سال نو بر همگان مبارک باد به امید سال پر از پیروزی و امید برای ایران و ایرانی

ترور” اسماعیل هنیه ” بمثابه ابزاری برای مهندسی اجتماعی 

 سیاست در ایران هنوز امری مدرن نیست  ، یعنی دو گرایش سنتی سیاسی در ایران با قدمتی  بدرازای تاریخ دوهزار و پانصد ساله: تخت و منبر ، شاه و مغ و روحانی ، سلطنت و فقاهت  هنوز هم بر عرصه سیاست در ایران تفوق کامل دارند . این گزاره بدان معنی است که ایران در کلیت خود هنوز به کشوری مدرن که در آن اقشار و طبقات اجتماعی و احزاب  و گروههای سیاسی و قومی پذیرفته باشند که برای زیستن در کنار یکدیگر باید به منافع متقابل یکدیگر احترام بگذارند تبدیل نشده است ، همیشه و تا کنون روحانیت و سلطنت منافع قشری و گروهی و سیاسی خود را بر منافع  یک کل بنام مردم ایران ترجیح داده وبه لطائف الحیل از تشکیل یک دولت و ملت مدرن که نماینده آحاد ملت ایران باشد جلوگیری کرده و با بوجود آوردن اشکالی التقاطی از ساختار سیاسی همه منابع را در خدمت منافع قشری سلطنت و یا روحانیت و تعداد محدودی از هواداران خود قرار داده اند .  این دو نهاد سیاسی و البته سنتی ، بخصوص در یکصد سال اخیر اقشار و گروههایی معین  را بعنوان مدافع خود در درگیری با دیگر اقشار اجتماع پروار کرده و به آنها امکانات بیشتری داده اند . در دوره سلطنت گروهها و اقشار مرتبط با دربار ؛ ساواک و نظامیان وقشر متوسط و در ج.ا. سپاه و بسیج و اقشار سنتی بعنوان مدافعان نظام ، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند . البته می توان انتظار داشت همانطور که اقشار متوسط شاه ساخته ، اعلیحضرت را بزمین زدند و خرد کردند ، ج.ا. را نیز همین اقشار سنتی و سپاه و بسیج بزمین گرم بزنند و گردنش را خرد کنند و دست اتحاد به جریان سیاسی دیگری بدهند . 

سیاست ورزی بعنوان امری مدرن از بعد از مشروطیت در ایران فقط بعنوان یک آرزو مطرح شد و  طرفدارانی یافت که خود را  د رقالب احزاب چپ و ملی گرا و بعد در جریان ملی کردن صنعت نفت نشان داد ، گرایشات طرفدار حضور مردم در سیاست که مستقل از روحانیت و سلطنت بودند و تا امروز هم هستند عموما زیر دست و پای وحدت  این دو نهاد  له   میشدند و یا تنها زمانیکه میان تخت و منبر تضادی پیدا میشد ، اینها نفسی می کشیدند . هنوز هم تا امروز که سال 1403 –2024 است ، دو گرایش عمده در ایران در اختیار سلطنت ( رضا پهلوی- گرایش مغلوب ) و فقاهت ( دوگرایش اسلام فقاهتی و اسلام اصلاح طلب- گرایش غالب ) است . یعنی قدرتهای خارجی هم که خود را بناحق در ایران صاحب منافعی میدانند ، به این نتیجه درست رسیده اند که اگر می خواهند در ایران جای پای منافع اقتصادی و یا ژئوپولیتیک داشته باشند یا می بایست با سلطنت و یا با فقاهت کنار بیایند ، عقب مانده و البته فعالترین اقشار مردم درحوزه سیاست یا دل در سلطنت و رضا پهلوی دارند و یا دل به فقاهت و علی خامنه ای سپرده اند  

مثلا و بعنوان نمونه برای اثبات این ادعا  جنبش اخیر و بزرگ ز.ز.آ . را در نظر بگیریم  . رهبری این جنبش یا سلطنت طلب ، یا فعالان سیاسی آمریکا محور و مستقیما کارمند نهادهای آمریکایی و یا طرفدار رضا پهلوی هستند .در میان افراد  وابسته به جریان ز.ز.آ که از ایران خارج شده باشند یکنفر را نمی توانید پیدا کنید که بعد از خروج از کشور بسوی جریانات سیاسی غیر سلطنت طلب و یا غیر آمریکا محور ، آمده باشد !  بسیاری از اینان مستقیما و از طریق  ” ایران اینتر نشنال ” حتی به اسراییل مرتبط شده اند . بنابراین این ادعا براحتی در مورد جنبش ز.ز. آ. که فعالان آن خود را بسیار مدرن میدانندهم براحتی قابل اثبات وصادق است و این حرکت عملا و  اساسا تبدیل به یک جنبش آمریکا محور و سرسپرده نیروهای خارجی شد و امروز در رهبری آن حتی یک گرایش مردمی نمی توان پیدا کرد ! 

گرایش به احزاب وگروههای ملی گرا ، سوسیال دموکرات و چپ در میان عامه مردم اساسا محلی از اعراب ندارد  و دقیقا به همین علت است که  نیروهای خارجی فعال در امور ایران برای اجرای مقاصدشان به حمایت از سلطنت  و روحانیت روی می آورند  

 سلطنت و فقاهت ، خامنه ای و رضا پهلوی بدون حمایت خارجی یعنی آن بدون حمایت روسیه و این بدون حمایت آمریکا امکان حیات سیاسیاجتماعی ندارند و دلیل حمایت خارجی ها  از این دو گرایش عمده و نه از ملی گرا و دموکرات و مترقی ، دقیقا همین موضوع است که روسیه و آمریکا در ایران نوکر می خواهند و سر سپرده ، بدون تعارف امروز می توان با اطمینان گفت که علی خامنه ای نوکر روسیه و رضا پهلوی نوکر آمریکاست ، البته در زمانه حاضر نوکری در سیاست بمعنای گوش بفرمان بودن نیست ، که بمعنای بازی کردن  در میدان منافع یک ابر قدرت و یا کشور خارجی  است . مثلا روسیه در ایران دارای منافع اقتصادی چندانی نیست ، اما امنیت آسیای میانه و بخصوص حفظ منافع روسیه در بخش آسیایی” اور اسیا ” به بر سر کار بودن یک دولت طرفدار روسیه در ایران وابسته است . البته این موضوع را هم نیز باید در نظر گرفت که  خامنه ای و روحانیت بخاطر حاکم بودن امکان مانور زیادی در مقابل روسیه دارند ، اما رضا پهلوی بخاطر اینکه حاکم نیست مجبور است سیاستهای آمریکا و اسراییل در مورد ایران را طابق النعل به نعل بپذیرد . 

حتما بیا دارید که روسیه از همان سالهای ریاست جمهوری حسن روحانی مترصد بالا کشیدن  ” ابراهیم رئیسی ” بود ، دیدار نماینده ویژه پوتین با وی زمانیکه او هنوز سرپرست آستان قدس بود بیانگر هماهنگی روسیه با بیت برای بالا کشیدن سید بیوه زنان یعنی ابراهیم رییسی بود ، لقب سید بیوه زنان لقب ارزنده ای برای وی است ، چون رییسی به اندازه موهای سرش حکم اعدام صادر وزنان زیادی را بیوه کرده بود . به مجرد اینکه سید ابراهیم در انتخاباتی بی رمق ، رییس جمهور شد ، دولت تاجیکستان  با اشاره روسیه با عضویت ج.ا.در پیمان شانگهای موافقت کرده وی را هم باز با اشاره روسیه به دوشنبه دعوت و سید را به داشتن دکترای افتخاری مفتخر کرد ، ورود به پیمان  بریکس و فروانی واکسن کویئد و همراهی چین با ج.ا. بعد از بر روی  کار آمدن ” ابراهیم رییسی ” بیانگر این بود که  روسیه فهمیده بود اگر می خواهد منافعش  در ایران حفظ شود  ، باید دم کدخدا یعنی ” خامنه ای ” را ببیند و چین هم بهمین منوال اما چین در ایران علاوه بر منافع زئو پولیتیک ، منافع سرشار اقتصادی هم  دارد . یعنی حمایت روسیه از سید بیوه زنان ، نوعی مهندسی اجتماعی برای تقویت موضع اقشار سنتی و عقب مانده یعنی حزب اللهی ها است . علت دلبستگی روسیه به این اقشار ، خرفتی و عقب ماندگی سیاسی آنهاست . 

خلاصه در ایران قرن21 هنوز هم علیرغم ادعاهای استقلال ، دو گرایش عمده در سیاست ایران یا باید مستظهر به حمایت روسیه باشند و یا مسنظهر بحمایت البته آمریکا ، و حمایت مردم در بالانشاندن و بقای سیاسی- اجتماعی  ولایت و سلطنت زیاد هنور باید حمایت خارجی را نیز داشته باشد . یک لحظه تصور کنید که اگر حمایت روسیه و چین از صنایع موشکی ج.ا. نبود ، آمریکا و اسراییل تا کنون خاک ج.ا را به توبره کشیده بودند و در بهترین حالت  در ایران امروز اصلاح طلبان آمریکا  محور بر سر کار میبودند . 

البته ذکر مثال در نفوذ روسیه و چین در ایران  به این دلیل بود که مخاطب با هوش این مقاله به اصل موضوع مطروحه آشنا شود و دوم اینکه طرفداران ارتباط با آمریکا نگویند چرا  از نفوذ روسیه و چین صحبت بمیان نیامد . 

آمریکا و اسراییل نیز که نمی توانند در هیچیک از  گرایشهای حاکم ،نفوذ کرده و از آن طریق  منافع  خود را بر آورند روی به گرایش سنتی سیاسی دیگر در ایران یعنی سلطنت طلبان آورده اند . نظری به  امکاناتی که فعالان سیاسی آمریکا محور از رضا پهلوی  گرفته  تا مصی علینژاد و سایتهایی مانند توانا  ، ایران وایر ، و رسانه هایی مانند ایران اینتر نشنال ، منو تو ( قبلا )  دارند ،  دلیلی بر صدق ادعای ما است ، از یادنبرید که فعالان سیاسی آمریکا محور و بخصوص حامی رضا پهلوی از امکانات بسیاری در گوگل و در صدر قرار گرفتن آنها در موتور جستجوی آن ،  در یوتیوب در داده شدن آدرس ویدیو های آنها به روبوت های تکرا رکننده ، برخوردار هستند .  از سوی دیگر بسیاری از ادمین هایی که توئیت های فارسی زبان را در توئیتر و یا ویدیوهای فارسی را در یوتیوب  بررسی می کنند ، سیاست “ایران دیس اینفو ” تحت سرپرستی ، مریم معمار صادقی که وی خود نیز سیاست وزارت خارجه آمریکا را اجرا می کند ، کنترل می کنند ، دست درازی در بالا آوردن و مطرح کردن  اخبار و اطلاعاتی که بنفع سیاستهای آمریکا و اسراییل در این رسانه هاست را  داشته و هرگونه ساز مخالف با این سیاستها با سانسور شدید این ادمین ها روبرو میشود .  

بنظر میرسد که هنوز هم برای آمریکا و اسراییل ، رضا پهلوی انتخاب اول است ، اینکه گاها به گلشیفته و حامد اسماعیلیون و مصی علینژاد هم روی می آورند  و حتی خواهان سوء استفاده از موفقیت اصلاح طلبان در ایران هم هستند ، اساسا به پراگماتیزم سیاسی  در سیاست مدرن مربوط است که امری معمول  و مفهوم است . 

سیاست آمریکا و بخصوص اسراییل در ایران عدم پذیرش امری بنام وقوع انقلاب در ایران است ، جمهوری خواهان هنوز در حسرت بازگشت سلطنت به ایران و نگرش  اسراییل هم به ایران و ایرانی که  اساسا از خود سیاست مستقلی نداشته و دنباله رو آمریکاست  ،  مردم و کشوری است که در سال 1357 فریب خورده ، شاه خوب و فرمانبر را از قدرت رانده اند و حالا باید جبران اشتباه کنند .  به همین دلیل بهترین گرایش سیاسی در میان ایرانیان که بتواند چشم انداز ی هر چند دور برای بر آورده شدن نظرات   اسراییل  و آمریکا را مطرح کند ، نیروهای سلطنت طلب در میان ایرانیان هستند که از نظر حماقت ، خرفتی ، عقب ماندگی و توحش سیاسی ، روی دیگر حزب اللهی ها هستند ، یعنی روسیه ، حزب اللهی جماعت را خریده و آمریکا سلطنت طلبها را .خط قرمز روسها ” علی خامنه ای ” و خط قرمز آمریکایی ها و اسراییل ” رضا پهلوی ” و حتی سلطنت است . 

حمله های  گستاخانه ، بی ادبانه به گرایشهای غیر سلطنت طلب ، سانسور نوشته های گرایشهای غیر آمریکایی ایرانیان خارج از کشور وکشتار گرایشهای چپ و ملی و مترقی از سوی حزب اللهی ها در داخل و یا زبان تهدید ، سانسور و تحقیر همین گرایشات در خارج از کشور از سوی رسانه های اپوزیسیونی آمریکا محور ، بیانگر  نیاز آمریکا برای تقویت افراد و شخصیت و گرایشهای گوش بفرمان در اپوزیسیون است و در داخل هم که نیاز روسیه به تقویت گرایشهای اجتماعی خامنه ای محورو گوش بفرمان روسیه است . 

چرا “نتانیاهو ” ، ” اسماعیل هنیه” را در ایران و درست در زمانیکه حداقل شرکت کنندکان در انتخابات ، فردی با گرایش غیر اصولگرا را انتخاب کرده بودند  ، ترور کرد ؟  

فقط با توجه به مقدمات بالا و پذیرش آن واقعیتها است که می توان تفسیری سیاسی برای این ترور  داشت ، اسراییل طرفدار گرایشات سلطنت طلبی در ایران است به چه دلیل ؟ الف : پوریا زراعتی که بشدت طرفدار رضا پهلوی است بعد از تلاشی که برای ضرب و شتم وی شد اکنون برنامه خود در تلویزیون ” ایران اینتر نشنال ” را  مستقیما از اورشلیم ، اجرا می کند و این اولین بار است که اسراییل دخالت خود در امر مبارزه سیاسی در ایران را به این شکل مستقیم نشان میدهد  ب — تنها مقام رسمی در دنیا که با رضا پهلوی  رسما ملاقات کرد ، نخست وزیر اسراییل ” بنیامین نتانیاهو ” بود … بنابراین وقتی اسراییل که در مسائل اپوریسیون  ایران شرکت فعال دارد  ، ” اسماعیل هنیه ” را درتهران ترور می کند ، می تواند بدنبال اهداف زیر باشد : الف : جذب اقشار و گروههای اجتماعی که با  نزدیکی ج.ا. و  اعراب و فلسطین  مخالف هستند  و شعار ” نه غزه ، نه لبنان ” سر میدهند . ب : تضعیف موقعیت گرایش اصلاح طلبی در میان ایرانیان مخالف نظام ، با تضعیف موقعیت مسعود پزشکیان ، ج: تقویت موقعیت بر اندازان سلطنت طلب در میان اصلاح طلبان و سایر گروههای سیاسی خواهان تحول و تغییر ، د- تحریک اقشار خاکستری در موضعگیری بنفع براندازان با ضعیف نشاندادن رژیم در توانایی برآورده کردن اولین نیازهای امنیتی خود . ه -جلوگیری از نزدیکی اقشار اصلاح طلب به رژیم و راندن آها بسوی براندازی و نهایتا و مهمتر از همه تقویت گرایشات بر اندازانه در مقابل گرایشات خواهان انقلاب .

اینکه اسراییل بعنوان مجری برنامه هایی بر علیه ج.ا. که آمریکا خود نمی تواند آنها را اجرا کند ، تا چه حد در دستیابی به اهدافش موفق است ، باید در نوشته ای دیگر مورد بررسی قرار گیرد ، اما این نوشته بر آن بود که نشان دهد که اسراییل و آمریکا هر گام خود در برخورد با ج.ا. را  با هدف معین و خواست  بر گرداندن رضا پهلوی بقدرت انجام میدهند  بنابراین از یاد نباید برد که روشنفکران و فعالان سیاسی – آمریکا محور مانند مصی  علینژاد ، سایتهای  توانا و  ایران وایر که حتی  فردی فلسفه پژوه مانند محمد رضا نیکفر در آنها فعال است ، ممکنست  هزاران ادعای روشنفکری و جمهوری خواهی و حتی مارکسیستی داشته باشند ، اما تا زمانیکه فعالیت سیاسی خود را د رجهارچوب سیاستهای نهادها ، اندیشکده ها و سایتهای ایرانی که از سوی آمریکا و تامین مالی میشوند نهایتا در چهارچوب ، پروژه سلطنت طلبی اسراییل و آمریکا قلم زده و فعالیت می کنند ، چه اینکه این افراد تعیین کننده سیاست غالب در  وزارت امور خارجه آمریکا  که عموما تامین کننده بودجه آنها می باشند نبوده  و اینها عملا چه بخواهند و چه نخواهند برای ابقای سلطنت و بازگشت رضا پهلوی  قلم زده و تلاش می کنند . 

البته این موضوع نیز  قابل تاکید موکد است که تا وقتی ، دو گرایش سلطنت و فقاهت توان گرد آوری فعالترین نیروهای سیاسی در ایران ، یعنی همان نیروهایی که حاضر هستند برای حذف دیگر گرایشهای سیاسی – اجتماعی ، بکشند و کشته شوند را دارند  وضعیت مملکت نه تنها از این بهتر نخواهد شد که قطعا بدتر هم خواهد شد و  این دونیروی خائن به ملک و ملت آماده اند برای حفظ خود  همه چیز حتی مام وطن را بفروشند . 

Tagged as: , , , , , , , , , , , , , , ,

Leave a Reply

Start here