باز باید کاوه آهنگری

در » تمام کش کردن » حکومت فقیهان و وظایف ما

جمهوری اسلامی ، خلافت اسلامی داعش یا امارت اسلامی طالبان ، بر آمد آخرین تلاشهای رو به مرگ یک تمدن در حال  زوال هستند !!
tamadone

سرد مداران خیزش اسلامی معمولا یا از نظر فکری و یا مادی جزو اقشار مطرود اجتماعی هستند که برای دفاع از ارزشهای ارتجاعی خود دست به سلاح برده اند

 

لینک صدای مقاله

شنیدن 

بنظر می رسد ، ما ایرانیان بسیار پیشتر از دیگر ملل خاورمیانه و کشور هایی که در آن جمعیت مسلمان از اکثریت مطلق بر خور دار هستند ، درست در سال 1357 ، شاهد تصرف قدرت از سوی عقب مانده و خرفت ترین گرایش سیاسی و اقشار اجتماعی یعنی رو حانیت ، بازاری ها ، حاشیه نشینا ن شهری و مطرودین اجتماعی ساختار سیاسی وقت حاکم بر ایران بودیم . آنچه که در این نوشته مورد بحث است ، بررسی گفتمان تاریخی است که در آن نیروهایی از قبیل خلافت اسلامی داعش یا امارت اسلامی طالبان ، و در ادامه اخوان المسلمین در مصر ، و….. با تاسی به قدرت گیری روحانیت اسلامی همراه با اقشار مطرود و عقب مانده اجتماعی در ایران ، برای قدرت گیری سیاسی به تلاشی خونین در کشور های خود دست زده اند .
در آن حد که به نوشته ما بر میگردد ، می توان گفت ، در کشو رهایی از آن نوع که شرحشان در بالا رفت ، مدرنیته نتواست در حوز های نظری عمق لازمه را پیدا کند و مانند کشو رهای غربی در دوران نوزایی ، روحانیت را وادار به اصلاح گری عمیق دینی نماید . روحانیت مثلا در ایران همیشه بعنوان اقشاری ترسان از پیشرفت اجتماعی که مرگ خود را در مدرن شدن جامعه می دیدند در طول 100 سال اخیر بعنوان استخوان لای زخم باقی ماندند . بقول » استاندال » ، » قبای روحانی ، همان شولای روستایی است ، فقط کمی خوش دوخت تر است » ، نه فقط در جوامع اسلامی که حتی در اروپا هم روحانیت ، منشاء روستایی داشته و دارد . رشد چشم گیر روحانیت و اسلام در ایران ، در صد سال اخیر نشانه عدم جذب روستا و روستاییان در پروسه مدرن شدن ایران بوده است ، که دلایل آن بطور گذرا ،خرابی روستاها بود که آن خود نیر یدلیل واردات گسترده کالاهای مصرفی به کشور ما بود . همراه با ترس روحانیت ار همراهی با مدرنیزاسیون ، ناراضایتی روستاییان از ناتوانی ساختار اقتصادی در جذب آنان در کشاورری صنعتی و مراکز معظم کشت و صنعت ، اتحادی میان روستاییان و روحانیت و حاشیه نشینان شهری، که همان روستاییانی بودند که به شهر ها کوچ کرده بودند بر علیه حکومت وقت شکل گرفت و اقشار مدرن و متوسط نیز در این میان که از نبودن امکان دخالت در روندهای سیاسی کشور در عذاب بودند بعنوان راهنما و سازمان ده اولیه ، حرکات سیاسی بنیاد گرایی شیعی در کشورما ن عمل کردند . چنین روندی با شباهت و تغییراتی درست در سایر کشور هایی که در آنها شاهد قدرت کیری مسلمانان و یا تلاش برای قدرت کیری هستیم نیر بوقوع پیوست .
یعتی این واقعیت را می پذیریم که ساختارهای سیاسی حاکم بر کشور ما ومشخصا بعد از مشروطیت توان جذب کامل روستاییان بعنوان ریشه های اجتماعی روحانیت ، در پروسه تولید مدرن را نداشته است ، توان تضعیف اندیشه های ارتجاعی و کمک به بوجود آمدن نوزایی در دین و اندیشه های غیر مدرن را نداشته است ،و در مقابل روحانیت ، روستاییان ، صاحبان تولید سنتی و بازاری ها و فرزندان انان که توانسته بودند به ادارات و دانشگاهها و مدارس را پیدا کنند ، با استفاده از امکاناتی که همان مدرنیته ومدرایزاسیئون در اختیار آنان قرار داده بود ، اقدام به سازمان دادن مقاومتی متشکل در مقابل ساختار سیاسی وقت در کشور مان کردند . این مقاومت سازمان یافته در کشور ما خود را در انفلاب اسلامی 1357 نشان داد .
یعنی ماهیت اسلامی شدن انقلاب در سال 1357 در کشور ما ، تلاش روحانیت شیعه در جلوگیری از نایودی تاریخی خود است چه اینکه روحانیت شیعه توانایی نوسازی و بروز کردن خود را دنیای پر شتاب امروز از خود نشان نداده است و تولید گران سنتی و بازاری ها با توجه به نارضایتی اشان از وضعیت موجود در آن زمان ، هیزم این معرکه شدند .همین پروسه به شکل دیگر در مصر و لیبی و سوریه در جریان است . از یک سو حرکت حق طلبانه مردم این کشور ها ، قابل دفاع است اما از سوی دیگر دفاع آنان از اقتصاد ماقبل مدرن که باعث وحدت اینان با روحانیت و بیرون آمدن غول تحجر از شیشه وبر روی کار آمدن جمهوری جهل و جنایت اسلامی در ایران ، طالبان در افغانستان و اخوان المسلمین در مصر و، خلافت اسلامی داعش . ….. وحشتراو ارتجاعی است . دهفان و فعله و تهیدست خواهان بهره بر داری بیشتر از زندگی مدرن هستند ، بر پا می خیزند اما در راه به دام رهبران مذهبی که اکنون با استفاده از انرژی این توده های حق طلب به دنبال انحراف دادن این حرکات در راه ادامه حیات خود هستند می افتند . آمریکا و غرب در این میان بدنبال حل مشکلات منطقه ای و اقتصادی خود هستند و به وحشت و ترور بر خواسته ازحکومت ملایان حاکم بر عراق و ایران و حزب الله لبنان تا وقتی ، جوامع خودشان را تهدید نکند با چشم اغماض نگاه خواهند کرد ، یا د دارید که آمریکا وقتی از جاتب طالبان در مورد پناه دادن به » اسامه بن لادن » احساس خطر کرد ، فقط در چند ماه با گرفتن نقش اساسی به سرنکون شدن آنان کمک کرد .
یعنی بر آمد حکوکت های بنیاد گرا در خاور میانه ، آخرین تلاشهای مذبو حانه ، ارتجاع و بنیاد گرایی ، برای جلوگیری از نابود شدن توسط حرکت تاریخی جهان بسوی مدرن شدن و ساختن جهان نو است . اما تا کنون دیده اید دست و پا زدنهای هیچ جنازه ای ، از مرگش جلو گیری کند ؟ سرکوب به ظاهرر موفقیت امیز مردم در ایران از سوی رژیم فقیهان ، گذرا است و چنین ساختاری نمی تواند در این جغرافیا ئ تاریخی نمی تواند به حیات طولانیراه ببرد
بعضی کرایشات » حزب اللهی » در ایران بر امد ج.ا را نوعی تجدید حیات این دین میدانند ، اگر اینست چرا روز بر وز شاهد تضعیف جایگاه دین و مذهب در ایران ، ناتوانی اسلام در حل مسائل اجتماعی و ریزش نیر وها ی و تبدیل شدن آنان به نیر و هایی هستیم که پای در راه سکولاریسم و زندگی عرفی نهاده اند؟ .
تمدن اسلامی در پهنه رندگی اجتماعی روز تا روز در حال فرار از سنگر و سپردن حوزه های بیشتری از زدئگی روز مره به گفتمان انسان محور و دمکراتیسم اجتماعی است . تمدن اسلامی بسرعت در حال فرار از حوزه های مختلف زندگی اجتماعی است و جامعه نیز در مقابل در حال نبدیل کردن موضوع دین و ایمان به به مسئله ای خصوصی است .
تمدن اسلامی در حال کشیدن نفس های آخر است ، این همه مسلمان و ساکن کشور های اسلامی را ببنید که چگونه وحشیانه یا گلوی یکدیگر را می برند ، یا مانند فوج گدایان به سمت کشورهای غربی که نماینده فرهنگ مدرن هستند ، برای لقمه ای نان یا سرپناهی بر بالای سر و فرار از کشته شدن بدست رهبران اسلامی که وحشت مرگ سراپایشان را گرفته است ، در حال هزیمت هستند ..تمدن اسلامی ناتوان از پاسخگویی به نیاز های اولیه مردم خود در حال دست و پا زدنهای آخر است . بر خلاف گفته حزب اللهی های ایران این اسلام نیست که لندن را فتح می کند ، این خیل گرسنگان مسلمان است که از سر نیاز ، از اسلام و رهبران نالایق مسلمان فرار کرده و در غرب به حضیض ذلت افتاده اند .
هموطنان ، دولتمداری رهبران اسلامی در کشور ما پدیده ای از این نوع است که شرح آن در بالا رفت . آمریکا بدنبال بر آورده کردن نیاز های خود حتی در اتحاد با حز ب الله ایران و طالبان و حتی با «بو بکر بغدادی» آدمخوار است . همتی باید کنیم و خود جنازه نیمکش ، حکومت اسلامی را تمام کش کنیم ، اگر بر خیزیم آنگاه همین اوباما و موگرینی و رهبر چین به دست بوس ما خواهند آمد .
جنازه انقلاب اسلامی به عنوان نماینده تمدنی در حال زوال را قبل ار اینکه بوی تعفن آن ، ایران و ایرانی و تمدن تاریخی ما را را به نابودی بکشا ند ، خودمان باید دفن کنیم ، مبارزه ای سرسختانه و خونین برای نابودی جمهوری جهل و جنایت اسلامی حاکم بر کشور مان در پیش روی ماست .شتاب که فرصت لختی درنگ نیست . کاوه فرزند ملت

برچسب‌ها:

دسته‌بندی شده در: تحلیل سیاسی هفته, سیاست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: