به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

ج.ا. برای همیشه تاجیکستان و آسیای میانه را از دست داده است .

بخش اول : شما ایرانی هستید ؟ نور دیده تاج سر

حتما شما هم بارها عبارت ” امپراطوری ایران بزرگ فرهنگی ” را شنیده و یا در باره آن خوانده اید . در مرکز یک امپراطوری  بزرگ فرهنگی بودن  به  یک ملت این امکان را میدهد  که در یک جغرافیای وسیع سیاسی ، در میان بخش وسیعی از جمعیت مناطق و کشورها بدون صرف کوچکترین هزینه ، هواداران بسیار داشته باشد و این درست همان امکانی بود که ایران و ایرانی درست بعد از فروپاشی شوروی در میان مردم و کشورهای برجای مانده از اردوگاه سوسیالیستی داشتند و بر قلب آنها از ازبک و تاجیک و تاتار و ترکمن گرفته تا قزاق حکم  میراندند . شاید باور نکنید که ما ایرانیان در آن سالها برای مردم این مناطق حکم یکی از متمدنترین ، بافرهنگ ترین و پیشرفته ترین مردم و کشورها را داشتیم و همه برای ارتباط با ما سر و دست می شکستند.  یعنی اگر امروز میشنویم که رهبران سیاسی آذربایجان ، بعد از فروپاشی تمایلاتی برای پیوستن به ایران داشته اند ، دور از ذهن نبوده و می تواند واقعی باشد .

اما معنی عبارت از دست دادن آسیای میانه و قفقاز رقابتی است که حتی بسیار پیشتر  قبل از جنگ جهانی  اول، میان ایران و رو سیه و امپراطوری عثمانی بر سر چنگ انداختن بر آسیای میانه و قفقاز وجود داشت ، بعد از شکستهای کمر شکن ایران در جنگهای ایران و روس ، روسیه توانست بخشهای وسیعی ازقفقاز  را که قرنها بخشی از ایران بودند رابطور رسمی از ایران  جدا کند . روسیه  منطقه آسیای میانه شامل کشورهای امروز ترکمنستان ، ازبکستان ، قرقیزستان و تاجیکستان و قزاقستان را که در آنزمان به ترکستان شرقی معروف بودند  را نیز بعد از فروپاشی امپراطوری عثمانی و برقراری دولت بلشویکی ، بطور کامل در اختیار گرفت . ما هنوز آثار باقیمانده از حضور صدها ساله تاریخی ایرانی و ترکها در آسیای میانه و قفقاز در جابجای اثار معماری ، سنتها ، فرهنگ ، زبان و موسیقی  این کشورها وجود داشته و این خود این مناطق ( بجز قزاقستان ) را که کشوهای با اقتصادهای کمتر از 100 میلیارد دلار سالانه هستند ، از نظر اقتصادی ، نظامی و یا فرهنگی نیازمند به یکی از سه قطب مهم ایران ، روسیه و ترکیه می کند.

 از دست دادن این مناطق برای ج.ا. به این معناست که در رقابتی که بر سر گسترش حضور میان ترکیه و روسیه در این کشورها وجود دارد ، می توان گفت که ایران اساسا و تا وقتی که ج.ا. بر کشورما حاکم است ، دیگر هیچ امکان حضور مستقلی جز بصلاحدید روسیه در این کشورها ندارد . موضوع محوری این نوشته اینست که حاکمیت اسلام ولایی بر ایران تیر خلاصی بر حضور فرهنگی ما در این کشورها بود و این شکست تاریخی  ایران البته بنفع ترکیه رقیب دیرینه منقه ای ما تمام شده و آثار زیانبار آن با گذشت زمان روشن و روشنتر می شود .

اولیه ترین آثار این شکست اینستکه امروز الهام علی اف ، مستطهر به حمایت دو رقیب دیرینه ایران و ج.ا. یعنی ترکیه و اسراییل  رهبران ایران  ولایی را قاچاقاچی می نامد و به آنها اخطار میدهد که سرشان را بزمین کوبیده و له خواهد و این در حالیستکه آذربایجان بعد از ایران پر جمعیت ترین کشور شیعه در جهان است

آنسوتر  امروز در تاجیکستان که بخشی از پاره تن ایران بزرگ فرهنگی است بعد از یک دهه دشمنی آشکار با ج.ا. فقط تحت فشار روسیه و بخاطر نیازهای منطقه ای آن کشور ” ابراهیم رییسی ” را به تاجیکستان دعوت می کند و جالب است که بدانید   که امروز در تاجیکستان دری زبان حتی یک مدرسه ایرانی نداریم واین در حالیست که 6 باب مدرسه  ملی ترکیه که به  تاجیکهای ما درس پانترکیسم می دهند در آنجا فعال هستندو در سرتاسر کشورهای آسیای  میانه ترکیه فعال مایشاء اقتصادی و فرهنگی صاحب دهها مدرسه ، مراکز فرهنگی و اقتصادی است و اثری از آثار ج.ا. جز مراکز دیپلماتیک و کتابفروشی دولتی  که بضرب و زور روابط دیپلماتیک فعال نگهداشته شده اند نیست . این سلسله مقالات برای بررسی سیر نزول محبوبیت ایران و ایرانی در سه دهه گذشته در آسیای میانه و قفقاز و بررسی دلائل و احتمال احیای نقش مرکزی ایران در امپراطوری بزرگ ایران فرهنگی است .

 برای فهم  محبوبیت آنروز و عدم مقبولیت ایران و ایرانی امروز بعد از گذشت 30 سال که موضوع دومقاله خواهد بود  بامن به منطقه آسیای میانه  در سال 1991 بیایید ، باهم گشت و گذاری بزنیم  تا ابتدائا به محبئبیت ایران و ایرانی در این مناطق و در اوبین سالهای بعد از فروپاشی شوروی باور کنید و به واکاوی این موضوع میپردازیم که   چه شد که امروز ترکیه در قفقاز و اسیای میانه یکه تاز شده است و ج.ا . در منطقه به لعنت شیطان هم نمی ارزد .

  • عشق آباد اولین ماههای بعد از فروپاشی سال 1379-1991: بمناسبتی با وزیرعلوم و آموزش عالی ترکمنستان  ملاقات دارم ، بسیار با محبت برخورد می کند و برایم شعرهایی از مختومقلی شاعر ملی ترکمن ها می خواند که شاعر در آن ابیات از بقول وی حضرت حافظ الهام گرفته است . نهایتا از وی می پرسم : شما زبانتان نزدیک به زبان ترکی ، اما در همسایگی ایران جای گرفته اید و بخشی از مردم ترکمن در ایران زندگی می کنند ،هویت خود را چه میدانید : وی با هیجان تمام در حالیکه اشک در چشمانش جمع شده میگوید : من زبانم یکی از شاخه های زبان ترکی اما قلبم بفارسی می طپد . فکر کنم همین یک نمونه کافی است تا شما مخاطب عزیر قدر و جای ایران  و ایرانی را در آسیای میانه دهه 90 و 1370 متوجه بشوید .
  • بخارا سال 1375 -1996 : به بخارا رفته ام  و برای رسیدن قطار بعدی به شهردوشنبه 4 ساعت وقت دارم ، به پارک مرکزی شهر میروم و میبینم که دستفروشان بساط کرده اند ، آنوقع تازه سی دی های شنیداری مد شده بود اماهنوز هم کاست های نوار معمول بود . بعضی از مغازه داران نوارهای آهنگهای خوانند گان ایرانی مانند گوگوش و … را میفروشند و می بینم که مردم دری زبان بخارا که با لهجه ای شبیه مردم هرات بفارسی حرف میزنند جمع شده  به آهنگها گوش میدهند و بر سر اینکه منظور اشعار متن چیست با یکدیگر جر و بحث دارند ، به آنها می گویم  می خواهید برایتان معنی کنم که گوگوش چه می خواند؟ همه چشمها به من دوخته میشود و یکی از آنها می پرسد : تو خودت ا کجا ؟ ( تو خودت اهل کجا هستی )  م ایرانی … می بینم همه بدور من جمع میشوند و هریکی سئوالی دارد  : حضرت همی بیت چی میگه ؟ کدامش ؟ همی که میگه آسمان چیم چه خیل ؟  به لهجه دری به انها توضیح میدهم که منطور شاعر از : آسمان ابری است اما دیگر باران نمی اید شاید این بوده که یار از من دلگیر اما خشمش فرو نشسته … هر چه برای آنا ابیات را معنی آنها با شوق بیشتری از من می پرسند و من هم برای انها ابیات را معنی می کنم ، بعد از مدتی یکی از آنها می گوید : میهمان را خفه نکنید ( مهمان را اذیت نکنید ) و شروع به پذیرایی از من در چایخانه کردند ، نشان به آن نشان که در سال 2000 ، که با قطار از همین مملکت ازبکستان می گذشتم، در یکی از شهرها که از قطار و برای خرید توسط مامورا بازداشت شدم ، از قطار پیاده ام کردند و 24 ساعت در بازداشت بودم ، نهایتا با ماموران رفیق شدم وعلت بازداشت خودم را پرسیدم  یکی از آنها  گفت : به ما دستور داده اند ایرانیان را با بهانه و بی بهانه دستگیر کنید و کاری کنید که حتی الامکان به اینجا مسافرت نکنند .
  • سال 1992 دوشنبه تاجیکستان : هنوز زبان روسی بلد نیستم وحتی به لهجه دری هم تسلط ندارم و برای انجام امور اداری و … مترجم بهمراه دارم . می خواهم با خارج از تاجیکستان تماس تلفنی داشته باشم ، مترجم من به مخابرات تلفن زده ( آن سالها تماس به خارج از کشور فقط با مراجعه و یا تماس با مخابرات مرکز میسر بود ) و بزبان روسی خواهان تماس خارجی میشود ، اپراتور به وی می گوید : اگر دری گپ زده نمی تانید ، ما شما به خذمت رسانی کرده نمی تانیم …یعنی اگر بفارسی صحبت نمی کنید ، نمی توانید از خدمات ما استفاده کنید .. مترج به من رو کرده و می گوید : شما در تاجیکستان دیگر به مترجم نیاز ندارید ، نشان به آن نشان گه در سال 2000 ، تمامی ادرات و مراکز رسمی فقط بزبان روسی حرف زده و جواب مراجعه کننده را فقط بزبان روسی میدادند  و از اسم ایران و ایرانی فرار میکردند .

این نمونه های پراکنده که مشتی از خروار است و ایرانیانی که آن سالها گذرشان به آن مناطق افتاده باشد می توانند براحتی در این ادعا همراه من باشند ، همه نشان دهنده این واقعیت است که در این 30 سال ایران و ایرانی جایگاه پر قدرت خود در منطقه را از دست داده و جای خالی ایران را ترکیه پر کرده است ، کدام عامل باعث این عقب افتادگی شد ، کدام عامل باعث شد که  همین چند ماه پیش رییس جمهور تاجیکستان ج.ا. را مسبب مشکلات تاجیکستان میداند در حالیکه نظام اسلامی از همان اولین سالها کمیته امداد خمینی در آن کشور دائر و به افران منتخب سفارت پول دستی، خوارو بار و کمکهای پزشکی ارائه میداد ؟ توضیح خواهم داد ، وقوع هر حادثه از جمله حوادث سیاسی و اجتماعی قابل تحلیل بوده و می توان دلیل وقوع هر مشکل فهمیده و برای جلوگیری از ادامه آن چاره جویی کرد

Tagged as: , , , , ,

Categorised in: الکسامدر دوگین ] تحلیل سیاسی هفته ، اوراسیا ، نو اوراسیا گرایی ، گوتین ، زوسیه ، اوستیای جنوبی و آبخاز ، اوکرای , تحلیل سیاسی هفته, سیاست, سرگرمی و طنز

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: