Advertisements
به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

آیا ایرانیان روزی انتقام خود را از حمله خانمان سوز اعراب خواهند گرفت ؟ آیا اسراییل روزی به آرزوی ” از نیل تافرات ” خواهد رسید ؟ .

Will the Iranians one day take revenge on the Arab invasion? Will Israel someday achieve the “wish of the  from  Nile to the  Euphrates “?

در نبرد برای سرنگون کردن ج.ا. هدف ما نباید بازگشت به سنتهای نیاکان و فرهنگ باستانی که آن خود نیز نوعی بنیادگرایی است که باید ارتقای سنتها و فرهنگ باستانی ایرانی به فرهنگ و سنتهای مدرن ، دمکراتیک وعدالت اجتماعی باشد . چنین اهدافی توان بسیج میلیونها ایرانی از هر قشر و دسته ای را در مبارزه با رژیم ستمگر ، عقب مانده و ضد ملی ج.ا.را خواهد داشت .

حمله اعراب و مغولها در ذهن و قلب بخشهای وسیعی از ایرانیان بعنوان دو حادثه تاریخی که آنها را آغاز و عامل  سقوط و انحطاط تاریخی خود می دانند ، حک شده است ، بقولی موجز و معروف ” آمدند و کندند و سوختند و کشتند و بردند و رفتند” ، حمله اعراب اما از حمله مغول بازهم دهشتناکتر بود،اینان نه تنها توانستند بسوزانند و بکشند و ببرند ، که بزور شمشیر، فرهنگ باستانی ما را تحت تاثیر یکی از خرافی و عقب مانده ترین فرهنگ های آن زمان   به مرزنابودی بکشانند و پدران ما را نه تنها به اطاعت  که به تغییردین آبا واجدادی خودنیز وادار کنند . بقول تاجیکها ما ” تبر مسلمان ” هستیم و مسلمان شدن ما بضرب تبر و شمشیر صورت گرفته است و طبیعی است که ایرانیان همیشه و به اشکال مختلف درآرزوی رهایی از دین و فرهنگ تحمیلی و اثرات زیانبار آن بوده اند . شاید یکی از اشتباهات تاریخی ایرانیان نیز ، متحد شدن با ” آل علی ” بر علیه خلفای اسلام بود و در این راه ایران مامن امام ها و امامزاده های فراری از خلافت بنی امیه شد ، اشتباهی که نطفه تبدیل شدن ایران  به کشوری شیعی را کاشت و آثار آن اشتباه تا به امروز نیز ادامه دارد و ما را ازار می دهد .

 ایرانیان  در طول 1400 سال گذشته  همیشه بدنبال عبور از نتایج حادثه دهشتناک حمله یکی از وحشی ترین اقوام زمان خود یعنی اعراب بوده اند ، اگر عنوان این نوشته گرفتن انتقام از حمله خانمانسوز ” اعراب بیابانگرد ” است ، امروز اما ” انتقام ” نه بمعنای عمل متقابل به مثل و دست زدن به کشت و کشتار که امری غیر عقلانی است ، که اساسا به معنای توان عبور از رسوبات فکری ناشی از حمله ناجوانمردانه اعراب به ایران و عبور از فرهنگ دینی به فرهنگ مدرن و پایه ریزی کشوری مستقل،صنعتی و قدرتمند است . روحانیت بعنوان نماینده بخشهایی از سنتی ترین اقشار جامعه ، امادر طول یکصد ساله اخیر و  تا کنون بعنوان عاملی قدرتمند در مقابل پیشرفت و ترقی ایران و ایرانی ایستاده است و همین روحانیت که در پی انقلاب اسلامی  به قدرت سیاسی دست یافت توانسته با استفاده بردن از امکانات مالی و قدرت سیاسی،اقشار محافظه کار اجتماعی، تولید و توزیع گران سنتی را بر علیه دیگر بخشهای تحول و ترقی خواه تجهیز کند، اکنون مروج دین خرافی و فرهنگ عربی  آنهم فرهنگ و زبان عربی باستانی و نه حتی فرهنگ عربی مدرن است. روحانیت در این راه از گرایشهای ضد مدرن اقشار محافظه کار در ایران سوء استفاده می کند .

عبور از ج.ا. به معنای ادامه نهضت مشروطیت و دست یابی به سکولاریزم و لائیسیته و قطع ارتباط با دنیای پر ادبار اسلام و خارج کردن جمعیتی 80 میلیونی از این مجموعه است که خود می تواند انتقام بدون خونریزی ما ایرانیان از ظلم و ستمی باشد که 1400 سال پیش از سوی اقوام وحشی عرب ، بر نیاکان ما رفت . شرط اول احیای فرهنگی و پایه ریزی ایران مدرن البته زدودن ننگ حاکمیت روحانیون و ج.ا. بر ایران است . در نبرد برای سرنگون کردن ج.ا. هدف ما نباید بازگشت به سنتهای نیاکان و فرهنگ باستانی که آن خود نیز نوعی بنیادگرایی است که باید ارتقای سنتها و فرهنگ باستانی ایرانی به فرهنگ و سنتهای مدرن ، دمکراتیک وعدالت اجتماعی باشد . چنین اهدافی توان بسیج میلیونها ایرانی از هر قشر و دسته ای را در مبارزه با رژیم ستمگر ، عقب مانده و ضد ملی ج.ا.را خواهد داشت .

 بحث این مقاله اینست که کدام شرایط منطقه ای و بین المللی محتمل  می تواند در این باره کمک حال مبارزات مردم ایران بر علیه رژیمی باشد که خواهان حاکم کردن مقررات “عهد شتر چرانی” بر کشور و مردمی در حال تحول و ترقیخواه است . تاکید بر ” شرایط محتمل ” به این معنی است که شرایط مطرح شده در این سخن می تواند واقع شود و یا  تلفیقی از این شکل و یا اشکال واسط بوقوع بپبوندد  ، اما ما باید دهها شرایط محتمل را که می تواند در خدمت رشد و ترقی و نوزایی کشورمان ایران قرار گیرد در نظر داشته  باشیم وبا بوقوع پیوستن هر احتمال بیشترین استفاده را از همان شرایط ببریم و شانس ها را به فرصت تبدیل کنیم .

در شرایطی که ایران حتی پس از ج.ا. با دشمنی کشورهای عربی منطقه و یا حتی ترکیه تحت حاکمیت اردوغان “متمایل به ” اخوان المسلمین ” روبرو خواهد بود ، ” اسرائیل ” تنها کشوری است که می تواند دوست و متحد استراتژیک ایران و ایرانی در امر بازسازی ایران برجای مانده از حاکمیت اسلام سیاسی باشد ، اینکه چرا کشورهای عربی حتی بعد از سقوط ج.ا. با ایرانیان دشمنی خواهند ورزید اینستکه کشور ما اکنون از نظر اجتماعی دوره عبور از حاکمیت اسلام سیاسی را تجربه می کند در صورتیکه در ترکیه ومصر و قطر وعراق و افغانستان و کشورهای منطقه و در اشکال مختلف زمینه های قوی افزایش حضور و قدرت گیری اسلام سیاسی به اشکال مختلف در حال فراهم شدن است ، در عراق ولبنان ، آیت الله سیستانی ومقتدی صدر و ” حسن نصر الله” ، در افغانستان ، “طالبان” درترکیه و مصر “و کشورهای شمال افریقا  اخوان المسلمین ،در قدرت سیاسی سهیم و یا در کمین قدرت هستند از این منظراما ما در حال گذر از دخالت روحانیت و دین در سیاست وشرایطی هستیم که این کشورها در حال ورود به آن هستند و این خود زمینه وجود اختلاف در مشی های سیاسی و اجتماعی بوده و خواهد بود .

نزدیکی ایران و اسراییل می تواند یکی از عوامل موثر در برون رفت ازفرهنگ بر جای مانده از حاکمیت فرهنگ خرافی ماقبل مدرن وآخرین بازمانده ها  و نشانه های تسلط فرهنگ دینی-عربی بر کشور ما باشد، امری که تا روحانیت در ایران قدرت سیاسی را در دست دارد محال می نماید

  این نوشته چشم انداز  نزدیکی میان دو کشور ” ایران ” و ” اسراییل ” دلایل چنین احتمالی، زمینه ها و نیازهای دو طرفه چنین وحدتی   را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد . شاید امروز که این سطور را می خوانید  بوجود آمدن اتحاد میان دو کشور ” ایران ” و ” اسراییل ” بسیار دور از ذهن بنظر برسد ، اما مگر تا همین سه دهه پیش امکان فروپاشی اتحاد شوروی متصور بود ؟ مگر اتحاد دو آلمان به ذهن می آمد ؟ مگر مذاکره آمریکا آنهم در دوره ریاست جمهوری ” دونالد ترامپ” با طالبان متصور بود ؟

 خاورمیانه بسان آتشفشانی گدازان در حال جوش و خروش و پوست اندازی است و تنها ملتهایی از میان گدازه های آتشین این آتشفشان قدرتمند بیرون می آیند که توان برخورد آینده نگرانه با تغییراتی که روزانه شاهد آنها هستیم را داشته و قبل از آنکه تغییرات خود را به آنها تحمیل کنند ، بتواننددگرگونی ها را به خدمت بازسازی و نوزایی خود در آورند . بر این مبنا هر چشم اندازی که برای فردای کشورمان ایران متصور باشیم نمی تواند جدا از تغییرات محتمل  اوضاع سیاسی – اجتماعی کشورهای همسایه  و قدرتهای بین المللی حاضر در منطقه باشد .

 تغییرات احتمالی کشورهای همسایه  و تاثیر آنها بر سرنوشت ” ایران “

چه بخواهیم چه نخواهیم ایران تحت حاکمیت ج.ا. بخشی از جغرافیای سیاسی – فرهنگی مجموعه کشورهایی است که عنوان “جهان اسلام” بر خود دارند ، بخشی از کشورهای اسلامی را زبان و فرهنگ عربی به یکدیگر پیوند می دهد واین پیوند تا به حدی است که در جریان حرکات موسوم به “بهارعربی” با شروع ناآرامی های سیاسی در یکی از کشورهای شمال آفریقا یعنی تونس کشورهای دیگر بطور سلسله وار دچار تلاطمات سیاسی- اجتماعی  شدند که در مصر منجر به تغییرات زلزله واری شد که همه می دانیم ، در سوریه و یمن و لیبی موجب جنگ داخلی دهشتناک شدکه تا کنون هم ادامه دارد  و این واقعیت نشان می دهد که در آینده هم ممکنست شروع ناآرامی های سیاسی مثلا در مصرو یا یکی از کشورهای منطقه  به سرعت به کشورهای دیگر منطقه سرایت کند ، بنابراین نمی توان با گفتن یک جمله ساده اینکه ” جهان اسلام” موجودیت خارجی ندارد خود را از تحلیل دقیق پیوستگی سرنوشت بسیاری ازکشورهای منطقه به یکدیگر خلاص کرد .

 از سوی دیگر دو کشور غیرعرب منطقه  یکی مسلمان و دیگری یهودی یعنی ترکیه و اسراییل نیز بر تغییر و تحولات منطقه تاثیر بسیار داشته و خواهند داشت . ترکیه که از پیوستگی به ” اروپا ” بشدت سر خورده است اکنون و در چشم انداز، در پی تسخیر بازارکشورهای مسلمان و عرب منطقه است و با توجه به گرایش رهبران سیاسی این کشور به ” اخوان المسلمین ” ، ترکیه اکنون بدنبال احیای هویت اسلامی با گرایش سنی در میان مسلمانان منطقه است و این خود می تواند زمینه بر خورد میان ج.ا. و ترکیه که این دومی  خواهد توانست جمعیت عرب کشورهای مسلمان سنی  منطقه را نیز در پشت سر خود داشته  باشد فراهم آورد . ادعای اینکه ” رجب طیب اردوغان ” بدنبال احیای ” امپراطوری عثمانی ” است ادعایی بی اعتبار است ، چه اینکه در آنصورت باید شاهد نزدیکی ترکیه به عربستان سعودی واستفاده از منابع سرشار مالی این کشورهای نفتی می بودیم درصورتیکه ترکیه ، حاکمیت مصر و عربستان سعودی و کشورهای حاشیه خلیج فارس را تحت عنوان ” ضد انقلاب ” نام می برد و بدنبال احیای نوعی ” پان اسلامیزم ” است . اسلام مورد تبلیغ ” اردوغان ” نوعی اسلام سیاسی بنیادگرا امابدون روحانیت و خلیفه گری  است و این سرچشمه اساسی اختلاف میان ترکیه و عربستان سعودی است .

” اسرائیل ” تنها  کشور غیر عرب و غیر مسلمان منطقه ، هر گونه هویت خواهی اسلامی چه شیعه و سنی را برای خود خطری میداند و درست به این خاطر است که اکنون تمام تلاش خود را در بر خورد با ج.ا. که مدعی احیای چنین هویت و تمدنی است گذاشته و در این راه حتی با ” عربستان سعودی ” و کشورهای پادشاهی منطقه برای خاموش کردن این حرکت دست وحدت می دهد ، اما از خاطر نبریم که کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس ، عربستان سعودی ، مصر ، پادشاهی های اردن و مراکش به مانند مرداب هایی هستند که سالها در سکون بوده اند و هر خیزش اجتماعی موجب به هم خوردن این مرداب های ساکت و آرام و بر روی آب آمدن رسوبات متعفن هزاران ساله خواهد شد  که نتیجه آن به هم خوردن این سکون است و می تواند بدنبال خود تغییرات سیاسی عمیقی در این کشورها و منطقه بوجود آورد .می توان این احتمال را دادکه  کشورهای عربی را  بزودی  خیزش های اعتراضی  و تغییرات سیاسی در خود خواهد گرفت و در این میان ” اخوان المسلمین ” و یا ترکیب هایی مشابه از بیشترین شانس برای در دست گرفتن قدرت در این کشورها بر خوردارهستند .

ج.ا. در این میانه در کجا ایستاده است ؟

 حکومت اسلامی بشدت بدنبال مجری کردن این نظریه است که بزرگی و اقتدار ” ایران ” در هضم شدن در دنیای اسلام است ، از یاد نبریم که ترکیه نیز و اکنون اما با رویکردی دیگر  به همین نتیجه رسیده است . روحانیت فقاهتی اما در پس و پشت ادعای بزرگی و اقتدار ایران در پی گسترش اسلام با قرائت شیعه فقاهتی و تسری دادن این نظریه به جمعیت چند صد میلیونی  کشورهای مسلمان منطقه و ابدی کردن موجودیت قشری به نام “روحانیت شیعه” است که با طلوع آفتاب فرهنگ و تمدن مدرن ، خود را در حال انقراض می بیند . مگر سران همین نظام نبودند که در اولین سالهای استقرارخود ، تئوری فتح مکه با ارسال بمب و عکسهای خمینی توسط حجاج را داشتند ، مگر همین خیالپردازان نبودند که عملیات کربلا را برای فتح ” بصره ” سازمان دادند و فکر می کردند با قدم گذاشتن اولین پاسدار به بصره مردم آن منطقه به استقبالشان خواهند آمد،اکنون آن خیالپردازی ها با شکست های سهمگین وبقیمت خون دهها هزار جوان ایرانی حزب اللهی  روبرو شده اما ایده تسری دادن حکومت شیعه فقاهتی به کشورهای اسلامی در ذهن تک تک رهبران ج.ا. و حتی بسیاری از اصلاح طلبان زنده مانده است . و این ایده موتور محرک ماجراجویی های داخلی ، منطقه ای و جهانی ج.ا. است . ” خامنه ای ” و روحانیت حاکم در راه مجری کردن این توهم تا پای کشاندن ایران به فاجعه پیش خواهند رفت .

  نظام اسلامی حاکم بر ایران در راه مجری کردن این آرزوی محال اما امروز  ابزاردیگری ی در دست دارد یکی تاکید بر هویت بخشی به جهان اسلام در مقابل ” دنیای غرب ” و دیگری تاکید بر “آزاد سازی فلسطین” با امید به اینکه  بتواند نظام اسلامی فقاهتی  را قهرمان جهان اسلام وعرب معرفی کرده و پادشاهی های  منطقه خاور میانه و حاکمیت اقتدار گرای مصر را در نظر جمعیت این کشور ها خائن به منافع اسلام  و تمدن  اسلامی و اعراب جلوه دهد .

از نظر ” خامنه ای ” و بیت او و سپاه ، موضوع فلسطین برای مسلمانان و بخصوص مسلمانان عرب یک عامل وحدت و هویت بخش است و هر نیرویی که بتواند به دفاع از حقوق فلسطینی ها بر خیزد به قهرمان هویت اسلامی مورد نظر رهبران حکومت اسلامی ایران تبدیل خواهد شد . این است دلیل ادعا های دفاع از حقوق مردم گویا ” مظلوم فلسطین ” از سوی “حسن نصر الله ” و رهبران سیاسی و نظامی ج.ا. وگرنه آنگاه که مسلمانان چچن و ایغور و برمه را قتل عام می کردند چرا غیرت اسلامی همین ” حسن نصر الله ” و ” خامنه ای “به سکوت مرگ  دچار شده بود ؟

کدام نیرو ” کمر انقلاب اسلامی ” را در دنیای اسلام  خواهد شکست ؟

ج.ا. اما در راه مجری کردن این خیالپردازی ها با رقیبی نیرومند روبرو خواهد بود ، ” بن سلمان ” ، ” پادشاه اردن”، و خلفای حاکم بر حاشیه خلیج فارس نمی توانند در این میان گفتمان تبلیغی از سوی ج.ا.را به چالش بکشند . اما ” اخوان المسلمین ” توان این چالش راخواهد داشت .   به یاد بیاورید زمانی را که پس از ” بهار عربی ” نیروهای اخوان المسلمین در دو کشور” مصر ” و ” تونس ” در راس قدرت قرار گرفتند ، اخوان المسلمین در  ” مصر ” به محض در درست گرفتن قدرت از ابراز دشمنی علنی  با ج.ا. خودداری نکرد و بعنوان پرچمدار جریانات سلفی در میان کشورهای عربی ، موضوع ” سه جزیره ” را بعنوان موضوع مورد اختلاف دنیای عرب با ” فارس ” ها بمیان کشید ، ” محمد مرسی ” در جریان سفر به ایران برای شرکت در کنفرانس کشورهای غیر متعهد  حتی حاضر به ملاقات خصوصی با رهبران ج.ا. نشد .” راشد الغنوشی “رهبراخوان المسلمین تونس در جریان ” النهضه ” با صدای بلند اعلام کرد که هیچ نسبتی با ” انقلاب اسلامی ” و رهبری آن ” خمینی ” ندارد . رهبران دو کشور ” ترکیه ” و ” قطر ” علنا از وابستگی خود به اندیشه های ” اخوانی ” صحبت می کنند . کشورهای اروپایی و حتی بریتانیا ، طرفدار انقلاب سفید در کشورهای عربی بوده وازدگرگونی هایی از نوع آنچه که در ترکیه اتفاق افتاد و طی آن قدرت به مسلمانان بنیادگرای جمهوری خواه از نوع ” اردوغان ” منتقل شد حمایت می کنند . عربستان سعودی و پادشاهی های حوزه خلیج فارس بشدت از اسلام نوع ترکیه و اخوان المسلمین نگران بوده و در مقابل آن خواهند ایستاد و به همین دلیل بود که عربستان سعودی با صرف میلیونها دلاربه نظامیان مصر کمک کرد تا کمر ” اسلام جمهوری ” محمد مرسی را بشکنند و آنان را از قدرت خلع کنند . ” شکست ” محمد مرسی ” در سال 2013 یاد آور سرکوب اعتراضات روحانیت در سال1963-1342 در ایران است وبا توجه به وجود میلیونها حاشیه نشین سیاسی و اجتماعی در مصر که دولت نخبه گرای ” السیسی ” توان جذب آنها را ندارد ، جنبش ” اخوان المسلمین “در آن کشور  امکان  بالقوه سازماندهی این جمعیت سرخورده را داشته وقدرتگیری دوباره ” اخوان ” در مصر یکی از احتمالات قوی تحولات سیاسی  آینده در مصر است .

 قدرت گیری بنیاد گرایان جمهوری خواه در کشورهای عربی از آن نوع که در ترکیه فعلی شاهدش هستیم ، فضای ضد یهودی و ضد اسراییل  را کشورهایی که در آن قدرت را بدست گرفته اند دامن خواهد زد . این درست است که در زمان ” ریاست جمهوری ” محمد مرسی ” روابط میان دو کشور مصر و اسراییل به گرمی گرایید ، اما در یک پروسه طولانی تر و در فضایی که ” پان اسلا میزم سنی ” بخواهد رقیب خود یعنی ” پان اسلامیزم ” شیعی برهبری ” ج.ا.” را از میدان به در کند و دولتهایی با حضور مسلمانان بنیادگرا در این کشورها تشکیل شود حرکت و فضای سیاسی  بسوی دامن زدن به گفتمان ضد یهودی خواهد بود ، ” خمینی ” هم در ابتدای قدرت گیری بشدت چند سال پس از بقدرت رسیدن ” ضد آمریکایی” نبود ، اما سیر انقلاب اسلامی متاثر از توده هوادار خود از روحانیت راستگرای شیعه یک نیروی ضد آمریکایی متمایل به اندیشه های سوسیالیستی ساخت امری که ممکنست به اشکال دیگر بر اخوان المسلمین هم برود  .

،  از سوی دیگر کشورهای ” عربی ” نیز  بطور طبیعی در رقابتی تنگاتنگ با ” انقلاب اسلامی ” برای رهبری کشورهای مسلمان هستندو در چنان فضایی این رقابت علنی ودشمنانه خواهد شد . رهبران ج.ا.در چنان شرایط مفروضی دیگر نمی توانند به چنین امیدهایی دامن بزنند که با متصل کردن ایران به جهان اسلام ، ایران بزرگ و با عظمت و بعنوان پایتخت سیاسی جهان اسلام شناخته خواهد شد ،  در چنان شرایطی ” اسلام سیاسی ” دیگر نه بعنوان عامل و وسیله ای برای بزرگ کردن ایران که بعنوان عاملی درد سر ساز برای ایران و ایرانی شناخته خواهد شد . ترکیه و قطر در آینده ای نه چندان دور و به محض بوجود آمدن زمینه های قدرت گیری ” اخوان ” در یک یا دو کشور عربی ، ابتدائا بعنوان رقیب و نهایتا مانند ” محمد مرسی ” و ” راشد الغنوشی ” دشمنان ج.ا. خواهند شد ، با چنین نگرشی تقویت گرایش های اخوانی در کشورهای عربی چون به تضعیف موقعیت ج.ا. در کشورهای عرب و مسلمان منطقه می انجامد  بنفع مبارزات مردم ایران بر علیه ج.ا. خواهد بود . درست به این دلیل است که در جریان به قتل رسیدن ” جمال خاشقچی ” ، ” خامنه ای ” برای محکوم کردن ” عربستان سعودی ” با ترکیه و قطر که به ” اخوان المسلمین ” گرایش دارند همراه نشد و قتل ” خاشقچی ” را محکوم نکرد  . ج.ا. اگر روزی برای انتخاب میان ” سعودی ” ها و ” اخوان ” بر سر دوراهی قرار بگیرد شک نکنید ، که ” سعودی ” ها را انتخاب خواهد کرد .

منظور از” انتقام ایرانیان از اعراب ” چیست ؟

در شرایطی که پان اسلامیزم سنی با محوریت ترکیه و قطر و مصرمنطقه را از نظر سیاسی در بر گرفته باشد ، موقعیت مدعیان هویت اسلامی – شیعی برای ایران ، بسیار تضعیف خواهد شد و این بخش از جمعیت ایرانی دیگر حرفی و ادعایی برای اینکه گویا خواهند توانست ایران را از راه پیوند دان به کشورهای عربی و مسلمان به عظمت و قدرت برسانند نخواهند داشت و زمینه برای غلبه گفتمان سکولارو لاییک در حوزه های سیاسی و فرهنگی فراهم خواهد شد ، ما ایرانیان اگر بتوانیم یکبار و برای همیشه خود را از حاکمیت اسلام سیاسی رهانیده و برای قطع پیوند با جغرافیای سیاسی پر مسئله ای به نام ” جهان اسلامی ” قدم برداریم ، خواهیم توانست ننگ شکستی را که پدران ما در جریان یورش مغول وار از اعراب خوردند از پیشانی پاک کنیم . خواهیم توانست اشتباه نیاکان خود دروحدت با ” آل علی ” برای مبارزه با ” آل امیه ” را جبران کنیم .

کشور ایران رها شده از ننگ و دام ج.ا.  قلب تپنده سکولاریزم و لائیسیته در آسیای میانه و خاور میانه خواهد بود و ضربه ای اساسی به خرافات دینی و اسلام سیاسی  در منطقه خواهد زد .

زمینه های وحدت ” ایران ” و ” اسراییل ” چه هستند .

اگر منطقه بسوی قدرت گیری ” اخوان المسلمین ” برود ، در چنان شرایطی ، دقیقا به مانند آنچه که امروز در ترکیه شاهد آن هستیم ، فرهنگ ضد یهودی وعلاوه بر آن فرهنگ ضد ” فارس ” اوج خواهد گرفت و این زمینه وحدت میان اسراییل و ایران پس از ج.ا. خواهد بود . تنها کشوری که پس از زودوده شدن ننگ حاکمیت فقها بر ایران ، توان کمک به بازسازی واحیای ایران را در سطح کلان درزمینه های علمی و تکنیکی و حتی نظامی  خواهد داشت  ” اسراییل ” خواهد بود و در نظر داشته باشیم که اسراییل نیز در منطقه پر دشمن خاورمیانه متحد و دوستی بهتر از ایران و ایرانی پیدا نخواهد کرد . اتحاد ایران پس از ج.ا. که ایرانی مستقل ، ملی و بر پا خواسته از ویرانه های  فقاهتی است با اسراییل ، چشم انداز  پیدا کردن قوی متحدی در کنار فرات را برای اسراییل این کشور قدرتمند فراهم می آورد .

در نظر داشته  باشیم که نظریه  طرح شده در این نوشته یک احتمال از میان دهها احتمال که ممکنست یکی از آنها و یا تلفیقی از آنها آینده منطقه و ایران را رقم بزند است ونهایتا راه حل نهایی در دستان مردم ایران و کشورهای منطقه خواهد بود .

Advertisements

Tagged as: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: