من خواب حمید را دیدم

 

دیشب حمید بخواب من آمده بود تا خود صبح با او حرف میزدم ، گفت رفتم و از دیدن این همه ظلم و رنج راحت شدم برق چشمان زیبایش محصورم کرد به سر و تنش دست می کشیدم تا باور کنم زنده است ، با او بودم اما دلتنگ بودم میدانستم که رویاست .با چشمان پر از اشک بیدار شدم ،بغض دارم .#حمید_درخشنده

 

پاسخی بگذارید

بیشتر از کاوه فرزند ملت کشف کنید

برای ادامه خواندن و دسترسی به آرشیو کامل، اکنون مشترک شوید.

ادامه مطلب