به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

بروز ملی گرایی “عربی –اسلامی ” در عراق و کلاه گشاد “آمریکا” و ” مقتدی صدر ” و ” حسن نصرالله ” بر سر ” سپاه و خامنه ای “

MOGHTADA

 

بنطر می رسد  بروز”ملی گرایی عربی” اولین نتیجه هر گونه انتخابات فاغ ازتاثیرگذاری  نیروهای خارجی در کشورهای عرب   منطقه باشد ، از یاد نبریم که رهبران اخوان المسلمین در مصر و ” النهضه ” در تونس بعد از بقدرت رسیدن  نیز بشدت گرایشهای ضد ج.ا . از خود نشان دادند  . ممکنست بگویید که در لبنان ،”حزب الله ”  و ” حسن نصرالله ” طرفدار ولایت فقیه در انتخابات خوش درخشیده اند ، اما آن پیروزی هم ناقض ادعای ما نیست ، چه اینکه در لبنان با توجه به حملات ” اسراییل ” در چند دهه اخیر به ” جنوب لبنان ” سایه جنگ را بر فراز این کشور کوچک زنده نگه داشته وآنجا هنوز سایه تهدید خارجی برقرار است و در حقیقت  در لبنان هنوز انتخابات بدون تاثیر پذیری از تهدیدات خارجی صورت نگرفته است ، اما امروز عراق با تهدید خارجی و حتی داخلی قوی ای روبرو نیست . در حقیقت این شیعیان لبنان هستند که با زیرکی تمام و تقریبا بدون  هیچ هزینه ای   از امکانات مالی و تسلیحاتی ” خامنه ای و سپاه ” بهره مند شده و بنظر می رسد که در شرایطی مفروض که تهدید حمله نظامی اسراییل به لبنان و یا تعارضات میان ” اسراییل ” و ” ج.ا.” کم رنگ شود ، همان ” حزب الله ” لبنان هم  در روابط خود با ج.ا. تجدید نظر خواهدکرد ، یعنی انتخابات  در لبنان هم بشدت تحت تاثیر تهدید حمله احتمالی اسراییل برگزار شد ، ممکنست ادعای ما با نقیض دیگری روبرو شود و آن اینکه  عربستان هم حاضر بود به ” لبنان ” کمک کند ! اما چرا انتخابات در آن کشور به نفع ج.ا . تمام شد ؟ ؟ این هم نقیض آن ادعا نیست و دلیل آن هم اینستکه لبنانی ها  به تضاد میان ” سعودی ” ها و ” اسراییل اعتماد کافی ندارند و از آن بیم دارند که لحظه بحرانی ، عربستان سعودی  ،آنان را در مقابل “حمله اسراییل ” تنها بگذارد ، یعنی این حزب الله و گرایشهای ملی گرایانه عربی – اسلامی و حتی مسیحی  سیاسستمداران لبنان است که بخش مهمی از امکانات مالی ج.ا. را به کار آبادانی مملکت خود گرفته است و هزینه آن هم اینستکه مثلا ” حسن نصرالله ” به ” خامنه ای ” ، ” ولی امر مسلمین  جهان” لقب بدهد و کمی هم مجیز وی را بگوید ، خب البته این هزینه زیادی نیست .

آنچه که ” مقتدی صدر ” و بسیاری از ملی گرایان عراقی هم با عطش توسعه طلبی ” شیعی – فقاهتی ”  خامنه ای کردند ، دقیقا همین بود ، اینان نیز توانسته اند از امکانات و کمکهای بی دریغ دستگاه ولایت خامنه ای برخوردارشده و موضوع دادن خسارت جنگ میان ایران و عراق را مسکوت بگذارند ، سالانه میلیونها توریست –زائر ایرانی و شیعه را به کشور خود جلب کنند ، از حمایتهای نظامی و سیاسی ج.ا. برای سرکوب ” داعش ” بهره بگیرند و اکنون زمان آن شده است که به ” سپاه ” و” سلیمانی ” بگویند ” ایرانی برو بیرون ” و این شعار نه از دهان طرفداران سیاستهای آمریکا و عربستان که دقیقا از سوی کسانی داده شده است که در هنگام نیاز از بالاترین کمکهای بلاعوض ج.ا. بهره گرفته اند یعنی این ” حسن نصرالله است ، این مقتدی صدر است ، این “بشار اسد” است که ” خامنه ای ” و ” سپاه ” و ” سلیمانی ” را به کار گرفته اند و کلاه گشادی بر سرشان گذاشته اند و ج.ا. در این معامله و در این وانفسای بحران اقتصادی فراگیر در ایران و به قیمت غارت سپرده سپرده گذاران ، ندادن حقوق دهها هزار کارگر و حیف و میل میلیاردها دلار ارز حاصل از صادرات نفتی آنچه که بدست آورده است ، دشمنی مسلمانان سنی  و ملی گرای منطقه و در عراق حتی بخشی از شیعیان آن کشور و عدم همراهی بخش های وسیعی از مردم کشور خود بوده است .

در عین حال  از خاطر نبریم که گسترش حضور سپاه و سلیمانی در شامات و لبنان ، نه الزاما به خاطر پیروزی تاکتیکهای نظامی سرداران سپاه که اساسا بخاطر نیازی بود که اروپا و آمریکا بخصوص در دوران ” باراک اوباما ” به سرکوب ” داعش ” که به عامل غیر قابل کنترلی تبدیل شده بود به ج.ا. داشتند . امروز داعش تیزی و برندگی خود را از دست داده و ” آمریکا “و ” اروپا ” در عراق و کردستان و بزودی روسیه به ج.ا. نیازی ندارند وبزودی حضور ج.ا. در این مناطق بازهم با چالشهای جدی تری روبرو می شود .  آمریکا دقیقا همین برخورد را با ” یگانهای مدافع خلق ” یعنی نیروهای کرد انجام داد و عملا این نیروهای چپگرا را  که نقش اساسی در نبرد با داعش داشتند  رابعد از محو شدن به دست ترکیه نابود کرد ، در صورتیکه اگر آمریکا می خواست از کردهای چپگرا دفاع کند در مقابل ترکیه هم می ایستاد واجازه محو آنان را به ” اردوغان ” نمی داد.

البته از یاد نبریم که آمریکا و اروپا ، برای حفظ تعادل میان ایران و عربستان سعودی  و جلوگیری از رشد ملی گرایی افراطی عربی – سنی  به گسترش حضور ایرانی – شیعی  در محدوده معینی نیاز دارند و این خود نیز یکی از مولفه های تاثیر گذار بر معادلان ژئوپولیتیکی منطقه است که با بروز ملی گرایی از نوعی که اکنون در عراق می بینیم نیز با چالش روبرو خواهد شد . این چالش خود رادر بی رنگ شدن ادعای ” ولایتی ” مشاور امور بین المللی ” خامنه ای ” نشان داد که مدتی پیش در اظهار نظری غیر کارشناسانه که نشان دهنده بی اطلاعی این مشاور عالی بود: “ولایتی در این دیدار ضمن تهدید کردن واشینگتن، اعلام کرده تهران به لیبرال‌ها و فعالان جامعه مدنی غیرهمسو با ایران اجازه بازگشت به قدرت در عراق را نخواهد داد.”

وی و خامنه ای قدرت درک این واقعیت را نداشته اند که پیروزی های نسبی سپاه در عراق و سوریه و لبنان هم در عین حال  بخشی از استراتژی منطقه ای قدرتهای بین المللی موثر در این کشورها و دامن زدن به تضاد میان شیعه و سنی  بوده است ، و ” خامنه ای ” به خاطر قدرت طلبی و تبدیل خود به ” ولی امر مسلمین ” به عامل دست سیاستهای آمریکا و اروپا تبدیل شد .

 چنان که ” سلیمانی ” و ” سپاه قدس ” مثلا در بحرین با جمعیت عمدتا مسلمان نتوانسته است هیچ موفقیتی بدست بیاورند  چون آمریکا و بریتانیا درمقابل پیشرفت ” سلیمانی ” در این دومنطقه استراتژیک ایستادند و یا سیاست ج.ا. در ” یمن ” عملا زمینگیر شده یعنی بخشی از موفقیتهای ج.ا. در منطقه دقیقا بخاطر این بود که این موفقیتها در راستای سیاستهای منطقه ای آمریکا و اروپا و روسیه بود و الزاما بخاطر سیاستمدار بودن ” خامنه ای ” و ” نبوغ نظامی ” ، ” سلیمانی ” نبوده است ، یعنی روسیه و آمریکا و اتحادیه اروپا آگاهانه  این پیشرفتها را نادیده گرفته  و حتی از آن حمایت هم کرده اند . روسیه نیز از قدرت گیری یک دولت سلفی و افراطی در سوریه و منطقه و تاثیر بر پایی چنین دولتی بر مناطق مسلمان نشین قفقاز و آسیای میانه بدشت نگران بوده و به حضور و قدرت گیری شیعیان با نظر مثبت نگاه می کرد .

از خاطر نبریم که درست دوسال پیش در سوریه که دو موشک پیشرفته ” خلاء ” که برای ترور ” مصطفی بدرالدین ” از مسئولین بلند پایه ” حزب الله لبنان ” ، به کار گرفته شد درست 20 دقیقه بعد از خروج ” قاسم سلیمانی ” از محل جلسه ای که در یکی از ساختمانهای محل استقرار گروه فرماندهی ” حزب الله ” در سوریه ” بر قرار شده بود صورت گرفت ، ایا این خود نمی تواند این ظن را به ذهن بیاورد که فرماندهی شلیک موشکهایی که به کشته شدن مصطفی بدرالدین ” انجامید نمی خواسته که قاسم سلیمانی کشته شود ؟ آیا این خود  دلیل آن نیست که سیاستهای ” ج.ا.” در منطقه  در عین حال مورد نیاز آمریکا و اروپا و حتی روسیه بوده است و آن محو گروه خود سر و غیر قابل کنترل ” داعش ” و محدود کردن سیاستهای بلندپروازانه عربستان سعودی بر ای تسلط کامل بر منطقه است .

 اکنون و در سال 1397-2018 آمریکا و اروپا و تا حدودی هم ” روسیه ” و حتی ” عراق ”  آن نیازی را که در دوران مبارزه داغ با ” داعش ” به ” تهران ” داشتند ، دیگر ندارند . زمان محدود کردن ” سپاه قدرس ” و ” سلیمانی ” نیز فرارسیده است . این بی نیازی آهسته آهسته خود را نشان خواهد داد

 شاید اگر ” مقتدی صدر ” به ایران پشت می کند ، شاید اگر مقامات روسیه از لزوم بیرون رفتن ج.ا. از ” سوریه ” صحبت می کنند و آمریکا برای ” تهران ” شمشیر را از رو بسته است به این علت باشد که تاریخ مصرف سیاستهای  بلند پروازانه منطقه ای ” خامنه ای ” برای این بازیگران جهانی و منطقه ای در خاور میانه به پایان رسیده باشد . آیا سپاه قدس باید بزودی به پادگانهای خود بازگردد که اگر اینطور شود  این بازگشت بعنوان شکست تلقی شده و تضاد میان ” سپاه ” و ” خامنه ای ” زمینه بروز خواهد یافت .

 

Advertisements

Tagged as: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, مقالات و نوشته های ژئو پولیتیک ایران ، خاور میانه ، زوسیه و ایران, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: