در سال 2017 در کانال یک سراسری تلویزیون ” فدراسیون روسیه ” مجموعه سریال تحت عنوان (1) به نمایش در آمد . موضوع سریال در باره تلاش ارگانهای امنیتی روسیه برای در یافتن چگونگی لو رفتن بسیاری از طرحهای اقتصادی و صنعتی و حتی قراردادهای دولتی است که دستگاههای امنیتی کشورهای دشمن حتی قبل از اجرایی شدن از آنها مطلع شده و سعی در خنثی کردن آنها داشته اند .
با توجه به مضمون و تم سناریو و مباحث کاملا آشنایی که امروزه در فضای سیاسی – اجتماعی کشور ما ایران در جریان است ،معنای تحت اللفظی عنوان انتخاب شده برای این مجموعه تلویزیونی ” پارتیزانهای نهفته ” است که در ادبیات جریان سیاسی حاکم بر ایران همان “جنگ نرم ” و یا ” ناتوی فرهنگی ” بکار گرفته شده توسط اصولگرایان و بیت خامنه ای و سپاه پاسداران است .
سریال روسی می خواهد به مخاطب خود بگوید که عده ای که عموما هم از میان رهبران قدیمی حزب و انقلاب هستند با پشت کردن به اهداف اولیه انقلابی خود ، شیفته ” غرب ” شده اند و برای برروی کار آوردن یک جریان ” غرب گرا ” در کشور به همه کاری از جمله ” جاسوسی بر علیه کشور خود ” و یا فروختن اطلاعات و ایجاد خرابکاری در بوجود آمدن صنعت مستقل دست میزنند و این تنها سازمانهای اطلاعاتی و امنیتی روسیه هستند که بدون چشمداشت مادی و حتی سیاسی، فداکارانه از کشور خود دفاع می کنند و جان خود را در طبق اخلاص در این راه فدا می کنند . “
خبرنگاران ، رهبران جوامع مدنی و سازمانهای غیر دولتی ، مدیران گالری های هنری در این سریال بعنوان افرادی که براحتی بخدمت دشمن درمی آیند و حس ملی و دفاع از کشور ندارند معرفی می شوند و این دقیقا همان ادبیات به کار برده شده در سریال “گاندو” است .در سریال گاندو نیز همه جاسوسها و وطنفروشها یا خبرنگار ، هنرمند ، عکاس و هنر مند و از همه مهمتر اصلاح طلب هستند .وحتی بعضی صحنه ها مانند ملاقات جاسوسها در کتابفروشی ها در هر دو سریال تکرار شده است
درسریال ” دشمنان مخفی ” در یک گفتگو که میان سرهنگ “رادیانوف ” افسر سازمانهای امنیتی اف. بی . اس یا همان سازمان امنیت فدرال از یکسو و خبرنگار جاسوس “ایوان ژورالیف” که در داستان سریال یک خبرنگار ارشد وابسته به سرویسهای جاسوسی بیگانه که بعد از فروش اطلاعات ، اکنون ویزای مسافرات به ” آمریکا ” را گرفته و آماده خروج از کشور است از دیگر سو ، در میگیرد دقیقا یاد آور ادعاهایی است که تبلیغات حکومتی در ایران ، بطور شبانه روزی در حال رسانه ای کردن آن برای افکار عمومی در ایران هستند ، خبرنگار مست و لایعقل است وبطور کلی آدمی بی بند و بار و بی اخلاق معرفی وافسر سرویسهای اطلاعاتی فردی منزه و جان بر کف معرفی می شود درست به مانند ” گاندو ” که ماموران امنیتی ملی گرا و پاک نهاد و درستکار هستند ! توجه کنید :
سرهنگ : من هرچی فکر می کنم نمی فهمم تو در بهترین مدرسه در ” وین ” درس خواندی ، پدرو مادرت دیپلمات بودند ، چرا همه چیز را فروختی ؟
خبرنگار : من هیچ چیز را نفروختم ، می فروشند وقتی در مقابل نظام موظف باشند و من در مقابل هیچکس وظیفه ای ندارم نه در مقابل اون شعارهای کمونیستی اون موقع ونه انگیزه ای برای دفاع از این روسیه نوین تو دارم ، این شعارهایی که شما به اسم روسیه میدهید مال ما نیست ؟
سرهنگ : شعارهای شما چیست ؟
خبرنگار : شعارهای من ، انسانهای معمولی ، دادگاههای عادلانه ، حقوق برابر ، ترقی و آینده ، همانطور که در وین ، لندن ، پاریس و نیویورک معمول است ، قوانینی که با آب طلا باید نوشته شود ، همان چیزی که به نام آن دموکراسی است . آقای امنیتی بگو ببینم در لیبی تحت با چه پوششی در سفارت بودی ، مشاور امور حقوقی ؟
سرهنگ : نه مشاور امور راه آهن !!
خبرنگار : جنگ در لیبی نتیجه فعالیت های مخرب تو و امثال تو در آنجاست ، شما ها هرجا که سرو کله اتون پیدا میشه جهنم قرون وسطی و جنگ راه می اندازید .
سرهنگ : و شما ها در طی 50 سال باعث 74 بدبختی جهانی شدید ، در
یوگسلاوی ، لیبی و عراق و حالا هم ایران همه جا بدبختی به بار میآورید ، این اربایهای شما در
آمریکا هستند که از منافع ” ژئوپولیتیک ” خود دفاع می کنند ، شما ها نمی آیید که
به مردم کمک کنید ، شما می آیید نفت و گاز غارت کنید ، و هرکس مطابق میل شما
عمل نکند ، نابودش می کنید ، طبیعت رو نابود می کنید لازم نیست در باره
دموکراسی اتون برای من شعار بدهی
خبرنگار : ما در سالهای 90 دموکراسی می خواستیم و امثال
تو آمدند و همه چیز را نابود کردند ،هر توافقنامه ای به بن بست کشوندید وحالا هم بمب افکن
های استراتژیک همه جا در حالت آماده عملیات داریم و
همراهش مردم بدبخت و گرسنه روسیه که شما ها آنها را
کنترل می کنید .
سرهنگ : مردم روسیه بدبخت شدند وقتی شما شعار دموکراسی دادید و همزمان سرمایه های آنها را غارت کردید و این من و امثال من هستیم که ازهمین مردم فقیر و بدبخت دفاع می کنیم.
خبرنگار: تو از منافع مردم دفاع نمی کنی ، تو از موقعیت خودت دفاع می کنی و می دانی من از کی دفاع می کنم ؟ از کسانیکه می خواهند در قرن 21 زندگی کنند ،شما شانسی ندارید ، چون آینده همشه بر گذشته پیروز است
سرهنگ : نه ” وانیا ” این جنگ از نوع جنگهای قرن 16 نیست ، این جنگی برای ” موجودیت ” ما است ، برای اینکه در این خاک بازهم ” روسیه ” باقی بماند
خبرنگار : به چه دلیل فکر می کنی که تو از من ” روس ” تر هستی ؟ من در اینجا دنیا آمدم اینجا وطن من و کشور من است که تو می خواهی از من بگیریشون .
سرهنگ : من هیچ چیز رو از تو نگرفتم تو خودت همه چیز رو از دست دادی …..
تو گویی شعارهایی که در مراکز خبری مانند کیهان و تسنیم و خبرگزاری فارس و صدا وسیما ج.ا. بطور شبانه روزی بیان می شود از جمله هایی گرفته شده است که سازمانها ی اطلاعاتی روس در سریال ” پارتیزانهای نهفته ” در دهان ” سرهنگ رادیانوف ” گذاشته اند .
در سریال گاندو هم ” محمد ” و رئیس وی ” عبدی ” و سایر بازجو ها و افراد تیم عملیات افرادی ملی گرا ، پاک نهاد و از جان گذشته معرفی می شوند و در مقابل روزنامه نگاران ، کتابفروشها عکاس و هنرمند و نویسنده و اصلاح طلب و حتی صاحبان صنایع غیر دولتی ، مشتی وطن فروش و جاسوس و بی هویت هستند که مزخرف بودن این ادعا بر هر عقل سلیمی روشن است .
شباهت استدلال و ادعاهای جمهوری اسلامی بنیاد گرای دینی با مدعیات دستگاههای تبلیغاتی ” فدراسیون روسیه ” سکولار و ماتریالیست البته بخوبی مشهود است که باید در نوشته ای دیگر به آن پرداخت .

پاسخی بگذارید