” آملی لاریجانی را سکه یک پول کردند ! آیا “ج.ا.” آماده تغییرات بزرگ می شود !

حکومت اسلامی  پوست می اندازد ،” افعی ” ،” اژدها” میشود.  

در نظا م های سیا سی غیر مدرن ، در دوره های بسیار کوتاه تغییرات بسیار بزرگ و پیش بینی نشده اتفاق می افتد ،  درست برعکس نظام های سیاسی مدرن که در آنها نمی توان متصور شد که رئیس قوه قضاییه در مدتی بفاصله چند روز تبدیل به همدست کلاهبرداران و اختلاسگران و سوء استفاده چیان از اموال عمومی شود و همه این صفات را که گفتیم در همین روزها در باره ” شیخ صادق آملی لاریجانی ” رئیس پیشین قوه قضاییه حکومت اسلامی ” در رسانه های عمومی بزبان می آورند
” شیخ صادق لاریجانی ” هم اکنون هم بر اساس اطلاعات منتشره در “ویکیپدیا”، ”  رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس پیشین قوه قضاییه ایران و رئیس هیئت امنای دانشگاه امام صادق است. او همچنین به‌عنوان فقیه، عضو شورای نگهبان است. وی همچنین از اعضای مجلس خبرگان رهبری است ”

در نظامهای بر آمده از انقلاب فرق نمی کند که آن انقلاب کمونیستی باشد ، یا انقلاب فرانسه و یا نظامهایی که بر جوامع بحران زده حکومت می کنند چنین تغییرات  ، از وزارت به زندان و گیوتین و چوبه دار و یا مانند ” بریا ” در روسیه  به میدان تیر برای اعدام  البته معمول بوده است و حکومت اسلامی نیز بر جامعه بحران زده ای حکومت می کند که بخش های وسیعی از کارگران و صاحبان مشاغل آزاد و کارگاههای خرد و حتی سرمایه داران و بازاریان  همه خواهان تغییرات اساسی و البته هرکدام منحصرا بنفع خود هستند و اقتصاد تحریم شده و به بن بست رسیده توان بر آمدن از بحران را ندارد . در جمهوری اسلامی هم افتادن مقامات از اوج قدرت به حضیض ذلت طبیعی است و بارها اتفاق افتاده ، آقا امام زمان یا نایبش  هم که بر جامعه ای  بحران زده حکومت کنند ، ، البته اسیر سنت های حاکم بر چنین جوامعی خواهند شد  

 منظور اینکه ماهیت چرخشها و چپ و راست زدن ها در ج.ا. نه بر اساس انتخاب آگاهانه سران نظام که بر آمده از شرایط بحرانی اقتصادی و اجتماعی کشور ما است .  نباید در هر حادثه ای بدنبال پیدا کردن عقلانیتی نهفته در اجرای عملیاتی برنامه ریزی شده بود ، در ج.ا. و تا کنون بسیاری از تصمیمات بزرگ از روی ناچاری وبرای عقب نماندن از قافله گرفته شده است ، خامنه ای کمتر از دو ماه پیش ، ” شیخ صادق ” را بعنوان رئیس شورای مصلحت نظام انتخاب کرد ، وی در عین حال عضو فقهای شورای نگهبان  نیز هست ! آن انتخاب و این افشا گری ها با یکدیگر خوانایی ندارند از یاد نبریم که حتی ” خمینی ” هم در مواجهه با حادثه ای مانند ” اشغال سفارت آمریکا” ، غافلگیر شد و بعد از سه روز توانست تصمیم بگیرد. آنچه حکومت اسلامی را در معرض نابودی قرار داده است  بحرانهای اقتصادی – اجتماعی ای  است  که  قبل از انقلاب 1357 شروع شده بود و ” محمد رضا شاه ” را بزمین زد و هنوزهم  راه حل نهایی خود را نیافته اند  و نظام اسلامی و اصلاح طلب و اصولگرا و چپ ولیبرال و مجاهد و شاهزاده و گدا در تبیین و تحلیل آن در مانده اند و در مانده ایم  ! این تضادها میروند تا ج.ا. را هم با چالش سقوط روبرو کنند واکنون  قرعه به نام ” قاضی القضات سابق ” افتاده است و می توان با اطمینان گفت که هر افشاگری که بر علیه سران نظام می شود ، ضربه ای به حیثیت نظام اسلامی و در درجه اول به ادعای ” بصیر ” بودن ” خامنه ای ” است ، اگر ” شیخ صادق ” بر ق.ق.( قوه قضاییه ) ای حکم می رانده که فساد و اختلاس و ارتشاء در آنجا بیداد می کرده است ، چرا ” خامنه ای” به این فساد اعتراض نکرده است ؟ نمیدانسته ؟ پس از شرایط کشور نا آگاه است و توان رهبری ندارد ! میدانسته ؟ پس شریک دزد است !   کوسه و ریش دولا پهنا که ممکن نیست ! ” چرا ” ابراهیم رئیسی ” بعنوان معاون اول “ق.ق” لام تا کام حرفی نمیزده است ؟ ”  پس خبر داشته و مماشات میکرده ، خود وی باید بعنوان  اختفای جنایت محاکمه و مجاذات شود .لاریجانی “که منتخب شخص ” خامنه ای ” بوده است ، تابه کی ملت باید تاوان اشتباهات ” خامنه ای ” و قبل از آن “خمینی ” را در انتخاب افراد وطنفروش و خائن بدهد ؟

 مگر همین افشاگری ها را طی چند سال اخیر بارها و بارها ” مهدی خزعلی ” بزبان نیاورد ؟ مگر ” مهدی خزعلی ” را بخاطر همین افشاگری ها بارها و بارها دستگیر نکردند ؟ مگر حزب اللهی جان نثار نظام ” منصور نظری” را بخاطر ارسال اسناد همین فسادها برای ” محسنی اژه ای ” به یکسال زندان وشلاق محکوم نکردند ؟ موضوع اینستکه ” خامنه ای ” در آنزمان به فردی گوش بفرمان برای اداره ” ق.ق.” نیاز داشت که در مقابل وی هیچ استقلالی نداشته باشد و امروز فردی مانند رئیسی می تواند همین نقش را برای خامنه ای بازی کند .

 اما چرا ” شیخ صادق ” را به حال خود نمی گذارند ، او که نه درمیان انقلابیون اسلامی عددی است و نه در میان حوزه و علما از جایگاهی برخوردار است ، وی نه خطری برای جاه طلبی های “ابراهیم رئیسی ” و سودای رهبر شدن اوست و نه خطری برای سپاه دارد او که موجود نرم تن و بی آزاری است که تابع اوامر مولا است و به فکر زر اندوزی است .

مناصب وی در حال حاضر هم در حدی است که در نبود ” خامنه ای ” یکی از سه فردی است که حق دارد در شورای رهبری حضور داشته باشد . آیا افشاگری ها تا به حد حذف وی ادامه پیدا خواهد کرد ؟ تا کنون که  شیوه بر خورد با مسئولین درجه اول نظام این نبوده است 

یکی از دغدغه های رهبری ج.ا. در سالهای اخیر چالشی است که ” عدالت طلبی ” ادعایی حکومت با ان روبرو بوده است ، و از یاد نباید برد که ج.ا. بیشترین یارگیری و سرباز گیری را از میان اقشارو طبقاتی می کند که جزو فقیرترین و بقول خودشان مستضعفترین ایرانیان هستند و جالب است که همین بدبخت و بیچاره ها را بعنوان دفاع از فقرا و مظلومین و دفاع از حرم بی بی زینب به سوریه و عراق و سالها قبل بوسنی هرزگوین می فرستند و بعضا با بدن بی سر  به وطن بر می گشتند و اکنون می بینیم ومی بینند که در داخل ایران خبر برجهای سربفلک کشیده مسئولین از ولایتی و حداد عادل و محصولی و اصلاح طلب و اصولگرا وفساد 600 میلیونی قالیباف و آن دیگری شمعخانی زبانزد عام و خاص است و کوس رسوایی زندگی اشرافی علما و وکلا و وزیر و داماد وزیرو دختر وزیرو خانواده رفسنجانی را بر سر هر بازار می زنند . بسیاری از این سربازان ولایت اکنون امیدشان به عدالت طلبی حکومت اسلامی را از دست داده اند باید برای بازگرداندن آب رفته به جوی کاری کرد ، ماجراجویی به نام ” احمدی نژاد ” بر روی این موضوع مانور میدهد !

 در این چند سال دیدیم که اصولگرای دانشگاهی به نام ” سعید زیبا کلام ” بارها و بارها هشدار داد که حکومت اسلامی در حال غرق شدن در فساد است ، ” احمدی نژاد ” در این میانه پرچمدار افشای فساد خانواده ” لاریجانی ” شده بود . ” اگر کار بر همین منوال پیش برود ” احمدی نژاد ” می تواند و یا می توانست بخشهای وسیعی از هوادارن ج.ا. متشکل در تشکل هایی مانند  ” دانشجویان عدالتخواه ” را به خود جذب کند ، اما احساس خطر از سوی ” احمدی نژاد ” تمام موضوع نیست این فقط یک بخش ماجرااست ، ادامه می دهیم : ” سید ابراهیم رئیسی ” نیز در این میانه می خواهد خود را به عنوان ” سید محرومان ” و البته عدالتخواهان معرفی کند ، ایشان چرا در همه این سالها رگ عدالتخواهی و مبارزه بافسادشان نجنبید ؟

موضوع اصلی اینستکه سران حکومت می خواهند آبروی رفته اشان در مماشات با خدایان ثروت ودزدی و اختلاس را برگردانند وبا اختلاس وزر اندوزی هم مبارزه ای نکنند و  در این راه به بز قربانی نیاز دارند و این بز می تواند فساد خانواده لاریجانی ، کاخ سازی داماد و عروس و نوه و نبیره مقامات در لواسانات باشد .

 از دیگر سو سران جمهوری اسلامی  بر آن هستند تا مناصب را به نسل جدیدی از فرزندان انقلاب اسلامی تحویل دهند تا بتوانند حیات ج.ا.را برای یک دهه آینده تضمین کنند ، ” خامنه ای ” ، ” دانشگاه امام صادق ” . حوزه های علمیه و دانشگاههای اسلامی شده در تربیت کادر های خودی و جدید برای در اختیار گرفتن مناصب موفق بوده اند ، باید این واقعیت را پذیرفت ، .

وجود کادرهای جوانی مانند ” وحید یامین پور ” ، ” آذری  جهرمی ” وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات ” ؛ سخنران کم سواد وعوام گرایی مانند ” رائفی پور ” و یا حضور ” ابراهیم رئیسی ” در منصبی که معمولا و باید یک روحانی سالخورده در آنجا انجام وظیف می کرد بیانگر توان بالای کادر سازی در ج.ا. است ، البته این افراد و کادرهای انقلاب اسلامی توان برخورد با مشکلات نظام را دارند اما دریغ که بتوانند حتی سرسوزنی از مشکلات مردم و اقتصاد و اجتماع را حل کنند . امروز بسیاری از رهبران درجه دو سپاه کسانی هستند که اساسا در دوران حیات ج.ا. تحصیل کرده و به پست و مقام رسیده اند ! بنظر میرسد حکومت اسلامی به سوی تحویل گرفتن مناصب از پیران زراندوز و پر حاشیه و سپردن آن مناصب  به جوانان سودایی و انقلابی و کم حاشیه میرود .

حکومت اسلامی بسوی راندن روحانیت از قدرت جز در پستهای اساسی مانند ولایت فقیه و امور اطلاعاتی و حضور در مراکز نظامی گام برمیدارد و بنظر میرسد حتی اگر بتوانند در گرد و غبار مبارزات باصطلاح مبارزات عدالتجویانه “ابراهیم رئیسی ” ، تکلیف پست اضافه بر سازمان ” ریاست جمهوری ” را نیز در ” حکومت اسلامی ” روشن کرده و ” حسن روحانی ” را نیزروانه ” خانه اموات یا همان ” شورای تشخیص مصلحت نظام کنند .

نتیجه گیری : برخورد با ” شیخ صادق لاریجانی ” در راستای ضربات اساسی است که ادعاهای مستضعف پروری نظام اسلامی با ان روبرو بوده است ، مبارزه با  اشرافیگری و ادعاهای مبارزه با فساد ” ابراهیم رئیسی “با امید به جذب گرایشهای معروف به “دانشجویان عدالتخواه ” و گرفتن شعار مستضعف پروری از دست گرایشهای نزدیک به”احمدی نژاد” است .

 حکومت اسلامی بسوی جوانگرایی خیز برداشته اما اصولگرایان که در اینراه کاملا انحصار طلبانه عمل می کنند در حوزه اداره امور اقتصادی و وزارت خارجه با کمبود کادر ومتخصص روبرو خواهند بود  . سمت وسوی این همه تغییرات و تب و تاب البته نه بسوی حل مشکلات مردم که اساسا در جهت تضمین حیات نظام است . “بوآ ” پوست می اندازد ، ” اژدهای اسلامی در حال جان گرفتن است ، ملت ایران در یکی از ضعیفترین دوران حیات اجتماعی – اقتصادی خود و حکومت اسلامی در یکی از قویترین دوران حیات سیاسی خود بسر می برد ایران یک دوره حاکمیت بازهم سیاهتر فاشیستی را در پیش رو دارد

 

 

پاسخی بگذارید

بیشتر از کاوه فرزند ملت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب