به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

چرا “احمدی نژاد” رد صلاحیت شد ؟

 

parcham2

ما  لعبتکانیم  و   فلک  لعبت  باز       از روی  حقیقتیم نه از روی مجاز
یک چند در این بساط بازی کردیم      رفتیم به صندوق عدم یک یک باز

 

 

در ایران تا بوده و بوده مردم از قدرتی بنام هزار دستان نام می برده اند ، که دستان قدرتش تا دورترین مناطق کشور و ده کوره های پشت کوه و پیش کوه هم ، می رسیده است و مردم حضور این دست قدرت را در هر لحظه فعالیت سیاسی – اجتماعی و حتی اقتصادی خود حس می کردند . خلاصی از دست هزار دستان  و افتادن قدرت بدست مردم بدون هیج مانع و رداعی همان آزدی است که پدران ما صدها سال است که بدنیال آن بوده اند  .

در دوره هایی بعد از مشروطیت ، ایرانیان ، “انگلستان” را هزار دستان و اختاپوس قدرت در کشورشان می دانستند ، در دوره پهلوی ها  ، هزار فامیل را و اکنون در جمهوری اسلامی دیگر از حضور قدرت خارجی که غیر مستقیم و با واسطه انگلوفیل ها و روسو فیل ها و طرفدران سیاستهای آمریکا  بر سرشت سیاسی کشور تاثیر گذار باشند خبری نیست ، هزار دستان اما این بار خودی و داخلی است که نفس آزادی را به شماره انداخته است .

در چهار دهه بعد از انقلاب قدرتی متشکل از دهها و صدها بنیاد و نهاد و بنگاههای اقتصادی و بانک ومساجد و اماما ن جمعه وبخصوص  طلاب علوم دینی و مراکز نماز جمعه و قرار گاههای بظاهرمذهبی واما درحقیقت بشدت سیاسی – نظامی بسیج و هادیان سپاه بوجود آمده که خامنه ای و سپاهیان انقلاب بر سر رهبری کردن آنان با کسی سازش نکرده و این قوه بمانند هزار دستان ، شبکه ای بر سراسر کشور حتی تا دوردست ترین مناطق پی افکنده وسعی در هدایت  ایران و مردمانش براه خود و منحصرا به سیاق خود داشته و عملا کشور را اداره می کنند . این شبکه گسترده البته  رهبری واحد سیاسی و نظامی داردکه می توان آنان را ” بیت خامنه ای ” و ” سپاه پاسدران ” نامید .  در انتخابات پیش رو نیز این شبکه پیچیده ، کنترل و اداره و البته مهندسی انتخابات را بر عهده دارد .

رفسنجانی را با آن هم قدرت و دبدبه و کبکه چنان بر سرش آوردند که در آخرین

در آخرین سخنرانی هایش آنجاییکه درباره ” امیر کبیر ” سخن می گفت و درباره رد صلاحیت ” حسن خمینی ”  ،تقریبا اشک در چشمانش جمع شده بود و می گفت خودش که زورش به این “هزار دستان” نمی رسد اما آنان را به خدا می سپارد .

 خاتمی با 20 میلیون رای را چنان کرده اند که برای رفتن به تشییع جنازه باید کسب اجازه کند وبزودی شاید برای آب خوردن هم  بعد هم  به وی شاید  اجازه ندهند و حتی احمدی نژاد ، زاده و تربیت شده و بزرگ شده همین مکتب را ” یک چند در میانه و میدان ریاست جمهوری بازی کرد ” وتاخت و ترکتازی کرد و بعد مانند رفسنجانی و خاتمی ، به صندوق عدم  شورای مصلحت نظام فرستاده شد . البته شورای تشخیص مصلحت برای آدمهای پر شرو شوری مانند احمدی نژاد و هاشمی و محس رضایی و امثالهم ، حکایت همان صندوق عدم را دارد که جناب خیام در رباعیات زیبایش آنرا مثل زده است

” هزار دستان ” اما  این بار به حذف ” احمدی نژاد” از انتخابات رای داد .

علت اساسی حذف “احمدی نژاد ” اینستکه نظام ، اکنون از مدتها پیش تصمیم گرفته است تا با آن دسته از هواداران خود  که قابل کنترل نیستند و هنوز شعارهای “عدل علی ” و ” انقلاب جهانی ” و ” صدور انقلاب ” سر داده یا از این شعارها برای جذب فقرا و مستضعفین استفاده می کنند  و این حرفها را درسر دارند ، وداع کند . این که در سر ” احمدی نژاد ” چه می گذرد و خود تا چه حد به این شعارها  ایمان دارد را نمی توان نیت خوانی کرد ، اما واقعیت اینستکه رهبری نظام در سالهای 1384 تا 1392 برای حذف  موسوی و کروبی  ، برای حذف یارانه ها و چند ده برابر کردن قیمت حاملهای انرژی و دادن حب انگوری به نام ” یارانه ها ”  به فقیر ترین اقشار مردم ، برای هزینه کردن میلیاردی پول نفت در بودجه های نظامی و پایه ریزی صنایع موشکی ، به شعارها و شخصیت خاکی ، ” احمدی نژاد ” نیاز داشت . هنوزهم بسیاری از لایه های پایین اجتماعی از وی بخوبی یاد می کنند

از سوی دیگر ” احمدی نژاد ” نیز می داند که بخشهای وسیعی از حاشیه نشینان شهری را که ناامید ترین و فقیر ترین بخشهای مردم  ایران بوده وتعدادشان به 14 میلیون می رسد را فقط شعارهای پوپولیستی وی می تواند بعنوان نیروهای خودی جذب ج.ا. کند .

خامنه ای و سپاه با حذف ” احمدی نژاد ” ختم دوران انقلابی بودن نظام و بستن دربر روی آن بخش از فقرایی که هنوز در دسته های بسیج و سپاه ، سازماندهی نشده اند را اعلام کرد . جمهوری اسلامی آرام آرام دوره ای راشروع می کند که در آن حفظ نظام مهمتر از دفاع از سر دادن شعارهای عوامگرایانه است .

دیگر از فروش نفت به قیمت هر بشکه نفت 120 دلار خبری نیست ، سیستم مالی نظام دیگر امکان دادن میلیاردها تومان وام به وابستگان نزدیک مساجد و ائمه جمعه و… با نام  ” صنایع زود بازده ” را ندارد

از سوی دیگر رهبری نظام در انتخابات اخیر مجلس و خبرگان که در آن ساکنان تهران و شهرهای بزرگ لیست مورد حمایت ” خامنه ای ” و ” اصولگرایان ” را به ته صف فرستاده و آنان را حتی هو کردند ، درس خوبی گرفته ونمی خواهد بخاطر “احمدی نژاد ” با طرفدران اصلاح و اعتدال دربیفتد .

هزار دستان این  قربانی ( حذف احمدی نژاد) را بعنوان هدیه ای به طرفدران اصلاح طلبان و اعتدالگرایان پیش کش کرده است تا شاید بتواند اعتماد آنان را برای شرکت کردن در انتخابات جلب کند  ودرعین حال کسی چه می داند شاید بتوانند با این قربانی به پیشگاه ساکنان شهرهای بزرگ و بقول معروف طبقه متوسط برای ” ابراهیم رییسی ” رای بخرند .

تغییر سیاست و آمدن سیاست دیگر کشتی بان در جمهوری اسلامی را از همان روزهایی که ” مرتضوی ” را بدادگاه کشاندند و او بسختی از تیغ تیز دشمنان خود در امان ماند و همان موقع که خامنه ای در دیدار با دانشجویان به آنها گوشزد کرد که شکل هوشمندانه تری  از مبارزه بارقیب در نطر است و دیگر نباید سخنانی های آنانرا بهم بزنند و حدود از اوائل سال 1395/2106 شروع شد .. عنوانی که من برای توضیح این سیاست در همان روزها بر گزیدم این بود که : حکومت اسلا می دور جدیدی از دولتمداری» دموکراسی اسلامی از بالا» را تجربه می کند !! ، ادامه آن سیاست است که امروز ابتدائا به تذکر رهبری به وی و نهایتا به اعلام عدم صلاحیت اش منجر شد.

از همان روزها  تجمعات انصار حزب الله دیکر مورد پوشش نیروهای انتظامی و امنیتی قرار نگرفت و اینان  بعد از مدتی ازصرافت برپایی تجمع افتادند . ” احمدی نژاد ” انعطاف لازم برای هماهنگ کردن خود با این تغییرات را نداشت و باید حذف می شد

اما در حال حاضر بنگاهها و سازمانهای اقتصادی و اینفورماتیک وابسته به سپاه و بیت ، پر از کارمندان عالیرتبه ومتوسط و  حتی گاها فکل کراواتی است ، از صدا و سیما در قالب سریال ” معمای شاه ” آواز بنان و داریوش رفیعی و خوانندگانی که  ” کیهان” شریعتمداری  همین الان هم آنانرا ” طاغوتی ” می نامد بگوش میرسد .  این اقشار یعنی کارمند و مهندس و پزشک و پرستارو کارمند ، از سود سهام و پس اندازهای بانکی خود بهره ها می برند ، حکومت اکنون به اینان و رای اشان و همکاری اشان بیشتر از هواداران یک لا قبای احمدی نژاد نیاز دارد .

هزار دستان قصد درافتادن با طبقه متوسط و واگذاردن  رای آنان به جبهه اصلاح و اعتدال را ندارد اما قطعا قصد دارد در این مرحله با هوادارن خاک و خلی خود و” احمدی نژاد ” که خود را از همه ایران و جهان طلبکار می دانند ، داع کند .

” احمدی نژاد” نماینده این بخش از هواداران ج.ا. است ، که برای سوار شدن بر قطار انقلاب حتی حاضر به سرکوب خونین مخالفان سیاسی و اجتماعی خود هستند . اما سران نظام اکنون بعد از تحکیم مواضع درداخل و خارج ، به ثبات در داخل و سرداده نشدن شعارهای صدور انقلاب در خارج نیاز دارند ، حضوردر سوریه و عراق و لبنان را اکنون باید نه از موضع صدور انقلاب که از سر دفاع از حیات خود بحساب آورد .

 مگر “پناهیان ” نگفته بود ” بچه حزب اللهی اگر پولدار نباشد بیعرضه است ” ، یعنی اینکه هر کس که در این 38 سال نتوانسته بار خود را ببندد و سوار قطار انقلاب شود و جایگاهی برای خود در این سرا بیابد ، دیگر نباید امیدی داشته باشد ، این قطار دیگر ظرفیت پذیرش انانی که اکنون و بعد از 38 سال  می خواهند بر سر این سفره بنشینند  و از صفر شروع کنند را ندارد ، دیگر آهی در بساط نیست  ” احمدی نژاد” فارغ از اینکه در پس و پشت تفکراتش چه می گذرد ، می خواهد نماینده این بخش از مردم کوچه و بازار باشد که اکنون به امیدی می خواهند انقلابی از نوع اسلامی آن شوند . ، اما وی و هوادارنش اکنون وبال گردن نظام شده اند و باید حذف بشوند و مورد بی اعتنایی قرار گیرند . ” محمود مظلوم ” که هر آنچه را که در توان داشت برای تقویت “هزاردستان” بخرج داد ، اما توان تن دان به این واقعیتها و درک ظرافتها ی سیاست ورزی در ایران  اسلامی را نداشت و فعلا تا اصلاع ثانوی حذف شده است .

Advertisements

Tagged as: , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: