به امید پیروزی مردم بر نظام ظالم و خونریز اسلامی

کنسولگری ج.ا. در” بصره ” به آتش کشیده شد ، در “دمشق” و ” بیروت ” نیز همین خواهد شد !

 

parpianigif

تحلیلی بر رشد گرایشات ضد ج.ا. در عراق .

 لاف می زدند که در چهار پایتخت کشور عرب زبان محبوب دلها شده اند ، رجز می خواندند که ” سپاه قدس ” ارتش آزادی بخش است و با خود ” انقلاب اسلامی ” اشان را به کشور های عربی صادر می کند ! ” خامنه ای ” و قبل از آن ” خمینی ” مدعی بودند که هر حرکت استقلال طلبانه در کشورهای عربی – اسلامی ، فرزند و دنباله ” انقلاب اسلامی ” است و مردم کشورهای عربی با خیزش خود به یاری انقلاب اسلامی بر خواهند خواست و بر مبنای چنین نگرشی میلیاردها دلار هزینه حضور نظامی در عراق و سوریه و لبنان کردند ، از بودجه مملکت و حسابهای بانکی مردم و قوت لایموت کارگر و کشاورز و زن و مرد ، دزدیدند و برای لبنانی ها پارک وبرای امامزاده های عراق حتی آبریزگاه و گنبد و  مناره طلا ساختند و به بحران اجتماعی در داخل و بحران سیاسی در دیگر کشور ها دامن زدند . اما بر من وتو ایرانی روشن بود که ” سپاه و خامنه ای “در این حرکات درد دنیای اسلام و دفاع از مردم آن کشور ها  و کمک برای بهروزی آنها را نداشتند و اساسا به فکر صدور تئوری ارتجاعی ولایت فقیه و تبدیل کردن ” کدخدای جماران ” به “ولی امر مسلمین جهان” بودندو ” سپاه پاسداران ” نیز در آرزوی تبدیل شدن به ” سپاه جهان اسلام ” بود ، اولین نشانه های خطا بودن چنین تحلیلی ، زمانی خود را نشان داد که دولتهای نشات گرفته از حرکات موسوم به بهار عربی که نه از سر اتفاق رهبری انها دردست ” اسلامگرایان ” بود ، بر سر کار آمدند ، رهبران این دولتها نه تنها حاضر به وحدت با ج.ا. نبودند که حتی با صدای بلند از آن تبری می جستند ،  بعد از این حوادث بود که ، رهبران حکومت اسلامی اندک اندک از ادعای صدور انقلاب به دنیای اسلام عقب نشینی آشکار کردند و با توجه به وجود اختلافات فرقه ای در مناطق شیعه نشین منطقه  ، برای مرتبط بودن با تحولات سیاسی کشورهای عربی ، این مناطق را برای صدور انقلاب خود برگزیدند و با توجه به سرنگونی صدام حسین در عراق و طالبان در افغانستان و جنگ داخلی در یمن و سوریه به سوء استفاده از خلاء قدرت آمریکا در منطقه پرداخته و به قیمت ایجاد اختلاف میان فرق اسلامی و قومی در این کشورها جای پایی در آنجا باز کردند . از خاطر نباید برد که که ج.ا. برای به قدرت رساندن و یا فعال کردن متحدان و یا دور کردن دشمنان خود از قدرت در این کشورها گاها به همکاری مستقیم با نیروهای آمریکایی حاضر در منطقه پرداخت . و یا درعراق با تاکید بر حذف سنی ها و کمک به تشکیل دولت فرقه ای شیعه ” نوری المالکی ” ضربات سختی بر مصالحه میان گروههای سیاسی در عراق زد و مردم عراق این خیانتها را از خاطر نبرده اند . همین سیاست که امروز در سوریه سعی در مهندسی جغرافیای سیاسی آن کشور دارد و با اسکان دادن شیعیان در بعضی از مناطق تحت کنترل خود تخم نفاق و دشمنی را خود را از همین اکنون در آن کشور میکارد ، آری ج.ا. در عراق باد کاشت  و طوفان درو می کند و در سوریه و لبنان نیز این سرنوشت در انتظار این سیاست است .

اما نقطه کور تحلیل جمهوری اسلامی در این بازی چه بود و هست ” ؟

 ” خامنه ای ” و ” سپاه ” به این واقعیت توجه نکردند و نمی کنند که تقویت اسلام گرایی در کشورهای عرب زبان ، همراه با رشد ملی گرایی عربی و حتی “پان عربیسم” است ، یعنی نقش اسلام در میان بسیاری از توده مردم کشورهای عرب و حتی نظامهای سیاسی حاکم بر این کشورها بر خلاف ایران ، نوعی هویت قومی است و تقویت اسلام گرایی حتی از نوع شیعه آن  به خودی خود ، نوعی ملی گرایی افراطی عربی را بهمراه می آورد و برنامه ریزان و استراتژ های ج.ا. به این نکته مهم توجه ندارند  . در عراق به مجرد اینکه خطر حضور نظامی آمریکا تضعیف و خطر گروههای سنی افراطی سلفی و ” داعش ” بر طرف شد ، ملی گرایی عربی اینبار نوک تیز حمله خود را متوجه حضور نظامی و دخالت سیاسی نیروی بیگانه دیگری کرد که سپاه پاسدران و متحدان داخلی آنان در این کشور بود .

ضدیت با ج.ا. و حضور سیاسی و نظامی آن در “بیروت و دمشق” هم در راه است !

شک نکنید که بمحض اینکه لبنان و حتی حزب الله برهبری ” حسن نصرالله ” خطر جنگ با اسراییل و ناامنی در منطقه را از کشور خود دور ببینند ، به راه عراق خواهند رفت و بر علیه دخالتها و حضور ج.ا. در آن کشور رای خواهند داد ، می توان مطمئن بود که از فردای خاموش شدن  شعله های جنگ داخلی در سوریه ، مردم این کشور ، با تنفری عمیق به رهبران سیاسی – نظامی ج.ا نگاه خواهند کرد ، چون به عینه دیده اند که ج.ا با حضور خود نه بدنبال حل برادرانه مشکلات و اختلافات قومی و فرقه ای و سیاسی آنان که آنانرا وجه المصالحه قرار داده بوده است تاجای پایی برای ” ولایت فقیه ” و نه کشور ایران در  سواحل مدیترانه داشته باشد ، مگر ” مقتدی صدر ” فرزند فکری ” انقلاب اسلامی ” نیست و بر اساس انتخاب رای دهندگان در عراق به با نفوذترین مرد عراق تبدیل نشده است ، چرا امروز از مخالفان سرسخت حضور ج.ا. در کشور خود است و با ” ایاد علاوی ” سکولار وحدت می کند ؟ چون ایاد علاوی سکولار ضد دخالت مذهب در سیاست ، عرب و عراقی است ، اما رهبران ج.ا. که همان ساختار فکری ” صدر ” را دارند ، ایرانی هستند که بصورت تاریخی همیشه با عراقی ها تناقضات ملی و مرزی داشته اند . بر خلاف اندیشه های رهبران ” انقلاب اسلامی ” ، امروز اسلام نمی تواند عامل وحدت میان ایران و کشور های اسلامی باشد ، اسلام در ایران فقط  دین مردم است و عامل هویت بخش نیست ، اما ” دین اسلام ”  در عراق و کشورهای عربی  فعلا و تا زمان مدرن شدن آن مردم و کشورها ، بعنوان یک عامل هویت قومی  عمل می کند ، این واقعیات خود عاملی تعیین کننده خواهدبود که ” ایران ” را آهسته آهسته از جغرافیای سیاسی ای به نام جهان اسلام و عرب جدا خواهد کرد . آنچه که ج.ا. را به شیعیان لبنان و عراق و حوثی های یمن نزدیک کرد نه اسلام و شیعه که منافع سیاسی مترتب بر این نزدیکی بود  . یعنی اگر امروز ” سید حسن نصرالله ” در لبنان ، بسوی جمهوری اسلامی سمتگیری می کند نه بخاطر شیعه و مسلمان بودن وی و جمعیتی کثیراز مردم لبنان است ، که به خاطر منافع معینی است که در نزدیکی به ج.ا. برای مردم و کشور خود دارد.  نفع ” لبنان” و بخصوص ” شیعیان ” در آن سرزمین این است که تضاد میان ایران و اسراییل بالا بگیرد تا اسراییل که تا ده سال قبل هر زمان که لازم می دانست به جنوب لبنان حمله می کرد ، با ایران و تهدید های موشکی اش مشغول شود و لبنان و شیعیان آن کشور را به حال خود بگذارد ،

نفع شیعیان لبنان و نقطه وحدت با ج.ا. نه نه اشتراکات مذهبی  که میلیاردها دلاری بود که کشور ما در ” لبنان ” صرف کرد و آن کشور را آباد کرد و ایران را البته ویران

نفع شیعیان لبنان و نقطه وحدت با ج.ا. نه نه اشتراکات مذهبی  که میلیاردها دلاری بود که کشور ما در ” لبنان ” صرف کرد و آن کشور را آباد کرد و ایران را البته ویران . نفع شیعیان عراق در این بود که از سپاه قدس برای سرکوب داعش استفاده کند ، اگر راز نزدیکی ” مقتدی صدر ” به ج.ا. شیعه و مسلمان بودن این دو بود ، این علت که هنوز هم پا بر جاست ، اما چرا ” مقتدی صدر ” اکنون به مخالف جدی حضور ” قاسم سلیمانی ” در کشورش تبدیل شده است ؟ دقیقا به این علت است که همین شیعه دو آتشه یعنی ” صدر ” دیگر به جمهوری اسلامی نیاز ندارد ! و امروزبرای ” مقتدی صدر “،  ” ملی گرایی عربی “،  عامل تعیین کننده حرکات وی است و همین ملی گرایی است که به وی کمک خواهد کرد که در کنار دیگر گرایشات سیاسی کشورش به سرنوشت کشور خود البته از منظر بخش بزرگی از شیعیان عراق فکر کند . . با این منطق به محض اینکه موضوع ” جنگ داخلی ” در سوریه هم حل شود و سوری ها اعم از ” کرد ” و ” علوی ” و ” سنی ” برای ساختن کشورشان به تفاهم نسبی برسند ، همین علوی ها اولین دشمنان جمهوری اسلامی در سوریه خواهند بود . با این نگرش می توان به راز نهفته در آن جمله طلایی پی برد که می گوید در سیاست دشمن و دوست دائمی وجود ندارد بلکه منافع دائمی وجود دارند . ” خامنه ای ” البته بدنبال گسترش نفوذ ” بیت ” خود است اما ادعا می کند که شیعه گری و ولایت فقیه نقطه این وحدت ها ست . منافع وحدت با ” ملاها ” برای بخش بزرگی از شیعیان عراق به پایان رسیده است ، شیعه گری و انقلابیگری آن هم از نوع اسلامی آن افسانه هایی بیش نیستند ،  از این سیاست و از خزانه بی در و پیکر مردم ایران پولی نصیب سیاستمداران عراقی و شیعیان شد و کمی هم و برای مدت کوتاهی البته عطش گسترش قدرت ملا و سپاهی و بعضی ملی گرایان متوهم ایرانی را فرونشاند .

رهبران جمهوری اسلامی شیفته و واله پیشرفت و قدرت بیشتر نه برای اهداف مردمی ،  که اساسا برای گسترش تئوری بشدت ضد ملی و مخرب  ” ولایت فقیه ” هستند و در هر نقطه و کشور و در وحدت با هر کس و ناکس که امید افزایش حتی حد کمی از گسترش نفوذ خود را ببینند به صرف میلیاردی سرمایه های ملی می پردازند و طبیعی است که نیروهای سیاسی در دیگر کشورها از این عطش قدرت طلبی به سود و منافع دولت و مردم خود استفاده برده و با جمهوری اسلامی بازی می کنند .  رفتار جمهوری اسلامی در عطش گسترش نفوذ و قدرت خود ، مثل پیری فرتوت را بخاطر می آورد که در عشق به محبوبه ای جوان سر از پا نشناسد و برای رسیدن به وصال محبوب گریز پا ی ” قدرت ” ، سر وجان و آبرو بگذارد وبه وصال هم نرسد ، خامنه ای و رهبران سپاه در عطش گرفتن کام از وصال قدرت ، مردم خود ، مردم منطقه  و حتی  دین وآیین به گرونهادند  و شکی نیست که در این قمار بازندگانی بزرگ خواهند بود. آتش زدن کنسولگری ج.ا. در بصره که اتفاقا منطقه شیعه نشین عراق است و از مناطق نفوذ سیاستمداران عراقی متحد ” ملاها ” است علامت و هشدار خوبی برای طرفداران ایرانی مدافع حضور منطقه ای ج.ا. در کشورهای منطقه است ، این حضور بسیار زود و بدون بهره بری سیاسی و اقتصادی و بازگشت دادن میلیاردها تومان سرمایه انسانی و مادی که صرف شد به پایان خواهد رسید و شکست سختی بر اعتبار ” خامنه ای ” و ج.ا. در منطقه و داخل کشور وارد خواهد کرد .. مدتها پیش  در دومقاله که با عنوان “شبح ” اخوان المسلمین بر فراز ” دنیای عرب” اصلاحات “بن سلمان”، چشم انداز رویارویی ایران و اعراب و نزدیکی ایران به اسراییل ” و مقاله ” بروز ملی گرایی “عربی –اسلامی ” در عراق و کلاه گشاد “آمریکا” و ” مقتدی صدر ” و ” حسن نصرالله ” بر سر ” سپاه و خامنه ای “ ” نوشتیم این وضعیت را پیش بینی و در باره این واقعیات هشدار داده بودیم

Advertisements

Tagged as: , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , , ,

Categorised in: فرهنگ ، تاریخ و جامعه, تحلیل سیاسی هفته, سیاست

Leave a Reply

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.

Start here

%d bloggers like this: