سال نو بر همگان مبارک باد به امید سال پر از پیروزی و امید برای ایران و ایرانی

خدای دهه شصت از ” مادام بواری ” شکست خورد و ” خامنه ای ” از ” مسیح و گلشیفته ” 

البته ما به فطانت و هوش سرشار مخاطب این مقاله باور داریم ، اما ابتدا  چند عبارت  به آن معنی و مفهوم که در این مقاله بکار برده شده است را  معنی می کنیم . 

چه بخواهیم و چه نخواهیم  فضای بعد از انقلاب اسلامی واقع شده در سال 1357  شباهتهایی به بعضی وقایع اتفاق افتاده بعد از وقوع انقلاب کبیر فرانسه دارد ، فضای وحشت و ترور و کشتاربعد از دو انقلاب  و حذف فرزندان انقلاب توسط ماشین اعدام انقلاب ، بر سر کار آمدن قشری تازه بدوران رسیده و نو کیسه که اتفاقا از حذف شدگان و اقشار حاشیه ای قبل از وقوع انقلاب بودند و برانگیخته شدن احساس حق طلبی در  اقشار اجتماعی مختلف برای اتصال خود به منابع قدرت و ثروت  .  

مثلا  در انقلاب اسلامی فردی  مانند احمدی نژاد  و دهها و صدها افرادی از این دست را  که از اقشار حذف شده و حاشیه ای اجتماعی  زمان رژیم سابق بود ند و به امید بستن بار خود جذب انقلاب شده بودند ، ناخود آگاه  هر محققی  را یاد  ژولین سورل در رمان  سرخ و سیاه نوشته استاندال و یا ” آنتوان برته ” می اندازد . این دو شخصیت در  رمان و واقعیت سالهای بعد از انقلاب در فرانسه در  تلاشی ناکام و خیانت بار  برای ورود به دنیای ثروت و قدرت  از راه ارتباط با زنان  طبقه اشراف ، ناکام مانده و سر خود از دست دادند .  البته لازم به ذکر است که این شخصیت های داستانی ، ما به ازای واقعی داشتند.   

” مادام بوارینیز یکی از شخصیتهای سمبولیک پدید آمده در رمانی به همین نام  نوشته شده توسط یکی از نویسنده های معروف فرانسهگوستاو فلوبر ” است ،  این تیپ و شخصیت از زنان در فضای  بشدت متشنج اجتماعی بعد از قوع انقلاب کبیر فرانسه بوجود آمدند ، زنانی که مانند دیگر اقشار اجتماعی حق خود را طلب کرده و خواهان رها شدن از  سنتهایی بودند  که آنها را حوزه های مختلف زندگی اجتماعی و فردی محدود میکرد ،  اما مادام بواری و امثالهم این آزادی را، آزادی در روابط هرزه درایانه و آزاد جنسی ،حتی بعنوان یک زن شوهر دار میدیدند . وی که همسر یک  مرد از طبقه متوسط بود ، نیز خواهان ورود به طبقه اشراف و مالدار آنروز فرانسه بود که می خواست با داشتن روابط آزاد جنسی با بورژواها سری در میان سرها در آورد که در  این مسیر سر خود از دست داد .  

جنبه مثبت وقابل اتکای اثار واقعگرایانه ادبیات کلاسیک فرانسه  با نویسندگانی مانند ”  اونوره دو بالزاک ” ، ” گوستاو فلوبر ” ، ” ویکتور هو گویبزرگ ، ” گی دو مو پاسانکه مطالعه آنها برای هر محقق امور اجتماعی لازم است  این بود که تصویر گر واقعی دوران پر تنش بعد از انقلاب کبیر فرانسه بودند . مخاطب آثار آنان می توانست ما  به ازای شخصیتهای خلق شده در آثار آن نوسندکان بزرگ را عینا و بکرات  در حوادث و وقایع  آن روزها در فرانسه  پیدا کند . 

بر خلاف ظاهر انقلابی و پر سروصدای خود ، نماد سنت های  منجمد شده عربیشیعی  در بطن فرهنگ ایران امروز است که این خود  ترکیبی از سنتهای ارتجاعی ایرانشهری و فرهنگ تحمیلی اسلامی است . ” خامنه ای ”  جامه انقلاب را بر تن کرده است تا سنتهای ارتجاعی را با شمشیر ذوالفقار حفظ کند ! خب شما خواننده با هوش این سطور خواهید پرسید ، این سنتگرای ارتجاعی چرا جامه انقلاب بر تن کرده است ، قطعا  موضوع پیچیده ای است و آن اینکه  در دورانی که افکار و هیجانات انقلابی حاکم است ،  نه از سر اتفاق که از سر فطانت ، برای منحرف کردن انقلاب باید لباس انقلاب بر تن کرد ، مانند دزدی که که خود فریاد آی دزد سر میدهد . 

 بعنوان مثال  امروزه بخوبی بر ما روشن است که آخوندهای مشروطه طلب چه نقش مهمی در زنده نگهداشتن حضور موثر  روحانیت  شیعه ضد مدرنیته  در مجلس شورای بعد از نهضت مشروطه که نشانه اصلی نهضت مشروطیت بود داشتند . این حضور بعدا  به نهادی به نام شورای نگهبان ، تغییر نام و شکل دادکه این نهاد تا به امروز هم بعنوان شمشیر استبداد سنت بر گردن تحول طلبان است  

 خمینی در یکی از سخنرانی هایش گفت که اشتباه کرده است که از همان فردای بعد از بقدرت رسیدن ، دست به قتل و سرکوب مخالفان نزده است و باید  بر سر چهارراهها  چوبه های دار برپا میکرده است ، البته وی مطابق معمول مظلوم نمایی میکرد و  برعکس ادعایی که میکرد ، از همان روزهای نخستین بقدرت رسیدن  بساط کشتار و اعدام را براه  انداخت . ” خامنه ایرهبر  حکومت ملایان نیز در سال 1401 عبارتخدای دهه شصت ”  را به کار برد . سالی که خامنه ای با  احساس قدرقدرتی شروع  کرد  ، ابتدای سال 1401  با همه گیری سرود سلام فرمانده آغاز شد که حرکتی بود که خامنه ای بمنظور قدرت نمایی براه انداخت ، وی سعی کرد این سرود را به نمادجهانی پیروزی قدرت سیاسی شیعیان  تبدیل کند ، در 7 تیر 1401 وی در یکی از دیدارهایش بمناسبت  انفجار  مرکز حزب جمهوری اسلامی و کشته شدن سران بلند پایه نظام گفت : ” ما در سال ۶۰، در مقابل این همه حادثه و شدّت عمل توانستیم روی پای خودمان بِایستیم و دشمن را ناامید کنیم، امروز هم میتوانیم؛خدای سال ۶۰، همان خدای امسال است”.  

تنها دو ماه بعد از این قدرت نمایی ، حرکات معروف به زن ، زندگی ، آزادی .شروع شد که  بعد از کشته شدن زنده یاد “ژینا  امینی ”  بقول حزب اللهی ها بد حجاب ،معترضان  برهبری چند سلبریتی ، دو  زن هنرپیشه فیلمهای مستهجن ( گلشیفته فراهانی و نازنین بنیادی ) ،  یک کارمند صدای آمریکا ( مصی علینژاد )  و رسانه های تلویزیونی و رادیویی فارسی زبان صدای آمریکا ، ایران اینترنشنال که بودجه آن از سوی کشورهای خصم ج.ا.تامین میشود  و رادیو فردا  ، پر دامنه ترین اعتراضات را سبب شد ، معترضان  که نتوانستند با رهبری خارج از کشور ، ارتباط ارگانیک و زنده داشته باشند ، طی این حرکات توانستند تحقیر آمیز ترین برخورد ها را با بسیجی ها و اعضای نیروی انتظامی داشته و حتی در چند مورد آنان را لخت مادر زاد کرده و با وضعی بشدت توهین آمیز در خیابانها رها کردند ، رژیم به وحشیانه ترین شکل به سرکوب معترضین پرداخت . دختران کم سن و سال معترض به شنیعترین شکل مورد بدرفتاری ، لت و پار شدن و حتی تعرض جنسی و کشتار قرار گرفته و اجسادشان در خیابانها پیدا می شد ،  در آن ازیکسو سرکوب و دد منشی  خدای دهه 60 باز گشت اما در پی این حرکات  ، از دیگر سو ، زنان اقشار متوسط و مرفه   ، دیگر هرگز حجاب تحمیلی ، رژیم دد منش و ظالم اسلامی را رعایت نکردند . خدای دهه شصت ماهیت  خون آشام خود را نشان داد و زنان فعال در این جنبش که اساسا  متعلق به طبقه متوسط و مرفه بودند نیز ماهیت خود را نشان دادند ! . ماهیت زنان ایران متعلق به اقشار متوسط و مرفه فعال در ز.ز.آ با گرایش سیاسی سلطنت طلبی و آمریکا محوری را می توان در رفتار ” گلشیفته فراهانی ” ، ” مصی علینژاد ” ، ” نازنین بنیادی ” دید .زنانی که برای موفقیت در حوزه سیاست و بدست آوردن پول به هر  کار و فعالیتی   دست میزنند . رهبر زنان  و دختران فعال در ز.ز.آ ،  فعالان اجتماعی فوق الذکر و  البته سلطنت طلبان برهبری رضا پهلوی بودند ، حزب جدایی طلب “کو مله ” و ” حامد اسماعیلیون ” نیز از رهبران ز.ز.آ بودند . 

 البته زنان ایران مورد اشاره در این نوشته زنان متعلق به اقشارمتوسط و مرفه ، زنان دانشجو ی متعلق به این اقشار  و زنهایی هستند  که مسئله حجاب  اجباری را  نه تنها توهین بخود که نقض آزادی های مدنی خود دانسته و حاضر هستند اعتراض به حجاب اجباری را  به موضوع شعار اصلی مبارازت سیاسی – اجتماعی خود برعلیه رژیم تبدیل کنند . این دسته زنان به موضوعات اجتماعی دیگر یعنی فقر ، گرسنگی و فحشا کاری ندارند ، آیا دیده اید که تا کنون مثلا فردی مانند ” مصی علینزاد ”  فقر و گرسنگی مردم را به شعار اصلی خود تبدیل کند ؟ و یا مثلا فردی مانند ” گلشیفته ” چه نسبتی با زنان کشاورز و روستایی دارد که با حداقل در آمد زندگی می کنند . ” گلشیفته فراهانی ” در هنگامه آواز خوانی اش  می گفت : زندانیان در ایران آواز می خوانند و بسیار شاد هستند !! 

 بعنوان مثل  آنچه که سیر فعالیت حرفه ایگلشیفته فراهانی ” بمخاطب نشان میدهد  و زندگی حرفه ای وی هم در فرانسه این موضع را اثبات کرد اینستکه وی می خواسته فیلمهای لختی و صحنه های تجاوز بعنف باز ی کند و در ایران  این کار ممنوع بوده است و ایشان از ایران ، مهاجرت کرده و صنعت سینمای پورنوگرافیک فرانسه تن و بدن وی را لخت کرده و درمعرض دید همگان قرار داده و در عوض به وی پناهندگی و اقامت و اعتبار داده است . یعنی تضاد این سنخ از آدمها با ج.ا. تضاد سیاسی نیست اما اینان می خواهند موضوع راسیاسی کرده تا بتوانند از نیروی مردم و مخالفتشان با ج.ا. برای حل مسائل شخصی خود سوء استفاده کنند . 

 ، زنان متعلق به اقشار  سنتی ، روستاییان ، حاشیه نشینان شهری چنان در گیر مسائل معیشتی خود هستند که موضوع حجاب و  آرایش برایشان از درجه اول اهمیت برخوردار نیست و بخاطر این موضوع حاضر به ایجاد درگیری با حاکمیت نیستند . 

 آن  قشر از زنان  که بشدت تحت تاثیر ماهواره ها ، فیلمها و سریالهایی که قبلا از رسانه من و تو و یا از رسانه های کشور ترکیه پخش میشوند بخشا از نظر تبار اجتماعی  به طبقه متوسط زمان شاه و از نظر سیاسی به رژیم سابق گرایش دارند ، بسیاری از خانواده های اصلاح طلبان حکومتی نیز را می توان در این دست بندی جای داد که معمولا گرایشات خود را مخفی می کنند . رهبری فکری اینان با ” مصی علینژاد ” است ، ” گلشیفته فراهانی ” الگوی آنان و مثلا ” نازنین بنیادی ” را زنی آزاد و رها شده از قیود سنتی میدانند . بر این مبنا خانم شهناز تهرانی هم خود را یک مبارز سیاسی و  ” تابو شکن ” می نامد . اگر گلشیفته و نازنین را از رهبران جنبش ز.ز. آ بدانیم ، خانم شهناز تهرانی با آن سابق در خشان از پدر خوانده های جنبش زز.آ است . 

آرایش های غلیظ و زننده و لباس و پوشش دختران ” مصی ” و یا رهروان ” گلشیفته ”   معمولا از آن نوع است که اگر در اروپا و یا حتی روسیه ، از آن پوشش استفاده کنند  به چشم بدی به آنها نگاه می کنند . مثلا یک خانم پرستار  اهل کرج که بعد از ز.ز.آ به بلژیک آمده بود در همان روزهای اول سکونت  خود در یکی از شهرهای کوچک کشور بلژیک ، شکایت میکرد  که وقتی بخیایان میرود  نگاه کنجکاو و غیر معمول  مردم به وی ، برایش آزار دهنده است و دلیل آنرا می پرسید ، به وی گفته شد  که  در اروپا نوع آرایش غلیط  ، رژ لب قرمز آتشین ، گونه های آکنده از پودر گونه و لباسهای بدن نما  که وی استفاده می کند ، برای زنان جز در مواقع مهمانی های شبانه معمول نیست و وی که با چنین آرایشی در ایستگاه اتوبوس منتظر اتوبوس می ماند  باعث نگاه پرسشگرانه مردم  به وی شده است ،  بسیاری از این تیپ زنان که  به خارج می آیند و رفتارشان همراه با نوعی خود نمایشگری شدید است یعنی  این بخش از زنان  ایرانی متعلق به طبقه متوسط در دورانی مانند 200 سال پیش اروپا سیر می کنند و واقعا عقب مانده هستند !  هنوز آزادی را در آزادی روابط جنسی میدانند و به خود نمایشگری آزار دهنده ای دچار هستند . این خود نمایشگری ،  را در نظرات سیاسی پر هیاهوی سیاسی ، نژادی  و پوشش می توان دید ، مثلا نوع پوشش و موضع گیریهای سیاسی  خانم ” دریا صفایی ” نماینده ایرانی الاصل پارلمان بلژیک ، درحمایت از حزبی که در داشتن   نظرات افراطی در مخالفت با مسلمانان  و مهاجران  معروف است  ، ” و پوشیدن لباسهای غیر معمول و آرایشهای تند غیر معمول  از سوی خانم “صفایی ” برای یک خانم سیاستمدار  غیر عادی و  قابل توجه است . 

 فراموش نکنیم اگر چنین رفتارهایی را بیمار گونه بدانیم ، قبل از هر علتی حکومت ج.ا. مقصر آن است که اولا با ایجاد زور و فشار این بخش از زنان ایرانی را از اولیه ترین حقوق خود محروم کرده است و اینان نیز  در داخل کشور  با دادن خود بدست تیغ جراحی  سعی در نشان دادن خود و گدایی توجه دارند و در خارج از کشور به رفتارهای   بیمار گونه افراطی ضد سنت های اجتماعی و سیاسی  دست میزنند . مثلا اصرار فردی مانند ” مصی علینژاد ” برای اعلام اینکه وی قبل از ازدواج یک حاملگی خارج از عرف داشته و یا اینکه در خیابان های نیویورک با آهنگ یک دسته موزیسین دوره گرد رقص شتری کند و یا رفتار افراطی وی برای همکاری با آمریکایی ها و اعلام اینکه من از خارجی ها پول گرفته ام و بازهم خواهم گرفت نوعی مطرح کردن بیمار گونه خود است و دیگر هیچ و از یاد نبریم که بسیاری از زنان و دختران و فعالان ز.ز.آ . مستقیما تحت تاثیر ” مصی علینژاد ” هستند .  

گلشیفته  فراهانیروی دیگر  این برخورد بیمارگونه  و آزار دهنده است . وی اگر اساسا در سیاست دخالت نمی کرد ، نوع زندگی و انتخابهای وی در زندگی هنریشغلی اش بخود وی مربوط بود ، اما از انجاییکه وی در سیاست دخالت فعال دارد ؛ رفتار وی بشدت  بر نگرش مردم ایران نسبت به زنان فعال بر علیه  نظام تاثیر داشته و موجب سر افکندگی  مخالفان نظام است . حتی در اروپا هم ، فقط هنر پیشه های خاص تن فروش حاضر به ایفای نقش هایی مانند  بازی کردن در صحنه تجاوز بعنف و یا قبول انتشار تصاویر کاملا برهنه خود مانند : گلشیفته فراهانی ”  میشوند و وی با قبول چنین نقش هایی ، بنوعی از سالها سرکوب تحت حجاب اجباری عقده گشایی  کرد  ، یا  مثلا رقصیدن در خیابان  به مانند آنچهمصی علینژادمی کند  حتی در اروپاهم مختص بزنانی است که بشدت به بیماری خود نمایش دادن برای جلب توجه دچار هستند  و از یاد نبریم کارهایی را که  در اروپا و حتی روسیه زنان وامانده اجتماعی و یا ولگردان خیایانی انجام میدهند ، در ایران از سوی زنانی انجام میشود که ادعای  فعالیت و رهبری مبارزات سیاسی را دارند !   

نگاهی به شبکه های اجتماعی مثلا اینستا گرم زنان و مردان ایرانی  ، این افراط را بخوبی نمایش میدهد ، در یک صفحه اینستا گرمی ، یک خانم ایرانی دختر خرد سال خود را بنحو بسیار تند و زننده آرایش کرده و وی را در سالن  نشیمن محلی که شوهرش (پدر دختر بچه )  در حال دوش گرفتن است برده و به وی میگوید وقتی مرد از دوش خارج میشود با پرتاب خود به آغوش پدر  او را سورپریز کند ، دختر بچه که مانند زنان ….. آرایش تند و غلیظ شده است ،وقتی که پدر با پوشش یک حوله  و نیمه عریان از دوش خارج میشود خود را به آغوش وی پرتاب کرده و پدر هم دقیقا بمانند مردی که با معشوقه خود روبرو شده است لبهای وی را بمدت چند دقیقه بشدت میبوسد و در اینجا زن وارد صحنه شده و می گوید چه پر هیچان است وقتی دختر کوچکش ، بوسیدن عاشقانه پدرش و یک مرد  را تجربه کرده است . شکی نیست که این صحنه بارها  تمرین شده و بعد به مرحله ضبط و پخش رسیده و فی البداهه نبوده است . پخش این صحنه همراه با آهنگ یکی از خواننده های لوس آنجلسی  ، بیانگر نوعی برخورد افراطی و مهوع  ایرانیانی است که خود را مدرن  و متجدد  دانسته  اما در حقیقت بیمار ، خود شیفته و بشدت نیاز به مورد توجه قرار گرفتن دارند ! نوعی تازه بدوران رسیدگی در چنین برخوردهایی ، در برخوردهای ” مصی علینژاد ” ،  گلشیفته فراهانی ”  و  افرادی از این دست که  متاسفانه خود را مبارز و سیاسی هم میدانند  موجب وهن ایرانیانی است که برای مبارزه با ج.ا. عمرشان  سالها در زندانها  نابود شده است و زندگی اشان به نابودی کشیده است . یا مثلا  فرد  منحرف اخلاقی مانند ” محمد خردادیان ” در ویدیویی با اشاره به ” باسن ” خود  می گوید  ” اگر این را نداشتم از گرسنگی میمردم ” و جمعیت هم با هر و کر و خنده با وی همراه میشوند . از یاد نبرید که ” محمد خردادیان ” کسی است  که با خالکوبی عکس ” کوروش کبیر ” بر روی سر خود و نشان دادن  آن به “فرح پهلوی ”  خود را یک مبارز سیاسی ،  سلطنت طلب دانسته و مورد تقدیر ” فرح پهلوی ” هم قرار میگیرد .! 

  . رهبری و حضور فعال همین تیپ افراد در جنبش ز.ز. آ  بود که این جنبش را در داخل به دست و هدایت مردمی فحاش ، بی شخصیت ، کسانی که با تجاوز جنسی با دستگیر شدگان بسیجی برخورد کردند داده و آبرویی برای اپوزیسیون واقعی نگذاشت ، و دقیقا بعد از این جنبش بود که حمایت بین المللی از ج.ا. در داخل و خارج به اوج خود رسید . 

البته این قشر و افراد مورد حمایت ج.ا. و کشورهای خارجی فعال در امور ایران هستند :  ج.ا. این افراد و برخوردهایشان را  تبلیغ می کند تا اثبات کند که اپوزیسیون رژیم ؛ مردمی بی آبرو ، بی فرهنگ  و بی تربیت هستند . کشور های خارجی  فعال در امور ایران مانند آمریکا هم ازاین تیپ آدمهای بی هویت و شخصیت حمایت می کنند تا بتوانند سیاستهای خود را به آنها دیکته و منافع خود را توسط آنها در برخورد با رژیم  اعمال کنند . 

خدای دهه شصت آنطور که ” علی خامنه ای ” می گفت نتوانست لچک اجباری را بر سر زنانی که    آنرا نمی خواهند نگهدارد ، سهل است که امروز در جابجای ایران زنان و دختران ، همان زنانی که الگوهای رفتاری اشان را از ” گلشیفته و نازنین و مصی ” و این دسته افراد بدون هویت سیاسی و آکنده از بیماری هاو عقده های شخصی  و اجتماعی میگیرند ، بدون لچک اجباری بریش خامنه ای و خدای دهه شصت می خندند ، خامنه ای با همه چماقدارانش  ، با  خیل بازجوهایش  و سپاه و وزارت اطلاعاتش از این دسته از زنان  نه چندان موجه شکست خورد و بروی مبارک هم نمی آورد . خامنه ای از مصی از گلشیفته و نازنین بنیادی شکست خورد ، خدای دهه شصت از ” مادام بواری ” بدبخت شکست خورد . بر پیروزی ” مادم بواری ”  گریه کنیم  یا بر شکست ” آیت الله ” بخندیم؟ . 

Tagged as: , , , , , , , , , , , , , , ,

Leave a Reply

Start here