و گروههای چپ و ملی گرا و لیبرال شرکت داشت ، خود اذعان دارد که عملا به مانند سرباز خمینی عمل کرده وعلیرغم عدم تناسب فکری با خمینی و هوادارانش برای آنها شمشیر زده است  . اما بخاطر عبور از سلطنت و اینکه برای رسیدن به آن هدف  راه دیگری بجز رهبری خمینی در برابر ما قرار نداشت به رهبری آن قوم و قبیله تحت زعامت  خمینی تن دادیم .

آن تضاد امروز به شکل دیگری خودنمایی  می کند !

 امروز از پدر زنده یاد پویا بختیاری گرفته تا مادران کشته شدگان  تظاهرات 96،97، 98 و حوادث اخیر برای تظلم خواهی و بیان ظلمی که برآنان رفته است  دست بدامان  پمپئو و رسانه های آمریکایی مانند رادیو فردا و صدای آمریکا می شوند . شهروند خبرنگارها از تظاهرات و حوادث روز ویدیو تهیه کرده و برای رسانه منوتو ، ایران اینترنشنال  و رادیو فردا ارسال می کنند . البته بی بی سی فارسی در این میانه توانسته مرز میان یک رسانه اپوریسیونی و رسانه ای  خبری را حفظ کند اما سایر رسانه های فارسی زبان بین المللی عملا  رسالت خبری خود را به رسالت اپوزیسیونی ضد نظام ، تبدیل کرده اند که این انتخاب خود آنها و به خودشان مربوط است .

خانم مصی علینژاد ، فعال امور زنان ، عملا  به مبارز سیاسی و بر انداز تبدیل شده است و برای نشان دادن برایی تیغ خود ، سعی دارد که نزدیکی و وابستگی خود را به مقامات آمریکایی جابجا و بیجا ، با گرفتن عکس های پرطمطراق ، با مقامات آمریکایی برخ بکشد .

بخش هایی  از زنان معترض به حجاب اجباری از سرکوب زنان توسط عوامل رژیم برای مصی علینژاد ویدیو تهیه کرده و می فرستند . سازمان مجاهدین خلق ، بعنوان  سازمانی قدیمی و ریشه دار ، سعی در اثبات نزدیکی خود با مقامات آمریکایی داشته و در همایش های سالانه خود تلاش می کند تا تعداد بیشتری از آنها را به جلسات خود بکشاند و قدرتمند بودن خود را به ایرانیان اثبات کند . خلاصه میان فعالان جریانهای سیاسی و اپوزیسیونی آمریکا نشین، رقابت  و مسابقه و فروشا فروش ، امکانات ادعایی ، به آمریکا  در جریان است . جریانی سعی می کند با سازماندهی خوانند گان  لوس آنجلسی و ارسال آنان به ریاض توان خود را برخ سعودی ها بکشاند . این جمعیت هم که اساسا اهل سیاست نیستند ، هر کس پول بدهد برای او قر کمر میریزند یعنی  اینکه نیروهایی را که اینان سازمان میدهند ، توان ایجاد مبارزه ای برای عبور از ج.ا. را ندارند و خلاصه مرد این میدان نیستند .

در میان خبرنگاران ؛ روشنفکران و افراد اهل قلم خارج از کشور  مسابقه ای برای پیوستن به رادیوهای آمریکایی و سعودی و مجهول الهویه براه افتاده است ، بسیاری از اصلاح طلبان دیروز ، امروز به کارمند ایران اینترنشنال تبدیل شده اند . آن یکی اصلاح طلب معروف که روزی برای ازادیش از زندان  می نوشتیم واعتراض میکردیم امروز برای رادیو فردا قلم میزند . براستی اگر آمریکا ، همانطور که بر سر مردم افغانستان بمب ده تنی انداخت و زلمای خلیلزاد بنا بوظیفه همکاری خود با دولت آمریکا   به تایید آن جنایت پرداخت ، بر سر ایران بمب بیندازد ، اینان در صدای آمریکا و رادیو فردا و …به تایید چنان اقدام مفروضی  خواهند پرداخت و در دفاع از آن قلمفرسایی خواهند کرد ؟ . در مواردی دیده شده که کارمندان این رسانه ها ادعای روشنفکری هم دارند و بر سر ملت منت هم میگذارند ! کارمند  و حقوق بگیر یک دولت چه ج.ا. باشد چه آمریکا و یا هر کشور دیگر  عاملی دولتی است که از آن دولت حقوق می گیرد و باصطلاح برای قلم زدن مزد می گیرد ، چنین فردی نه روشنفکر ملت ایران که روشنفکر دولت آمریکا برای برخورد با ج.ا. است  !

 ایران اینترنشنال سعی می کند با اختصاص حقوق و مزایای بیشتر ، نخبگان رسانه ای را به خود جلب کند . این رسانه برای جلب  تعدادمخاطب حداکثری  ، مصاحبه گران خود را از میان زنان ایرانی که الزاما هم باید لباسهای پر زرق و برق که زیبائیها و برجستگی های آنان را صد چندان نشان میدهد  انتخاب میکند ، یکی نیست از ایران اینتر نشنال و اقای رمضان زاده که تا وقتی در ایران  بود از فرط محجوب بودن سرش را بالا نمی گرفت  بپرسد که گویندگان زن خود را مطابق سلائق شیوخ عرب بزک کرده و میپوشاند  و یا برای جلب مخاطبین و  مبارزین ایرانی که در میدان و در زندانها در حال نابود شدن هستند ؟ .خلاصه اینکه :  هوی هالو پشندی ، به کجا روندگانید ؟ ..

رضا پهلوی نیز سعی در اثبات نزدیکی خود به آمریکا کرده و ترتیب ملاقاتهای بیشتری را با سیاستمداران آمریکایی میدهد .  در عمل  فعالترین اقشار در داخل کشور که  سویه سیاسی حرکات اعتراض اقتصادی کارگر و کارمند واعتراض به حجاب  زن و نارضایتی های قومی خوزستانی و لر و آذربایجانی را بدست می گیرند دقیقا همین اقشاری هستند  که ملجا  و پناهشان ،مصی وگلشیفته و  رضا و رادیوفردا وصدای آمریکا و ایران اینتر نشنال هستند .  

 یعنی قهرمان و نماینده آن زن ستمدیده باطوم خورده بجرم مسخره بدحجابی عملا ” مصی علینژاد ” است که وی خود نیز  با برخورداری از کمک رسانه های فوق الذکر بیشترین امکان را برای بیان نظرات و پیشنهاد هاو برنامه های  خود را  دارد و از یاد نبریم که ملجا ” مصی ” نیز  بنوبه خود ” مایک پمپئو ” است .  و بخاطر داشته باشیم  که وقتی ” پمپئو ” وزیر امور خارجه آمریکا و ” برایان هوک مسئول میز ایران در آمریکا بود ، خانم علینژاد ، چپ و راست با این شخصیتها ملاقات میکرد که بیایید وقدرقدرتی مرا ببینید .

جریانات وشخصیت های سیاسی که در درون این دایره نباشند نه تنها از سوی از سوی آمریکا و سعودی ها و…. حمایتی نمی شوند که حتی با کمک خانم مریم معمار صادقی در فضای مجازی  سانسور ، منکوب و محدود میشوند ! این قوم هنوز بر سر کار نیامده تهدید وسانسور و تحدید را شروع کرده اند .

 این مسئله در مورد پدر پویا بختیاری ، مادر بسیاری از کشته شدگان 88، 96،97،و 98 مصداق دارد که برای درد دل و تظلم خواهی یابه مقامات آمریکایی مراجعه کردند و یا به رسانه های آمریکایی و علت این موضوع هم اینستکه  در حال حاضر و در داخل کشور کسانیکه حاضر به براه انداختن مبارزه سیاسی سرنگونی طلبانه  هستند ، افراد واقشاری هستند که متحد سیاسی خود را آمریکا می دانند وحتی خواهان بازگشت آمریکا و رضا پهلوی به کشور هستند  واز یاد هم نبریم که مبارزات اینان کم ثمر و بیشتر موجب وهن اپوزیسیون هم است . یا به دین و خدا و پیغمبر فحاشی میکنند و یا مثل مصی و گلشیفته ، مبارزه برای آزادی زنان را با رقصیدن در خیابان و دفاع از حاملگی پیش از ازدواج و بازی کردن در فیلمهای مستهجن و آشکار کردن هرجا نه بدتر خود را ، رقم میزنند . اگر از روی وجدان قضاوت کنیم قرار گرفتن در کنارافرادی مانند مصی و گلشیفته و رضا و ابی و آن خواننده بنگی و رادیو فردا و معمار صادقی و ایران اینترنشنال و منو تو ،  بیشتر باعث سرافکندگی است تا افتخار به مبارزه با نظام ولایت . آیا این جماعت از روزی نمیترسند که در نظامی ملی و بعد از ج.ا. بعنوان کسانی که بخاطر منافع شخصی به وطن خود پشت کردند ، محاکمه شوند ؟ 

باید برای برون رفت از این بن بست راه حلی اندیشید

 ! یعنی   هر کدام از ما مخالفان غیر آمریکایی نظالم حاکم بر کشور باید این واقعیت را بپذیریم که در شرایط حاضر هر گونه مبارزه سرنگونه طلبانه جدی برعلیه ج.ا. در حیطه منافغ و رهبری رضا پهلوی ، سازمان مجاهدین خلق ، مصی علینژاد ، رسانه ایران اینتر نشنال ، رادیو فردا و …..عمل خواهد کرد که در حقیقت هم اینان هستند که بیشترین خدمات را  در اختیار سرنگونی طلبان  حاضر در میدان و خیابان رامی گذارند ، با این تحلیل ،  کارگر معترض ، خوزستانی جان بلب آمده ، زن سرکوب شده ، حتی ممکنست با اینکه  هنوز بمرحله سرنگونی طلبی نرسیده باشند  ، اما وقتی مشاهده می کنند که تنها امکان بیان تظلم خواهی همین رسانه ها هستند ، نهایتا همین افراد و رسانه ها را بعنوان سخنگوی خود پذیرفته و بزیر بیرق آنها میروند . نتیجه اینکه یک ملی گرا نمی تواند بزیر بیرق مبارزاتی برود که مصی و اسی و ابی  و رضا پهلوی و معمار صادقی آن سانسور چی قیچی بدست وامثالهم رهبران آن باشند که اینان خود نیز از مقامات آمریکا خط گرفته و می خواهند مبارزین بر علیه جمهوری اسلامی را به سربازان آمریکا تبدیل کنند و آمریکا هم نه بفکر حل مشکل که بفکر استفاده از اینان بعنوان کارت بازی است .

 از یاد نبریم مطابق مصاحبه ای که ژنرال مایک میلی رییس ستاد کل ارتش آمریکا کرده است در سال آخر  ریاست جمهوری ترامپ ، و درست در همان روزهای ماه عسل “مصی”  و ” پمپئو ”  و درست در همان روزهایی که مصی عکسهای چپ و راست با  جفت سیاسی خود میگرفته است ، وی یعنی وزیر امور خارجه آمریکا از مقاماتی بوده است که سعی در تحریک و تشویق ترامپ برای حمله نظامی به ایران را داشته است .

 موضوع قابل اهمیت نیز اینکه دستگاههای اطلاعاتی رژیم بنا بر سیاستی قدیمی  و برای نفوذ بدورن این دست از مخالفان ، خود به نزدیکی بسیاری از مخالفین با رسانه های فوق الذکر کمک می کنند ، مصاحبه های صادق زیبا کلام با کانال یک شهرام همایون  ، تماسهای بسیاری از فعالان مبارزات مدنی  ( حشمت الله طبر زدی ، شعله سعدی ، نوری زاد و …. از داخل کشور با رسانه ایران فردا ( سلطت طلب )  بدون هیچ رادع و مانعی و… بیانگر هل دادن مبارزان از داخل بسوی سلطنت طلبان و ایران اینترنشنال  و منو تو ….برای بی اعتبار کردن مبارازان واقعی  و وحدت بخشیدن به هواداران خود از سوی خود رژیم است .  در اثبات این برنامه رژیم هم اینکه چرا هیچوقت اسماعیل بخشی ، آ رش صادقی ، آتنا دائمی از امکانات تماس با رسانه های سلطنت طلب برخوردار نمی شوند ؟

زمانیکه فعالان سیاسی و اجتماعی  آگاه ، مترقی و ملی   در داخل کشور  مبارزه  برعلیه نظام را شروع کنند می توان به همه گیر شدن و موفقیت  چنان مبارزاتی امید بست ، مبارزینی که کنترل آنها در دست برایان هوک و مایک پمپئو وسعودی ها باشد و فعالان آن مصی و گلشیفته و گویندگان ایراینتر و ابی و اسی و نوری زاده و سازگارا….باشند ؛ همه گیر نشده و علیرغم دادن هزینه بسیار در محدوده نفوذ دستگاههای اطلاعاتی رژیم ، حقیر وبی تاثیر باقی خواهد ماند

. باید با  فعال کردن مبارزات مستقل به سازماندهی مبارزه ای سرنگونی طلبانه فکر کرد در غیر اینصورت  پذیرفتن رهبران فعلی حرکات مدنی پیش بردن خط آمریکای برای ایران است و خط قرمز آمریکا هم برای یاران بازگشت رضا پهلوی به قدرت است . آمریکایی  که در حال حاضر تجربیات شکست خورده اش در عراق و افغانستان و لیبی زبانزد خاص و عام است و در هر کشوری  که به فعال مایشاء سیاست تبدیل شده است نهایتا قدرت را یا  به طالبان و یا به شیعیان ویا درلیبی به ژنرال هفتر تحویل ده و بدون هیچگونه مسئولیتی  ،  و نهایتا هم پشت به دشمن رو به میهن  فرار کرده است .

ایران را  تحویل متحدان ایرانی سیاستمداران خرفت آمریکایی نخواهیم داد . بخش وسیعی از جمعیت کشورما با روشنفکران مستقل ، ملی ، دموکرات و لیبرال پیوندی عمیق دارد. این پیوند و ارتباط از زمان انقلاب مشروطه آغاز و تا برپایی نظام سیاسی ملی ، سکولار ،لاییک و دموکرات ادامه پیدا خواهد کرد .

 

Tagged as: , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, تحلیل سیاسی هفته, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: