“روحانی” کبوتر پرقیچی “رهبری” است

یعنی حضور ” حسن روحانی ” در دولت نتوانسته تغییرات اساسی در سیاستهای اجرایی نظام و در جهت بهبود اساسی در اقتصاد و سیاست خارجی جمهوری اسلامی بوجود بیاورد . هنوز هم آنطور که روسیه می خواهد ، ارتباط اقتصادی با غرب که لازمه نوسازی صنایع نفت و گاز ماست بعنوان تهدید و نفوذ شمرده می شود و در برخورد با کشورهای اروپایی و آمریکا ادبیاتی به کار گرفته می شود که زمینه حضور متخصصان اروپایی که صنایع استخراجی کشور ما بشدت به آنان نیاز دارد از بین برود .هنوز ایران در میدان منافع روسیه بازی می کند !!. و درست به همین علت است که قرار است که نفت ایران به قیمت زیر بازار نه در مقابل ارز معتبر خارجی که در مقابل کالای غیر استاندارد روسی ، به روسیه صادر شود . یعنی کالای روسی که امروزه بخاطر نداشتن استاندارد بین المللی فقط توان صادر شدن به تاجیکستان و قر قیزستان و ازبکستان را دارد ، بزودی و در مقابل طلای سیاه یعنی ” نفت ” به ایران صادر خواهد شد . نزدیک به یک دهه ازآخرین سالهایی که شرکت های اروپا یی بخاطر تحریمها ، ایران را ترک کردند می گذرد ایا روسها و چینی ها و شرکت های داخلی توانستند مشکل فرسودگی میادین نفتی و یا بهر ه برداری از میادین مشتر گ گازی با کشو رهای همسایه را حل کنند ؟ سایت ” المانیتور ” ، به جمله ای از مصاحبه ” محبیان ” اشاره کرده و می نویسد : ” نظام ( جمهوری اسلامی ) ، قبل از انتخابات و در حرکتی حساب شده به این نتیجه رسیده بود که در حوزه روابط بین المللی باید به تعاملاتی با دنیای غرب برسد . به زبان دیگر : نظام قبل از انتخابات به انتخاب ساز وکارهای لازمه رسیده بود ” جمله ای که سردبیر خبر گزاری آریا در این مصاحبه به کار می برد از این هم واضح تر است :” به گمانم سيستم قصد داشت حرکتي حساب شده را در حوزه تعامل بين المللي انجام دهد نه احمدي نژاد مي توانست اين نقش را بازي کند و نه مصلحت بود کار بدست اصلاح طلبان بيفتد که استحکام لازم را براي اين پروژه مهم نداشتند، طبعا روحاني با سوابق خود و نگاه امنيتي خاص تبحر لازم را در اين مورد داشت. حرکت هاشمي شايد درون يک حرکت کلان قابل تاويل است.” . اگر این جمله محبیان برداشت درستی از واقعیت باشد که بنظر می رسد ، درست است آنگاه این سئوال پیش می آید که : بالاخره بیرون آمدن روحانی از صندوق کار نظام بوده است یا در نتیجه رای رای دهندگان ؟ . همانطور که “محبیان” می گوید رفع بحران در روابط بین الملل برای نظام بسیار ضروری بوده است، توده های مردم از اصولگرایان ناراضی بودند و هرگونه مهندسی انتخابات نیز به شورش رای دهندگان طالب تغییر ، منجر می شد و از قضا رفع بحران در روابط بین الملل و در حوزه صف بندی های داخلی از عهده کسی بر می آمده است که همیشه شخصیتی خاکستری و مبهم داشته و طبیعتا در آن زمان مشخص به بر آیند خواست اکثریت رای دهندگان و خواست مراجع عالی تصمیم گیری نظام تبدیل شد . این مراجع مثل موارد قبل ، حمایت خود را از کاندید معینی اعلام نکردند و سعی در مهندسی انتخابات ننمودند و نیتجه انتخاباتی مهندسی نشده ، بیرون آمدن” روحانی ” از صندوق ها ، توسط رای دهندکان بود . نظام هم مطمئن بود که با انتخاب شدن ” روحانی ” ، انرژی انباشت شده مردم برای فعالیت سیاسی ،که در ایران خود را در شرکت در انتخابات نشان میدهد تخلیه شده واحتمال اینکه رای دهندگان دوباره مانند چهار سال قبل به خیابانها بریزند و فریاد ” رای من کو ” سر بدهند منتفی شده بود . اما در این مورد که تعهد “رییس جمهور منتخب ” به توده های رای دهنده چه خواهد شد ، نظام مطمئن بود که این مسئله شامل مرور زمان شده و به هر حال روحانی نیز چنان شخصیت محکم سیاسی ندارد که بعد توان مخالفت با خواستهای رهبری را داشته باشد .. و درست به همین دلیل این کاندیدای منتخب ، نتوانست خواستهای توده های رای دهنده به خود را بر آورده کند ؟ ممکن است از من بپرسید و حق هم دارید بپرسید که وی کدام خواسته ها را بر آورده نکرده است ؟ خوب البته من قبل از اینکه نوشته ام را ادامه بدهم باید به پرسش شما پاسخ روشن بدهم . – روحانی نتوانسته است به حاکمیت مطلق راست افراطی و اصولگرایان بر سیاست خارجی ایران که قدمتی به درازای عمر جمهوری اسلامی دارد پایان و یا حتی خدشه ای در آن بوجود بیاورد . دلیل این ادای من هم ادامه غلبه “ادبیات روسی” ضد آمریکایی و ضد اروپایی بر سخنرانی های ائمه جمعه و نهادهای انقلابی است . – -می پرسید چرا لفظ “ادبیات روسی” را به کار بردم ؟ عرض می کنم قرار داد 20 میلیاردی نفت در مقابل کالا ، با کدام کشور بسته شده است ؟ با روسیه ؟ خوب ، نتیجه ادبیات ضد آمریکایی و اروپایی بازسازی نشدن اقتصاد نفتی ماست و نفع این موضوع هم به روسیه می رسد پس من حق دارم این ادبیات را روسی بدانم . – روحانی نتوانسته است کوچکترین قدمی در مبارزه با فساد ، اختلاس و رانتخواری بردارد !! و آنهم بخاطر اینکه بخشهای وسیعی از رانتخواران در نهادهای انقلاب جای دارند که روحانی به حفظ منافع آنان متعهد است ، بخش دیکری از رانتخواران و اختلاس گران از همان گروههای نزدیک به کار گزاران واصلاح طلبان هستند که آنان نیز خودی بوده وچاقو دسته خودش را نمی برد .در این مورد نظرشما را به افشاگری جلب می کنم که در مورد رانتخواری وزرای کابینه ” روحانی ” توسط اصولگرایان به عمل آمد . – روحانی نتوانسته است به نابرابری های موجود در بر خورداری مردم از امکانات اقتصادی و-اجتماعی و فرهنگی پایان دهد هنوز افراد نزدیک به گرایشات افراطی حزب الله از قبیل محصولی ها و بذر پاشهاواز کروههای نزدیک به اصلاح طلبان ، نعمت زاده ها و احمد موسوی ها و نمایندگان مجلس و …. از امکانات بمراتب بیشتری نسبت به افراد غیر حزب الله در جامعه بر خوردارند . سوء استفاده ها ی مالی ،سیاسی و حتی فرهنگی در دریافت مدارک تحصیلی و اختلاس های افراد نردیک به حزب الله امروز بار گرانی بر دوش مردم رنجدیده ملت ما شده است .امری که که حتی “رهبری” ، با آن کنار آمده است و عملا دستور عدم پیگیری این موارد را داده است . در مقاله ای دیگر به این مسئله که چرا امروز در کشورما انقلابی ترین گرایشهای سیاسی ، خود فاسد ترین گروههای اقتصادی هستند خواهم پرداخت . – ادبیات بکار گرفته شده در مورد انتخابات 1388 از سوی ” ظریف” و ” روحانی ” ادبیات راست ترین جنا ح های اصولگرایان است . جناحی که رای دهندگان در مخالفت با آنان به ” روحانی ” رای داده بودند . – روحانی نتوانسته است اقتصاد کشور را از اسارت نهادهایی که اتفاقا عموما هم انقلابی هستند و بالاترین در آمدها و مصرف ارز را دارند و مالیاتی هم نمی پردازند و وجهه اصلی فعالیتهایشان هم نه تولید که بورس بازی و فعا لیتهای مالی است نجات دهد و بنا براین تورم ، سقوط تولید ، فساد اقتصادی و اداری ، آمار بالای جنایت و اعدام و ….هم رو به افزایش بوده است و در چشم اندار هم امید بهبودی بچشم نمی خورد . براستی دلیل این ناتوانی چیست ؟ بنظر می رسد بدلایل مختلف که جای بحث آن در این جا نیست ، روحانی بیشتر ار انکه در مقابل رای دهندگان به خود متعهد باشد در مقابل نهادهای غیر منتخب پر قدرت سیاسی و نظامی خود را متعهد می داند . روحانی نیز مانند سلف خود خاتمی ، توان یاری گرفتن از توده های رای دهنده بخود را ندارد .چه اینکه بسیاری از کانونهای قدرت نزدیک به وی خود در این اقتصاد غارت دخیل هستند . و درست به همین خاطر هم بلوکهای پر قدرت تصمیم گیری در نظام و در صورت ضرورت این امکان را دارند که به چشم به هم زدنی دولت تدبیر و امید را ساقط کنند . ایا روحانی اساسا به تغییر دادن شرایط معتقد است ، یا اینکه مانند بسیاری از سیاستمداران در کشورما ، فقط از سیاست ارتزاق می کند ؟ براستی ” روحانی ” موفقیتی هم داشته است؟ . کم کردن تنش در روابط بین المللی ، زمینه بسیار صعیف کم شدن تحریمها ، آزاد شدن تعداد محدودی از زندانیان سیاسی از موفقیتهای این دولت است که در راستای همان هدفی است که ” محبیان ” در مصاحبه خود گفت و آن این که ” نظام ” به این نتیجه رسیده بود که در روابط بین المللی خود به تعاملاتی برسد . طبیعتا همراه با کم شدن تنش در مناسبات بین المللی ، مردم هم نیز منتفع می شوند اما وجهه اصلی همت دولت اعتدال نه حل مشکلات مردم که حل مشکلات نظام بوده است که این دوهر چند که همپوشانی هایی دارند ولی در ایران امروز ما ، در موارد بسیاری در یک راستا نیستند . پس به من اجازه بدهید که روحانی را نه نماینده مردم که مردی بدانم که نظام وی را آنهم بشکل مشروط و زمان مند ، برای رفع بعضی بحرانهای خود بر
گزیده است . – اینکه ذوحانب در ذهن خود چه ادعاهایی دارد مهم نیست ، آنچه که در عمل اتفاق افتاده است اینکه وی کبوتر پر قیچی رهبری است .

پاسخی بگذارید