به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

و به این شکل ج.ا. به گرو منافع ملی ” روسیه ” در آمد

parcham2

 

به وبلاگ کاوه فرزند ملت خوش آمدید

 

نظری به اهداف منظقه ای و بین المللی ” روسیه ” در ارتباط با جمهوری اسلامی  

شاید ” جمهوری اسلامی ” تنها کشوری در جهان باشد که یک اصل اساسی و پابرجا را در تعیین سیاستهای بین المللی و منطقه ای خود سرلوحه قرار نمی دهد . آن اصل راهنماو تعیین کننده هم اینستکه : “هیچ کشوری ، دوست یا دشمن دائمی ندارد ، تنها منافع دائمی دارد.” حکومت فقها هنوز در نزدیکی به روسیه و سوریه و عراق و حزب الله  لبنان ، بر اساس اصل کهنه و شکست خورده ” جبهه مقاومت ” ضد امپر یالیستی عمل می کند ، اصلی که هیچکدام از متحدان وی  به آن باوری ندارند و خود کسانی که روزی این اصل را برای دفاع از منافع خود ابداع کردند دیگر به مفید بودن آن اعتقادی ندارند.

 

 

اثبات این حقیقت کار مشکلی نیست ، گذاشتن همه تخم مرغها در سید روسیه ، سوریه ، حزب الله لبنان ، شیعیان عراق ، در دوره هایی ” حماس ” و غرق شدن در حمایت از این طرفین رابطه تا حد تفریط ، بخودی خود بیانگر عدم وجود تحرک لازمه در یارگیری در صحنه های بین المللی و دیپلماتیک و اتکا به تعداد کشورهایی به اندازه انگشتان یک دست می باشد . از سوی دیگر عدم تعهد متحدان ج.ا. به اصولی که تهران بر آن اساس با آنها اشتراک عمل دارد ، بیانگر عدم موفقیت ج.ا. در یارگیری های منطقه ای خود است . علت این عدم تحرک که دستگاه دیپلماتیک ولایت فقیه که  بسیار هم سعی در خلاصی از آن را دارد سیطره یک ایدئولوژی مهجور بر گرفته از تعاملات ” پیامبر اسلام” است  که ” سعید جلیلی ” انرا ” سیاست خارجی پیامبر ” نام نهاده است در 1400  سال پیش با کشور های اطراف خود  است که بخودی خود دلیل انزوا ی ج.ا. را نشان می دهد .

” روسیه ” اما در تعقیب منافع ملی خودهیچ محدودیت ایدئولوژیک و عقیدتی را نمی پذیرد .

 

” روسیه ” که یکی از متحدان منطقه ای نظام حاکم بر ایران است اما ازجمله کشورهایی است که بخوبی توانسته بنا بر اصل طلایی نداشتن دوست و دشمن همیشگی ، بهترین بهره ها را از رابطه با ج.ا. برده و به بهترین نحو ممکن نظام حاکم بر کشورمان ایران را چنان به گروگان بگیرد که رهایی ازاین وابستگی برای تهران تحت تسلط ملاها بسختی متصور باشد

 ” روسها ” حتی زمان حاکمیت ” بلشویک ” ها این  مدعی ترین نیروهای ایدئولوژیک  بر آن کشور ،  اس و اساس تعیین کننده امور دیپلماتیک خود را نه بر الگوهای ” مارکسیسم – لنینیسم ” که بر اساس منافع ملی خود پایه ریزی می کردند وتوانستند حتی “مارکسیسم ” را چنان بخدمت منافع استراتژیک و امنیت ملی خود بگیرند که نه تنها ملت خود ، که دهها حزب کمونیست و غیر کمونیست و صدها هزار اعضای آن احزاب را به تلاش در راه دفاع از روسیه وادار کنند .

روسها چگونه توانستند صدها حزب چپ و هوادارن آنان را بخدمت منافع ملی خود بگیرند ؟

روسها و ” لنین ” با خوانش مجدد ” مارکسیسم ” که تا آنزمان ادعای وقوع قریب الوقوع بودن انقلاب در کشورهای پیشرفته سرمایه داری را داشت ، مارکسیسم ملی خود یعنی ” لنینیسم ” را ابداع کردند که در این خوانش ، ” مارکسیسم ” بخدمت منافع تاریخی و استراتژیک “روسیه ” در آمده بود . در لنینسم و آنطور که ” لنین ” در “بین الملل دوم کمینترن ”  در سال 1920 ، فرموله کرد ، مبارزات رهایی بخش در کشورهایی که مناسبات دهقانی دارند ، می توانست با کمک کمونیستها ( شوروی )، بدون نیاز به عبور از مرحله سرمایه داری ، وارد مناسبات اقتصادی – اجتماعی سوسیالیستی شود . اما باید توجه کرد که این تغییر اساسی توسط حزب بلشویک درست در زمانی صورت گرفت که ” شوروی ” نیاز به متحدانی در سراسر جهان در مبارزه با انگلستان و آمریکا که آنزمان در پی انهدام ” آن نظام سیاسی ” بودند ، داشت . با این تغییر اساسی ” روسیه ” بزرگ توانست رهبران  مبارزات ضد استعماری دهها کشور و حزب را بعنوان متحدان و گاه عوامل خود در راستای منافع روسیه بخدمت بگیرد . با همین سیاست ، احزاب سیاسی  ، نظامیان رده بالا و حتی در صورت ضرورت رهبران قومی بشرط اینکه رهبری “شوروی ” ، “حزب ” و سازمانهای امنیتی شوروی را در مبارزاتشان را بپذیرند ، از حمایتهای بی قید و شرط این کشور بر خودردار می شدند .

در کشور ما نیز ” غائله فرقه دموکرات ” و ایجاد ” دولت شوروی آذربایجان “در جهت جدا کردن ” آذربایجان ” از ایران ، درست در راستای چنین سیاستی بودکه تا دیر زمانی مورد حمایت کامل ” استالین ” و بیطرفی مثبت ” حزب توده” قرار گرفت .

“بلشویک ها ” رفته اند اما همان سیاست خارجی از سوی “کرملین ” دنبال می شود .

اثبات این ادعا کار مشکلی نیست ، همینکه اکنون بعد از نزدیک به سه دهه که از فرو پاشی “شوروی ” می گذرد ، هنوز هم اصول و چهارچوب تعیین کنندگی سیاست خارجی ” فدراسیون روسیه ” مبارزه با نفوذ ناتو، آمریکا و غرب در اسیای میانه و قفقاز است ، همینکه روسیه در پی بر سر کار آمدن یک دولت هوادار “غرب ” در ” اوکراین” ، به فوریت ” کریمه ” را اشغال می کند و یا به بخشی از کشور گرجستان یعنی ” ابخاز ” و ” اوستیا” استقلال اعطا می کند بیانگر ادامه همان سیاست خارجی دوران شوروی است ، اما از این واقعیت نباید نتیجه اشتباه که سیاست خارجی و تعریف امنیت ملی امروز روسیه در دست کمونیستها است را گرفت ، بر عکس باید نتیجه گرفت که حتی  سیاست خارجی دولت شوروی با آن همه شعارهای ضد امپریالیستی  ، منافع ” روسیه بزرگ ” بوده است که پوشش ” مارکسیسم – لنینیسم ” بر خود گرفته بوده است.

امروز بعد از گذشت نزدیک به 30 سال  از فروپاشی ، دستگاه سیاستگذاری حاکم بر ” فدراسیون روسیه ” دقیقا همان خطوط را دنبال کرده و بعد از نوساناتی که در دروه اعتماد به ” غرب ” و زمان حاکمیت ” یلتسین ” و تا حدودی هم ” مدودف ” در این سیاست شاهد بودیم  و بعد از اینکه روسها مطمئن شدند که ” غرب ” تغییری بر آرزوی دیرینه اش برای نفوذ به مناطق زیر نفوذ روسیه نداده است ، در دوره ” ولادیمیر پوتین ” باز به اجرای همان سیاست خارجی دیرینه خود بازگشت .

” روسیه ” در ایران و اتحاد با ج.ا. بدنبال چیست؟

 دهها سال است که سیاست روسیه بر مبنای ممانعت از پیشرفت “آمریکا ” و “اروپا “در ” آسیای میانه ” ، ” قفقاز ” و بخشهایی از ” اروپای شرقی ” و جمهوری های مسلمان نشین فدراسیون روسیه است . این سیاست جز در دوره محدود حاکمیت ” یلتسین ” بر ” کرملین ” ، خط اصلی و تعیین کننده روابط خارجی روسیه بوده است .

بعد از  آنچه که در گرجستان ، جمهوری آدربایجان ، کشورهای اروپای شرقی گذشت و در این کشورها نظامهای سیاسی غربگرا بر سر کار آمدند ، احزاب ملی گرای افراطی در روسیه  احیا شده و مورد توجه دولتمردان آن کشور قرار گرفتند ، احزابی با عناوین غیر معمول مانند ” ناسیونال کمونیزم ” و ” ناسیونال بالشویزم ” خودی نشان دادند ،” الکساندر دوگین ” نظریه پرداز افراطی مدافع منافع ملی روس ، ” پوتین ” را مورد نقد قرار داد که چرا ” تفلیس ” و بعدا ” اکراین ” را اشغال نکرده است . نهایت اینکه تئوری ” اوراسیا ” در دانشگاهها و مراکز تعیین خطوط استراتزیک ” روسیه ” شکل گرفت که حتی به ریشه های مشترک قومی اسلاوها و ترک زبانان ساکن اسیای میانه اشاره می کرد . خروجی اجرایی این مباحثات تئوریک به تلاشهای روسیه و پوتین برای تشکیل ” اتحادیه اوراسیایی ” منجر شد .

» مراد سویینبایف» استاد داتشگاه در بییشکک در کنفرانس «مسايل مرزهای جنوبی گستره اروآسيايی» که در سال 2012 در » بیشکک» تشکیل شد جملات گویای زیر را بیان کرد :

«بدون ايجاد اتحاديه اروآسيايی، روسيه محکوم به فروپاشی تدريجی به چندين بخش است. ايجاد اتحاديه اروآسيايی شيه يی است برای تداوم کشور روسيه در اوضاع بحران رو به پاگيری جهانی.»

در پاسخ به پیشروی روز افزون غرب و ناتو است که «پوتین » در سال 2015 در چرخشی واضح از مشی نزدیکی به غرب به اجرای طرحهای «اوراسیا گراها » بر گشت ودر اولین قدم بسوی وحدت بخشی میان بخشی از کشورهای سابق «شوروی » روی آورد .

«اتحادیه اقتصادی اوراسیا» ایتدائا با حضور سه کشور » روسیه»، «بلاروس» و قزاقستان شکل گرفت و در سال جاری قرقیزستان ، ارمنستان نیز به آن پیوستند و «محمود واعظی » وزیر ارتباطات و فناوری نیز در شهریورر ماه گذشته از آمادگی ایران برای پیوستن به این اتحادیه سخن به میان می آورد و نسبت به عملی شدن این طرح در 2-3 سال آینده سخن گفت.بعد از شکل گیری “اتحادیه اوراسیا ” و نیاز روسیه به حمایت ج.ا. از این طرح است که روسیه به اتحاد فعالتر با ج.ا. روی آورده و حتی سیستم دفاعی اس 300 را به ج.ا. تحویل می دهد .

الکساندر دوگین در مصاحبه با سایت و خبر گزاری فارس ادامه بقا و حیات ایران را در پیوستن به » اتحادیه اقتصادی اوراسیا » می داند ، و «محمود واعظی » وزیر فنآوری و ارتباطات قول پیوستن » جمهوری اسلامی » را به این اتحادیه در 2-3 سال آینده می دهد . شکی نیست که پیوستن «ایران » به این اتحادیه اساسا در جهت رفع نیاز روسیه برای گستردن هر چه بیشتر حوزه نفوذ خود است

روسیه در ارتباط با جمهوری اسلامی بدنبال چیست ؟
  • نیاز به حاکمیت یک نظام ضد آمریکا و اروپا و ناتو بر ایران و در نگرانی از اینکه یک نظام ظرفدار غرب می تواند جایگاه مستشاران غربی و پایگاههای استراق سمع دستگاههای جاسوسی ناتو بر علیه خود در ایران باشد.شعارهای ضد آمریکایی ج.ا. در قظع ارتباط و ایجاد تشنج با غرب برای روسیه مائده ای آسمانی است و روسیه تا بتواند به گسترش تشنج میان ایران و آمریکا دامن خواهد زد .
  • با توجه به پیوستن کشورهای ” قرقیزستان ” و ” ارمنستان ” به اتحادیه اقتصادی اوراسیا ” ، روسیه به ایران بعنوان پشت جبهه جنوبی این اتحادیه نیاز داشته و اخیرا نیز اعلام شد که که ایران و اتحادیه مزبور برای بوجود آوردن مناطق آزاد تجاری مشترک با یکدیگر به نتیجه رسیده اند .
  • با توجه به تفوق معنوی ” عربستان سعودی ” بر “جمهوری های مسلمان نشین روسیه ” ، کرملین در گسترش رابطه با ج.ا. بشکلی سعی در تقویت اسلام شیعه برای تضعیف وهابی گری و اسلام  تکفیری در آن مناطق بشدت حیاتی را دارد ، در نظر داشته باشیم که از نظر روسیه ریشه نا ارامی های قومی – مذهبی در چچن ، داغستان ، اینگوشستان و تاتارستان در عربستان سعودی است . در شرایط فعلی ایران محل جنگ نیابتی اما دپیلماتیک روسیه وغرب شده است .
آیا روسیه متحد استراتژیک جمهوری اسلامی است

روسیه بر خلاف “خامنه ای ” و ” سپاه” که در ارتباط با آن کشور بدنبال تقویت جبهه ای تخیلی تحت عنوان ” جبهه مقاومت ” هستند ، اساسا بفکر منافع خود است و تا این زمان هم در ارزوی گسترش ارتباط با آمریکا است ، همین حدود یکماه پیش بود که در جلسه شورای امنیت برای برسی پرونده سوریه ، نماینده ” روسیه ” در شورای امنیت ” خطاب به نماینده ” انگلستان ” در آن جلسه گفت : شما خوابتان از همکاری احتمالی ” روسیه ” و ” آمریکا ” آشفته شده است . همین جملات ” الکساندر سافرانکو ” نماینده روسیه در شورای امنیت ، بیانگر خواست بسیار شدید آن کشور برای عادی سازی رابطه با ” امریکا ” ست که در این ارتباط اروپا و بریتانیا را مخل این گسترش می داند . می توان نتیجه گرفت که در صورت عادی سازی روابط میان آمریکا و اروپا با ” فدراسیون روسیه ” ،  گرفتن تضمین عدم پیشروی ” ناتو ” بسوی قفقاز و آسیای میانه ، این کشور ارتباط با ج.ا. را حیاتی تلقی نخواهد کردو ج.ا. را میان زمین و اسمان رها خواهد کرد . یعنی برخلاف محاسبات دور ودراز دستگاه دیپلماتیک فقها ، روسیه در ارتباط با آنان بدنبال ترهات جبهه مقاومت و …. نیست و فعلا منافع خود را در ارتباط با انان می بیند . روسها همین الان هم در حوزه هایی که نیازی به ج.ا. ندارند ،، با جمهوری اسلامی بسیار سرسختانه و بیرحمانه برخورد می کنند ، نمونه بارز این موضوع ، تقسیم سهمیه کشورهای حاشیه بحر خزر است که روسیه اساسا موضعی بر خلاف منافع ملی ما ایرانیان داشته و ابایی هم ندارد که با این موضع گیری خود  روابط میان ج.ا. و روسیه دچار نوسان شود . مورد دیگر بی اعتنایی روسیه به خامنه ای ، نگهداشتن ایران پشت درهای عضویت در پیمان شانگهای است که در آخرین نشست این پیمان ، ” تاجیکستان” با عضویت ایران مخالفت کرد و این در حالی است که همگان می دانند که ” تاجیکستان” بی صلاحدید ” کرملین ” اب هم نمی خورد . روسیه در اصلاع رسانی در مورد استفاده از پایگاه هوایی ” نوژه” و حضور نظامی ایران در سوریه نیز بر اساس منافع خود و نه صلاحدید های ج.ا. عمل کرد .  روسها در پیگیری منافع ملی خود بسیار سر سخت بوده و زمانی حتی ” مارکسیسم ” را بخدمت آن گرفتند همین روسها  فعلا وحدت با ج.ا.را در راستای پیگیری منافع ملی خود در خاورمیانه و آسیای میانه و به چالش کشیدن غرب عملی می کنند و نه بیشتر  . ج.ا.  اما به اشتباه  بسیار برروی وحدت با روسها و  دفاع روسیه از خود حساب باز کرده است و زمانی ضربه این اعتماد را خواهد خوردکه دیگر دیر شده باشد . و منافع ملی ایران و ایرانی از این اعتماد دچار آسیب های جدی شده باشد  .

 

 

 

 

Advertisements

Tagged as: , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: