باز باید کاوه آهنگری

علی خامنه ای » تعادل سیاسی خود را از دست داده و بزودی سرنگون خواهد شد .

 

 

parcham2

به وبلاگ » کاوه فرزند ملت » خوش آمدید 

 

علی خامنه ای » تعادل سیاسی خود را از دست داده  و بزودی جایگاه سیاسی خودرا نیز از دست خواهد داد
.
هر که بر این نردبان بالا نشست استخوانش سخت تر خواهد شکست
 
شکست و هزیمت اصولگرایان آغاز شده است و اینان جز به امید ایجاد بحران زنده نیستند

 

» رهبر » جمهوری اسلامی تعادل سیاسی خود را از دست داده است  سخنرانی ها و موضعگیری های اخیر وی اینرا بخوبی اثبات می کند . دوشکست سنگین و  پی در پی در انتخابات مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی و انتخابات اخیر ریاست جمهوری و قبل از آن رسوا شدن ریاست جمهوری که وی او را از همه بخود نزدیکترخوانده بود یعنی » محمود احمدی نژاد » ، آنهم در کشوری که رهبر عالی سیاسی – مذهبی آن یعنی «خامنه ای» ، خودرا و یا آنطور که طرفدرانش وی را می خوانند » رهبر فرزانه ، رهبر با بصیرت آنهم با بصیرتی فوق همه با بصیرت های نظام ، رهبری که گاه تولد «فریاد یا علی «سر داده و دنیا را بقدوم نورانی کرده است و رهبری که با » عرش خدایی در اراتباط است والقابی از این دست ، سه شکست پیاپی برای چنین رهبری بمعنای رسوایی و زمین خوردنی سخت و  بتمام معنا بوده و طبیعی است که وی تعادل سیاسی خود ر از دست بدهد ، این رهبر پر خطا و شکست اگر تعادل عقلی خود را هم از دست بدهد تعجب ندارد . معمولا شکست های سیاسی برای رهبرانی از این دست به عود بیماری ها ی خطرناک  مانند سرطان و… منجر می شود .

 

 

اما از دست دادن تعادل سیاسی » علی خامنه ای » به چه معناست ، چه ابعاد و نتایجی بدنبال دارد و متحدین وی با این موضوع چه بر خوردی خواهند کرد ؟

معنای از دست دادن تعادل سیاسی در مورد » رهبر جمهوری اسلامی »

هر رهبر سیاسی بخصوص وقتی که ادعای رهبری مذهبی هم بکند ، باید دارای چهارچوبهای سیاسی محکم و بشدت تغییر ناپذیر باشد ،که  قاعدتا باید حاضر باشد بر سر آنها جان بدهد مثلا سالوادر آلنده ، مهاتما گاندی و اولاف پالمه و رهبرانی از این دست که سخت بر سر اهداف سیاسی خود ایستادند ودر این راه جان دادند .

رهبر با بصیرت ما اما به حفظ ولایت خودهم بیشتر از حفظ وطن و اصولو عقاید ادعایی خود پای بند  است و برای وی حفظ ولایت خود از اوجب واجبات است .

یک رهبر سیاسی باید استحکام سیاسی – ایدئووژیک  خود را در  تاکتیکها و تعاملات سیاسی و یارگیری های جناحی و پای برجا ماندن بر ادعاهای خودنشان دهد و این استحکام و پا بر جایی برای وی باعث کسب اعتبار سیاسی و فشرده شدن صفوف هواددان او می شود .

ممکنست بگوببد همه رهبران سیاسی نیز مواضع بسیار متفاوت و گاه متضاد می گیرند ، در پاسخ باید گفت این حرف کاملا درست است اما آن رهبران نه خود را نایب آسمان بر روی زمین می دانند و نه مدعی داشتن نظمی نوین برای حکومتداری و نه خود را منزه و انقلابی و فراتر دانست اخلاق  از منافع سیاسی می دانند

بعنوان نمونه رهبران کشور های اروپایی یا آمریکا در دروه پر تنش موسوم به «بهار عربی » اوج انعطاف پذیری را در مورد پشتیبانی از طرفین درگیر در تلاطمات سیاسی کشور های عربی از خود نشان دادند ، رییس جمهور فرانسه ابتدائا از بن علی ، بفاصله چند روز از طرفدران تعییر و جنبش النهضه ، » باراک اوباما » ابتدائا از » حسنی مبارک » ، بعدا از » محمد مرسی» و نهایتا از » السیسی » حمایت کرد ، یا حتی همین » رییس جمهوری فعلی آمریکا ،» دونالد ترامپ» ، در دوران کارزار های انتخاباتی خود عربستان سعودی را مورد حمله قرار می داد و چند هفته پیش  همراه با » محمد بن سلمان » با وی به رقص شمشیر پرداخت ، در همه این موارد این رهبران سیاسی مورد نقد وانتقاد مطبوعات ، جوامع مدنی و یا روشنفکران جوامع خود قرار نمی گیرند ، چون در چنین کشورهایی این رهبران فقط مدعی دفاع از منافع کشور خود فراتر از هر عقیده و ایدئولوزی وحتی دین هستند ، دونالد ترامپ در سفر به اخیر خورد به عربستان سعودی برای کشور خود قراردادهای تسلیحاتی و تجارتی بالغ بر 360 میلیارد دلار می بندد و فرانسه باتغییر موضع خود مثلا در لیبی ، سهم خود در نفت لیبی را از 3% به نزدیک به 30% می رساند ،  معمولا اینان در مبارزات انتخاباتی و سوگند ریاست جمهوری قول داده بودند که منافع کشور خود را فراتر از هر گونه رفاقت و دوستی وعقیده و وابستگی حزبی قرار دهند وبه این تعهد خود نیز پای بند بودند . مردم آن کشور ها هم راضی بوده اند که رهبرانشان به تعهد تولید پول و ثروت و شغل برای کشور خود پای بندی نشان داده اند .

اما در کشور ما ایران ، رهبر مذهبی سیاسی کشور » خمینی » در عین ادعای متعهد به اخلاق و تقوی و درستکاری و دروغ نگفتن ، گفت که : برای حفظ نظام احکام خدارا هم تعطیل می کند ،این در نظر مردم همان مصداق » عالم بی عمل » و » گندم نمای جو فروش » معنا می دهد و نه هیچ چیز دیگر  » » خامنه ای » و بوق تبلیغاتی اش » شریعتمداری » زمانی  ارتباط و مذاکره با آمریکا را قابل تعقیب قضایی می دانستند و کسی را که ادعا کرده بودکه در نظر خواهی وی مردم خواهان مذاکره با آمریکا هستند را به دادگاه کشاندند ، ناگهان در سال آخر دولت » احمدی نژاد » ، کاشف به عمل آمد که » خامنه ای » خود در تنگنای  تحریمها سر از پا نشناخته بطور مخفی به مذاکره با آمریکا پرداخته و در همان حال شعارهای ضد آمریکایی اش گوش فلک را کر کرده بود و رقبای سیاسی خود را بجرم دروغ ارتباط با دشمن یعنی همان آمریکایی که خود با وی در حال مذاکره بود به انواع تهمت ها نام می برد

 . دستگاه فکری و ایدئولوژیک  خامنه ای و اصولگرایان  از همان زمان که این دو گانگی در رفتارش دیده شد  ترک برداشت .

 بازهم در بی اصولی و بی عقیده بودن این رهبر مدعی بصیرت اینکه وی در انتخابات ریاست جمهوری 1392 ، و بخاطر استفاده از امکانات و روابط بین المللی جبهه اعتدال و اصلاح درهمان حالیکه مدعی خائن بودن اصلاح طلبان بود ، حمایت از اصولگرایان را در این انتخابات بکناری نهاده و به حمایت از » حسن روحانی » پرداخت ، در همین دیدار سال گذشته در سال 1395 با دانشجویان و بعد از شکست سختی که در انتخابات مجلس خبرگان و شورا از اصلاح طلبان خورد و کاندیداهای مورد حمایت وی به نفرات 30 ام به بعد فروافتاده بودند ،  به آنان یعنی دانشجویان و اعضای بسیج دانشجویی که همیشه آنانرا » تشکل های انقلابی » می نامد توصیه کردکه در برخورد با نظرات مخالف نباید اجتماعات آنانرا به هم بزنند و باید با بر خورد هوشمندانه ،به مقابله نظری با مخالفان بپردازند ، اما اینکه وی چرا در آنزمان به چماقداران و اعضای گروههای موسوم به خودسر تاکید به بر خورد هوشمندانه و غیر خشونت آمیز داشته و امروز دستور » آتش به اختیار » و بر خورد فرا قانونی می دهد علت این است که سال گذشته و بعد از شکست فضاحت بار اصولگرایان در انتخابات—— ، خامنه ای و لشگر شکست خوردگان همراهش امید داشتند با گرفتن ژست دمکراسی اسلامی طرفداری شهر نشینان و اقشار مدرن و طرفدران اصلاح طلبان را در انتخابات  ریاست جمهوری 1396 بسوی خود جلب کرده و رای آنان رابرای کاندیدای خود بدست آورند و از یک سو فرمان به مهندسی نکردن انتخابات داد واز سوی دیگر اکثریت قریب باتفاق رای دهندگان بی اعتنا به این ژست و با توجه به اینکه مطمئن بودند که » خامنه ای » در برخورد بظاهر دمکراتیک خود » عالم بی عمل » است ، بازهم به کاندیدای رقیب وی یعنی حسن روحانی » ، رای دادند .

از سوی دیگر » اصولگرایان » و طرفدران وی هم دیدند که وی در مواقع لزوم و موقعیتهای بحرانی ، آنان را به پشیزی می فروشد ،  دستگیری حتی ظاهری حمله کنندگان به سفارت » عربستان » ، معذرت خواهی » مرتضوی » و » شهید » نامیدن کشته شدگان حوادث  ، 1388 دستگیری » حسن عباسی » تئوریسن خشونت و بر خوردهای خیابانی که عموما هم با برنامه ریزی » بیت خامنه ای » انجام گرفت واستفاده از خواننده ای که وی را ضد اخلاق می دانستند برای جلب رای و حوادثی از این دست ، نشان دادکه » خامنه ای » وروحانیون همراهش ، نه داوری بی طرف میان طرفین دعوا ی جناحها و اقشار وطبقات و احزاب که بند بازی بی اصول برای حفظ قدرت ولایت خود و قدرت خود هستند  . در پی چنین اتفاقاتی بسیاری از اصولگرایان و بسیجیان و سپاهیان فهمیدند که عمود خیمه ولایت قابل اتکا نیست و خامنهای این حقیقت را دیده سعی در دادان اختیار به آنان و جذب آنان را دارداکنون و پس از شکست اخیر ، آب در لانه جبهه موسوم به اصولگرایان افتاده و آنان از نطر سیاسی دچار بحران هویتی شده اند ، آینده سیاسی آنان در فضای سیاسی کشور مبهم و خود نیز نمی دانند چه می خواهند و چه می خواهند بکنند ، خامنه ای به آنان وعده بر هم زدن بازی ودچار کردن حسن روحانی به سرنوشت » بنی صدر » را می دهد و اینان نیز می دانند چز با ایجاد بحران در سطحی ملی ، ملت دیگر برایشان تره هم خرد نمی کنند . و در عین حال بخوبی می دانند با دامن زدن به بحران بازهم بیشتر و بیشتر حمایت مردمی خود را از دست می دهند و بعنوان عناصری ضد وحدت ملی شماخته خواهند شد .خامنه ای اما  در تمنای بدست آوردن حمایت و جلب اعتماد آ حامیان مردد به خود ، اکنون از «دادن مجوز بر خورد خوسرانه » به انان تحت عنوان » آتش به اختیار »  صحبت می کند تا هم بتواند باز لشکر شکست خورده خودسران وافسران به هزیمت رفته اصولگرایان را بدور پرچم فروافتاده خود جمع کند ،و هم بتواند به بطور ضمنی به تهدید رقیب یعنی روحانی و رای دهندگان به وی بپردازد . اما این توپ خامنه ای خالی است و علت آن اینکه آنزمان که لشکر خودسران و مداحان و تعزیه گردانان با فرمان وی جمع می شدند ، در آمد کشور از محل فروش نفت سالانه 100 میلیارد دلار بود که امروز این رقم ،40 میلیارد رسیده است وخزانه خالی است و دسته آشوبگر طرفدار » ولایت » هم این حقیقت را می دانند که کیف «خیمه ولایت» خالی است و به مصداق «پولم وار گلیرم » تا پول داری میام باهات انگیزه ای برای رفتن به زیر بلیط آقا ندارند آنانی  هم که نه ساندیس خور که از سر عقیده به ادعاهای وی بدور او جمع می شدند دیده اند که » رهبر با بصیرت » اشتباهات وحشتناک می کند به هیچ اصولی پایبند نیست و بقول معروف کسی است  که برای دیگران وعظ می کند و خود هیچیک از ادعاهایش را عمل نمی کند وی اکنون «حسن روحانی » را به دچار شدن به سرنوشت » بنی صدر » و عدم کفایت سیاسی » تهدید می کند و توجه دارد اما نمی تواند با این واقعیت روبرو شود که در سال 59 ، » خمینی » هنوز توپ پر، داشت و بسیاری از طرفدرانش هنوز بی اصولی و اختلاس و فساد اقتصادی و سیاسی ، انقلابیون اسلامی را ندیده بودندو امروز در سال 1396 ، بی اعتبار ترین سیاسیون در ایران ، روحانیت وسیاسیون حزب اللهی  گرد آمده به دور » بیت خامنه ای » و اصولگرایان هستند . در سال 1359 راست یا دروغ ، 90% به » خمینی » رای می دادند و هیج کنترلی هم بر درستی آن ادعا نبود و امروز کمتر از 40% به کاندیدای مورد حمایت وی رای می دهند و هرکس که به وی نزدیک شود آبروی سیاسی خود را در هر انتخاباتی از دست می دهد . ه» خامنه ای » همه این شکست ها ، خرد شدن پوسته سخت اما یخی ایدئولوژی خود را که درزیر آفتاب تموز انتخاب مردم ، شکسته و ترک برداشته است دیده ، اکنون گاه از » آتش یه اختیار برای تضعیف روحانی ، حرف می زند ، گاه تهدیدی به صدرو رای عدم کفایت سیاسی برای رییس جمهور وقت می کند و نهایت اینکه وی بزودی از نطر سیاسی بسختی بزمین می غلطدو استخوانش سخت خواهد شکست .

» سپاه پاسدران  بزودی » خامنه ای » را تنها خواهد گذاشت !

روزهای سیاه برای «خامنه ای »  آن زمانی است که عدم حمایت » سپاه پاسداران » از وی نیز عملی شود ، » سپاه » نیز قسم نخورده است که از رهبری که دائما اشتباه می کند ، همیشه حمایت کند ، بر اساس شمارش آرای صندوقهای آرای در شهرکهای محل زندگانی خانواده سپاهیان ، تعداد رای به » حسن روحانی » بیشتر بوده است اعضای » سپاه » امروز دارای در آمد ثابت و شغل مطمئن و از نطر سطح زندگی در سطح اقشار مدرن شهری و متوسط بوده واز نظر سبک زندگی و برداشت از اسلام خود را بیشتر به » روحانی » و جبهه اعتدال نزدیک می دانند ودر گردش امور کارخانه ها و بنگاههای اقتصادی خود نه به آخوند که به مهندس و پزشک و وکیل و متخصصان کامپیوتر نیاز دارند در حقیقت  اتحاد با » خامنه ای » و آخوندهایی که به هیچ چیز عقیده ندارند  برای آنان وبال گردن شده است  در حالیکه عموم فرماندهان سپاه و بدنه تشکیل دهنده آن حداقل به مرزبانی از مرزهای کشور و حفظ امنیت نه برای حفظ ولایت که بخاطر عرق وطنپرستی که دارند معتقئد هستند . این واقعیات زمینه های پیدا شدن تضاد میان سپاه و خامنه ای است که آنگاه که بروز یابد ، سیاست و معادله قدرت در ایران ، بشدت دچار تغییر و تحول خواهد شد ، این تغییرات روی بسوی حذف دخالت روحانیت در کل و بطور مشخص» بیت خامنه ای» در سیاست خواهد دارد . خامنه ای نخواهد توانست پرچم و علم اصولگرایان را یکبار دیگر بر سر در » بیت در هم شکسته » خود که اکنون آنرا آتش در بر گرفته است بر افروزد . روزهای سیاه تری  در انتطار » خامنه ای » است .

 

برچسب‌ها: , , ,

دسته‌بندی شده در: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, تحلیل سیاسی هفته, سیاست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: