سال نو بر همگان مبارک باد به امید سال پر از پیروزی و امید برای ایران و ایرانی

خامنه‌ای درپی ایفای نقش همزمان گورباچف، یلتسین و پوتین در ایران اما اسیر دست بازیهای نتانیاهو

حمله اسرائیل به تأسیسات نظامی و امنیتی ایران در ۲۳ خرداد ۱۴۰۴، نقطه عطفی در تاریخ جمهوری اسلامی بود؛ نه صرفاً به‌خاطر شدت آن، بلکه به‌دلیل تأثیری که در برهم‌زدن بازی پیچیده‌ای داشت که رهبر جمهوری اسلامی در واپسین سال‌های عمر سیاسی‌اش طراحی کرده بود

خامنه‌ای، در تلاش برای حفظ نظام، در حال ایفای هم‌زمان سه نقش تاریخی بود: گورباچف‌وار پذیرش بحران و اجرای اطلاحات کنترل شده ، یلتسین‌وار مدیریت انتقال، و پوتین‌وار تثبیت اقتدار از بالا اما شرایط اکنون به گونه‌ای است که هیچ‌کدام از این نقش‌ها نمی‌تواند بدون فاکتوری تعیین‌کننده به‌نام **نیروی سوم جامعه ایران به نتیجه برسد. البته از فاکتوری اعیین کننده دیگری بنام حمله خارجی که می تواند بر هم زننده بازی همه نیروهای داخلی از خامنه ای گرفته تا نیروی مستقل مردم نباید غافل بود

در سال‌های گذشته، خامنه‌ای متوجه شد که نظام بدون انعطاف نمی‌تواند از موج‌های سهمگین عبور کند. شکست پروژه‌های منطقه‌ای در سوریه، عراق، و لبنان، بی‌اعتباری نهادهای امنیتی در برابر عملیات‌های اطلاعاتی اسرائیل، و خیزش اجتماعی ۱۴۰۱ باعث شد پروژه اقتدار مطلق جای خود را به کنترل بحران از طریق عقب‌نشینی‌های موقت بدهد**.

او ابتدا با حذف شدن  رئیسی، ناخواسته یکی از ستون‌های دولت یکدست را از دست داد و سپس در انتخابات ۱۴۰۳،  با دست نزدن به مهندسی انتخابات مانند سالهای پیش اجازه داد چهره‌ای میانه‌رو مانند پزشکیان بر مسند بنشیند ــ عملی که  نه از سر اعتقاد به اصلاحات،

بود  بلکه برای خرید زمان و فریب اقشار متوسط و اصلاح طلبان  مردم اما بسرعت دست خامنه ای را خواندند ، پزشکیان نه اصلاح طلبی معتقد که بوروکراتی نوگر صفت و مردد میان افکار بنیادگرایانه و اصلاح طلبانه و نهایتا عروسک خامنه ای بود . هواداران رزیم و اقشار متوسط و بخش خاکستری مردم ، بناچار با این بازی همراه شدند .

اما حمله اسرائیل، در ظاهر نه‌چندان گسترده اما از نظر روانی و راهبردی عمیق، توازن درونی نظام را بر هم زد. نتانیاهو، با درک این واقعیت که خامنه‌ای می‌خواهد با عقب‌نشینی‌های کنترل‌شده و جلب رضایت طبقه متوسط و غرب، از فروپاشی جلوگیری کند، ضربه‌ای زد که طرح مهندسی‌شده‌ی جمهوری اسلامی برای «اصلاحات از بالا» را مختل کرد

نتانیاهو، عملاً مانع از آن شد که رژیم ایران بتواند از مذاکرات محرمانه با آمریکا (چه بایدن، چه ترامپ)بهره‌برداری سیاسی کند. او نه‌تنها روی سلطنت‌طلبان برهبری رضا پهلوی شرط بسته، بلکه بر فروپاشی از طریق برهم زدن تعادل درونی نظام حساب باز کرده است.

مسئله اصلی اما جای دیگری در حال شکل‌گیری است. در میانه‌ی این توازن شکننده، نه اصلاح‌طلبان کلاسیک و نه سلطنت‌طلبان تبعیدی، قادر به اعمال هژمونی بر افکار عمومی نیستند. نیرویی سوم، آرام و بدون پرچم مشخص، در حال سازمان‌یابی است؛ نیرویی که خاستگاه آن نه در ساختار قدرت است و نه آرزوی بازگشت به روزهای سلطنت طلبانه پیش از انقلاب.

این نیروی سوم کیست؟

* نسل جدید شهری و نیمه‌مدرن که دیگر اعتماد به هیچ نهاد سنتی ندارد.

* زنان و جوانانی که در اعتراضات ۱۴۰۱ تجربه‌ی میدانی کسب کرده‌اند.

* معلمان، کارگران، و حاشیه‌نشینانی که نه به دنبال اصلاح‌اند و نه بازگشت سلطنت.

* اقلیت‌های قومی و مذهبی که به‌شدت از مرکزگرایی ناراضی‌اند هر چند که همراهی این بخش بشدت ناراضی ، گرایشات پر حاشیه خودمختاری و یا حتی ایران فدرال را بدنبال خود می آورد

این نیرو، هنوز فاقد رهبری رسمی است، اما هژمونی فرهنگی و روانی را در فضاهای مجازی، خیابانی، و ذهن طبقه متوسط به‌دست گرفته است. در برابر چنین نیرویی، هیچ پروژه‌ی متمرکزی بدون مشارکت یا رضایت عمومی شانس بقا ندارد.

آیا وقوع یک ” بهار عربی ” دیگر خامنه ای را نجات خواهد داد ؟

خامنه ای در عین حال امید دیرپایی که به درازای عمر انقلاب اسلامی است  به آغاز انقلابی با هویت اسلامی و غرب ستیز در کشورهای خاورمیانه تا شمال آفریقا برای نجات انقلاب خود دارد ، هرچند که اخوان المسلمین که دشمن انقلاب اسلامی است برای مصادره چنین حرکتی ، در کمین است. البته اما فقط یک انتفاضه درسرزمینهای فلسطینی و اسرائیل که بسیار غیر محتمل می نماید خامنه ای را نجات خواهد داد

سناریوی فروپاشی شتاب‌زده

* ادامه حملات، تشدید تحریم‌ها و اختلال در ساختار امنیتی، باعث فروپاشی قدرت مرکزی می‌شود.

* خطر جنگ داخلی، مداخله خارجی و بی‌ثباتی سرزمینی در پی خواهد داشت.

* نیروی سوم اگر فاقد سازمان‌دهی باشد، ممکن است در حاشیه بماند.

 سناریوی بازسازی مشروعیت از بالا

* خامنه‌ای از روی اجبار، مسیر را برای انتخابات آزادتر، بازگشت خاتمی‌گونه‌ای، یا رفراندوم محدود باز می‌کند.

* نیروی سوم در این حالت ممکن است مشروط به آزادی‌های واقعی.در فرآیند گذار مشارکت کند،

3سناریوی انتقال قدرت با مداخله خارجی

   * در این حالت، نیروهای برون‌مرزی (اسرائیل، آمریکا، اپوزیسیون تبعیدی) با سقوط از بالا، نوعی نظام جایگزین را تحمیل می‌کنند.

   * این سناریو بیش‌ترین خطر بی‌ثباتی، جنگ داخلی و  انحصارطلبی جدید و حذف نیروهای مستقل داخلی را دارد.

خامنه‌ای شاید آرزو داشت ترکیبی از گورباچف، یلتسین و پوتین باشد؛ اما جامعه ایران به او چنین فرصتی نخواهد داد، مگر آن‌که دست به بزرگ‌ترین ریسک سیاسی عمرش بزند: واگذاری داوطلبانه بخشی از قدرت به مردم.

اگر او این مسیر را نرود، تاریخ نه او را چون گورباچف اصلاح‌گر، بلکه چون یلتسین مستاصل یا حتی چون صدام منزوی و سرنگون‌شده به یاد خواهد آورد.

در این لحظات تاریخی، نیروی سوم ایران ــ جامعه مدنی مستقل، زنان، جوانان و بدنه‌ی خاموش اما بیدار جامعه ــ تعیین‌کننده‌ترین بازیگر آینده است. آینده ایران نه در پادگان‌ها و نه در کاخ‌های تبعید، بلکه در خیابان‌ها و ذهن‌های مردم ساخته خواهد شد.

Tagged as: , , , , , , , , ,

Leave a Reply

Start here