باز باید کاوه آهنگری

مقاله » ظریف » در «نیویورک تایمز» بیان » دیپلماتیک » سیاست های قدرت طلبانه «جماران » است .

 

parcham2

به وبلاگ » کاوه فرزند ملت » خوش آمدید 

alandgoo

شیعه ایرانی یک وصله ناهماهنگ در دنیای اسلام است و حکومت اسلامی در این باره با عربستان سعودی را توان رقابت نیست

سایت «نیویورک تایمر» اخیرا مقاله ای ا ز  وزیر امور خارجه حکومت اسلامی ایران آقای » محمد جواد ظریف ، منتشر کرده است .  اقای ظریف در این نوشته  سعی کرده است تا  نشان دهد که : ریشه  همه بی ثباتی های منطقه و جهان اسلام  در سیاست های عربستان سعودی است که با حمایت و تغذیه  گروههای افراطی سلفی – تکفیری ، منطقه و جهان را به آ شوب کشانده و باعث بوجود آمدن نزاع بی انتها میان مسلمانان شده است . «ظریف » در بیان این نظر تا آن حد افراط می کند که از» درگيری بين وهابيت با  اهل سنت » سخن بمیان می آورد و سعی دارد تا تصویری غیر واقعی از موقعیت ج.ا. و عربستان سعودی در جهان و دنیای اسلام ، ارائه داده و با این کار  آرزویی را که رهبران ج.ا. در رویاهای خود می بینند ، بعنوان واقعیت واقعا موجود به خورد مخاطب خود بدهد و آن اینکه  تمامی دنیای اسلام اعم از رهبران سیاسی و مذهبی و میلیونها جمعیت مسلمان  همراه با حکومت اسلامی ایران در مقابل » وهابیت و عربستان سعودی » ایستا ده اند ، که می دانیم  در واقعیتهای روی زمین ، اتفاقا بر عکس ، این عربستان سعودی است که توانسته است تمامی کشور های مسلمان حتی پاکستان مسلمان غیرعرب و افغانستان  فارس زبان را در کنفرانس های اسلامی و عربی بر علیه ج.ا. متحد نماید .  وجود چنین اشتباهاتی که درزبان فارسی غیر ادبی به آن » اشتباه لپی » می گویند و در مقاله «آ قای ظریف » بدفعات بچشم می خورد اما این اشتباه  در مقاله فوق الذکر اتفاقی نبوده وبرعکس  نشان دهنده یک خط فکری بشدت ماجراجویانه در ذهن » ظریف «و » سپاه » و » خامنه ای » است و آن اینکه رهبران ج.ا. حتی نوع معتدل آن مانند » ظریف » هنوز فکر می کنند که قرار است جنبش های آزادی بحش توده ای از نوع بهار عربی ، در دنیای اسلام ادامه یافته  و » جماران » خواهد توانست با استفاده از چنان نارضایتی ها واعتراضاتی ، رهبری سیاسی جهان اسلام را بدست بگیرد و از آن توده ها و رهبران آنان  بعنوان برگ برنده در تعاملات خود با دنیا و جهان اسلام استفاده نموده و نهایت اینکه حاکمان عربستان سعودی را خلع و خود و متحدان شیعه اش خادمان «حرمین شریفین «خواهند شد   .  به این موضوع بعدتر باز خواهیم گشت .

» جماران » و حتی » ظریف » هم  که به نوعی نمایند ه سیاسی روشنفکران دینی در حکومت است بدنبال احیای «تمدن اسلامی » که ظریف در این مقاله از آن بعنوان » شریعت راستین اسلام » نام برده ، هستند  که این خود نیز نوعی » سلفیگری » اما از نوع «با چراغ » آن بوده والبته خطر سلفیگری خام و بی تجربه از نوع «داعش» را ندارد  اما برآن است تا به شکلی  نوع «دولتی» و «دیپلماتیک» آن را در مقابل ادعای امن کردن منطقه بر جهان  تحمیل کند  . در عین حال آنچه که به صورت نقد وقطعی در مقابل آرزو و عطش رهبری » تهران » بر » جهان اسلام » ایستاده است سیطره مادی و معنوی » ریاض » بر جهان اسلام بو ده و این خود یکی از ریشه های اختلافات روز افزون میان این دو قطب سیاسی و نظامی منطقه است .

» جماران » که در عطش بدست گرفتن رهبری جهان اسلام است  هنوزتن به  این واقعییت نداده است که » شیعه » و بخصوص از نوع ایرانی آن در دنیای اسلام تحت سیطره فرهنگ و نژاد «عرب » جایی نداشته و در اثبات این ادعا کافی است تا از موضعگیری های خصمانه » محمد مرسی» از رهبران » بهار عربی» بر علیه ج.ا. یادی بکنیم که برای کنفرانسی به تهران سفر کرد اما نخواست  حتی ملاقاتی خصوصی با رهبران ج.ا. داشته و به آنان حتی لبحندی بزند وتن به سقوط داد اما حاضرنشد  از روش رهبران «انقلاب اسلامی ایران» برای حفظ قدرت سیا سی خود بهره گیرد ، یا در تونس » راشد الغنوشی » با صدای بلند  عدم وابستگی و به نوعی انزجار خود را از رهبران انقلاب اسلامی  ایران اعلام کرد . یا «حسن نصرالله » از «ایرانی» نبودن رهبران سیاسی حاکم بر ایران سخن به میان می آورد .  منظور از ذکر این نمونه ها این بود که «ظریف » و » جماران » بهتر است به این واقعیت گردن بگذارند که شیعه ایرانی بعنوان مذهب و سیاست ، در دنیای اسلام ، وصله ای ناهمگون بوده و در هر مسابقه ای برای گرفتن رهبری جهان اسلام  ، » جماران » این مسابقه را به » رهبران عربستان سعودی » و فرهنگ عربی – اسلامی حاکم بر جهان اسلام  خواهد باخت و نهایت اینکه هر گونه تعامل » تهران » با دنیای اسلام از قطب «ریاض » می گذرد .

وزیر امور خارجه برای پوشاندن تمام حقیقت ، بخشی از واقعیت را می گوید .

 حقیقتی  که » ظریف » آن را می پوشاند اینستکه حکومت اسلا می ایران ، در برخورد با تنازعات سیاسی – اجتماعی منطقه ای و در گیری های میان فرق مختلف مذهبی و اقوام درون جهان  بشدت متشتت اسلام ، سعی داشته و دارد تا از این تضادها بسود قدرت گیری هر چه بیشتر خود نه استفاده که سوء استفاده نماید ، بعنوان نمونه در کشور همسایه  ما » عراق » و بعد از خلاء قدرت ناشی از سرنگونی صدام حسین ،  ج.ا.تمام تلاش خود را مصروف  تصرف انحصاری قدرت شیعیان و با همان الگویی که در ایران بکار بست ، کرد و در این راه مسلمانان  سنی و قبائل اهل سنت را به طرف  حمایت و قدرت دادن به گروههای سنی – تکفیری رهنمون گشت ، کیست که حمایت بی قید و شرط » تهران » را  تا آخرین حد ممکن از «نوری المالکی» که در پی تصرف انحصاری قدرت برای «شیعیان » و موسس یکی از فاسد ترین دولت های عراق بود را فراموش کرده باشد ؟ آیا جهان فراموش کرده است که این » جماران » بود که » مقتدی الصدر » راهر گاه که قدرت انحصاری «شیعیان » در عراق بخطر می افتاد به «عراق » راهی می کرد تا پارلمان کشور را فتح نموده و طرفدارن تقسیم منصفانه قدرت را مرعوب نماید ؟ آیا جهان فراموش کرده است که » حشد الشعبی » ، گروه شبه نظامی و شکنجه کننده سنی های معترض توسط » ابو مهدی مهندس» ، متحد » سپاه قدس » شکل گرفت و عملیات این گروه در راندن جمعیت های انبوه » سنی» عراق به سمت گروههایی مانند » داعش »  و کشاندن نا آرا می  های عراق  بسوی کشور در حال اضمحلال » سوریه » نقش اساسی داشته است ؟ آیا فراموش کرده ایم که حتی  » شیعیا ن » سکولار  و معتدل مانند » ایاد علاوی » ، » حیدر العبادی » و » سلیم الجبوری » که مخالف  تصرف انحصاری قدرت توسط شیعیا ن بوده اند ، توسط متحدان ج.ا. در عراق مرعوب و فعالیتهایشان محدود شده است ؟  نقش مخرب «سید حسن نصرالله » در لبنان و » بشار اسد » در سوریه » که هردو متحد یا مزدور » جماران » هستند در کشورهای خود و منطقه بر هیچکس پوشیده نیست ! . واقعیت غیر قابل انکار اینستکه ج.ا. در تنازعات منطقه ای و سیاسی و قومی در منطقه و جهان ، هر گاه که توانسته است با بکار گیری و تسلیح گروههای شبه نظامی شیعه  طرفدار خود سعی در کمک به تصرف انحصاری و عدوانی قدرت توسط این گروههای سیاسی داشته است و در کشور هایی که دارای جمعیت اکثریت شیعه بوده اند خود را در پشت استفاده که نه ، سوء استفاده از «پارلمان » و انتخابات » و » دولت مستقر» مخفی نماید . ارسال اسلحه به یمن وتسلیح » حوثی » ها یک روی سیاستهای ج.ا. است و دفاع ار دولت منتخب و پارلمان و انتخابات آن روی دیگر این سیاستهاست که درهر دور صورت نقش مخربی در پیدایش  ارامش و کاهش جنگ و منازعات منطقه ای داشته است . این آن حقیقتی است که » ظریف » در مقاله خود می پوشاند .

واقعیتهایی که وزیر امور خا رجه ایران بر آن انگشت می گذارد چیست ؟

افراطی گری » داعش » خطری عمده  برای منطقه وجهان است ، عربستان سعودی در پشت تسلیح گروههای تکفیری است و اینکه شیعیان و در هیئت ج.ا. متحدی قابل اعتماد برای » غرب » در سرکوب این گروهها و منزوی کردن ، سنی های منطقه و در هیئت آن  عربستان سعودی هستند .  حاکمان عربستان سعودی بشدت محافظه کار بوده و در حکمرانی بر مملکت خود از روشهای سر کوبگرانه استفاده می کنند  اینها واقعیاتی است .اما  راه حل اقای «وزیر» وحدت » غرب » با » جماران » در منزوی کردن » ریاض» و دادن دو دستی کلید منطقه به آنان است که راه حلهایی بشدت ماجراجویانه و ذهنی هستند .

 رویکرد «آمریکا » و » اروپا » در بر خورد با نزاعهای سیاسی – نظامی منطقه

آمریکا و کشورهای اروپایی در بر خورد با درگیری های سیاسی – مذهبی منطقه نه بدنبال کمک به حل بنیادی مسا ئل که اساسا به حل عاجل مسائلی که به حضور سیاسی – اقتصادی آنان در منطقه ضربه بزند اهتمام می ورزند . بنیاد گرایی افراطی » داعش »  خطری جدی است که دامنه آن اکنون به خیا بانهای » نیس » و » اورلاندو » و …. کشیده شده است ؛ » اوباما » و اروپا برای خلاصی از این بختک ، به اتحاد با شیعیان  منطقه و به نوعی با ج.ا. روی می آورند ، اینکه این وحدت و قوی تر شدن » ملاها » چه نتایجی در پیچیده تر شدن درگیری های سیاسی – نظامی منطقه بشدت حساس و در حال گداز خاور میانه  ببار می آورد برای آنان فعلا از درجه اول اهمیت بر خوردار نیست ! آمریکا و اروپا با توان بالای اقتصادی و نظامی خود ، هراسی از ریسک  تقویت کردن یک جناح بر علیه جناح دیگر به خود راه نمی دهند و اکنون فراموش کرده اند که تقویت اسلام گرایان بر علیه «شوروی » درافعانستان به پیدایش طالبان و تحریک  اسلام سیاسی در ایران و منطقه انجا مید . بنظر می رسد آمریکا که اکنون  به این نتیجه رسیده است تا دیگر هیچ نیروی نظا می به منطقه اعزام نکند ، برای سرکوب و تضعیف گروههای افراطی تکفیری ، به سپاه قدس و قاسم سلیمانی دل بسته است و به نتایج مثبتی در کوتاه مدت هم رسیده است ، فارغ از اینکه تضعیف افراطیگری سنی اگر به قیمت تقویت ، شیعیان افراطی از نوع » سپاه پاسدران » باشد ، خود  سیاستی مخاطره آمیز  بوده و هزینه های بسیار بالایی را در آینده نزدیک به مردم منطقه ، ایران  و حتی آمریکا و اروپا تحمیل خواهد کرد 

اما ظریف بدنبال چیست ؟

» ظریف » اکنون به تئوریسین سیاستهای ماجراجویانه و قدرت طلبانه سپاه قدس و خامنه ای مبدل و سعی دارد این سیاستها را بزبان آرا م دیپلماتیک و از طریق کرسی سازمان ملل متحد به مردم جهان و سیاستمدارن بعنوان راه حل عاقلانه پیشنهاد کند ، انگیزه وی جدا از وظایف حکومتی وی بعنوان  وزیر امور خارجه و حفظ قدرت خود  در عین حال آرزوی دست نیافتنی همه شیعیان افراطی در احیای » تمدن اسلامی » یا آنطور که وی در مقاله اش  می گوید » اسلام راستین » و یا آنطور که در حقیقت بازگشت به عصر طلایی اسلام بنیادی و » مدینه النبی » و » کوفه » امام اول شیعیان »  است که این خود شکلی از اشکال بنیاد گرایی و سلفیگری اما از نوع دولتی آن  است که اکنون بعد از نزدیک به چهار دهه  » مدرن » نشده است سهل است که  تنها  پیشرفتش به کار گیری  کاربرد زبان دیپلماتیک است . این حد از پیشرفت در عین حال برای » ظریف » که بیشتر از دو دهه از عمرش را در یکی از پیشرفته ترین و دموکرات ترین کشور های جهان (آمریکا ) بسر برده بشدت ناامید کننده است .

*****************************************************************

برچسب‌ها: , , , , , , ,

دسته‌بندی شده در: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, اقتصاد سیاسی, تحلیل سیاسی هفته, سیاست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: