به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

و بدینسان “ترامپ” و ” رضا پهلوی ” به دام ” اطلاعات سپاه ” افتادند

 

اتخاذ سیا ست ” تغییر رژیم ” از سوی ” دستگاه دیپلماسی ” آمریکا و بر گرداندن مسیر آن ازشعار کلاسیک “ دخالت نظامی ” به ” حمایت از اعتراضات مردمی ، موردی بود که بعد از رفتن ” باراک اوباما ” از ” کاخ سفید ” و انتخاب ” دونالد ترامپ” بسمت ” ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا” ، شاهد آن بودیم . در راستای این تغییر، اعمال تحریمهای کمر شکن با هدف به صفر رساندن صادرات نفت و به حداقل رساندن دریافت ارز حاصل از صادرات ، با امید به هر چه مشکل شدن معیشت مردم و کشاندن گرسنگان و ناراضیان نیز در دستور کار دستگاه جدید دیپلماسی آمریکا قرار گرفت .

دستگاههای اطلاعاتی ” ج.ا.” نیز در این میان بیکار ننشستند و با توجه به اینکه میدانستند که اعمال تحریمها بعد از خروج ” امریکا ” از “توافقنامه  برجام ” زمینه به هم پیوستن اقشارنیمه مرفه و ساکنان شهرهای بزرگ به کارگران و حاشیه نشینان شهری را که در دی ماه 1396 به خیابانها آمدند را فراهم می کند ، باید راه حلی پیدا می کردند که رهبری اقشار متوسط و نیمه مرفه را از دست زدن به تظاهرات و پیوستن آنان به  شورش احتمالی گرسنگان را منتفی می کردند و بر همه روشن است که اصلاح طلبان  از بیشترین امکان برای کشاندن دانشجویان ، کارمندان ، دانشگاهیان و روشنفکران به خیابان بر خوردار بودند و هستند اما این ارتباط روز تا روزدر حال ضعیف شدن است .

در جهت خنثی کردن اصلاح طلبان و نپیوستن آنان به اعتراضات و حتی مقابله با آن باید سمت وسوی تظاهرات دی و مرداد 1396 به سویی می رفت که شدیدا موجب هراس اصلاح طلبان می شد و بهترین راه معرفی کردن تظاهرات مردمی به تظاهراتی بود که منحصرا خواهان بازگشت سلطنت بودند .

 اکنون می توان با اطمینان گفت که سر داده شدن شعارهای دفاع از ” خاندان پهلوی ” و ” طلب بازگشت ولیعهد ” ، شعارهایی کارسازی شده بوده و اساسا توسط  اطلاعات سپاه ” برنامه ریزی شده بوده است . مهمترین دلیل این ادعا اینستکه شعارهای ” دفاع از خاندان پهلوی ” و ” طلب بازگشت ولیعهد ” در تظاهرات هر روزه ای که بعد از آن در تمامی ایران شاهد آن هستیم نه تنها گسترش نیافت که بطور کلی ناپدید شدند . اگر سر داده شدن این شعارها بطور طبیعی و بیانگر میل و اراده طبیعی معترضین و شرکت کنند گان در تظاهرات بود باید و با توجه به شدت یافت فعالیتهای تبلیغاتی ” رضا پهلوی ” ، گسترش می یافت ، عمق پیدا می کرد و به یک درخواست عمومی شرکت کنند گان در تظاهرات تبدیل می شد . اگر درخواست بازگشت خاندان پهلوی به قدرت ، در خواست و آرزویی همگانی بود می بایست در تظاهرات کشاورزان که معمولا و بطور طبیعی میان برگزیدن روحانیت یا شاه در نوسان هستند ، شاهد قوت گرفتن  آن شعارها نیز می بود یم و دیدیم که چنین نشد و بنطر ما که از همان روز اول شعارهای دفاع از ” خاندان پهلوی ” را کارسازی شده می دانستیم ، این شعار ها عمومی هم نخواهد شد.البته اینموضوع را باید در کنا ر واقعیت دیگری مورد نظر قرار داد و اینکه تا زمانیکه ج.ا. متشکل از اصولگرایان و بخصوص اصلاح طلبان فضای سیاسی و تبلیغات فرهنگی را در دست دارند ، می توان از همه گیر نشدن خواست بازگشت ” رضا پهلوی ” بقدرت سخن گفت اما در حالت خلاء قدرت و نبود اپوزیسیون متشکل دیگری غیر از رضا پهلوی ، یا در حالت فروپاشی نظام ، رضا پهلوی نه از نظر تشکیلاتی که از نظر گفتمان سلطنت که برای بسیاری از روستاییان و اقشار سنتی ، یک گفتمان دم دستی و آماده و تاریخا آشنا است ، بیشترین شانس را برای بازگشت بقدرت دارد . یعنی نقطه قوت طرفداران  نظام سابق و رضا پهلوی بصورت بالقوه است و اشتباه اینان اینستکه این نقاط قوت خود را بالفعل فرض می کنند و این خود دروحدت بخشی به نیروهای طرفدار رژیم تاثیر دارد

” ج.ا.” مطمئن بود که با سر داده شدن این شعارها ” رضا پهلوی ” و میز ایران در در وزارت امور خارجه آمریکا ، کار را تمام شده فرض کرده و با هماهنگی علنی تری شروع به فعالیت ، تشدید تحریمها و آماده شدن برای بازگشت به ایران خواهند کرد و بدون اینکه ” ج.ا.” فعالیتی بکند ، بسیاری از مردم این هماهنگی ها را دلیل اساسی بر عزم دخالت آمریکا در امور ایران و ” نزدیکی ” بسیار زیاد این دو به هم  دانسته و بر فعالیت  های سیاسی آنان  بر علیه ” نظام ” تاثیرمنفی  خواهد گذاشت .

 آن شعارها سر داده شد و موجب وحدت همه جناحهای رژیم شد ، اصلاح طلبان در مقابل تظاهرات مردمی ایستادند و همین امر موجب شد که اقشار متوسط ، شهری و نیمه مرفه که جز اصلاح طلبان امکان تشکل یابی دیگری ندارند نیز هیچگونه حمایتی از اعتراضات مردمی نکنند .

از دیگر سو ، ” دستگاه اداری کاخ سفید ” تحت رهبری ” دونالد ترامپ ”  فریاد های شوق انگیز طرفداران ” رژیم سابق “را حمایت بالفعل و پر شور تظاهر کنند گان از ” رضا پهلوی ” دانسته و شروع به حمایت همه جانبه از وی  فرشگرد و رسانه های وابسته و مدافع این گرایش کردند ، اما حقیقت اینستکه این حمایت ،دست رژیم را برای تبلیغ بر روی وابسته بودن رضا پهلوی به نیروهای خارجی باز می کند ، آنچه که درواقعیت وجود دارد تمایل به سلطنت در صورت فروپاشی نظام ، نابودی کامل گفتمان اصلاح طلبی و هرج و مرج و در خطر قرار گرفتن کیان مملکت است که بخشهایی از اقشار سنتی میل به بازگشت رضا پهلوی پیدا خواهند کرد .

از نظرطرفداران نظام سابق بالاترین دلیل  محبوبیت مردمیولیعهد شعار بازگشت “ولیعهد ” سرداده شدن شعار های دفاع از خاندان پهلوی از سوی شرکت کنند گان در تظاهرات است و و آمریکایی ها نیز  یکسره شروع به مطرح کردن ” رضا پهلوی ” کردند ، حضور وی در تلویزیون ” اینترناسیونال ” در ” انستیتو واشنگتن ” ، تشکیل گروه ” فرشگرد ” با اهداف و ادبیات ” حزب رستاخیز ” ، سر داده شدن شعار هواداران ” شاهزاده ” از سوی ” برایان هوک ” مبنی بر ” اخراج فرزندان کارگزاران رژیم ” و ضبط اموال آنان ، که در تعاقب آن ” رضا پهلوی ” نیز در خواست “ضبط اموال و دارایی های ج.ا” را داد ، همه و همه نشان داد که ” شاهزاده ” و ” ترامپ” به دام تبلیغات روانی ” دستگاههای اطلاعاتی رژیم افتاده و بر روی سرمایه ای کهدر حال حاضر واقعا موجودنیست اما ممکن است در آینده در شرایط معینی بوجود بیاید سرمایه گذاری کردند .

از دیگر سو ” رضا پهلوی ” و طرفدارانش نمی توانستند از این هدیه ای که توسط ” دستگاههای اطلاعاتی ” رژیم نصیبشان شده بود ، صرف نظر کرده و شروع به تبلیغات بر روی همین ” شعارها ” کردند که کار تمام است و مردم ” پهلوی ها ” را طلب می کنند . نمی شود ادعا کرد که خاندان پهلوی در میان مردم ایران طرفدار  ندارد اما شعارهای سر داده شده در دفاع از خاندان پهلوی ، شعارهایی طبیعی نبوده و کارسازی شده بود .اما  بیانگر اینستکه که ج.ا. خود نیز زمینه های چنین تمایلی را بصورت بالقوه حس کرده و سعی دارد تا با مطرح کردن این شعارها ، تهدید بازگشت سلطنت را برخ هوادارن خود بکشد

همزمانی سر داده شدن شعارهای دفاع از خاندان پهلوی با گسترش تحریمها  و در همان حال  شدت یافتن فعالیتهای سیاسی – تبلیغاتی ” رضا پهلوی ” در جامعه این تصور مشخص را بوجود آورد که “بازگشت ولیعهد ” به شدت یافتن تحریمها ، به ” حمایت آمریکا ” و گسترش یافتن نا آرامی و آشوب ، وابسته است . در زمانی که ” دونالد ترامپ” خود از دخالت آمریکا در عراق و خاور میانه اظهار پشیمانی می کند ، در زمانی که عراق و سوریه و لیبی ، غرق در جنگ داخلی و نا آرامی و وضعیت عدم تعیین هستند ، هیچکس و بخصوص اصلاح طلبان که تا کنون هم پیوند های محکمی با اقشار متوسط دارند ، ریسک دفاع و حمایت از کارگران معترض و تظاهرات سرنگونی طلبانه را نخواهند کرد  وحتی بخشهایی از معترضین نیز از بیان اعتراضاتشان خواهند کاست .

 بنظر می رسد دفاع شتابزده و البته پوشیده  ” کاخ سفید ” از ” رضا پهلوی ” و شدت یافتن فعالیتهای تبلیغاتی “شاهزاده ” ، ” فرشگرد ” و فرض کردن پایان قریب الوقوع کار “ج.ا.” ، نشان داد که ” ولیعهد ” و ” مشاورانش ” ، ” ترامپ ” و مسئول میز ایرا ن در ” وزارت امور خارجه آمریکا ” از پیچیدگی های سیاست در ایران و ج.ا. بی خبر هستند و براحتی در دام بازی ها و جنگ روانی دستگاههای اطلاعاتی رژیم می افتند . “رضا پهلوی ” و مشاورانش باید از بوجود امدن تصویر همراهی وی با شدت یافتن تحریمها و جنگ تبلیغاتی ” امریکا ” بر ” ج.ا.” خود داری کرده و تحریمها را مستقیما محکوم و با جنگ تبلیغاتی آمریکا  همراه نمی شدند و این آن نقطه ضعف بزرگ این بخش از اپوزیسیون است .

 

آگهی‌ها

Tagged as: , , , , , , , ,

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Start here

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: