شاید من از معدود کسانی بودم که از همان اول حرکات اعتراضی موسوم به ز.ز. آ را جدی نگرفته و معتقد بودم که این سری از حرکات اعتراضی علیرغم ظاهر پر هیاهو و عرضه جوانان جان برکف به مبارزه ، سر از ناکجا آباد بر خواهد آورد و همین هم شد . جنبش ز.ز. آ. در حال تغییر شیفت و عبور از اصلاح طلبان آمریکایی _( مصی علینژاد ، ایران اینترنشنال ) به سوی اصلاح طلبان رادیکال داخل و خارج ( سید خندان ، نرگس محمدی ، تقی رحمانی ) و متصل کردن ایندو بیکدیگر است . البته این تغییر نه بر مبنای تصمیم گیری کس و کسانی از این جنبش و یا رهبری آن ( که ندارد ) که بر مبنای شخصیت سازی توسط کشورهای خارجی فعال در امور ایران است . اما چه شد که چهره سازان خارجی به این نتیجه رسیدند که از مصی و گلشیفته و حامد عبور کرده و به نرگس و تقی و خاتمی برسند ، در پی خواهد آمد ..
البته ضد ملی دانستن ز.ز.آ به معنای این نیست که سرکوب خونین جوانانی که برای بر آورده شدن اولین خواسته هایشان مانند مبارزه با حجاب اجباری جان خودشان را کف دست گرفته و به زد وخورد با ماموران انتطامی و بسیج پرداختند نباید محکوم میشد و البته باید از این جوانان قهرمان هم تجلیل میشد ، اما اینکه بخواهیم از این سری حرکات اعتراضی انتظار انقلاب و سرنگونی داشته باشیم بیشتر به شوخی شبیه بود . علت این نتیجه گیری هم خیلی روشن است ، حرکاتی که رهبری آن در دست مصی علینژاد که یک کارمند دون پایه و حقوق بگیر آمریکا باشد و یا یکی از شخصیتهای کلیدی آن گلشیفته فراهانی باشد که منتطر است در فیلم و سریالی صحنه برهنگی باشد تا وی جامه از تن برکشد و همه نهانیات خود را در معرض دید عموم بگذارد و با لذتی شهوانی صحنه های مورد تجاوز قرار گرفتن را بازی کند و پولی بگیرد و عقده های فروخورده خودرا تشفی دهد یا حامد اسماعیلی باشد که نمی داند سیاست را با ث نمی نویسند و آن دیگر رقصنده نازنین بنیادی که در تمام عمرش به سیاست فکر هم نکرده است ، امکان نداشت و بضرس قاطع امکان هم ندارد که به نتیجه ای در خور اعتنا برسد .دیگرجنبه مهم منفی ز.ز.آ . اینکه نقظه ثقل این جنبش در مناطق کردنشین ایران است و در آنجا نیز این مبارزات تحت رهبری کوموله است که وقتی شعار مرگ بر فاشیزم میدهد نه منظور آن فاشیست بودن ج.ا. که محکوم کردن تمرکز گرایی در اداره کشور و تقویت روحیه فدرالیزم قومی و تشکیل کردستان خود گردان ایران مانند آنچه که هم اکنون در اقلیم کردستان عراق در جریان است میباشد . بنابراین هدف ز.ز. آ . در کردستان فقط و فقط ، تقویت فدرالیزم قومی است که قطعا به تجزیه ایران منجر میشود و از این دیدگاه ز.ز.آ که نقطه ثقل کردی دارد ، جنبشی ضد ملی و خطرناک است.
از یاد نبریم که ج.ا. مدتها سعی کرد که اپوزیسیون را تحت رهبری افراد لاابالی ، ضد اخلاق و رسانه های وابسته به کشورهای خارجی و … نشان دهد و در حرکات موسوم به ز.ز.آ به تمام این اهداف خود رسید . اینکه مثلا مصی در باره خود چه فکر می کند و یا گلشیفته خود را قهرمان زنان ایران در مبارزه با پوشش اجباری بداندو یا ایران اینترنشنال خود را رسانه ای بشدت متعهد به اصول حرفه ای خبرنگاری بداند در موضوع تاثیر منفی آنان تغییری ایجاد نمی کند ، مهم آنست که بر مبنای افکار عمومی میلیونها ایرانی سنتی ، مصی و یا گلشیفته و نازنین چون به لخت بودن خود و یا مصی به حاملگی قبل از ازدواج خود افتخار می کند فاحشه بله به همین صراحت از نشر افکار عمومی اکثریت مردم ایران فاحشه هستند و همان افکار عمومی نیز این اینترنشنال را جاسوس سعودی ها میداند . اینکه چنین لقب هایی به این افراد و رسانه ها درست است یانه و اینکه مردم معمولی ایرانی تحت تاثیر تبلیغات و یا پروپاگاندای رژیم به این عقاید رسیده اند مهم نیست ، مهم اینستکه بخشی وسیعی از مردمی که ما می خواهیم همراه با آنان رژیم را سرنگون کنیم دارای چنین نظرات و عقایدی هستند . اینان را فاحشه و رسانه های بلندگوی ز.ز.آ. را وابسته به خارجی میدانند .
این نظر بر مبنای ارتباطاتی که با مردمی از طبقات و اقشار مختلف مردم از شروع تا پایان حرکات اعتراضی ز.ز.آ در داخل ایران داشتم بیان می کنم . یک دختر جوان از مناطق بشدت سنتی تهران را می شناسم که ابتدای حرکات چادر از سر برداشت و در تظاهراتها شرکت میکرد در تمام دوران حرکات اعتراضی با وی در تماس بودم و آهسته آهسته بخصوی بعد از سخنرانی دو جوان منحرف جنسی در گرد همایی برلن ، با تهدید پدر خود روبرو و آهسته آهسته دوباره چادر بر سر کرد . با یک خانواده در مناطق کرد نشین در تماس بودم که در حقیقت هم بسیار فقیر و در مناطق حاشیه نشین یکی از شهرهای استان کردستان زندگی می کردند ، اما علیرغم همراهی اولیه با این حرکات ، بتدریح تجدید نظر کرده و بخصوص رفتار گلشیفته و مصی علینژاد و یا سخنرانی دو منحرف جنسی در گردهمایی برلین بر ای آنان غیر قابل هضم بود ; و آهسته آهسته ; همراه با شدت یافتن سرکوبها ، از حرکات فاصله گرفتند . البته دلیل اصلی شکست ز.ز.آ. سرکوب وحشیانه رژیم بوده اما اگر عوامل منفی فوق الذکر نبودند ، مردم حاضر به تحمل سرکوب هم بودند .
شکی نیست که افراد وابسته به طبقه متوسط در طول این مبارزات رادیکالتر شده و حتی دختران و زنان آنان چادر از سر برداشتند ، اما این تغییر مهمی نیست آنان بهرحال ضد این رژیم بودند ، کمیت آن بیشتر شد مهم اینستکه این حرکات اعتراضی در جلب نیروهای معروف به قشر خاکستری که از قضا یک جمعیت 10-15 میلونی هستند ناتوان بود و همین هم باعث شکست آن شد . از یادنبرید که جوانان آسیب دیده و یا کشته داده که به خارج راه بردند ، بجز یک یا دونفر آنان که به نزد رضا پهلوی رفتند بقیه اشان به نزد مصی رفتند. جنبش ز.ز.آ چه از نظر نیروهای فعال و میدانی داخل کشور جنبش تحت رهبری عناصر ضعیف ، وابسته به دولتهای خارجی ، تجزیه طلب و …. بودند و از هیچ ارزش استراتژیکی مبارزاتی بر علیه ج.ا. بر خورد دار نبود . اینکه این مبارزات در قوی شدن روح مبارزاتی زنان و دختران وابسته به اقشار متوسط نقش مثبت داشته به معنی مترقی بودن رهبران ونیروهای فعال این حرکات اعتراضی نیست چه اینکه مثلا بعد از استقرار ج.ا. میلونها زن بدانشگاهها راه یافتند ایا این بدان معنی است که نظام ج.ا. نظامی مترقی است ؟ بر عکس ، جنبش ارتجاعی ز.ز.آ با سوار شدن بر موج انقلابی که در راه است سعی در به انحراف بردن ظرفیتهای انقلابی مردم ایران و وابسته کردن آن به منافع آمریکا و اروپا داشته و دارد .
حرکات موسوم به ز.ز. آ که نیروهای میدانی آن جوانان جان به لب رسیده و معتقد به رهایی بودند ، تحت رهبری نیروهای بشدت غیر سیاسی به بیراهه رفت و از همان اول هم گفتیم که از هیچ ظرفیت حتی رفرمیستی هم بر خوردار نبود .
با توجه به وقوع تغییرات زیر بنطر میرسد که نیروهای خارجی فعال در امور ایران ( آمریکا ، فرانسه و عربستان سعودی ) اکنون تمایل به مطرح شدن عوامل موجه تری نسبت به رهبران اولیه و رسوای ز.ز.آ دارند . بر این مبنا است که اصلاح طلبان داخل ایران نیز خود را با این واقعیات همراه کردند .
الف : محمد خاتمی و اصلاح طلبان داخل در انتخابات شرکت نکردند و این نه برخوردی منفعلانه در حوزه سیاست که بر عکس یک برخورد فعال سیاسی بود که می خواست به اصلاح طلبان برانداز پیام دهد که او نیز دیگر امیدی به اصلاح امور ندارئد بسیاری از رهبران جنبش اصلاح طلبی از عبور از نظام حرف میزنند ، اصلاح طلبان داخل حکومت عملا انتخابات را بایکوت کردند .
ب: نیروهای هدایت کننده ، برنامه ریز و تحلیلگر در “ایران اینترنشنال“ از اصلاح طلبان سابق هستند .و با توجه به بایکوت انتخابات توسط اصلاح طلبان داخل حکومت ، ” ایران اینترنشنال” عملا با اصلاح طلبان داخل اختلاف بنیادی ندارد و حتی کم کم با جریان موسوم به سامانه پادشاهی فاصله گرفت .
ج : تلویزیون منو تو که بودجه آن از سوی نیروهای داخلی یا خارجی علاقمند به خاندان پهلوی تامین میشد تعطیل تا زمینه یکه تازی ” ایران اینتر نشنال ” فراهم شود .
د: نرگس محمدی که تا قبل از دریافت جایزه نوبل ، در مورد جنبش ز.ز.آ . موضع مبهم داشت ، به مدافع آن تبدیل شد . از یاد نبریم که حتی مصی علینژاد هم نهایتا رگ و ریشه اصلاح طلبانه دارد .
ه: در جریان اعطای جایزه نوبل به ” نرگس محمدی ” که بنمایندگی از سوی وی به همسرش اصلاح طلب و ملی مذهبی کهنه کار ” تقی رحمانی ” صورت گرفت ، بعضی رهبران ز.ز.آ از گلشیفته فراهانی ، عبدالله مهتدی ، شیرین عبادی شرکت داشتند و سخنان بریت رایس اندرسن، ريیس کمیته صلح نوبل که ” نرگس محمدی ” را رهبر طبیعی جنبش ز.ز.آ . دانشت بخوبی نشان داد که کشورهای اروپایی فعال در امور ایران بشدت تمایل دارند که رهبری این باصطلاح جنبش را از دست رهبران فعلی آن که عموما پیشینه معروف سیاسی ندارند گرفته و در اختیار اصلاح طلبان قرار دهند وی گفت :” در سپتامبر ۲۰۲۲ او رهبری طبیعی جنبش زن زندگی آزادی را بر عهده داشت.” در صورتیکه واقعیت درست بر عکس بود و بخاطر سویه ضد مذهبی و حتی ضد دینی ای که این جنبش داشت ، اصلاح طلبان اساسا از نیروهای فعال آن نبودند . این موضوع بدانمعنی است که آمریکا و اروپا بشدت بدنبال فعال کردن اصلاح طلبان داخل و نزدیک کردن آنان به اصلاح طلبان خارج از کشور که سویه براندازی دارند هستند و اگر چنین طرحی فعال شود ، تاریخ مصرف مصی و حامد و گلشیفته و …. تمام شده مگر اینکه خود را در ذیل چنین طرحی باز تعریف کنند .
بنظر میرسد اقشار متوسط و مرفه هم با اینکه اصلاح طلبان رهبری این جنبش را در دست گرفته و مسیر آنرا بسوی تحول طلبی و نوعی ج.ا. رحمانی ! پیش ببرند راضی هستند . از یاد نبرید که اقشار مرفه و متوسط در رانتخورای ها ، اختلاس ها ، سفته بازی و پیش خرید سکه و خود رو دستشان با رژیم در یک کاسه آلوده است .
نتیجه گیری : اصلاح طلبان داخلی سویه داذیکالتری نسبت به رژیم در پیش گرفته و محمد خاتمی با عدم شرکت در رای گیری ، بنوعی به ج.ا. اخطار داد که عدم شرکت اینان در انتخابات به معنی انفعال سیاسی اشان نیست و دفاع مستقیم نرگس محمدی از ز.ز.آ. نشان داد که اصلاح طلبان همراه با قدرتهای اروپایی خواهان در دست گرفتن رهبری آ« هستند .
قدرتهای اروپایی و آمریکا بعنوان یک طرح احتمالی آماده حمایت از اصصلاح طلبان برای در دست گرفتن رهبری ز.ز.آ. هستند .
نهایتا می توان قاطعانه گفت که جنبش موسوم به ز.ز.آ توان برخورد سرنگونی طلبانه نداشته ، نیروهای محروم و کارگران و اقشار خاکستری به آ« نخواهند پیسوت و درست به این دلایل اکر دوباره شعله برکشد بنحو وحشیانه ای سرکوب خواهد شد و درست به همین دلل نباید از آن حمایت کرد.
Leave a Reply