سال نو بر همگان مبارک باد به امید سال پر از پیروزی و امید برای ایران و ایرانی

«ترانه»‌ای که خواب «خامنه‌ای» و«خدای دههٔ شصت» راآشفته کرده است

آوازه‌خوان گذشت، ولیکن «ترانه»‌اش

گل می‌پراکند هنوز به دامان کوهسار

ترانه علیدوستی در دو دههٔ گذشته از یک بازیگر موفق سینمای ایران به چهره‌ای سیاسی–فرهنگی بدل شده است. مستند پخش‌شده از بی‌بی‌سی فارسی در دسامبر ۲۰۲۵ دربارهٔ او، نه صرفاً روایت زندگی هنری، بلکه کنشی رسانه‌ای در متن منازعهٔ فرهنگی–سیاسی ایران است.[۱]

علیدوستی با همکاری‌های شاخص و حضور در فستیوال‌های بین‌المللی، سرمایهٔ نمادین قابل‌توجهی اندوخته است.[2] با این حال، این سرمایه به‌خودی‌خود او را به مرجع فکری یا سیاسی بدل نمی‌کند؛ هرچند در فضای اجتماعی پرتلاطم امروز ایران، هر گفتار، فیلم، نوشته و اثری که به هر شکلی به آزادی‌های اجتماعی بخشی از مردم ایران بپردازد، به‌سرعت به حرکتی سیاسی تعبیر می‌شود و همهٔ سنت‌گرایان ــ از بیت خامنه‌ای و پروژه‌بگیرهایش تا رضا پهلوی و رسانه‌ها و شخصیت‌های هم‌پیمانش ــ علیه آن موضعی خصمانه می‌گیرند.

این موضع‌گیری‌ها از ماهیت انحصارطلبانه (توتالیتر) سنت‌گرایی در ایران مایه می‌گیرد. سنت‌گرایی در ایران انحصارطلب، خودمحورپندار و سرکوبگر است. شباهت موضع‌گیری‌های طرفداران «آقای داخلی – خامنه‌ای» و «آقای خارجی – رضا پهلوی» در ارتباط با زنان فعال در امور سیاسی، اجتماعی و هنری، دقیقاً ناظر به ماهیت بنیادگرایانهٔ این جریان‌هاست.

هرچند این مستند بیشتر یک پرترهٔ همدلانه است تا مستندی تحقیقی، اما به‌خوبی توانسته است نشان دهد که در ایران امروز هر حرکت ــ حتی در طلب آزادی‌های اولیهٔ لیبرالی ــ به‌سرعت شکل چالشی سیاسی به خود می‌گیرد

در این مستند، پرسش‌های چالش‌برانگیز غایب‌اند و روایت فردی به‌عنوان حقیقت مسلط عرضه می‌شود؛ اما از این واقعیت گریزی نیست که زنان ایران ــ که در اینجا منظور «ترانه» است ــ به نسبت امکانات و آزادی‌های محدود خود، بسیار بیش از مردان زمانهٔ خویش توانسته‌اند در مبارزه با ارتجاع غالب، یعنی خامنه‌ای، قهرمانی نشان دهند. مستند بی‌بی‌سی فارسی به‌خوبی توانسته است نمودی از این قهرمانی‌ها را در زندگی و فعالیت‌های سیاسی–اجتماعی «ترانه» نشان دهد.

بخش مهمی از رسانه‌های فارسی‌زبان خارج از ایران، این مستند را به‌مثابه نماد مقاومت فردی ستوده‌اند؛ خوانشی که به اسطوره‌ سازی و تعمیم نابه‌جای تجربهٔ فردی می‌انجامد..[3]

البته باید از غالب شدن چنین خوانشی هراس داشت. خانم علیدوستی نیز مانند هر انسان دیگری نقاط قوت و ضعف خود را دارد: او مادری است که باید از فرزند خود مراقبت کند، همسری است، و مهم‌تر از همه زنی است که در ایرانِ تحت حاکمیت بنیادگرایان با دهها و صدها محدودیت روبه‌روست؛ و افزون بر همهٔ این‌ها، بیماری دردناکی که همچون اختاپوسی بر سلامت او چنگ انداخته است.

در سوی مقابل، رسانه‌های اصولگرا و پروژه‌بگیرهای خارجیِ هم‌سو با آنان ــ مانند برنامهٔ «جدال» به مدیریت علیزاده ــ با خشم تمام، به‌جای تحلیل محتوای مستند، آن را پروژه‌ای سیاسی معرفی کردند و به برچسب‌زنی امنیتی متوسل شدند.[4]

واقعیت این است که خامنه‌ای و آن خدای دههٔ شصت او ــ خدای اعدام، کشتار و شکنجه ــ علیرغم به‌کار بردن بالاترین حد خشونت در برخورد با معترضان در دهه‌های اخیر، به‌ویژه در اعتراضات موسوم به «زن، زندگی، آزادی»، از زنان معترض ایران سیلی سخت خورده و ناچار به عقب‌نشینی شده‌اند.  ریزش ایدئولوژی زن ستیزانه خود را در بر باد رفتن حجاب اجباری می بینند و خون دل میخورند و دم نمیزنند . مستند «ترانه» روایتگر یکی از این صدها هزار قهرمانی است که به چهرهٔ بنیادگرای خامنه‌ای و اصولگرایان در حوزهٔ سینما و البته زندگی ، سیلی سخت زدند.

این «ترانه»، ترانهٔ مقاومت است؛ ترانه‌ای که اکنون در جای‌جای وطن، در خیابان‌ها و کوچه‌ها جاری است، شور می‌افکند و جنبش ایجاد می‌کند. این زنان قهرمان ایران‌اند که  بخشی از فرایند رنسانس و نوزایی ایرانی را مجری میشوند.

 اگر روزی «طاهره قره‌العین» نقاب از چهره برداشت، امروز ده‌ها و صدها «ترانه» آن مبارزه را ادامه می‌دهند. ترانه علیدوستی شرحه‌ای است، ترانه‌ای و فریادی است  به نمایندگی از مبارزات حق‌طلبانهٔ زنان ایران؛ و به‌درستی گفته‌اند:

شایسته است تلاش‌های زنان برای مبارزه با ظلم و گفتمان مردسالارانهٔ حاکم بر جمهوری اسلامی، خود را با مبارزات همگانی مردم ایران علیه بنیادگرایی حاکم پیوند داده شوند.

حرکات اعتراضی موسوم به «زن، زندگی، آزادی» هرچند در ابتدا عناصری از نوع «مادام بوواری» ــ که آزادی را صرفاً در آزادی‌های جنسی یا برجسته‌سازی زن به‌عنوان «لعبت» می‌دیدند ــ یا زن را در قالب «فعال رسانه‌ای پروژه‌بگیر خارجی» بازنمایی می‌کردند (چنان‌که در عاملیت افرادی چون گلشیفته فراهانی، نازنین بنیادی و مسیح علینژاد دیده می‌شد)، اما اکنون در حال بازیابی خود در کنش‌های زنانی چون نرگس محمدی، نسرین ستوده، ترانه علیدوستی و سپیده قلیان است.

و جالب آن‌که دو گرایش بنیادگرایانهٔ غالب و مغلوب ــ سلطنت و فقاهت ــ هر دو، هم‌زمان و هم‌سو، در برابر این زنان آزاده و پرتلاش ایستاده‌اند.

میتوان و باید  به داشتن زنانی قهرمان، زنانی که در جای‌جای ایرانِ پرافتخار استبداد حاکم را به چالش کشیده و عواقب دردناک و گاه مرگبار آن را نیز به جان خریده‌اند، افتخارکرد.

پاورقی‌ها و ارجاعات رسانه‌ای

1-BBC Persian، Taraneh Alidoosti: Actress and Protest، پخش‌شده در 24 دسامبر 2025    –

2- – Pierre Bourdieu, “The Forms of Capital,” 1986 در  مفهوم سرمایهٔ نمادین.

ترانه علیدوستی:

  • بازیگری بین‌المللی است
  • با برندهایی مثل اصغر فرهادی پیوند دارد
  • در رسانه‌های جهانی به رسمیت شناخته شده
  • برایش «هزینهٔ دیده‌شدن» کمتر از شهروند عادی است

و این آن سرمایه نمادینی است که وی از آن برخوردار است ، ” ترانه” این سرمایه را بی حاشیه سازی و با دست و دلبازی در اختیار جنبش زنان ایران قرار داده است

3- Radio Farda، گزارش واکنش‌ها به مستند ترانه علیدوستی، 26 دسامبر 20253-

KhabarOnline، «واکنش روزنامه‌های اصولگرا به مستند ترانه علیدوستی»، 27 دسامبر

2025-4

Tagged as: , , , , , , , , , ,

Leave a Reply

Start here