به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

مصیبت دهشتناک مردم افغانستان ، سیاستمداران خرفت آمریکایی و …ایران

حوادث دهشتاک از کشت و کشتار ، آوراگی ، بمباران و نابودن شدن هزاران انسان که عضوی از خانواده خود را از دست داده اند ، اگر زنی است که همسر خود را ، اگر کودگی است که پدر و یا مادر خود را و اگر عروسی است که همسر جوان خود را از دست داده است و آنسوتر طالبان این پیام آوران وحشت و سیاهی که ریشه درعقب ماندگی خود مردم آن کشور دارند ، و ارتش آمریکا ساخته افغانستان که مثل برف در مقابل آفتاب ، در برابر توحش بیحد و حسر طالبان اب میشود ، همه اینها قلب من و تو ایرانی  را میفشارد .اینموضوع از یکسو نیز برای ما ایرانیان حائز اهمیت است و اینکه دقیقا با همان طرح و نقشه ای که به افغانستان حمله کردند ، قصد به خاک و خون کشیدن ایران راهم دارند ، فعالین سیاسی آمریکایی که روزی ایرانی بوده اند باضافه تبلیغاتی که بنیاد گرایی حاکمین ایران را چند برابر نشان داده و بعد بدنبال اجماع جهانی و بعد از آنهم حمله … ما ایرانیان وظیفه داریم که اشتباهات سیاستمداران آمریکایی را به بدترین شکل خود ، برخ آنان بکشیم و به آنان یاد اوری کنیم که اشتباه و سوء استفاده از زخمهای عمیقی که کشورهایی از نوع افغانستان بر پیکر دارند کافی است ، این نوشته بقصد هشدار به ایرانیان وطن پرست و اخطار به آمریکایی – ایرانیانی است که اکنون بعنوان سرباز آمریکا در بنگاههای تبلیغاتی ، اندیشکده ها و رسانه هایی که آمریکا ساخته بودنشان کاملا روشن است  ، میباشد که اگر روزی کشور دچار حمله نظامی شود ، مردم ایران شما همکاران آمریکا را نیز شریک مستقیم این جنایت خواهد دانست .

غم خودمان کم بود ، مصیبت مردم افغانستان هم بنا گاه چند ده مقابل شد و دردی بر دردهای بی دوایمان اضافه شد و بازهم بمب آمریکایی و سنگسار طالبان و حکومت دست نشانده ” اشرف غنی ” است که همزبانان افغان را بخاک و خون میکشند .

هرچه گزارش و صداو تصویر از افغانستان میرسد ، جنگ و قتل و آوارگی و بازگشت طالبان همراه با سنگسار و شلاق و شکنجه است . یک گزارش می گفت که طالبان بعد از تسخیر یک شهر ، به هر خانواده گفته باید یک دختر برای ازدواج با مجاهدان و جوانی برای خدمت در صفوف طالبان ، تقدیم کنند .

ویدیوی وحشتناکی در شبکه های اجتماعی دست بدست می شود که نشان میدهد دادگاه صحرایی طالبان جوانی را بجرم دوستی با یک دختر ، به سنگسار محکوم و حکم  سنگسار در همان لحظه توسط مردم اجرا می شود ، براستی این مردم که هیاهو کنان بر سر و روی این جوان سنگ پرتاب می کنند و تا آخرین لحظه های جان کندن وی به این عمل کثیف خود ادامه میدهند ، همان مردمی نیستند که چند سال قبل ، دختر جوانی بنام فرخنده ملکزاده  را در روز وروشن ، بدون حکم طالبان ، بدون فرمان یک طالب و فقط بااین شک که وی گویا قرآن را آتش زده است ، با سنگ و چوب و بیل کشتند ، جنازه اش را مانند لاشه یک …. به هر سو کشیدند و نهایتا همان جنازه را هم آتش زدند ؟ آیا میدانید که خانواده ” فرخنده ” بعدا از ترس انتقامجویی کسانی که به این جرم دستگیر شدند ؛ مجبور به ترک افغانستان شدند ؟ این بخش از مردم که امروز بر جنازه یک انسان  سنگ پرتاب می کنند ، همان بخش از مردم هستند که دیروز فرخنده را در خیابانهای کابل به مانند گرگهای هار قطعه قطعه کردند . یعنی مردمی با این تربیت و این سطح از تفکرات عقب مانده بخشی از جامعه و مردم افغانستان هستند و طالبان نیز نماینده همین بخش از مردم است . نزدیک به بیست سال کشور در دست مدعیان پیشرفت و ترقی بود ، اکنون میبینیم تقریبا هیچ کاری انجام نشده است . اما مگر می توان  تربیت تعدادی خلبان زن و چند خواننده و تعدادی مترجم برای نیروهای آمریکایی را پیشرفت دانست ؟ و مگر آمریکایی ها در کشورهای ما بجز تلاش برای بر آوردن منافع حداکثری خود کاری هم می کنند ؟ در کشورهای نفت فروش ، تاسیسات استخراج و صدور ، در افغانستان پایگاههای نظامی و تاسیس اردوگاه برای تربیت و پرورش بنیاد گرایان مزدور و گوش بفرمان و ….

غرض از این مقدمه اینکه در پیگیری و تحلیل جامعه شناسانه هر رویداد اجتماعی وسیاسی ، ابتدائا ،باید عامل داخلی را علت اصلی عقب ماندگی و یا  ترقی اجتماعی دانست . اما هر زخمی  که بر پیکر یک ارگانیزم زنده وجود دارد و موجب فساد و منجر به نیاز به قطع عضو و… می شود ، آن زخم بر اثر نشستن یک مگس الوده ، عمیقتر و خطرناکتر می شود . آمریکا در کشورهای ما ( خاور میانه) همان مگس آلوده است که زخمهایمان را عمیقتر می کند .آمریکا و متحدان داخلی آنان هیچ زخمی را بصورت قطعی درمان نمی کنند ، آنها فقط می توانند زمان فراگیری فساد کامل بر جامعه بعنوان ارگانیزمی زنده را عقب بیندازند اما از وقوع و طغیان بحران گریزی نیست ، ایران 1357 ، تونس ، مصر ، افغانستان امروز و چند کشور دیگر در منطقه در نوبت هستند .

بنابراین اشاره تیتر مقاله به سیاستمداران آمریکایی ، برای کم  بها دادن به تاثیر عوامل داخلی در سیر و روند حرکت یک جامعه  نیست  ، اما تجربه عملی به ما ایرانیان یا به اگر بخواهیم دقیق بگوییم  به اکثریتی از ما ایرانیان اثبات کرده است که حضور آمریکا در کشورهایی از نوع ما ، افغانستان ، عراق و…. درست به مانند نشستن همان مگس ناقل آلودگی بر روی زخمهایی است که دهها و صد ها سال جوامع مارا دچار نکبت و عقب ماندگی کرده است . مشکل حضور آمریکا در کشورهای ما اینستکه آمریکایی ها بدنبال منافع صد در صدی خود بوده و بخاطر دست یافتن به آن با فاسدترین اقشار و گروه و شخصیتهای سیاسی متحد شده و به این شکل مهندسی اجتماعی کرده و اقشار مدافع خود را تقویت و نیروهای منتقد خود را با کمک همان متحدین خود بشدت سرکوب می کند .

چرا حق داریم به سیاستمداران آمریکایی لقب  خرفت بدهیم ؟

خرفت یعنی کسی که اشتباه می کند ، درس نمی گیرد و بازهم اشتباه می کند و به آن افتخار هم می کند ، مفتضح می شود و بازهم اشتباه می کند و خنده های همراه با لودگی اش ، بیانگر اینستکه بازهم اشتباه خواهد کرد . 

تا کنون و درچند واقعه مهم جهانی آمریکایی ها با افتضاح از کشورها فرار کرده اند ؛ در ویتنام ، در عراق ، اکنون در افغانستان و برای ایران هم نقشه دارند .

افغانستان خود دارای هزاران مشکل بوده است ، آمریکا و سیا فقط برای به شکست کشاندن نیروهای شوروی ، به عقب مانده ترین نیروهای اجتماعی یعنی به مجاهدینی که آنروز در پاکستان تعلیم می دیدند ، لقب ” مبارزان راه آزادی ” دادند آنها را تحریک کردند که سرخ ها آمده اند تا ناموس شمارا بغارت ببرند و اشتراکی کنند و همه این بازی ها اساسا ربطی به دفاع از آزادی و دموکراسی نداشت ، می خواستند روسیه در قالب اتحاد شوروی را به چالش بکشند ، ارتجاعی ترین نیروها را تحریک ، مسلح و بجان مردم انداختند و بعد هم  به بهانه اینکه باید رهبران القاعده و بن لادن را دستگیر کنند در سال 2001 به این کشور حمله کردند ،وآیا بر کسی مخفی است که آمریکایی ها برای شکست سرخ ها ، افغانها را به بازی گرفته ، انهارا بمانند گوشت دم توپ مورد سوء استفاده قرارا دادند ؟ حادثه دهشتناک و جانکاه حمله به برجهای دوقلو ، عکس العمل همان نیروهای ارتجاعی بود که احساس کردند آمریکا آنان را به بازی گرفته واحساس تحقیر شدگی سراسر وجودشان را گرفت و آن فاجعه دهشتناک که به مرگ حداقل 3000 نفر منجر شد اتفاق افتاد .

حتی بعد از فاجعه 11 سپتامبر هم و  در همان روزها ، حکومت طالبان قبول کرده بود که رهبران القاعده برای محاکمه به کشور ثالث تحویل دهد ، آما جوج بوش در آنزمان و بعد از لاطائلات مبتنی بر پایان تاریخ بفکر تشکیل خاور میانه بزرگ بود و فکر میکرد با اعزام بیش از 100 هزار نیروی نظامی از آمریکا و اروپا به آن کشور ، بقول خود تمدن سازی خواهد کرد و افغانستان را آنطور که می خواهد با بکار گماردن رهبران دست نشانده خواهد ساخت و از آنجا بسوی دیگر کشورهای خاورمیانه سرازیر خواهند شد و روسیه غرق در محنت را دچار مشکلات قومی و ملیتی خواهد کرد . شواهد محکمی در دست هست که زمانی حتی در اوج قدر قدرتی آمریکا و ناتو در افغانستان ، اردوگاههای آموزشی نیروهای بنیاد گرای نزدیک به آۀمریکا در خاک افغانستان بر پا بوده است . سیاستمداران آمریکایی شاید در آن زمان قصد تجهیز نیروهای بینادگرا را برای گسیل کردن آنها به قفقاز و آسیای میانه برای به چالش کشیدن روسیه و یا به پالش کشیدن ج.ا. را داشته اند . این همان سوئ استفاده از عقب ماندگی بخشی از نیروهای سیاسی اجتماعی کشور افغانستان به بهای پیچیده تر کردن مسائل آن کشور ، ایجاد در گیریهای نظامی میان نیروهای مختلف سیاسی ، کشته و زخمی

شدن و بمباران افغانستان در راه مقاصد آمریکا بوده است ، بالا رفتن قیمت  سهام کارخانجات اسلحه سازی در آمریکا قطعا دراین موارد نقش داشته است . ناامن کردن منطقه نیز باعث فرار سرمایه ها بسوی آمریکا نیز میشود . اینها دلائل ما برای به فساد کشانده شدن زخمهای عمیق کشورهای ما توسط سیساتمداران آمریکایی است که بعد از شکست خوردن براحتی فرار کرده و نتیجه فقط یکی از این بی مسئولیتی ها را  امروز در دهشت و وحشت فرو آمده بر مردم بی پناه افغانستان می بینیم . دهشت و وحشتی که اشک بچشمان من و تو ایرانی ، عرب ،ترک می آورد . ما ایرانیان در هرات و سمنگان و بلح بخشی از تاریخ امان را می بینیم و با بدبختی مردم اشان احساس رنج و مصیبت می کنیم .

 بیش از ۱۰۰٬۰۰۰ نفر در این جنگ کشته شده‌اند، از جمله بیش از ۴۰۰۰ سرباز و پیمانکار غیرنظامی آیساف، بیش از ۶۲٬۰۰۰ نیروی امنیتی افغان، ۳۱۰۰۰ غیرنظامی و تعداد بیشتری از طالبان . حضور آمریکا در افغانستان فقط باعث پیچیده تر شدن اوضاع شد ، و آمریکا اکنون بعد از 20 سال که طی آن دهها هزار تن بمب بر سر مردم انداخت ، میگوید که اصلا قصد تمدن سازی نداشته است ، می خواسته رهبران القاعده را دستگیر و تنبیه کند وبه هدف خود رسیده است ، شرم آور است برای دستگیر چند رهبر 20 سال جنگ کرده ، بیش از 100 هزار نفر کشته شده ، میلیاردها دلار هزینه کرده است ، آمریکا را دچار بحرانهای اساسی کرده و اکنون می گوید می خواسته است چند نفر را دستگیر کند ، انسانهای ابله همه را مثل خود می حسابند ،  صدها هزار نفر مجروح ویتیم و معلول شده اند ، آن کس که ادعا می کند فقط برای دستگیری چند نفر این همه هزینه سیاسی و اقتصادی . کشته و زخمی بر روی دست آمریکا و افغانستان گذاشته است  اگر خرفت نیست پس چیست مگر همین اشتباه را در ویتنام نکردند و بازهم بافتضاح از پشت بام سفارت آمریکا در سایگون فرار نکردند ؟ . مگر بعد همین اشتباه را در عراق نکردند ، ما مردم منطقه از حماقت سیاستمداران آمریکایی به مرحله تنفر از آنان رسیده ایم . آقایان آمریکایی بیایید و کمک کنید ،  به همه آنکسانی را که عاشق شما هستند ویزا بدهید و بعنوان تخم و ترکه و حاصل رابطه نامشروع خود با سیاستمداران فاسد ، به آمریکا ببرید ، شما سیاستمداران آمریکایی ، باز چند صد تن بمب دارید که باید بر سر ما فرو بریزید ؟

همین سیاستمداران آمریکایی ؛ در سال 2003 بدلایلی که اکنون ساختگی بودنشان برهمه روشن شده است به عراق حمله ، ارتش را منحل و ساختار اجتماعی و سیاسی را نابود کردند و برای یک کشور مستقل ؛ فرماندار تعیین کردند ، به کجا فریاد بکشیم که آمریکای مدعی دمکراسی  در قرن بیستم  بعد از حمله نظامی به عراق برای آنکشور مستقل فرمانده تعیین کرده و مورد حمایت بریتاینا هم قرار گرفته است و بعد هم افتضاح زندان ابو غریب که بر تن زن و دختر و مرد عراقی سگهای هار و وحشی انداختند و به ترس آنان خندیدند و مسخره امان کردند   ، بارها و بار ها سربازان وحشی بدون هدف  ، افغان و عراقی را به رگبار بستندو بعدهم  مواخده یک سرباز و باز از اول خط ، یاد  دارید که سربازان آمریکایی یک زن مسن عراقی را مور تعرض قرار دادند و خود از آن ویدیو ساختند ؟  من ایرانی امروز حتی  به  داعشی کشته شده حس ترحم دارم اما به آن  آمریکایی  هیچ حسی ندارم ، برای چه به کشورهای ما سرباز میقرستید ؟ لعنت بر شما و تمدن  سازی  شما ….. اینکه اگر در سال 2001 آمریکا به افغانستان حمله نمیکرد ، چی می شد ما نمی دانیم اما آنچه قطعی است اینستکه نتیجه حمله و حضور ده ساله آمریکا در آن کشور منفی و نتیجه آن قدرتگیری طالبان است .

در اشغال عراق هم  تمام هدف این بود که بتوانند یک حکومت دست نشانده در شمال عراق بوجود بیاورند که در این کار موفق شدندو ببینید که صدای این ساز چه زمانی بلند خواهد شد و کشورهای منطقه را دچار بحران خواهند کرد . عراق را به مرز تجزیه کشاندند ، هر آنچه از جنایات داعش بگوییم ، مقصر اصلی آن سیاستمداران آمریکایی و مزدوران عراقی آنان امثال ” چلبی ” و ” ایاد علاوی ” و ….بوده و خون تک تک عراقی ها بگردن سیاستمداران آمریکایی است که مانند موجودات خرفت اشتباه می کنند ، بر اثر اشتباهاتشان خون هزاران  نفرریخته میشود و امروزهم از اشتباهات خود درس نگرفته اند .و عناصر ایرانی گوش بفرمان خود را تجهیز می کنند که با پیدا شدن کوچکترین خلاء قدرت ، سربازان خود را بداخل ایران بریزند و باز روز از نو روزی از نو .

چرا می گوییم درس نگرفته اند ؟ بسیار ساده است ، اگر در افغانستان ” زلمای خلیلزاد را بعنوان مجری سیاستهای خود برگزیده و وی بعنوان فردی که از آنها حقوق می گیرد  ، و دیگر خون افغانی در رگهایش جاری نیست ، اگر در عراق مزدورانی مانند ” چلبی ” داشتند  که عموما هم از  اندیشکده های مختلف حقوق می گرفتند و گاه حمله به کشورهای خود از آن سیاستها دفاع میکردند ، اگر در حمله ناتو به لیبی ، ژنرال هفتر را داشتند ، امروز در برخورد با مسائل ایرانی که خود از دهها زخم تاریخی رنج میبرد ، بازهم از تعدادی ایرانیانی که قطعا دیگر خون ایرانی در رگ ندارند ، آری از تعدادی از همین قبیل ایرانیان گرد آمده در اندیشکده های آمریکایی ، استفاده می کنند ، تا دخالت احتمالی در مملکت مارا موجه جلوه دهند .طرحهای میلیونی و میلیاردی اجرا می کند تا مثلا حکومت ولایی را به کمک ایرانیان آمریکایی و با همان روشی که در لیبی ، عرا ق و افغانستان بکار بردند، بزانو دربیاورند ، صدها هزارنفر کشته شوند  بعد از دو دهه بازهم فرار کنند و بگویند اشتباه شد !! البته مدافعان حمله ، جرات دفاع از حمله خارجی را ندارند و می گویند ما تعهد میدهیم ایران دچار جنگ داخلی نمی شود و بر طبل جنگ میکوبند ، اقایان کلاهبردار از کجا با این اطمینان تعهد میدهید ؟ خود میدانید که در راه نابودی ایران گام بر میدارید و مردم و نیروهای مستقل و ملی که میان دوسنگ اسیاب جنگ طلب در حال خرد شدن هستند .

 از یادنبریم که فردی مانند “ حامد کرزای ” که در سال 2001بعنوان رییس حمهور مورد حمایت آمریکا برگزیده شد ، در چند سال اخیر و طی مصاحبه ای مستقیما ، آمریکا را علت العلل همه مصائب افغانستان و کمک کننده به داعش دانست .

علت جنگ داخلی امروز در افغانستان این بود که کسانی مانند حامد کرازی ، آمریکا را مجاز بدخالت در امور کشور خود دانستند و به افرادی مانند ” زلمای خلیلزاد ” اعتماد کردند. آیا زلمای خلیلزاد و امثالهم وقتی که ” ترامپ ” بمب ده تنی بر سر مردم ریخت ، احساس حقارت نداشتند که باید ازسیاست پرتاب بمب برسر هموطنان سابق خود دفاع کنند ؟ این موضوع به همین شدت برای ایرانیان شاغل در اندیشکده ها و رادیوهای آمریکایی نیز روز ی مطرح خواهد شد که باید از سیاست پرتاب بمب بر سر هموطنان خود دفاع کنند ….جنگ در افغانستان  باعث کشته شدن 100 هزار نفر ، زخمی شدن دهها هزارنفر و تخریب گسترده زیر ساختهای کشور شد . در عراق بنابر گزارشهای مختلف تعداد تلفات از 100 هزار نفر تا یک میلیون نفر است ، دو میلیون نفر بی خانمان و همین تعداد افراد بصورت پناهنده در کشورهای مختلف سکنی گزیده و عراق را به کشوری پر از زنان بی سرپرست که به روسپی گری روی آوردند تبدیل کرده است .

 بخش هایی از اپوزیسیون عراق به آمریکا اعتماد کردند و خواهان دخالت در امور کشورشان شدند ؛  چلبی ،  ایاد علوی  حامد کرزای ، زلمای خلیلزاد می دانستند که باعث کشته ئ زخمی شدن صدها هزار نفر از هموطنان خود خواهند شد ؟ اگر میدانسته اند که خائن هستند ، اگر نمیدانسته اند که نا آگاه بوده و قابل اعتماد نیستند .

راه حل چیست ؟

بسیار ساده است ، ماباید یک اصل تغییر ناپذیر بنام ” حاکمیت ملی ” داشته باشیم ، من ملی گرا ، تو کمونیست ، آن مجاهد و یا پادشاهی خواه باید مستقیما مطرح کنیم  که آمریکا حق دخالت در امور ایران ندارد .. من و یا یک آخوند ، بایکدیگر  مبارزه می کنیم ، خون یکدیگر راهم میریزیم ، و نهایتا یا ما براندازان می توانیم حکومت اسلامی را سرنگون کنیم و یا حکومت خواهد توانست به حیات خود ادامه دهد ، اما اگر یک نیروی خارجی بسوی یک  حزب اللهی که ممکنست  ما خود خون یکدیگر  را بریزیم ، تیری شلیک کند ، باید رو در روی آن نیروی خارجی ایستاد . هیچ نیروی خارجی حق دخالت در امور کشور ما را ندارد و در صورت مداخله روبروی آن نیرو خواهیم ایستاد ، شاید بگویید که حکومت این پرنسیپ را ندارد اما باید مطمئن باشیم که قضاوت کننده نهایی مردم و نه آمریکا و روسیه و…. خواهند بود و با رویکردی ملی گرایانه ، مردم ما را بر نیروهای بیگانه پرست  ترجیح خواهند داد .

متاسفانه بسیاری  شخصیتهای سیاسی سنتگرا ی پادشاهی خواه بازبان بیزبانی ، خواهان دخالت آمریکا در حل مشکلات ایران هستند و از جمله مدتی پیش خانم ” مصی علینژاد ” از خروج نیروهای آمریکایی از منطقه و عدم دخالت فعال آمریکا در خاورمیانه ، اظهار تاسف کرده بود ، اقای تقی زاده فعال سیاسی، در مصاحبه ای می گفت که باید یک هرم قدرت جهانی برهبری آمریکا تشکیل شود  ، یا اقای نوری زاده در یکی از برنامه های پنجره ای رو بخانه پدری ، و در اوج قدرت قدرتی آمریکا در آمریکا و افغانستان به دموکراسی دو کشور فوق الذکر قبطه می خورد و می گفت افغانستان اکنون به آن حد از پیشرفت رسده که خواننده ای  در حدو اندازه ” مدونا ” بنام آریانا سعید دارد ، براستی چگونه می توان به تحلیلگرانی با تحلیهایی تا به این حد سخیف اعتماد کرد ؟  …! براستی چگونه می توان به سیاستمداران آمریکایی  که شاه ایران متحد 30 ساله خودرا فروختند ، حکومت دست نشانده  غنی – عبدالله افغانستان را به طالبان ، حکومت مبارک را به ” اخوان المسلمین ” فروختند اعتماد کرد .  و در عین حال ودر حقیقت هر کسی که آمریکا را بعنوان اصل هماهنگ کننده مبارزه با ج.ا. می پذیرد را علیرغم ژستهای روشنفکری می توان پادشاهی خواه دانست چون خط و گرایش اصلی آمریکا ، باز گرداندن رضا پهلوی به قدرت است . از خاطر نبریم که نیروهای سیاسی آمریکا محور و یا همان تخم و ترکه آمریکا ، افراد دارای چنین مواضعی را کمونیست و نوکر روسیه و … نامیدند ، از این جو سازها نباید ترسید ، اینان روزی با همین شلتاق بازی ها دکتر مصدق و زنده یاد فاطمی را هم کمونیست نامیدند و بعد یک بیک کمونیست و ملی گرا و لیبرال را به دار آویختند . از جو سازی های سیا ساخته باید نگران بود اما نباید ترسید .

شناخت سیاستمداران آمریکایی و کارگزاران ایرانی آنها در اندیشکده ها از مسائل منطقه بسیار کم ، سطحی و پر از خطاست . از یاد نبریم که در ماههای قبل از انقلاب ” جیمی کارتر ” به ایران تحت حاکمیت محمد رضا شاه ، لقب جزیره آرامش داد و بعد از چند ماه آن جزیره آرامش غرق انقلاب شد . شاید بهتر باشد بگوییم : هر چه آمریکایی ها  و تحلیلگران ایرانی کارگزار آنان از قبیل انستیتو واشنگتن ، گروه بین المللی بحران و…. گفتند ، 180 درجه بچرخانید ، منافع ایران  ما همانجاست .

 

در مقاله ای که در سال2020 منتشر کردم قدرتگیری طالبان را قریب الوقوع پیش بینی کردم 

 

Tagged as: , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, تحلیل سیاسی هفته, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: