باز باید کاوه آهنگری

آیا ایرانیان در انتخابات اسفند ماه شرکت خواهند کرد ؟

بخش اول » دمکراسی اسلامی » یعنی تقسیم ناعادلانه قدرت و ثروت

امروز در تمامی جوامع بشری ، برای تقسیم عادلانه قدرت سیاسی و در جهت یافتن راههای مناسب همزیستی مسالمت آمیز گروههای اجتماعی با منافع متفاوت و گاه متضادو بر اساس تعداد رایی که نامزد نمایندگی یک منصب مفروض می آورد ، سازو کاری به نام انتخابات در نظر گرفته شده است . یعنی آنطور که در تمامی ملل متمدن معمول است برای مثلا پست نمایندگی مجلس یک کشور تعدادی داوطلب بر نامه های خود رابرای انتخاب کنندگان تشریح کرده و بعد مردم به کاندیدای مورد نظر خود رای می دهند . در همه کشورهای دنیا جز افراد مجنون و کودکان و اقسام معینی از جنایتکاران بقیه اتباع کشور حق انتخاب شدن و انتخاب کردن دارند .
یکی از انتقادات روشنفکران پست مدرن به جریان انتخابات در کشورهای پیشرفته این است که جریانه های وابسته به قدرت های مالی و پولی با در درست داشتن امکانات رسانه ای سازو کار های انتخابانی را در جهت منافع انحصاری خود تحت تاثیر قرار داده و با این کار خود انتخابات را که می باید در جهت تقسیم همگون قدرت و ثروت عمل کند از مسیر اصلی خود خارج می کنند .
سردمداران جمهوری اسلامی که برای اداره جامعه از خود صاحب اندیشه ای نیستند در بر خورد با پدیده ها و تاسیسات مدرن با سوء استفاده از انتقادات پست مدرن ها به پروسه انتخابات در کشورهای پیشرفته سرمایه داری ، ادعا داشتند و دارند که در انقلاب اسلامی و نهاد سیاسی برآمده از آن یعنی جمهوری اسلامی از بیعدالتی موجود در کشورهای غربی خبری نبوده و اینان خواهند توانست حق هر شهر وند را ازهر دین و مذهب و جنس آیین که باشد را به صاحب حق برسانند . آیا امروز بعد از گذشت بیش از سه دهه از حیات ج.ا. این ادعا محلی از اعراب دارد ؟
چرا نظام اسلامی مجبور به بر گزاری انتخابات است .
در دنیای امروز همه حکومتها بر پاسداری خود از دمکراسی که خود یک ارزش مدرن است تاکید دارند . امروزه هیچ نظام سیاسی در دنیا وجود ندارد که سعی نکند خود راد مکرات جلوه دهد . نظام اسلامی که در دنیایی مدرن بر کشوری بشدت متحول حکم می راند ضمن آنکه توانایی بزیر سوال بردن ارزشی و گفتمانی به نام دمکراسی را ندارد باپذیرش این ارزش مدرن به جعل مفهومی بنام » دمکراسی اسلامی » پرداخته و در عمل هم اثبات می کند که که «دمکراسی اسلامی» یعنی گذاشتن سدهای مختلف بر سر راه مردم تا انتخابات را به وسیله ای برای بر روی کار امدن نمایندگانی نماید که مطیع و گوش بفرمان رهبران نظام بوده و هیچ انگیزه ای در دفاع از منافع اکثریت وسیع مردم نداشته باشند .
این مقاله به این موضوع خواهد پرداخت که ج.ا . که برای حل مسائل روزمره جامعه ای که کنترل و اداره آن را بعهده گرفته است از خود هیچگونه راهکاری ندارد از یکطرف مجبور است برای حفظ ظاهر، انتخابات بر گزار کند و ار سوی دیگر سعی می کند این امکان (انتخابات )را در جهت بر آ ورده کردن منافع گروههای قدرت و ثروت به کار بسته و عملا این گفتمان را به ضد خود یعنی انتخاب نشدن نمایندگان بخشهای مختلف مردم و بر روی کار آوردن نمایندگان منافع گروههای قدرت وثروت تبدیل کند.
. ج.ا نه فقط مجنونان و افراد نابالغ را از این حق شهر وندی خود محروم می کنند که بخشهای وسیعی از ایرانیان را در ردیف افراد ی که حق انتخاب شدن ندارند آورده و با این کار زمینه ساختن جامعه ای همگن که در آن مردم می توانند با یکدیگر به همزیستی مسالمت آمیز برسند را از ایران و ایرانی سلب می کنند .
در ادامه به این موضوع می پردازیم که چرا آن بخش از مردم ایران که میدانند نمایندگان شان در انتخابات های نظام اسلامی امکان حضور نداشتهو یا حذف می شوند باز هم در این انتخابات ها شر کت کرده یا می کنند ؟
چرا انتخابات در نظام اسلامی به تقسیم عادلانه قد رت نمی انجامد ؟
اما آیا می توان در » نظام اسلامی » از تقسیم عادلانه قدرت حرف زد وقتی که داوطلبان شرکت در نمایندگی مجاس باید توسط شورای نگهبان تایید صلاحیت شوند که اعضای آن یا توسط «رهبر » انتخاب می شوند ویا توسط » ریاست قوه قضاییه انتخاب می شوند که وی خود نیز توسط رهبر انتخاب می شود .
ایا می توان از عدالت سیاسی در این نظام حرفی به میان آورد که اعضای » مجلس تشخیص مصلحت نظام » در آن نیز توسط رهبر انتخاب می شوند» .
در مورد » مجلس خبرگان رهبری » نیز کار بر همین منوال دور باطل است که نمایندگان آن باید از سوی » شورای نگهبان » تایید شوند که شرح آن در بالا رفت . با این منوال » ایران » یعنی » خامنه ای » و» خامنه ای» یعنی » ایران » . الحق که دمکراسی اسلامی نام با مسمایی برای این بی عدالتی و بیدادی است که در نظام فقها بر مردم می رود .
در حوزه اقتصادو تقسیم ثروت هم که در این نظام ، علیرغم ادعاهای دنیا گریز بودن رهبران آن ، محل اختلافات اساسی رهبران این نظام است نیز وضع به همین منوال است.
حقیقت اینستکه اقتصاد در » نظام اسلامی» یعنی بوجود آمدن ساختاری که در آن تقسیم ثروت بشدت ناعادلانه و موجب بوجود آمدن یکی از ناعادلانه ترین ساختارهای اقتصادی در جهان شده است .
بخوبی می توان دید که تمامی ساختار سیاسی در ج.ا. نگهبان وضعیتی شده است که در آن 40% اقتصاد را در کنترل بیت رهبری و نهادهای تحت کنترلش و سپاه پاسداران قرار داده و این بخشها به موجب قانون اساسی از هر گونه حسابرسی و حتی دادن مالیات به دولت آزادند و 20% دیگر آن نیز بخش قاچاق و سیاه اقتصاد است که آنهم در دست » سپاه پاسداران » است .
تمامی تلاش سرکردگان نظام اینستکه مسئولین انتخابی و انتصابی به این شیوه غارت اموال عمومی انتقادی نکرده و ضمن تمجید از آن در راه حفظ آن نیز تلاش مجدانه کنند .
ازسوی دیگر رهبران ج.ا.بخاطر وجود آگاههیای عمومی و وجود گروههای قدرت در د رون نظام ، با چالشهایی روبرو بوده و مجبوربوده اند در دوره های مختاف حیات آن با بازی میان این گروههای قدرت و برای جلوگیری از تبدیل شدن انتخابات بوسیله ای جهت تقسیم عادلانه تر قدرت دست به تمهیداتی بزنند . در دوره ای مستصعف ستیزی و» رفسنجانی » و گفتمان » بر خورد دار بودن حزب الله از ثروت و دفاع از سرمایه و سرمایه داری مورد نظر نظام قرار می گیرد و رفسنجانی «سردار سازندگی » نام می گیرد ، در دوره دیگری که حاکمیت احتمال وقوع شورشهای گرسنگی را می دهد گفتمان تقدیس ساده زیستی و تقسیم عادلانه قدرت را مورد نیاز خود می بیند و رهبر می گوید که احمدی نژاد ساده پوش از برادرش به وی نزدیکتر است . در آخرین انتخابات ریاست جمهوری » خامنه ای » بر آن بود که فردی نه اصلاح طلب که وی و رهبران سپاه بشدت به آنان بی اعتماد هستند که میانه رو تر از رفسنجانی ، سکان ریاست جمهوری را در دست بگیرد که بتواند از یک سوضمن دادن شعار های اصلاح طلبانه از سر داده شدن شعار » رای ام کو» توسط طبقه متوسط جلوگیری نماید و از سوی دیگر بتواند رابطه بین المللی بشدت متشنج نظام اسلامی را به نظم در آورده و بخشهای اقتصادی ورشکسته را از خفقان تحریمهای کمر شکن نجات دهد . طبیعتا در این دو ره افرادی مانند روحانی و ظریف و عراقچی مورد لطف رهبر قرار گرفته و این اقایان سکان امور دولتی – دیپلماتیک و نه نظام را بعهده می گیرند . البته این پهلوان پنبه های نظام اسلامی می دانند نباید به موضوعاتی مانند قدرت بلا منازع رهبر و سپاه در اقتصاد و سیاست و شورای نگهبان نزدیک بشوند . اما اگر گاهی روحانی قدرت شورای نگهبان را فقط مورد پرسش قرار دهد می تواند به مانند سوپاپ اطمینان و ویترین آزادی سیاسی در نطام بشدت سر کوبگر جمهوری اسلامی عمل کند .
» خامنه ای » برای انتخاب شوندگان در انتخابات اسفند ماه چه وظایفی را در نظر دارد ؟
شکی نیست که آنچه که «احمدی نژاد » برای «خامنه ای » و «سپاه » به ارمغان آورد تسلط کامل اینان بر مواضع سیاسی و اقتصادی بود . امروز در نظام اسلامی هیچ جناح سیاسی قدرتمندی در مقابل هسته اصلی قدرت وجود ندارد ، دلواپسان و اعتدالگرایان و اصلاح طلبان حکومتی و آخوندهای بی ریش مانند «عارف » تنها گروهها ی قدرت و افرادی هستند که نظام بنا بر نیاز روزش از آنها بهره گرفته و بعد آنها را مانند احمدی نژاد و رفسنجانی و محسن رضایی به خانه اموات زنده یعنی » شورای مصلحت نظام » فرستاده و برای روز مبادای دیگری در آب نمک می خواباند .
از نظر خامنه ای در این مرحله از تاریخ حیات جمهوری اسلامی ، باید کسانی انتخاب شوند که به حفظ و ادامه وضعیت موجود کمک کرده و آنرا به چالش نکشند . رهبران و سرکردگان ج.ا . از وضعیت موجود که مواضع اصلی قدرت را در دستان خود متمرکز کرده و روابط بین المللی را از دوران بلبشوی ریاست جمهوری «احمدی نژاد » نجات داده اند دیگر نیاز به «سردار سازندگی » و رییس جمهوری مردمی و…. ندارند . نیاز امروز نظام به افراد متوسط پایین ، و مقهور قدرت است حتی اگر حزب اللهی دو آتشه و ذوب شده در ولایت هم نباشند . اما نمایندگان منتخب مجلس اینده باید در تملق گویی و دست بوسی و پذیرش وضع موجود شک نداشته باشند . این افراد می توانند غرق فساد اقتصادی و اختلاس و صاحب مدارک تقلبی تحصیلی که امروزه و در ایران از ویژگی های اصلی یک حزب اللهی است باشند اما باید به قول «حضرت حافظ» یک » آن » داشته باشند و آن «آن» اعتقاد به این اصل است که «حفظ نظام از اوجب واجبات است » .
در بخش دوم این مقاله به این موضوع می پردازیم که از میان افراد و گروههای داوطلب نمایندگی مجلس شورای اسلامی و خبر گان چه کسانی دارای بیشترین این ویژگیها هستند و چه کسانی مورد حمایت ائمه جمعه که آنان نیز مورد حمایت رهبر هستند قرار خواهند گرفت .
در عین حال نباید نقش گروههای متشکل سپاه و بسیج موسوم به » هادیان سیاسی سپاه» را در مهندسی انتخابات نادیده گرفت . این موضوع نیز در بخش دوم مقاله مورد بررسی قرار خواهد گرفت . در عین حال به این موضوع خواهیم پرداخت که چرا مردمی که به تمامی حقایقی که در بالا آورده شد واقف هستند تا کنون در انتخابات ها شرکت کرده و این بار هم نه به شدت موارد قبلی اما در انتخابات شرکت خواهند کرد .

برچسب‌ها:

دسته‌بندی شده در: انتخابات ریاست جمهوری 1392, تحلیل سیاسی هفته, سیاست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: