به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

ج.ا. مزه اولین شکست در”صدور انقلاب اسلامی” را در “تاجیکستان” چشید !

 

parchamparchamirangif

 

کند و کاوی در روابط میان ایران و تاجیکستان . چگونه مردم ایران دوستی نزدیکترین ملت و دولت به خود را ، ازدست دادند ؟ بخش دوم

 در بخش اول از عشق و علاقه تاجیکان به ایرانیان گفتیم و نشان دادیم که این عشق نه فقط در کوچه و بازار که در سطوح روابط دولتی و دیپلماتیک نیز خود را نشان می داد . تاثیر گذاری ج.ا. بر روابط سیاسی – اجتماعی و در جنگ داخلی تاجیکستان به حدی بود که دولتمردان ایرانی به عنوان یکی از طرفهای ثابت مذاکرات صلح میان احزاب و گروههای درگیر جنگ داخلی در آن کشور در تمامی مذاکرات صلح حضور موثر داشتند . در این نوشته به دنبال پاسخ به این سئوال هستیم که کدام زمینه های سیاسی واجتماعی باعث پیدا شدن دلائل سرد شدن روابط این دو کشور شدند .

در سالهای اولیه بعد از فروپاشی ، تاجیکستان شاهد نوعی آزادی در انتخاب زبان ، روابط سیاسی و حتی نوع حکومت و ساختار سیاسی بود .  تاجیک ها فکر می کردند اکنون دیگر می توانند به محض اینکه  اراده کنند که به فارسی بخوانند و بنویسند اراده اشان متحقق  خواهد شد ، فکر می کردند می توانند اراده کنند تا دولتی با روابط دموکراتیک داشته باشند تا به آن برسند ، فکر می کردند ایران بعنوان کشوری که مهد فارسی زبانان دنیا و مرکز شعر و ادبیات وفرهنگ فارسی است ، بطور طبیعی برای به اجرا در آمدن این خواسته ها در کنار آنها خواهد بود و طبیعتا کشوری ( یعنی ایران ) که بتواند در رساندن آنان به خواسته های تاریخی اشان به کمک آنان بشتابد روابط نزدیک و گرم سیاسی ، اجتماعی واقتصادی با تاجیکستان خواهد داشت .

حالا  یک به یک به موانعی که بر سر بواقعیت در آمدن این خواسته ها بود می پردازیم و بطور طبیعی وقتی خواسته هایی که بر آن اساس رابطه نزدیک با ایران را توجیه می کند از میان رفتند ، رابطه میان این دو کشور هم بسردی گرایید .

  • بازگشت به خط و زبان نیاکان .

بعد از فرو پاشی اتحاد جماهیر شوروی ، در همه کشورهای سابق عضو اتحاد شوروی  تلاشهای زیادی برای برون رفت از سیطره خط و فرهنگ و ادبیات روسی در این کشور ها آغاز شد ، در تاجیکستان نیز این تلاش به شکل گسترش یافتن انتشار ادبیات دری – تاجیکی نویسندگانی مانند صدرالدین عینی ، لایق شیرعلی وآثار نویسندگان ایرانی و در سطح کوچه و بازار شیوع و همه گیر شدن نوارهای خوانند گان فارسی زبان ساکن آمریکا به چشم می خورد . در بسیاری از موارد ، این عشق  و علاقه ، خود را به شکل ابراز تنفر از فرهنگ روسی که بسیاری از روشنفکران تاجیک آنرا ادبیات استعماری می دانستند ، نشان می داد ، در آنروز ها در تاجیکستان شاهد بد رفتاری با روسهای ساکن تاجیکستان بودیم که عموما هم افراد صاحب تخصص در امور مختلف تکنیکی ، اداری و انفورماتیک بودند ، به زنان ودختران روس توهین می شد و گاها مورد سوء رفتار قرار می گرفتند . اما موضوع تغییر خط و زبان به این سادگی ها نبود ، مثلا در یک مورد که من شاهد آن بودم در دانشگاه دولتی پزشکی که من خود در آنزمان در آنجا در رشته پزشکی تحصیل می کردم بود ، ج.ا. تعداد زیادی کتاب پزشکی( وعموما هم بصورت مجانی ) در اختیار آن دانشگاه قرار داده بود ، اما مشکل این بود که در میان اساتید و دانشجویان کسی که بتواند آن کتابها را بخواند وجود نداشت و بعد از این ، مشکل دیگر آن بود که فهم اصطلاحات معادل فارسی که در مقابل عبارت های تخصصی پزشکی وجود داشت  برای تاجیکها قابل فهم نبود مثلا در مقابل کلمه انگلیسی 1و در ادبیات پزشکی فارسی کلمه ” التهاب ” بکار برده می شد  ، ” تاجیک ها “نه تنها التهاب ”  را نمی فهمیدند که حتی تلفظ آن هم برایشان مشکل بود و در مقابل کلمه ” دم کردگی ” یعنی ”  ورم ” را می فهمیدند که یک عبارت سنتی بود و در جامعه پزشکی کسی آنرا نمی فهمید ونمی توانست  وضعیت طبی که کلمه ” التهاب ” توضیح می دهد را بیان کند ، اما عبارت مصطلح که همه تاجیکها از پزشک و پرستار وداروخانه چی و کوچه و بازار آنرا می فهمیدند و بدون مشکل برای همه قابل مبادله بود اصطلاح روسی 2بود که از آن و براحتی همان ” التهاب “مستفاد می شد  و برای همگان قابل فهم بود . من خود از این یک مثال استفاده کرده و می گویم که چنین مشکلاتی در همه حوزه های زندگی اجتماعی از اقتصاد و سیاست گرفته تا دین و اعتقادات و  روابط نظامی ودولتی در معمول کردن خط فارسی وجود داشت ، تاجیکها به زبانی صحبت می کردند که آمادگی توضیح و تبیین تمامی وجوه زندگی مدرن را نداشت ، زبان دری که تاجیکها به آن صحبت می کردند طی هفتاد سال  ، عملا به زبانی مهجور و ناتوان تبدیل شده بود ، تاجیکها حتی زمانی که به دری صحبت می کنند، روسی فکر می کنند ، ساختاردستوری  زبان دری – تاجیکی یک ساختار زبانی بشدت تحت تاثیر دستور زبان و حتی رسم الخط  زبان روسی است و تا الان هم هنوز وضع به همین شکل است .هر چند که مردم تاجیکستان خود سعی وافر دارند که مانند ایرانی ها به فارسی صحبت کننند .

 مثلا وقتی یک ” تاجیک ” می خواهد از فرد مورد علاقه خود نام ببرد لغت ” دوست داشته ” را به کار می برد و این لغت ترجمه تحت اللفضی “ 3 است که از آن همان معنای  “فرد مورد علاقه “در زبان فارسی مستفاد می شود . بنابراین تاجیکها  بعد از مدتی بدلایل دیگری هم که آنرا توضیح خواهم داد از خیر بازگشت به خط و زبان نیاکان گذشته و به استفاده از همان خط سیریلیک ادامه دادند ، هر چند که زبان رسمی آنان خط وزبان دری تاجیکی است ، اما تا کنون هم که بیش از دو دهه از استقلال آن کشور می گذرد ، زبان دری تاجیکی هنوز نتوانسته در حوزه های علمی – تکنیکی و اجتما عی خود را به روز کرده و این زبان روسی است که عملا سیطره خود را بر مراکز دانشگاهی و علمی و تکنیکی آن کشور حفظ کرده است . به نظر من عدم توانایی در به روز کردن زبان ملی آن کشور یکی از دلایلی بودکه ضربه ای مهم به نیاز به گسترش ارتباط با ” ایران ” زد .

  • برپایی دولت دموکراتیک و مدرن

مردم و سیاستمداران تاجیک بعد از فرو پاشی و بصورت گسترده و مانند اغلب کشورهای سابق اتحاد شوروی نه تنها از دولت توتالیتر بدشان می آمد که متنفر هم بودند . از چهره های سیاسی ” رهبر ، پدر و پیشوای ملت ” دل خوشی نداشتند ، از اقتصاد و سیاست متمرکز به شکل ” اقتصاد دولتی ” خاطره خوبی نداشتند ، سیاستمداران و روشنفکران تاجیک در برخوردهای اولیه با ساختار حکومتی ج.ا. متوجه می شدند که در ایران ، یک روحانی (خمینی  و بعد خامنه ای ) خود را پیشوای ملت می دانستند ، سختار اقتصادی دولتی و عده ای برگزیده بر سرنوشت کشور حاکم هستند و این خود اولین زمینه ها برای روی گردانی آنها از گسترش ارتباطات سیاسی  با دولت و نظام حاکم بر ایران بود. البته ممکنست شما مخاطب گرامی سئوال کنید پس چرا در عموم کشورهای سابق اتحاد شوروی با روسای جمهوری مادام العمر روبرو هستیم ؟ در پاسخ به این سئوال می توان گفت میان خواستن تا به اجرا در اوردن فاصله عمیقی وجود دارد که این فاصله را اشکال التقاطی و چند وجهی پر می کند ، کشورهایی که تحت سیطره فرهنگ روسی – بالشویکی قرار داشتند و ساختار ها ی سیاسی – اجتماعی بر آن اساس شکل گرفته بود در فاصله کوتاه نمی توانستند تمامی آن روابط و الگوها را تغییر دهند .

  قطعا از کشورهایی که مستقیما از کشورهایی مبتنی بر روابط قبیله ای وارد ساخت سیاسی اتحاد شوروی شدند نمی توان انتظار داشت که بلافاصله بعد از اعلام استقلال صاحب دولتی مدرن و مبتنی بر تفکیک قوا و انتخابات صد در صد آزاد و احزاب مستقل و آزاد شوند ، اما به هر حال حاضر هم نبودند کشوری را به عنوان الگوی خود بپذیرند که در آن  ساختار سیاسی مبتنی بر پیشوا و اقتصاد متمرکز و دولتی حاکم بود . در مقابل کشورهای آذربایجان ، ازبکستان ، ترکمنستان با زبانهایی با ریشه ترکی  در الگو قرار دادن ” ترکیه ” با این مشکل روبرو نبودند .

3 – حاکم بودن “دولت دینی” در ایران

دین اسلام در تاجیکستان بسیار پایه دار و قوی است و تاجیکستان یکی از کشورهایی است که بسیاری از مردم آن یکماه قبل از شروع ” رمضان ” به استقبال رفته و روزه می گیرند ، اما دین در تاجیکستان اساسا وجه سیاسی ندارد و جنبه عرفی آن و عدم دخالت در امور شخصی افراد وجه غالب آن است . یک تاجیک شهر نشین که ممکنست در شبانه روز پنج بار نماز بخواند و روزه هم می گیرد و به مسجد هم برود ، ممکنست  دارای دخترانی باشد که  اساسا بی حجاب و خیلی هم مد روز باشند و بابیکینی به ساحل  بروند و کسی هم به او اشکال نمی گیرد که چرا دخترانش حجاب ندارند . مردم  شهر نشین و ساکن شهرهای بزرگ تاجیکستان از دین که بعنوان یک ایدئولوژی بخواهد در امور شخصی آنان دخالت کنند بشدت  تنفر دارند و دین  مورد تبلیغ ج.ا. چنین دین و عقیده ای بود 

” روحانیون ”  در تاجیکستان در 70 سال حاکمیت شوروی ، عملا بعنوان یک نهاد  مرجعیت اجتماعی از رده خارج شده بودند ومردم به آنان بعنوان دعا نویس و فالگیر و افراد بی سواد نگاه می کردند ، در حقیقت ، روحانیون تاجیکستان افرادی با اطلاعات بسیار ابتدایی از دین و مذهب بودند .

در یک مورد که پیش نماز  محله  ” اسماعیل سامانی ” شهر دوشنبه  به نام ” ملا سبحان ” توسط جمهوری اسلامی به ایران دعوت شده بود تا از آنجا به ” مکه ” اعزام شود ، با رسیدن به مشهد ، برای اعزام به ” عربستان ” ، و با دیدن قبه و بارگاه امام رضا ، فکر کرده بود که این همان مکه است وبا دیدن جمعیت گریان و نالان زیارت  کننده شروع به زیارت بقول خودش ” کعبه تالله ” کرده و مانند زائرین زار زار گریه کرده بود . به وی گفته بودند که اینجا مشهد است و بعدا به مکه اعزام می شود .  بعد از بازگشت از مکه  ( وی در یک شرکت کارگر نظافتچی بود و به این خاطر که  پدر و پدر بزرگش در زمان خانات بخارا روحانی بودند ، برای مردم مقام مذهبی داشت  ) من از وی پرسیدم خوب بگذار که آنجا کعبه تالله بود چرا گریه می کردی ؟ ملا سبحان چنین جواب داد : از این همه بدبختی که در طول 70 سال بر سر مسلمین تاجیکستان آمده سخت به گریه افتادم و از خدا خواستم که حکومت رسول الله را بر ما حاکم کند . وی با اینکه وهابی بود اما فرقی میان خانه خدا و امام رضا و شیعه وسنی نمی دانست و اساسا اطلاعاتی در این موارد نداشت از وی پرسیدم که خب همان امام رضا که خود را به ضریحش چسباندی و گریه کردی چه کسی است ؟ گفت : نمی دانم اما می گفتند یک اقای بزرگی بوده و شفا می داده و معجزه می کرده است !

دهها و صدها فرد مانند ملا سبحان که افراد حاشیه نشین اجتماعی باقی مانده از روابط دوران شوروی و یا بعد از فروپاشی هستند  در قدرت گیری ” نهضت اسلامی ” بر پایی یک خلیفه گری اسلامی را در ” تاجیکستان “آرزو می کنند . در نماز های پر جمعیت  جمعه در ” شهر دوشنبه  ” بسیاری از چهره های بسیار متعصب وهابی را می توان دید که آماده ضعف قدرت مرکزی برای دست یازیدن به قدرت سیاسی هستند . اینان خطر مهمی برای امنیت وآسایش تاجیکستان و دره فرغانه و آسیای میانه هستند و بعد از همه اینها از یاد نیریم که جمهوری اسلامی وجهه همت خود را بر تقویت چنین گرایشاتی نهاد و تا کنون هم نهاده است .با اینکه مسلمانان تاجیکستان ” وهابی ” بودند و از نظر مرکزیت مذهبی تحت کنترل ” عربستان سعودی ” بودند ، اما فعالان نهضت اسلامی ، در ارتباط با جمهوری اسلامی بعضی از شعاتر شیعی مثل بر گزاری مراسم عاشورا را در حسینیه تحت زعامت ” اکبر تورجان زاده ” قاضی شرع بجا می آوردند ، و ج.ا. به این چنین وحدت های ظاهری دلخوش کرده بود که گویا شعائر شیعه را در یک کشور سنی ، معمول کرده است ، اما اینها توهمات بود و صدور انقلاب اسلامی به تاجیکستان خواب و خیالی بیش نبود و همان اعضای جنبش که در سالهای جنگ داخلی به تهران گریختند و به هزینه ملت ایران در آنجا درس خواندند و به دانشگاه رفتند در بازگشت به تاجیکستان وگرفتن پست های دولتی در پی قرار داد آتش بس و پایان جنگ داخلی  هیچ گونه طرفدرای از مواضع ج.ا.. .  نمی کردند  .ج.ا. برای انها  گاو شیردهی بود که صرفا می خواستند بعنوان کارت بازی در مذاکرات صلح از حمایت سیاسی آن استفاده کنند ، تاجیکها چه اپوزیسیونی که اکنون و بعد از مذاکرات صلح ؛ چند وزیر در دولت داشت و  چه دولتمردان سکولار، بعد از پایان جنگ داخلی ، عملا حضور ج.ا. را به عامل پیش برنده و قدرت گیری گرایش های  افراطی – دینی می دیدند  و به هر شکل می خواستند از شر حضور این نظام در کشور خود خلاص شوند . به نظر من اگر بخاطر پشتیبانی روسیه از حضور ج.ا. نبود ، دولتمردان تاجیک مدتها پیش رابطه خود با ج.ا. را قطع کرده بودند .

 از سوی دیگرو به همین دلیل ، رهبران مذهبی که اکنون و بعد از فروپاشی به چهره های سیاسی تبدیل شده بودند فاقد کاریزما ویا تجربه کار سیاسی بوده و در طول عمر اتحاد جماهیر شوروی عموم روشنفکران ماتریالیست که اکنون بشدت هوادار گسترش ارتباط با آمریکا و اروپا بودند قدرت را در دست گرفته بودند ، حتی در دورانی که دولت موقت برهبری ” اسکندرف ” قدرت را در دست داشت ، رهبری جمعیت خیابان در دست رهبران مذهبی اما کنترل امور دولتی در دست روشنفکران ملی گرای سکولار بود که نقدهایی هم به شوروی داشتند ، با نگاه کردن به چنین زمینه  سیاسی – اجتماعی می توان فهمید که جمهوری اسلامی در میان روشنفکران سکولار و کمونیستهای سابق که عموم دولتمردان و فعالان سیاسی کشور از میان آنان بر می خواستند هیچ شانسی نداشت. جمهوری اسلامی  اما بنا بر سعی در صدور انقلاب اسلامی وجهه همت خود را بر تقویت رهبران مذهبی نهاد و تا کنون هم گذاشته است که اساسا یک مذهب بسیار سنتی را رهبری کرده  و در آرزوی بقدرت رساندن بخش هایی از مردم تاجیکستان هستند که دارای سطح سواد و آموزش وتربیت سیاسی بسیار پایین هستند ومبلغ یک نوع اسلام داعشی – سلفی و در حوزه سیاست طرفدار خلافت اسلامی هستند ، ممکنست بگویید که مثلا  اکنون رهبر  نهضت اسلامی تاجیکستان ” محی الدین کبیری ” فردی است که لباس مذهبی نپوشیده و کراوات هم می زند ، اما این موضوع ، تعیین کننده نیست ، مهم آن توده روستایی  و روحانیون درجه دو وسه هستند که بعد از قدرت گیری احتمالی ،بدنه اجرایی خلیفه گری و دولت اسلامی مفروض را تشکیل خواهند داد و همانها  صاحب تفکرات بشدت ارتجاعی و ضد مدرن و ضد روس هستند که اگر حاکم شوند اشکالی التقاطی از خلیفه گری و دولت شبه مدرن  رابر تاجیکستان حاکم خواهند کرد . من خود با بسیاری از روحانیون عادی آن کشور بر خورد داشته ام ، مثلا کافی است تاسبیل یک فرد کمی بلند باشد تا وی را حرام زاده بخوانند  و اثبات بکنند که نطفه وی در دوران حرام بسته شده است .در ماه رمضان روزه خور را باید شلاق بزنند و بدنبال برپایی حکومت رسول الله با درکی بسیار ابتدایی از دین و سیاست و اجتماع  هستند 

وقتی فعالین سیاسی و روشنفکران می دیدند که ج.ا. اساس ارتباط خود را تاجیکستان را بر مبنای تقویت چنین گرایشاتی گذاشته است ،  طبیعتا نوعی دلزدگی و ترس از گسترش نفوذ ج.ا. در کشور خود در آنها بوجود می آمد . مثلا در همان اوان جنگ داخلی در تاجیکستان احتمالا در سال 1992 ویا 1991 در در ” منطقه رشت ” مرکز ناحیه ” غرم ” در 200 کیلومتری ” دوشنبه پایتخت تاجیکستان ” از سوی فعالین سیاسی – مذهبی این منطقه که یکی از مراکز نفوذ و قدرت  ” نهضت اسلامی تاجیکستان ” بود ، ” جمهوری اسلامی رشت ” اعلام شد و عمر آن هم شاید به چند روز بیشتر نکشید ، پرچم این جمهوری همان پرچم سه رنگ تاجیکستان بود اما در قسمت سفید و وسط آن ،  آرم ” الله جمهوری اسلامی ” نقش بسته بود ، جمهوری اسلامی بسرعت دست بکار شد و شروع به پخش اخبار سراسری و برنامه های صدا و سیما  برای آن منظقه کرد و عملا در این توهم بود که می تواند در آنجا که دارای مردمی بشدت سنتی و کشاورز بودند ، پایگاهی بر پا کند ، بسیاری از مردم وقتی می دیدند که گوینده اخبار خانم  با مقنعه و روسری سیاه  در برنامه ظاهر می شود وحشت می کردند ، هر چند که افراد مذهبی از چنین هیئتی برای یک زن گوینده اخبار خوششان می آمد ، اما باید توجه کرد که فضای روشنفکری و فعالان سیاسی در آن سالها و در کشور تاجیکستان نه در اختیار بنیاد گرایان که تحت کنترل روشنفکران سکولار بود که اساسا و بعد از فروپاشی  و تحت تاثیر اعضای غربگرای سابق حزب کمونیست اتحاد شوروی ، بسیار به غرب و بهبود روابط کشور خود با ” آمریکا ” و ” اروپا ” تمایل داشتند . مجموعه چنین مسائلی زمینه های تضعیف ارتباط با جمهوری اسلامی را در آن کشور پدید آورد 

نقش و موضع روسیه در جنگ داخلی تاجیکستان 

از سوی دیگر ” روسیه ” که بر خلاف آنچه که در دیگر کشورهای سابق شوروی انجام داد نمی خواست ” تاجیکستان ” را ترک کند و ویگان  نظامی خود با نام ” دیویزون 201″ را تا امروز هم در آن کشور حفظ کرده است و علت آنهم  1- کارخانه آلومینیوم تاجیکستان با ظرفیت تولید  سالانه 600 هزار تن  2- کانها و معادن اورانیوم  در شمال تاجیکستان 3 – موقعیت استراتژیک تاجیکستان در همسایگی افغانستان  بود . روسیه به هیچ عنوان تمایل نداشت که ” اسلام گرایان ” در تاجیکستان به قدرت برسند اما برای به تحت کنترل در آوردن آنان به کمک جمهوری اسلامی نیاز داشت  . موضعی که روسیه  در سوریه نسبت به ادامه حضور ج.ا. داشت و دارد .

بر همین اساس ” روسیه ” در درگیری های داخلی منجر به جنگ داخلی در ” تاجیکستان ” جانب ” امام علی رحمان ” که از مسئولین محلی حزب کمونیست سابق تاجیکستان بود را می گرفت ، چه اینکه در آن زمان چند گرایش اساسی سیاسی در تاجیکستان وجود داشت 1- کمونیستهای سابق که اساسا از منطقه جنوب ( کولاب یا ختلا ن زمین ) بودند و خود را در تشکلی با نام ” جبهه دموکراتیک خلق ”  تحت رهبری یکی از مسئولین محلی حزب ” امام علی رحمان اف “متشکل کرده بودند 2- در منطقه شمال تاجیکستان وخجند که بطور سنتی همه سیاستمداران تاجیکستان شوروی از آن محل بودند نوعی غربگرایی حاکم بود وطبیعتا روسیه به سیاستمداران این منطقه هم اطمینان چندانی نداشت اینان تحت رهبری بازرگان ثروتمند ” عبدالملک عبدالله جانف ” بودند که وی در زمان ریاست موقت ” اسکندراف ” بر دولت نخست وزیر وی بود   .3  ” غرم ” و ” قرقان تپه ” و مرکز تاجیکستان اساسا حوزه کنترل و نفوذ ” نهضت اسلامی تاجیکستان ” بود ، 4 بدخشان و پامیر که محل سکونت طرفداران مذهب اسماعیلیه بودند نوعی ملی گرایی اسلامی را بنمایش می گذاشتند و در حرکت های نهایی به سوی نهضت اسلامی تاجیکستان موضع گیری می کردند ، در دوران ریاست جمهوری موقت ” اکبر شاه اسکندرف ” عملا  اپوزیسیونی مرکب از اسلام گراها ، خجندی ها و پامیری ها قدرت را در دست داشتند ، اما جبهه دموکراتیک خلق بعنوان کمو نیستهای سابق ، مورد نظر ” روسیه ” بودندو ” کرملین ” مذاکرات صلح را بسوی قدرت گیری آنان هدایت کرد و شمال تاجیکستان یعنی ” خجندی ها عملا و در تحلیل نهایی جانب جنوب و کولابی ها را گرفت.  جمهوری اسلامی که پایگاه خود را در میان بنیاد گرایان می دید ، عملا و بعد از فرار رهبران دولت موقت و اسلام گرایان به ” ایران ” ، به مرکز تجمع فعالین ملی – اسلامی و رهبران ” نهضت اسلامی تاجیکستان ” تبدیل شد و این خود برای روشنفکران ، جوانان و سیاستمداران تاجیک که عموما هم شهر نشین بوده و توانسته بودند بخشهای وسیعی از مردم کولاب و ختلان زمین و خجند  را جذب کنند ؛ بسیار نا خوشایند بود .

در بخش سوم این نوشته به فعالیتهای تخریبی ج.ا.که در مواردی می توان به بعضی ترورها ی صورت گرفته در آن کشور هم اشاره کرد و ضربه نهایی را به نفوذ ایران در ” تاجیکستان ” زد اشاره می کنیم .  موقعیت ج.ا.در تاجیکستان چنان تضعیف شده است که ایران حتی یک مرکز آموزش خط و زبان فارسی در آن کشور ندارد ، در حالیکه ترکیه صاحب چندین مرکز آموزش خط و زبان ترکی در آنجاست ، “کمیته خمینی” با اینکه خدمات بلاعوض عرضه می کرد اما از آنجا که به شکلی بسیار زیرکانه  در پی تربیت بنیاد گرایان مذهبی برای کسب قدرت بود ، از سوی دولت تاج��کستان تعطیل شد . ج.ا. در تاجیکستان فریب خورد و با هزینه بسیار سیاسی و مالی تقریبا هیچ چیز بدست نیاورد. ج.ا. مزه اولین شکست در”صدور انقلاب اسلامی” را در “تاجیکستان” چشید !  در بخش سوم همچنین به وقایع جنگ داخلی درتاجیکستان ، اشاره خواهیم داشت .

 

1Inflammation

2-воспаление

3-любими

 

 

 

 

Advertisements

Tagged as: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: