به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

“حکومت اسلامی” با “گوادلوپ” نیامد که با ” کنفرانس لهستان ” و یا “پروژه پنج پایتخت ” برود . مردم خود این حکومت را آوردند و خود باید آنراسرنگون کنند .

 دستگاه اداری کاخ سفید  به همراهی ” ایرانیان ” هوادار خود بتازگی شروع به دامن زدن به جنگ روانی و با هدف تحت تاثیر قرار دادن افکار عمومی مردم ایران و جهان کرده تا بتوانند به مردم ایران بقبولانند که کار حکومت اسلامی تمام است چون آمریکا این تغییر را می خواهد ، این جنگ روانی با توجه به تاریخچه دخالت کشورهای خارجی در امور ایران و موثر بودن این دخالتها در تغییرات سیاسی سده اخیر در ایران ،  طراحی و برنامه ریزی شده است .

 همراهی سفارت بریتانیا با مشروطه خواهان و نهایتا انقراض سلسله قاجار ، اشغال ایران در سال 1324 و تصمیم رهبران قوای متفق بر خروج ” رضا شاه ” و موافقت آنان با ادامه حیات سلسله پهلوی ، کودتای 1332 که آمریکا و بریتانیا هیچگاه حمایت خود را از آن حرکت مخفی نکردند وآمریکا ،بمجرد به روی کار آمدن ” دولت زاهدی ” کمک مالی به آن دولت را آغاز کرد و نهایتا انقلاب 57 و بر سر کار آمدن “خمینی ” و بیطرفی مثبت آمریکا و بریتانیا با انتقال قدرت از شاه به حکومت اسلامی ، همه این وقایع اثبات کننده این مهم است که از انقلاب مشروطه ببعد ، موضعگیری آمریکا و بریتانیا بر سرشت مبارزات سیاسی و بر خورد اقشار وطبقات مختلف بر ایران تاثیر تعیین کننده نهاده است . اما نباید از خاطر برد که اگر همراهی بریتانیا با مشروطه خواهان موجب انقراض سلسله قاجار شد ، نهضت فعال و پر تحرک ” مشروطه ” در بطن اجتماع وجود داشت که همراهی ” بریتانیا ” با آن حرکت موجب آغاز تغییرات گسترده و آغاز پروسه دولت – ملت در ایران شد ، همراهی ” بریتانیا ” هم  با آن حرکت نه الزاما برای دفاع از منافع ملت ایران که اساسا به این خاطر بود که سیاستمداران این امپراطوری بزرگ استعماری فهمیده بودند که ” قاجاریه ” دیگر امکان اداره امور را ندارد و اگر کار به منوال آنان پیش می رود کشور ایران از هم گسیخته شده وبرای برتیانیا  طبیعتا یک ایران یکپارچه و قابل محاسبه از ایران تجزیه شده غرق در جنگهای ملوک الطوایفی بهتر بود ، منظور اینستکه همراهی بریتانیا با مشروطه خواهان منوط و موکول به وجود یک جنبش اجتماعی قوی بوده است و موضوع این نبوده که ” مشروطه ” از دیگ پلو و خورشت سفارت دولت فخیمه بیرون آمد اما همراهی بریتانیا با حرکت واقعا موجود اجتماعی مشروطه  زمینه تاثیر گذاری این کشور را بر سیر حرکت ایران بسوی تجدد و مدرنیته را گذاشت که  بحث بر روی حدود و ثغور این تاثیر گذاری در این نوشته نمی گنجد ، در سال 1357 هم حرکت عظیم مردمی فارغ از اینکه آنرا مترقی بدانیم یا ارتجاعی در کف خیابانها وجود داشت وسران کشورهای آمریکا و المان و فرانسه و آمریکا ، تنها به این نتیجه رسیدند که شاه نمی تواند درمقابل این حرکت مقاومت کند و تصمیم گرفتند که به شاه بگویند باید کشور را ترک کند ، ” تشکیل کنفرانس گوادلوپ ” بخودی خود به معنای پیروزی ” خمینی ” بر شاه نبود ، شاه می توانست در پی درخواست سفرای آمریکا و بریتانیا مبنی بر خروج از کشور با آن تصمیم مخالفت کرده و سرنوشت دیگری را برای خود و کشور رقم بزند ، شاید می ماند و ایستادگی اش باعث مذاکره مخالفان با وی می شد ، شاید می ماند و اصلا خمینی امکان بازگشت به کشور را پیدا نمی کرد  یعنی این ” تصمیم گوادلوپ” نبود که سرنوشت کشور ما را تغییر داد بلکه این عقب نشینی و واقع بینی سران کشورهای شرکت کننده در آن کنفرانس بود که می دانستند که متحد آنان یعنی ” محمد رضا شاه ” هیچ امکانی برای مقاومت ، مذاکره و توانی برای پیدا کردن راه حل ندارد و اگر بماند چنان ناتوان است که  نمی تواند کمکی به حل بحران کند !  شاه نیز به آن نتیجه گیری تن داد .این نتیجه گیری از آن حوادث غلط است که شاه رفت و خمینی آمد چون در  “کنفرانس گوادلوپ ” چنین تصمیم گرفته شد بلکه شاه و سران آمریکا و بریتانیا و فرانسه و المان تسلیم یک واقعیت شدند و آن واقعیت حضور میلیونی مردم برای ایجاد تغییر فارغ از نتیجه غلط و یا صحیح آن بود .

 ” مایک پمپئو ” وزیر امور خارجه و ” برایان هوک ” مسئول امور ایران در وزرات امور خارجه آمریکا  تمام تلاش خود را بر برگزاری کنفرانسی از سران کشورهای منطقه و عمدتا مخالف حکومت اسلامی در ” ورشو ” پایتخت لهستان به کار می برند ، بسیاری از ایرانیان طرفدار سیاستهای آمریکا صرف بر گزاری کنفرانس در ” ورشو ”  و یا سخنرانی ” پمپئو ” در ” ریاض ” را که گویا در آن گفته است ما بر آنیم که ایرانیان کنترل پایتخت خودرا در دست بگیرند را به شکل خود بخودی علامت پایان عمر رژیم گرفته اند ، در صورتیکه در هیچکدام از حوادث بزرگ تاریخی ایران بجز در موضوع ” دستور به خروج رضا شاه ” عامل خارجی فعال مایشاء نبوده وعامل خارجی  صرفا خود را به رنگ حرکت اجتماعی – سیاسی موجود در آورده است .

کسانی که ادعا می کنند خواست پمپئو مبنی بر تغییر رژیم و یا تشکیل کنفرانس لهستان به معنای پایان کار ج.ا. است ، آمریکا را فعال مایشائ در تصمیم گیری در مورد ایران می دانند ، در سال 1357 آمریکا و بریتانیا فعال مایشاء بودند اما فقط در مورد درخواست از ” محمد رضا شاه ” برای خروج از کشور ، اما تغییرات در کف خیابان و در میان توده عظیم مردم وجود داشت که خواهان کنار رفتن ” شاه ” بودند .

 می توان گفت شرایط امروز جهانی و وضعیت حاکمیت سیاسی شباهت زیادی به آن شرایط ندارد  الف ” ج.ا. بر خلاف ” شاه ” که مستقیما تحت تاثیر تصمیمات آمریکا بود ، از تصمیمات هیچ کشور خارجی حتی روسیه در مورد سرنوشت خودش تاثیر نمی گیرد .ب: ج.ا. از امکانات زیادی برای بخطر انداختن امنیت منطقه بر خوردار است و این موجب احتیاط اسراییل ، اروپا و آمریکا در برخورد قطعی و تعیین کننده  با این رژیم می شود .ج: ” شاه ” از یک پایه اجتماعی قوی که برای دفاع از وی آماده جانفشانی باشند بر خوردار نبود ، شاه هنوز در ایران بود بسیاری از فدائیان وی در آمریکا فرش فروشی و ساندویچی و … باز کرده بودند  اما ج.ا. دارای تشکیلات بسیج ، سپاه و اقشار سنتی که جمعیت بزرگی در کشور هستند بر خوردار است و اینان آماده جانفشانی برای حفظ رژیم هستند . د :شیعیان منطقه و لبنان که می دانند با نابودی رژیم بزودی سرکوب خواهند شد برای حفظ ام القرای خود به دفاع از این نظام برخواهند خواست . ح : مهمتر از همه آمریکا و اروپا تا به داشتن ” آلترناتیو ” ی مورد اعتماد کامل خود که مورد قبول اکثریت مردم ایران باشد و جنگ داخلی و خلاء قدرت مرکزی در ایران را سبب نشود  مطمئن نباشند به ترکیب ج.ا. دست نخواهند زد . تجربه عراق و سوریه به غرب نشان داد که این منطقه آکنده از تضادهای تاریخی و گسل های عمیق اجتماعی وپر از تناقضات فرقه ای ، مذهبی و اجتماعی است ، هر گونه خلع قدرت مرکزی در هر کدام از کشورهای منطقه می تواند جهنمی غیر قابل کنترل برپا کند ، البته غرب از بر پا شدن جهنم در منطقه ما ابا ندارد و کشورهای اروپایی و بخصوص آمریکا در لیبی و عراق نشان دادند که سرنوشت آسیایی جماعت برایشان از سرنوشت سگهایشان کمتر اهمیت دارد  اما نباید فراموش کرد که روزانه حدود 30% نفت جهان از این منطقه تامین می شود و اروپا ، چین و حتی آمریکا نمی  .خواهند بر روی این موضوع ریسک کنند

 غرض از این مقدمه طولانی چیست :

برگزای کنفرانس در ورشو ، سخنرانی مایک پمپئو مبنی بر حمایت وی از اینکه ایرانیان کنترل پایتخت رادر دست بگیرند ا ز هیچ ارزشی در مبارزه با ج.ا. برخوردار نیست و تلاشهایی از سوی آمریکا نه برای سرنگونی ج.ا. برای به مذاکره کشاندن این رژیم است ، علیرغم وجود حرکات اعتراضی مردمی در میان کارگران ، زنان ، معلمان ، هنوز یک جنبش سراسری سرنگونی طلبانه بر علیه رژیم حاکم در جریان نیست و تصمیم مایک پمپئو البته نمی تواند در ایران موجب گسترش حرکات اعتراضی شود ، این آن موضوع مهمی است که مدافعان تصمیمات آمریکا در باره ایران به آن توجه ندارند ، ما باید خود برای بوجود آوردن یک حرکت اعتراضی و جنبش سراسری سرنگونی طلبانه دست همت بالا بزنیم واز حرکات اعتراضی حمایت کنیم ، افشاگری کرده تا  بتوانیم بخشهایی از طرفدران رژیم را بسوی خود و حرکات اعتراضی خود جلب کنیم  و زمینه ایجاد حمام خون توسط رژیم را کم و کمتر کنیم . تحریمها هرچند موجب قطع شریانهای مالی ” رژیم ” می شود اما با توجه به بحران اقتصادی و ترس طبقه متوسط از تورم و از دست رفتن مایملک خود ، آنها را محافظه کارتر می کند در تظاهرات دی ماه و مردادماه اثری از حمایت اقشاری که در سال 1388 به خیابانها آمدند نبود و سرنگونی طلبان تنها ماندند، هر چند که زمینه شورشهای کور که شرکت کنند گان در آن  حتی نمی دانند سرنگونی هم می خواهند فراهم تر شده است .

 

آگهی‌ها

Tagged as: , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, موزیک و ترانه

پاسخی بگذارید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.

Start here

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: